حزب مردم افغانستان درگذاراز برزخ

 

اصولگرائی یکی از مشخصات وحدتخواهیست





حزب مردم افغانستان درگذاراز برزخ

مجموعه سیاسی «حزب مردم افغانستان» بتاریخ 21 ثور1391 در شهر کابل پایتخت افغانستان زیر نام «کنگره وحدت» سازواره حیات سیاسی خود را با طرح وتصویب اساسات درونی واهداف مرامی و گزینش نام «حزب مردم افغانستان» اعلام نمود . گزارش اساسی «کنگره وحدت» ،حزب برآمده از تصویب این نشستگاه را در پیوند اندیشه ورزی با نهضت های استقلال خواهانه و آزادی دوست، جریانات سیاسی دموکراتیک، مترقی و عدالت خواه و امتداد آرمانها، خواست ها ومطالبات آ نها در وجود متعهد ترین ، وفادار ترین وصادق ترین نمایند گان سیاسی مردم بنام مردم از میان مردم ودر خدمت مردم به تعریف میگذارد .

گزارش اساسی «کنگره وحدت»حیات سیاسی مجموعه سیاسی خودرا در بیان اختصاری آنچه انجام شده و آنچه که این حیات سیاسی را تضمین میکند در چهار4 بخش به حیث پایه ساختاری که وجود یک مجموعه سیاسی را تجسم داده مطرح میکند در این باره به نقل از گزارش اساسی «کنگره وحدت» میخوانیم:

رفقای عزیز!

کنگره ما وظایف خطیری در پیشرو دارد. انتخاب نام حزب، تصویب اسناد برناموی و تشکیلاتی، خط مش ستراتیژیک و انتخاب ارگان های رهبری کننده در دستور کار کنگره ما قرار دارد

کنگره وحدت این وظایف را که طرح آن بر بنیاد نظریات، غور ودقت اعضای سازمان وکنکاش های فکری آنان به نشستگاه کنگره را یافت با روحیه هم باوری به انجام رسانید. تصویب آنچه را «کنگره وحدت»انجام دادیک دست آورد است. دست آورد از جهت شکست خاموشی، بی تحرکی و انتظار، دست آورد از جهت تائید تفکر وحدتخواهی نیرو های هم اندیش، دست آورد از جهت خود یافتن اعضای سازمان در متن طرح های تصویب شده که هر رفیق متعهد برای اجرائی ساختن آن احساس مکلفیت میکند.

اما وقتی ضرورت بحث روی مسایل کادراجرایوی پیش می‌آید این بحث مسایل تصویب شده کنگره وحدت را به هیچ صورت مورد سؤال قرار نمیدهد. بخصوص که مشکل در مورد کادر اجرائیوی از «کنگره وحدت» بیرون نیامده است. این مشکل همگام با افرادی داخل نشستگاه تصمیم گیری رفت و در قدوم‌ آنان دوباره بیرون آمد. همه میدانیم ملاحظات در مورد کادر اجرائیوی پیشینه دور ونزدیک دارد. این ملاحظات عمومآ با نظرداشت نتائیج کار صلاحیتداران تشکیلاتی مطرح است. یعنی زمانی که مرجحیت ها و ارجهت ها به ثمر نمی‌ نشیند معلومدار که نقش منفی کادر اجرائیوی ملاحظاتی را بروز میدهد . بطور مثال در مورد اشکالات به ثمر رسیدن پروسه وحدت دو حزب رفیق به حیث یکی از اولویت ها میتوان این ملاحظات را در مورد کادر اجرائیوی مطرح کرد. چرا که حرارت تلاش موقف گیری در کادر اجرائیوی، پروسه وحدت این دو سازمان رفیق را به چالش کشید. حالا به جای آنکه آن کاستی ها جبیره شود شایقین کسب صلاحیت های بیشتر تشکیلاتی اختیار مداریهای بیشتر را طلبگار استند.

