مختصری از مشترکات ما

از چندی به این طرف یادداشت های متداول در باره ممد واقع شدن سیستم سرمایه در دو جهت بیان میگرددیکی از این تلقیات چنین است که گویا سیستم سرمایه بدون حضور نیروهای مترقی در پهلوی بسی مسایل دیگربه اهداف ما ممد واقع شده است تا انجا که مشوره دهی را به انان همرا دارد ودر تلقیات دیگر چنین خوانده میشود که غرب دگر به حقانیت نیروهای چپ پی برده است نویسنده پژوهشگر این مساله علمی نیست که فرامینی را از یاد حفظ نموده باشم اما برای تداخل به انچه مورد نظر است به تبادل تجربه میپردازم

در روند معمول زندگی ساخته ها وبافته های جریان زندگی روزمره ما را بدوران انداخته اند که به ماهیت ان کمتر توجه داریم اما اگر دقت نماییم بسیار چیز ها ی است که هر شبانه روز در حالیکه به نفع ما نیست وحتی از نظر فکر وروان به ان موافقت نداریم داوطبانه به دستان ما انجام میشوند

در این یادداشت ازمایش خود باوری را ساده وبسیط از تجربیات روزمره ردیف مینمایم هدف ان نیست که این بحث میتواند تعریف مکمل وجامع ای از روند زندگی در سیستم سرمایه ارایه نماید مقصد ان است تا این مساله را برای کاوشکاری هر فرد جدا گانه پیشکش نمایم که در مسیر زندگی انان در جامعه سرمایه چه واقع میشود

جریان زندگی را از صبح روز دنبال مینماییم صبح روز هر یک نظر به امکان بخاطر کاری های اشتغالی روز ، به سراغ اماده گی های میروند مثلا در جوامع که سیر زندگی پلان شده است تلویزیون به حیث یک وسیله معمول برای دست یابی رویداد های گذشته و پیش بینی های اینده مرجحت دارد تا واقعات شب را وپیش امد های روز را از روی این ماخذ بسنجند وتعین کنند در اینجا به مصداق از گپ گپ میخیزد نا گزیر باید بگویم دسترسی به یک سلسله امکانات متظاهر زندگی جامعه سرمایه را بی بدیل معرفی میکند

گفته میشود سطح زندگی در جوامع سر مایه بالا بوده دست رسی انسان را به وسایل ذوقی وشوقی تضمین میکند مثلا داشتن وسیله نقلیه خرید، فروش،و کرایه سر پناه های مسکونی ،رسیدن به شبکه های تفریحی تلویزیونی وسایر پرده های تصویری، دست رسی به شبکه های خبری دست رسی به وسایل ارتباط ،دست رسی به سفر وتفریح وتفرج و یک چند امکان فریبنده و عایداتی دیگر مالکان سرمایه که با حفظ ضرورت ان در چنین جوامع، باید بدانیم که برای تنظیم امور زندگی اهمیت ان چطور است .استفاده این وسیله های باز دارنده تفکر و ذهنیت جامعه نسبت به پهلوی دگر زندگی که عبارت از رفاه واقعی است اساسا برای پول سازی زمینه عرضه دریافت نموده میباشند که در نهایت قرار دادن خود انسان به حیث وسیله مصرفی محتوای زندگی کردن در جامعه سرمایه را میسازد با اینحال این وسایل پر هزینه از جمله ضروریات اولیه زندگی انسان جامعه سرمایه بشمار میاید وبرای دست رسی به این ضروریات اولیه بایدتا پایان نیرو وانرژی وعمر وحیات انسان این جامعه مورد بهره کشی قرار داشته باشد ما میدانیم که هر جامعه متمدن جامعه مرفع نمیتواند باشد جامعه مرفع ان است که دست رسی حتی به وسایل پر تجمل اگر ضروریات اولیه انسان بحساب ایند باید ساده باشد

در باره ضروریات اولیه ایکه توسط انسان بکار گرفته میشود میبینیم چگونه این وسایل بلاخره خود انسان را به حیث وسیله مصرفی بکار میبرد

یک تجربه زندگی را از لیلام بازار که وسیله رقابت را میسازد یادداشت میکنم

قبلا میدانییم که سیستم سرمایه به اساس مقوله های قبلا ارایه شده به یک تحول جدید رسیده است دیده میشود میتود های اضافه تولید تعریف جدید یافته است

مثلا در یکی از این میتود هاحجم نیروی کار است که جمع تعلیل کیفیت تولید شده و در شکل دیگر رقابت متاع جعل وتقلب را در بازار عرضه میکند

میراث تفکر سیستم سرمایه برای اخلاف ، استفاده از ضرورت ها ومجبوریت های مردم است که خود بخود انسان را به حیث وسیله مورد استفاده قرار میدهد

سالهای زیادی از ان دوران سپری شده که ساعت کار از شصت تا هشتاد ساعت در هفته به چهل و چهار ساعت به اثر تظاهرات حق خواهانه کارگران تنزیل نموده است اما این وضیعت در کشور های مختلف همین اکنون همچنان متفاوت است با انهم فورمول مزد ساعت کار از بهره کشی و استفاده نیروی کار انسانی جبر ذاتی وماهیتی و قانونی سیستم سرمایه است که تا وجود سیستم است تغیر ناپذیر است .

