روند زندگی برای مبارزان آموزگاربسیار خوب است
روند زندگی برای مبارزان آموزگاربسیار خوب است
این بحث را از مخرج مشترک همه تفکرات در بارهء انسان آغاز میکنیم. انسان ذی حیات صاحب عقل وشعور یک موجود اجتماعی است، که در گرو عقل وهوش به زندگی خود ادامه میدهد. در مقولهء گفته اند که انسان درعملکردهایش خود اختیاراست. چنین است. این خود اختیاری اوهم در بند عقل وهوش او قرار دارد. یعنی آنچه فکر میکند ویا می اندیشد انجام میدهد. هیچ موجود انسانی فراتر از اندیشه اش عملی را انجام داده نمیتواند.
اندیشیدن ناشی از تجربه واهتمام به عمل دیگر است. از همین سبب است تفکر انسانها در مراحل حیات متکامل میگردد .
هرگاه به این انکشاف وتکامل فکری وسیعترنظر انداخته شود ملاحظه میشود که مراحل تاریخی حیات انسان در تطابق با عقل هوشش تکوین شده است. لذا انسانها در نتیجهء تکامل وتحول فکری خودانسان و سیر وحرکت زمان در موقعیت حاضر قرار دارند .
البته که این سیر وحرکت ،تکامل وتحول فکری انسان آمیزهء علت ها وعواملی است که درمتن ومحتوای تفاوت های تنعم مادی حیات انسانی در جوامع مختلف اکنون مشاهده میگردد.
از آن میان ما، یعنی مردم افغانستان از قدیم نسل در نسل، نسبت به مردمان ملل وجوامعی پیشرفته از لحاظ تنعم مادی حیات در یک تفاوت بسیار فاحش قرار داریم. امروز وضعیت دلخراش مردم وحالت نا به سامان کشور در همه ابعاد حقیقت مستدل آن است. برای تعریف این وضعیت هرگاه تمام کلمات تاثر وتالم را، تمام واژ ه های درد ورنج راو تمام عبارات فریاد وزجه را هم اگرردیف نمائیم، با وجود آنهم برای بیان وسعت دوزخ سرنوشت مردم ما وکشور ما کم میاید. اما برای توجیه این یادداشت همینقدرباید گفته شود که در درازنای تاریخ ما یعنی مردم افغانستان قربانی استیلای ستم گران وظالمان از خود وبیگانه شده ایم. دین مذهب ملیت قوم قبیله زبان سمت وبسی مشخصه های معرفت و شناخت انسان بر ضد سعادت انسان سر زمین ما یعنی افغانستان بکار رفته است وهنوز این مشخصه ها در دست صلاح کاران داخلی وخارجی سرنوشت انسان زادگاه ماخصوصیت افزاری دارد.
همانگونه که شرح حال مردم ما را تاریخ گواه است. ما نیزامروز آنچه به مردم میگذرد شاهد آن استیم. از اینجاست که باید گوش به آواز زبان تاریخ به اوقات جاری دقت نمائیم.در اوضاع جاری از هر جا که سخن را شروع کنیم. بیان حال واحوال ما بسیار دلخراش است .لذا وقتی به ناهنجاری ها انگشت گذاشته میشود صلاح کار را نیز باید سنجید.
پس دراین بارهء سخن رااز سوالیه؟ انتخابات باید آغاز کرد . که آیا این انتخابات در موعد معین برگزار خواهد شد ویا خیر؟ این پرسش وابسته به آنست که صلاحیت کاران خارجی امور افغانستان میتوانند هردو وضعیت رابا اعمال نفوذ به مجاری قانون سازی، قانونمند بسازند. یعنی هم برای برگزاری آن بوقت معین وهم برای به تعویق انداختن آن با معاذیر حتی غیر قابل قبول تدبیرشانرا جامهء عمل بپوشانند.