حالاسؤال اینجاست که کدام تفکرات با گزارش اساسی «کنگره وحدت» همنواست؟ کیها میتواند طرح مرامی مصوب آن را مأخذ قرار داده اجرائی بسازد؟ معلومدارآنانی که به این طرح و دیدگاه موافقت داشته باشند. هرگاه کسانی برای کسب صلاحیت های تشکیلاتی چنه بزنند که گفتارها و نوشتار های شان شهادت دگر گونه دارد. پس این چانه زنی ها برای کی وبخاطر چی؟

بلی حضور افراد تصادفی کهنه ونو، شایقین مقام وقدرت، افراد متزلزل، تعهد شکن و فرصت طلب، اماتوران سیاسی و مبارزین موسمی، هرگاه در پروسه مبارزه حزبی سیاسی محسوس باشد ملاحظات هر رفیق را باید بر انگیخته بسازد. خود مختاری ها چه در گذشته وچه در آغاز پراگند گی وبعدعمر این پراگندگی، یا در پرده تاریک خاموشی های بی‌معنی ویا با معنی ، گوشکانی های نا روا، گویش های غیر مسئولانه و جفا کارانه ملاحظات رفقا را باید بر انگیخته بسازد.

چشم داشت آزمندانه ونامشروع به صلاحیت های تشکیلاتی، سلوک خود خواهی ها و خود بینی ها، ضعف ایمان ، باور، تعهدو صداقت آرمانی واندیشه باوری اگر در حلقات حزبی وجود داشته باشد باید ملاحظات هر یک از رفقارا بر انگیخته بسازد.

همانطوریکه درسطور بالا اشاره شد در واقع پدیده‌های مضر و منفی از این تباربود که پروسه وحدت میان نیرو های هم اندیش را نیز به چالش کشید. تصادفی نیست که گزارش اساسی «کنگره وحدت» به تفکر وحدتخواهی صحه گذاشته وبالای طرح وحدت با سازمانهای مماثل (نیرو های هم اندیش) مهر تأکید گذاشت، و مشکلاتی که در مسیر اقدامات عملی دو حزب رفیق صورت گرفته قابل حل خواند

ازلحاظ تفکر وحدتخواهی آنچه تا اکنون در باره چالش های وحدت نیرو های هم اندیش مدنظر بوده موضعگیریهای احتیاط آمیزی بوده که با اساس رعایت اساسات تشکیلاتی مجموعه های سیاسی، صورت گرفته است. اما این احتیاط ها تا حدی نخواهد بود که پا فشاری برای تصاحب نا مشروع صلاحیت های تشکیلاتی از راه فشار وبا پا گذاشتن وتمرد از اساسات اساسناموی در درون سازمان ما نادیده گرفته شود ، ویا شیوه‌های که زمانی توانست وحدت نیرو های هم اندیش را ببازی بگیرد و اینبار در درون خود سازمان میخواهداِعمال شود. در غیرصورت چنین پا فشاریها برای تصاحب نا مشروع صلاحیت های تشکیلاتی هرنوع احتیاط را بر هم خواهد زد.

هرگاه زبان این قلم فهما واقع شود منظور؛ رفع کدام مشکل مجهول نه ، بلکه مشکل از قبل شناسائی شدهء یست که هیچکس حق ندارد برای رفع این مشکل چون گذشته ها، مشکل دیگر را خلق نماید. در این خصوص مشکل دیگر وقتی ایجاد میشود که اهداف مجهول در تدابیر معلوم دنبال گردد، لذا بخاطر باید داشت فکر تدابیر پیشگیرانه که پیروزی عمل انجام شده را پیش‌بینی کند کارآمد نخواهدبود. مشکل دیگر وقتی ایجاد میشود که رفتار های اشتباه آمیز با فهم نادرست از انحصار قدرت حزبی توجیه گری شود، در حالی که واقعیت وعینیت معکوس آن باشد. مشکل دیگر وقتی ایجاد میشود که فکر فدا ساختن دستان توانمند و سرهای از خود گذر وحافظ پرچم مبارزه در میدان اصلی مبارزه با پلانگذاریهای پنهانی در اذهان خودغرض پرورانیده شود

لذا با نظر داشت اصول گرائی وحدتخواهانه ضرورت به باز گویی است، هرگاه به انعطاف پذیری های مشروع که طرح شده توجه صورت نگیرد مسئولیت عواقب آن بدو ش کسانی خواهد بود که تشنج خلق مینمایند

در خاتمه به منظورعاقبت اندیشی گفتن این نکته به عنوان هوشیار باش از شکار دوم این پلانگذاریها ضروری پنداشته می‌شود. اجازه ندهید خاطرات تلخ سرنوشتی ما بار دیگر با دلخوشی های مو قتی پیش کشیدن به صلاحیت های تشکیلاتی که از این رهگذر نا کجا ها نشانی گردیده تکرار شود. آرزو داریم که حزب مردم افغانستان کسی را از دست ندهد و هیچ تنی هم نخواهد تا خود ش را بخودیء خوداز دست بدهد..........