وقتی از ضرورت ونیاز میگوییم نیازمندان جامعه مدنظر است تراکم سود و مفاد در یک دست نیاز را مرفوع ساخته نمیتواند بلکه بهره برداری از نیروی کار انسان است مالک سرمایه به اساس خواست وضرورت بازار، است که مزد کار بعد از وقت کاررا که در حقیقت تزیید اضافه تولید از کار دوچند است یک ونیم چند پرداخت میکند.

در جهان امروز میبینیم که تمام نیرو های انسانی در سراسر جهان در حال حرکت بسوی زندگی بهتر در سفر اند این سیر وسفر تنها مربوط به کشور های عقب مانده نیست بلکه بر عکس بیشتر منوط ومربوط به کشور های پیشرفته دنیا است در حقیقت این جمیعت بیکاران جهان اند که در پی کار اند یکی از دلایل ان در کنار دها دلیل دیگر بی گمان حد اعظمی بی تناسبی حجم کار ومزد کار میباشد

هر شی دارای یک قابلیت فزیکی است در مورد انسانها هم توان فزیکی همه انسان ها برابر نیست بلاخره انسان به حیث ماشین تولید هم دارای یک ظرفیت است که در برابر حجم کار مقاومت دایمی ندارد کنار رفتن این داغمه های انسانی در جمع صدها عامل دگر به جمیعت بیکاران میافزاید انچه که از تفکر صدها سال پیش ماخذ دارد امروز بوقوع میپیوندد لذا سرازیر شدن جمیعت جدیدالورودان از کشور های مختلف در کشور ها ی مختلف از روی ضرورت جذب مزدکاران میباشد

استفاده از ضرورت در چنین جوامع مثل افتاب روشن است

وقتی قرص خود افتاب را نمیبینیم روشنی را حتی با بستن چشم هم نمیتوانیم پنهان کنیم لذا شاید بعضی جنبه های سو استفاده از ضروریات ما که در عمق قرار دارند در یک دید گذرا در روند زندگی توجه انسان جامعه سرمایه را بخود جلب نتواند ولی انچه در سطح نمایان است ما را متوجه به این سو استفاده از ضرویات میسازد مثلا

با توجه به لیلام یک سیت ماشین ریش در همین بازار چطور جذب میگردیم وقتی انرا خریداری نمودیم میبینیم که دسته ای ماشین ریش با یکدانه تیغ ریش تراشی در یک بسته جابجا شده است بعد ازانکه انرا بگشایید که این لیلام علتی دارد ومحلول ان اندیشه سو استفاده از ضرورت است وان اینکه تیغ های جاگذاسته شده با دنده ماشین تطابق ندارند این لیلام ، سرمایه گذاری خود را از قبل تنطیم نموده است که باز خرید جنس است در اینصورت یا دنده ماشین ریش تراشی یا تیغ ان دنده ریش تراشی باید دوباره خریداری شود این سو استفاده از ضرورت های جامعه در عرصه زندگی جامعه سرمایه یک امر قانونی است زیرا سرمایه داران دولتی در ان سهم مالیه دارند دست سرمایه داران دولتی در تمام ساحه زندگی مردم کنترول دارد از پول تادیه بیمه واسطه نقلیه شخصی(که طی یکسال معادل ارزش ان به کیسه مالک سرمایه میرود ) تا پول تادیه ایستگاه واسطه نقلیه شخصی هر فرد ،از پول استفاده تفریگاه تا توقف گاه وسایط نقلیه شفاخانه ها، از پول تادیه تماشاه اخبار و تلویزیون تا پول پرداخت کرایه منزل ،خلاصه سرمایه دولت و دولت سرمایه است ومردم برده های مدرن.