از آنجائیکه میدانیم صلاحیت کاران خارجی امور افغانستان با در نظرد اشت منافع دراز مدت وکوتاه مدت خود تدابیر شانرا در منصهء اجرا میگذارند . پس روشن است که بگو مگو ها بالای تعین تاریخ معین شدهء انتخابات توسط قانون اساسی بطور ثانی جنجالی است میان صلاحیت کاران خارجی وداخلی سرنوشت کشور ومردم که با برگزیدن یک شخص سمبولیک هم آرزوی ،آرزومندان قدرت وهم منافع بیرونی ها ودرونیها ی وابسته به حلقات بیرون را تحقق خواهد بخشید.
در این ارتباط از مدتی رفت آمد های اشخاص و افراد وابسته به صلاحیت کاران خارجی امور افغانستان به خارج و ازحامیان شان به داخل جریان دارد. تعدد قابل شمارش اشخاص انفرادی در لست کاندیدان ریاست جمهوری ، در مفهوم یک پدیدهء غریب باز هم بی حساب است. صلاحیت کاران خارجی امور افغانستان میخواهند این ذهنیت رادر جامعه تلقین نمایند که هر کس را صلاحیت کاران خارجی امور افغانستان خواسته باشند به قدرت بیاورند فقط همان میشود. زیرا این تلقیات و تلقینات به معنی نفی مردم است که از طرف حلقات موظف به مثابهء جنگ روانی وامید کش پیش برده میشود.
باید گفته شود که در میان اشخاص انفردی شخصیت های وجود دارند که با انگشت گذاشتن روی مشکلات ، کمبودی ها ،ضعف ها ونواقص از گروه چپاولگران وستم کاران هویت مجزا دارند . اما به نسبت اینکه فجایع برای افراد عادی جامعه هم بسیار مشهود است این موقعیت یابی شخصیت شدن آنان آنچنان طبعی نیست که اطمینان بخش باشد . مخصوصأ که با اشخاص باد آورده شده از سوی غرب یکجا در عرصهء سیاست کشور حضور یافته اند .
از جهت دیگراین تلقینات( دست باز صلاحیت کاران خارجی امور کشور) توجه مردم رااز مجموعه های متعهد انحراف داده به طرف اشخاص انفرادی که با پراشوت سود جویان در کشور دیسانت شده اند معطوف میسازد. وبا این شیوه، صلاحیت کاران خارجی امور کشور با به تقلیل بردن نیروی تعین کنندهء مردم (از طریق کشتن امید در وجود مردم) ادامهء حاکمیت ستم کاران را مساعد میسازند.
این در حالی است که ما میدانیم جوامع پیشرفته صرف نظر از نوع نظام ها، همه محصول کار احزاب ویا مجموعه های سیاسی است .مگر در کشور ما صلاحیت کاران خارجی امورافغانستان لنگر را برای به قدرت رسانیدن اشخاص وافراد ویا گروه های مسلح خود ساختهء خودشان انداخته اند . آنان را به قدرت میرسانند. بعد برای آنان از شبکه های مختلف خود تیم کاری میسازند. درنتیجه میان آنان اختلاف منافع بوجود میاورند. ووضعیت را در این چنین نوسانات نگهمیدارند واز آن خود شان بهره میگیرند .
در نظر باید داشت که تعدد مجموعه های سیاسی با اهداف همگون نیز کار صلاحیت کاران خارجی امور افغانستان است. واین تدابیری است که متاسفانه بالای نیرو های مترقی چپ نیز اثر گذاشته است. اما با وجود آنهم تفکیکی میان این مجموعه ها وجود دارد. لذا گفته میتوانیم مجموعه های سیاسی در کشور ما دو نوع است. یکی مجموعه های متشکل متعهد ودیگر مجموعه های متشکل غیر متعهد اند.
مجموعه های متشکل غیر متعهد دارای کدام برنامه، پلان و دور نمائی نیستند. منافع مقطعی خود را در نظر دارند. بقای خود را در اندوخته های مادی برای خود از هر نوع امکانی که میسر باشد میدانند. این مثال ها در کشورما مشاهده است .
مجموعه های متشکل متعهد مجموعه های استند، که دارای اهداف دراز مدت برای مردم وکشور استند. برنامه های علمی کار دارند. نسبت به مردم وکشور متعهد میباشند. بقای خود را در کار به نفع مردم و کشور میبینند. این چنین تشکل در وجود نیرو های صادق ح د خ ا در کشورما آزمایش شده است. مردم افکار ، گفتار و کردار این نیرو ها نیز مشاهده کرده اند.