محمد یعقوب هادی



حزب واحد(محصول تفکروحدتخواهی) ورویداد سرنوشتی دیگر

 

از نظر وحدتخواهی


حزب واحد(محصول تفکروحدتخواهی) ورویداد سرنوشتی دیگر



رفقای متعهد به کار ومبارزه سازندهء نجات مردم ما ومیهن ما افغانستان!


اینک در نتیجه تعهدات وحدتخواهی، شاهد محصول دیگر بارهء «حزب واحد» که بر بنیاد تفکر وحدتخواهی بنا یافت بنام «حزب مردم افغانستان» استیم .عطف توجه به این رویداد سرنوشتی که از مفهوم «کنگره وحدت» ناشی می‌شود اضافه بر رابطه‌ های تشکیلاتی از تفکر وحدتخواهی الهام گرفته این رویداد سرنوشتی را مورد استقبال وحمایت قرار میدهد. با الهام از فحوای گزارش اساسی «کنگره وحدت» که راه را بسوی یگانه گی نیرو های هم اندیش نشانی نموده، این رویداد سرنوشتی را در تاریخ مبارزات حزبی، سیاسی نیرو های دموکرات، داد خواه و مترقی، به اساس تعهد در اهداف مشترک، با احساس مسئولیت دربرابر سرنوشت عمومی، به پیشگاه نیرو های مردم خواه ومیهن دوست تبریک میگوئیم.

به استقبال این رویداد سرنوشتی در حالی میرویم که بیشتر از پیش برای نیاز های همسوئی وحدت ، اتحاد و ایتلاف نیروها دموکرات، داد خواه ومترقی، با جدیت بیشتر ، مصمم تر و باراده قوی تا نهایت بر آورده شدن تمام خواست های شریفانه برای ارزش دهی محصولات پر بار دیگرخود مانرا متعهد میدانیم. ازآنجا که محصولات «حزب واحد» از تفکر وحدتخواهی مایه گرفته، درمتون گزارش اساسی «کنگره وحدت» بسیار خوانا وفهما برای تحقق تفکر وحدتخواهانه ارجحیت داده شده و آنرا مرجیح شمرده که میخوانیم