قبل از انکه به بازار برایم متاع بالای ما وما به بازار فروخته شده ایم

تصویریکه از وجود کشور های پیشرفته بنام کشور های پیشرفته پدید امده است احمقانه است که با نام پیشرفته پذیرفته نشوند اما یک چیز را منطقا نیز تحلیل نماییم که این دست اورد محصول کار کدام طبقه است وامتیاز این دست اورد به کدام طبقه داده شده است ایا همانند کشور های عقب نگهداشته شده که هنوز برای ایجاد یا تاسیس اتحادیه های صنفی مبارزه میکنند در کشور های پیشرفته ( در حالیکه در این کشور ها این اتحادیه ها وجود دارد) درست خواهد بود که در سر خط مبارزه حق خواهانه این خواست وجود داشته باشد

مطالبات وخواست ها در سطح نیازمندی ها مطرح میشوند

از وقتیکه حضورا دراین جوامع زندگی داریم بعضی از ظواهر برای تعدادی فریبنده شده است این فریبندگی در متاع مادی که تراکم سرمایه بوجود میاورد اساس قرار دارد اما در عرصه های دگر نیز بمنظور مدد وفراهم اوری سرمایه پلان شده است مثلا شیوه های متظاهر برخورد های اجتماعی را برای سیاست های اقتصادی با فریبنده گی استفاده مینمایند استفاده از دین ومذهب وقوم زبان موارد استفاده های دارد که در کشور های مختلف مشاهدات خودرا داریم

تعدای از این برخورد هاالهام گرفته اند که غرب دگر مطمین شده است بدون نیروهای چپ اوضاع واحوال در افغانستان بهبود نخواهد یافت ما بیشتر از ان میدانیم که چنین است ولی این که غرب در اینباره حقیقت پذیر شود هرگز باور شدنی نیست مخصوصا که ما را به نام نیروهایی مخالف حق بشمارند البته این شیوه فعالیت های سیاسی است که ما نیز باید یاد داشته باشیم

لذا مااز راه هاو شیوه های که مارا در رسیدن اهداف ما یاری میکند پشتیبانی مینمایم

واما این شیوه ها وراه ها را در امکانات سیستم سرمایه جسجتو کردن درست نیست ما خود باید امکان دریافت نماییم یکی از راهکار ها تبادل نظر رفیقانه و تفاهمات میان نیرو های خودی است که در این پروسه از هر جهت واز هر امکانیکه هر رفیق کاررااغاز نموده است وهر رفیقی که در این پروسه فعال است باید حمایت شود وقتی از تبادل نظر تفاهم حرف میزنیم واضح است که ما در پروسه ای همسویی مشکل داریم لذا حل ان از طریق همین گفتگو ها ممکن است ما همه وظیفه داریم اجازه ندهیم این شگاف ها عمیق شوند ما نیاز به حمایت متداوم داریم نویسنده در این باره نظریات رفیق گرامی جلیل پر شور را یک تلاش دراین راستا دریافتم و غور دقت رفقا را پیرامون ان مطالبه نمودم از نظر این یاداشت غور ودقت در باره طرح ها وسوالات مطرح در ان با تحلیل از اوضاع سیاسی در باره ای اهداف استراتیژ یک وشیوه های توصل به ان لازمه مبارزه ماست که نباید به ان انگشت انتقاد بگیرییم

قبل از انکه کاری گامی وقدمی در این راستا نگذاشته ایم چرا باید انرا ناکام قلمداد نماییم به اصطلاح پیش از مردن کفن پاره کردن یک کار مثبت نیست

اخیرا مقاله ای تحت عنوان هوا سرد ودل ها سرد ترشده اند از رفیق احمدشاه قادری را در تارنمای پندار خواندم توصل به شیوه های تقرب به مردم ناشی از ارمان گرایی است که دران نوشته باز تاب دارد در امکان مثل من شاید هزاران تن سر تایید شور داده باشند اما توقوع برده میشود رفقای مسوول این چرخ حرکت وعمل را بدوران اندازند در حالیکه رفقای مرکزی ن ف د ت ا با امکانات محدود شان همدردی های لازم را به ان مصیبت رسیده گان انجام داده اند در حالیکه این اطمینان نیز وجود دارد که بطور انفرادی این خیر خواهی صورت گرفته است اما لازم است ما نقش جمعی خود را نیز باید ادا نماییم لذاباید به این پیشنهاد غور صورت گیرد از اینرواین پیشنهاد را به رفقای مسوول سازمانهای خارج از کشور در اروپا وسایر قاره ها تکرار مینمایم تا پلان جمع اوری کمک را برای شهروندان عزیز و مستحق در افغانستان فعال سازند وهمچنان خدمت گرداننده گان محترم مستقل سایت های رفیق پیشنهاد مینمایم برای تعین ادرس ها زمینه و امکانات فراهم اورده تا همه با هم این وظایف مشترک را انجام دهیم.

اهداف مشترک وشریفانه ما پیروز باد

م ی هادی