قدر مسلم اینکه دیروزاین نیرو ها حقیقت بود .بلی دیروز، این نیرو ها درمیان تضاد های حاد جهان دوقطبی در شرایط بس دشوار شدت جنگ سرد در میدان مبارزه به آزمایش گرفته شد. در مسیر مبارزه وکارتا راس قدرت در کشوری که حاکمان در گرو خارج اصلأ زیر بنائی هم در مملکت نریخته بودند. چرخ حکومت ، دولت وقانون را در جغرافیای کشوری به وجه خوب به دوران گذاشتند. البته که جنگ تحمیلی را با یک دست دفاع نمودند، که معنویت آن ثبت اوراق تاریخ واقعی افغانستان خواهد بود. اما با دست دیگردست آورد های را به جامعه عرضه کردند که گاه گاهی مخالفین این نیرو ها هم از ضمیر شان حکم اعتراف میگیرند واینجا وآنجا از این دست آوردها وصداقت مثال میزنند. بلی مردم دیدند وقضاوت میکنند که بزرگترین قدرت های اقتصادی جهان برای آنان چه هدیه داد واین نیرو ها در راس یک دولت درحال محاصره اقتصادی این قدرت ها چه دست آوردی برای آنان داشت.
با این حال وظیفه این است که امروزخود را ا ین نیرو را نیز حقیقت ثابت نمایند. آنچه حقیقت امروزا ین نیرو ها را ثابت میسازد این است که دست بدست هم ، وشانه به شانه کشتی سرنوشت مردم را به ساحل خوشبختی برسانند. ولذا برای این هدف وحدت همفکران وهم اندیشان بسیار حتمی وضروری است . این خواست با درک دقیق از واقعیت های جامعه ما باید انجام شود.
به نظر این قلم حضور جوانب متضاد سیاسی واقعیت های جامعهء ما از لحاظ سیاسی است که باید قابل درک باشد. حقیقت را به کرسی نشاندن با روحیهء خود شیفتگی میسر نمیشود. لذا گزینه های اتحاد وائتلاف وشمولیت درتدابیر سیاسی در حقیقت ترک انزوای سیاسی وشکل دادن به وضعیت سیاسی است. باید در میان حوادث شنا نمود.لذا نباید شنا در میان حوادث یعنی اقدامات وتدابیر سیاسی مجموعه های متعهد در میان نیرو های رفیق وهم اندیش سوا ل بر انگیزباشد. شاخص انتلاف ها واتحاد ها نباید موانع احساساتی را در راه وحدت نیرو های رفیق وهم اندیش خلق نموده واین نیرو ها را از رسیدن به اهداف اساسی باز دارد.
در نتیجه گیری این یادداشت در حالیکه روند این مباحثه از دیدگاه سایر عزیزان نیز پیگیری خواهد شد باید گفت بااساس این مسایل است که دو سازمان متشکل ومتعهد(ن ف د ت ا وح م م ا ) با درک واقعیت های جامعه حقیقت خود را ثبت تاریخ نموده اند. به نظر این قلم باید به اساس ضرورت وقت وزمان این پروسه تسریع گردد. و طرز العمل سه مرحلهء اکمال وحدت با تعین وقت معین ساخته شود. این تدابیر از یک جهت قاطعیت را در امر وحدت منعکس میسازد واز جانب دیگر آماده گی ها را در قبال تدابیر واقدامات حاد سیاسی مانند انتخابات ریاست جمهوری ومتعاقبأ انتخابات نمایندگان و شورا ها با طرح پلانهای واحد تقویت مینمائید. اکمال فوری این پروسه نقش احزاب سیاسی رادرآیندهء تدابیر سیاسی مطرح میسازد. زمینهء وحدت وهمسوئی سایر نیرو های هم اندیش را میسر مینمائید. تا آینده با تدابیر فعال سیاسی ونقش احزاب استقبال گردد ..... ختم
محمد یعقوب هادی