رفقای عزیز، اجازه دهید در بارۀ وحدت تشکیلاتی نهضت ومتحد ملی، بطورخاص مکث نمایم . شما آگاهی دارید که سه سال قبل رهبری حزب ما از ابتکار مشترک شورا های اروپایی نهضت ومتحدملی مبنی بر وحدت تشکیلاتی وسیاسی هر دوسازمان همسو به گرمی استقبال نمود.ما گام های آغازین وحدت وتاسیس حزب واحد ویکپارچه را در ارادۀ آزاد نهضت فراگیر ومتحد برداشتیم وارگانهای رهبری کنندۀ احزاب خودرا درشخصیت جدیدی مدغم ساختیم. کمیسیون تدارک کنگرۀ آغاز بکار نمود. طر ح های اسناد برناموی وتشکیلاتی تدین گردید. در اکثر ولایات امن تدویر کنفرانس ها وانتخاب نما ینده گان برای کنگرۀ با موفقیت به سر رسید. درست درآستانه بر گزاری کنگره بخشی از رهبری به دلایلی که نزد خود شان موجه وکافی دانسته شد، تصمیم گرفتند از پروسه وحدت خارج شوند وحزب متحد ملی را دوباره احیا نمایند وکنگره آنرا دایر کنند. ازینرو وبا تاسف که جای بخشی آن در کنگرۀ حاضر خالی است. این انتخاب خود آنها ست وما برای شان آرزوی سعادت مینما ییم. ما قصد نداریم انگشت انتقاد را تنها بسوی آنان دراز کنیم. باید پذیرفت که همه ای ما به درجات متفاوت مرتکب اشتباه شدیم. واز وحدت خود مواظبت درست ولازم بعمل نیاوردیم. به هر حال، آنچه که به ما ارتباط میگرد، اینست که ما بارها در توضیح موقف مان به صراحت بیان کرده ایم که انشعاب در پروسۀ وحدت به مفهوم شکست در آرمان ایجاد. حزب جدید، حزب نو و تدویر کنگرۀ وحدت نیروهای ملی دموکرات وعدالت پسند وتصویب برنامۀ آن نیست. ما اینک امروز با بر گزاری کنگرۀ تعهد ات خویش را عملی میسازیم. همه ای آنانیکه از کنفرانسهای حزبی اعتبار نامۀ نمایندگی گرفتند، قطع نظر از سابقۀ تشکلاتی در نهضت ومتحد ملی وموقف کنونی شان بصورت انفرادی برای شر کت درین کنگره دعوت گردیدند. شرکت ویا عدم شرکت در کار کنگره امر فردی شمرده میشود وما نمیتوانیم وحق نداریم کسی را مجبور به اشتراک نماییم. واینرا نیز میخواهم به صراحت بگویم که اکثریت مطلق آنانیکه امروز در تشکیل حزب متحد ملی قرار دارند، نزدیکترین دوستان ورفقای ما بودند واستند. ما کمترین تفاوت نظر با آنان داشتیم وداریم. این کنگرۀ پایان تاریخ وپایان فصل وحدت خواهی ما با آنان نیست. ما همین امروز وفردا وهر زمانیکه دوستان ما در متحد ملی اراده کنند، آماده هستیم پروسه وحدت مانرا از سرگیریم . ما هیچ شرط وقید ی بجز وفا به عهد وامضا های ما، احترام به رای اعضای حزب که درجریان کنفرانس ها تبارز یافت وبرگشت به خانوادۀ نیروهای دموکرات وترقیخواه ،نداشتیم نداریم. ما هر گز ادعا نداریم که کنگره حاضر بصورت کل کنگره مشترک احزابی سابق نهضت ومتحد ملی است. ما واقعیت حزب متحد ملی را بعد ازخارج شدن از پروسه ایجاد حزب واحد وازسرگیری فعالیت آن بمثابۀ شخصیت مستقل حقوقی وسیاسی می پزیریم. آنچه که ما میخواهیم بگوییم اینست که کنگره حاضر کنگره وحدت، کنکرۀ نمایندگان انتخابی است. کنگره ای است که میخواستیم آنرا یکجا با رهبری کنونی متحد ملی وهمۀ آنانیکه امروز در تشکیل متحد ملی فعالیت دارند، برگزار نماییم. شما نمایندگان محترم بدون تفکیک نهضتی ومتحد ملی برای اشتراک درکنگرۀ اعتبار نامه گرفته اید. ازاینرو،کنگرۀ ما کنگرۀ وحدت است



به یقین که این بیانیه تنها یک گزارش نه، بلکه از یک اجماع فکر یعنی تفکر وحدتخواهی نیرو های هم اندیش که دراولین مرحله دو سازمان رفیق برویت این خواست مدت زمان درازی حزب واحد را تمثیل کردند ناشی میشود. بلی باور این بود که «کنگره وحدت» باید از آن تعهدات خود پیگیری مینمود حالا که پیگیری تا نشستگاه «کنگره وحدت» صورت گرفته مشروعیت آن تنها در تدابیر عملی گفته ها میتواند محک بخورد. این تجربه را چگونه به اثبات برسانیم؟.

مسلم است که طی سالها مساله وحدت ویگانگی را از پهلو های متفاوت به کنکاش گرفتیم. نزدیکترین راه‌ها را جستجو نمودیم.دو کنگره را از مفهموم یک نام دایر نمودیم. همانگونه که در گزارش اساسی «کنگره وحدت» تذکر رفته بلاخره با تعین مراحل چندی از پروسه وحدت دو حزب رفیق، اگر دو باره درهمان موقف قبلی بر نگشتیم، اما تا آنجا پیش رفتیم که هنوز خواستها، ومطالبات وحدتخواهی به قوت وضرورت خود باقیست. در‌واقع ما حرکت را تجربه نمودیم، اما حالا خواست وفکر دیرینه را با تدبیر جدید باید تحقق ببخشیم.ما برای تحقق این امرضرورت به صراحت لهجه وسخن وعمل شفاف وواضح داریم و از این جهت نکات چندی را میخواهم رفیقانه به توجه برسانم

به مسایل انتخاب تشکیلاتی در حوزه ها ، شورا ها و واحد های حزبی وهم در تعین کادر تفاهماتی و مذاکراتی باید توجه عمیق صورت بگیرد.

برای رفقا و شخصیت‌های که به هر نحوه ازرابطه با سازمان دور مانده اند جهت ارتباط دادن آنان باید فضا سازی صورت بگیرد.

نظریات و دیدگاه ها با خاموشی پاسخ داده نشده، هر رفیق صاحب نظر باید این احساس در وجودش خلق شود که هر آنچه او گفته در هوا نرفته ومخاطبی داشته و گوش شنیدن وجود دارد. این بدان معنی نیست که هر نظر موقف متضاد ومتقابل میتواند یکسان قابل پزیرش باشد، بلکه منظور از بازتاب قناعت پذیری و قناعت دهی است . بلاخره این تجربه بدست آمد که در نتیجه خاموشی اگر چیزی را از دست ندادیم باید حالی شده باشیم که چیزی را همچنان بدست نیاوردیم.

مطرح نمودن رفقا در صلاحیت های تشکیلاتی یک تغیر ضرورتمندانه ایجاب مینماید. در این امر زمینه سازیهای معیاری برای پیش کشیدن رفقا باید از روی فعالیت های محسوس حزبی سیاسی صورت بگیرد نه بر اساس فعالیت‌های نا محسوس که فقط گاهی با جلوه‌های جانبدارانه غیر موجه رقابت‌های نامشروع را پوشش میدهد.

نمیتوان انکار نمود بریدن از سازمان ونرفتن در سازمان با ریشه داری رقابت‌های شخصی فضای جنگی بودن را فراهم کرده که این مساله نیاز به آشتی کردن دارد. نشانه آن که ما گپ های موافق و مخالف خود را ناگزیر شده‌ایم از طریق صفحات سایت‌ها به همدیگر برسانیم در حالی که اگر نیک بنگریم ما بار ها در جلسات مشترک و محافل مشترک یکجا بوده‌ایم ولی برای گفتن آنچه میخواهیم بگوییم بنا به جنگی بودن ناموجه گویش های را که باید در محیط قابل حل مطرح نمائیم در محیطی مطرح شده که پیرامون آن هم تحریکات صورت گرفته و هم چون فضای حقیقی وجود نداشته یا برداشت‌های اشتباه آمیز بوده ویا توضیحات ما نامکمل بوده است . لذا از آنجا که بلاخره هر معضله تدابیر حل ورفع خود را دارد، برای زمینه سازی وموفق شدن برای رفع این معضل در جهت هم تنی ها به یک پیشنهاد مشخص توجه رفقا را جلب مینمایم. و آن اینکه یک گروپ رفع سوء تفاهم به ا شتراک رفقای که دارای ظرافت سخن و توانمندی استدلال آشتی جویانه وتاثیر گذار استند تشکیل شده تا فضای جنگی بودن را که بلاخره با عث وسبب اثر گذاری در رفتار های حزبی و سیاسی شده با جا گزینی آشتی شدن و آشتی بودن در جهت یک تنی تغیر بدهند

نویسنده متعهد به تفکر وحدت خواهی همنوا با فراخوان وحدتخواهانهء وحدت خواهان کنگره وحدت را به عنوان شکست حلقه انتظار برای انسجام طرح های وحدتخواهانه پنداشته از گزارش اساسی که تا اکنون برای ما مشرح شده حمایت مینمایم. گزارش اساسی کنگره وحدت اعتبار تفکر وحدتخواهی وحدتخواهان است. تصویب اساسات حزب، نام حزب و خط مش حزب از روی همین گزارش اعتبارنامه اندیشه باوری ما را میسازد. باور این است که هر حزب سیاسی برای حفظ ساختار و رفتار های حزبی و سیاسی خود مستلزم طرح وتصویب قاعده ها وقانونمندی های ساختاری خود است موقف نویسنده در قبال این مسایل به مساله وابستگی تشکیلی ارتباط دارد اما آنچه را در محتوای تفکر وحدت خواهی میتوان جستجو نمود به یقین نحوه دایر شدن کنگره وحدت، صورت اشتراکات در کنگره وحدت خواهد بود که میتواند روش‌های وحدتخواهی وحدتخواهان را مشرح بسازد لذا برای یگانه شدن مرحله‌ ای بسوی یگانه شدن همگانی نظم عملکرد وحدتخواهانه نیرو های هم اندیش نیز بصورت جدی طرف حمایت قرار دارد.


پیروز باد وحدت همگانی هم اندیشان دموکرات، داد خواه ومترقی کشور ما افغانستان


محمد یعقوب هادی

گفت «شرمنده است» بِلا راست گفت

 

ازدهلیز «فیس بوک» تا رادیوی بی بی سی

گفت «شرمنده است» بِلا راست گفت



مقدمه

انسان با طبیعت مبارزه انگیز خود، همیشه در امورحیاتی وزندگانی پیروزی را در ذهنیت خود می پروراند.مفاهیم مبارزه که درترکیب کلمات رسیدن به هدف و مغلوب شدن موانع قابل تفسیر و تعبیرمیباشد اورا اطمینان موفقیت داده نیات واراده او را درمنصه اجرا میگذارد. ، از این جهت وقتی هدف معین و مشخص ، و موانع قابل درک وتشخیص نباشد مبارزهء از مفهوم خالی وتنها در شکل واژه باقی میماند

مبارزه یا عمل برای پیروزی یک مفهوم کلی است. اما این مفهوم کلی در موارد مختلف و متفاوت بر پایه قاعده ها وا سلوب های مرتبط به هدف مورد نظر، پیروزی را پیش بینی میکند. مبارزه سیاسی یکی از این موارد است

تفکرمبارزه سیاسی پیامد انگیزه والهامیست که ما را و جایگاه ما را وآنچه درپیرامون ما و ماحول جایگاه ما میگذرد مورد توجه قرار میدهد. این عطف توجه در باره آنچه واقع شده وآنچه واقع میشود ما را به بازبینی و بازخوانی فرا میخواند که در نتیجه یا با آن می آمیزیم ویا هم بر آن می ستیزیم.

باز بینی وباز خوانی برای ما موقعیت شناسی میکند. در قبال این موقعیت شناسی طرح ها وموضع گیریها عرض وجود میکند. هدف تعین می‌شود وراه رسیدن به هدف مشخص میگردد.

در کاروان سرنوشت سیاسی که نویسنده همسفرآن است از همین گذرگاه ومسیر در موقعیت کنونی رسیده است. در این موقعیت به عنوان توقف گاه بازنگری وآینده نگری سالهای دراز از آنانی که یک عمرسرنوشت سیاسی ما را سمت وسو داده‌اند توقع داشته‌ایم که چشم انداز آنان به گذشته وآینده باید اُفق های قضاوت مشترک را برای سپاهیان آرمانهای حزب بزرگ ما نوید بدهد. اما با دریغ که عدهء از افراد تصادفی در مقام ومسند حزب بزرگ ما به ریش خود ریشخند میزنند وقضاوت های نا بخردانه آنان بیشتر به سود دشمنان اندیشه‌های دموکراتیک، ترقیخواهانه، عدالتخواهانه، دشمنان مردم ومیهن راجرأت میبخشد وبا دستان این افراد تصادفی بروی صفوف سیلی میزنند .

موضوع

در این سالهای دراز که از حصار سرنوشت سیاسی ما برای روزنه های الهام بخش توانمندی وحقیقت بینی روز شماری کردیم. با حفظ اینکه باری چند این دریچه های گشوده شد، که تا هنوز به آن امیدواریم، مگر بصورت کل در این سالها شیوه‌ها و موضعگیریها متفاوت از جانب صلاحیتداران تشکیلاتی در حلقه رهبری حزب بزرگ ما متبارز بوده است. 1 --کسی ازگذشته سیاسی خود وآرمانهای حزب در شرایط تاریخی وقت دفاع نموده ولی در شرایط بار آورده سیاست‌های مسلط جهانی به سمت پتی ها انتنیکی گرایش پیدا کرده خود وحقیقت خود رامیخواهد در این پیوند جستجو کند.2--کسی گذشته سیاسی وآرمانهای سیاسی را در رفتار ها وسلیقه های خود مورد حمایت قرار میدهد.3--کسانی بکلی خاموش اند واز اشتباه کردن میترسند آنان فرصت ساز نیستند و انتظار فرصت استند که چه وقت سر بالا کنند4--کسی خود را از خود و از دیگران پنهان ساخته فقط در حلقات اعتمادی خود ، سیر وسفر دارد. هر چند نا معلوم ، ولی گاهی بی سر وصدا حلقات طرف اعتماد را در برابر کسانی که آنان را حریف خود میداند تحریک میکند. 5-- تنی چند هم هیچ‌کس به جز خودشان را بر حق نمیدانند این کتگوری مخفیانه ومحرمانه در هر مرحله تاریخی خود را قابل چلند ساخته اند. 6-- کسی هم گذشته سیاسی را سرا پا مردود شمرده واز تفکر نا خوانده در وجود خود سخن میگوئید. البته که روی موقف ومواضع 4 کتگوری فوق متناسب با استدلال های مطرح ، برای مشترک ساختن قضاوت ها، فضای بحث های تفاهماتی باز وگشوده است و میتوان به توحید فکری و عملی رسید. ولی با کتگوری 5-6 لشکر صفوف هرگز سر آشتی نخواهد داشت.

در روز های نزدیکتر از همین کتگوری ششم شبح صدای آشنا از طریق صفحات فیس بوک بگوش ما رسید. به پیشواز این صدا رفتیم تا مگر صدای حقیقیء آشنای سپاهیان آرمان حزب ما باشد . به آن صدا گوش خواباندیم خواستیم بلند تر بشنویم. او که سالها از جماعت ما پنهان شده بود با قرار مقدمه ای در صفحه فیس بوک از رادیو بی بی سی سر در آورد. که او پاک و مبرا ازهر دغدغه است. گویا که او را بشنوید دیگران که زبان شان لال شده، هر حقیقت در گویش اوست .

آرزو از مطلب بر گرفتیم، و به انتظار بیهوده‌ تأسف خوردیم . دریچهء که باز شده بود روزنه نبود. بلنداژ تیر زنی به رخ سپاهیان آرمان حزب ما بود او به گناهان خود پی برده واز غرقاب گناهان برای نجات خود فریاد داشت. او! کسی که ده سال تمام فارغ از رسوبات عقلی به بازی سرنوشت دیگران پرداخته ، و اکنون بار دیگر عقل صدر نشینی اش تحریک شده تا برای یک اعتراف دیگر ده سال را برای باز گویی یک مرحله غیر عقلانی دیگر آماده شود

او که گفت «شرمنده است» بلا راست گفت. چرا که گذشته از آنچه که خود شرمنده گی دانسته بعد از آنکه مسند قدرت از دست رفت دیگر در جماعت ما هیچگاه حاضر نشد شرمنده است. هیچ وقت یک سخن برای رفع پراگند گی نگفت شرمنده است. از ما برید شرمنده است. به سوالهای ما پاسخ نداد شرمنده است. حتی در حلقه همفکران خودش یک روز سر نجنبانید شرمنده است و در این سلسله شرمنده گی باز هم شرمنده گی که منبر ناگفتنی های خود را رادیوی بی بی سی انتخاب کرد.

مگرما لشکریان صفوف و سپاهیان آرمان آنچه انجام داده‌ایم شرمنده نیستیم. ما از تعهد خود سر باز نزدیم. گفته بودیم از میان مردم خود مان استیم و میخواهیم مردم ما سعادتمند باشند. گفته بودیم از همین میهن استیم جانفشانی میکنیم که میهن ما پیشرفته شود. ما به دروازه کسی برای جنگیدن نرفتیم بلکه در کنار مردم سپردفاع مردم وکشور مان از مداخلات و تجاوزات انسان دشمنان، ترقی ستیزان وعدالت ستیزان داخلی و خارجی بودیم. بگذار آنانی که در آیینه امروز خود را می‌بینند بر چهره بوقلمونی خود استهزا بیافرینند.

ما شرمنده نیستیم که کسی وشخص غیرعقلانیء در حلقه رهبری ما نفوذ کرده بود. چرا که او خود مسئولیت را پذیرفته و معترف به شرمندگییست که بی استحقاق بالای سرنوشت سیاسی ما حکم رانده است

ما از مبارزه خود شرمنده نیستیم. ما میدانیم درد های ما به حیث باشندگان سرزمین ما ناشی از جفا هایست که بالای ما روا داشته شده است. ما مردمان میهنی (بومی) کشورخود استیم. درد مندان در دیده، و درددیده های سر زمین خود ما استیم . وقتی آرمان‌های ما خواست گاهش سر زمین ماست، پس تفکر ما هم میهنی (بومی) است. هرگاه نسخه دردمندان جهان با نسخه درد مندی ما همخوانی دارد، به خاطر آن است که تظلم ستمگران به حق ستمکشان مشترک است. اگر این درد مشترک نسخه های ما را همگون ساخته تفکر «بومی» ما را منتفی نمیسازد. این در حالیست که تفکر پدیده انحصاری نیست ومیتواند نسخه همگون را توصیه نماید. سخن بومی وغیر بومی از دهان کسی است که اگر بومی بودن را در جغرافیای کشوری در نظر داریم می‌بینیم که حتی نام خود ش با پسوند غیر بومی یدک شده است

باری از زبان این قلم گفته شده که تفکر اندیشه زاست. همان زایشی که این صدر نشین گذشته حزب ما آنرا از یک پهلو رد میکند واز پهلوی دیگر تائید میدارد . اما باز هم متکی به اندیشه، دگرگونی های فکری خود را پشت و پهلو نموده از واژه های دموکراتیک، آزادی خواهانه و عدالت طلبانه سخن میزند وفکر میکند که مکتب جدید فکری به گفته خود «بومی» را بنا نهاده است.

مردک پیرهیکل شده ولی هنوز فکرش نا رسا و «ناجوان» است. میخواهد دست ما را به دموکراسی امریکائی بچسپاند. ما باید به آن چنگ بزنیم. این چنگ (چنگِ چسپیدن و چنگِ نواختن) ارزانی تفکر دگرگون او در آمیزش کهنه و نو( هیکل پیر وفکر نارسا و ناجوان) اوست

چه باید گفت کسی که خود حزبی را رهبری میکرد که اساسات اورا نمیدانست. منظورم از دوران غیر عقلانی او نیست. منظورم تهمت به لینینی بودن حزبی است که هزاز بار وحتی در سالهای دگر گونی فکری این صدر نشین حزب ما، آن حزب را دموکراتیک قبول کرده بود. هرگاه ما عکس‌العمل این دگر گونی را در سالهای قدرت مداری این صدر نشین قدیم حزب ما که عکس‌العمل او مانند نیات عمل او مخفی بوده میدیدیم که ندیدیم اکنون نگاه ما به فرمایشات اومیتوانست طور دیگرباشد.

اما در یک مورد، دگر شدن او را البته که دیدیم. او با تغیر سیاست ها همنوائی کرد واز این رهگذر مقام صدر نشینی خود را حفظ نمود و اکنون هم آنرا تائید میکند. مگر از خود خوری شاکی است. اما در این خورش وکرنش گویا دهان او بوی سیر نمیدهد. چرا که اومیخواست حزب را از قدرت بیرون بکشد و خود در قدرت درون برود. شاید میخواست معاون ریس جمهور باشد علایم آن در یگان موسسه ظاهر شده بود. گفته میشد که اگرمیخواهید درحرم قدرت باقی بمانید باید از حزب بیرون بیروید و با این شیوه میخواستند حزب را از قدرت بیرون بکشند وخود قدرت شوند که باز هم نشدند. نه تنها که نشدند، بیشتر از آن دیگ بی سر پوش قدرت را هم در غندی خیر گذاشتند که هر کس هر چی دلش میخواهد به حق آن انجام بدهد

با نظر داشت جرم مشهود واعترافات تو صدر نشین قدیم ح د خ ا، به اساس فیگور ها واکت های متظاهر وعوام فریبانه ، وبا ملاحظه عدم استحقاق برای حکم راندن بالای سرنوشت هزاران تن که با آن معترف استی، با رفتار های نمک ناشناسانه که جز مشخصات و خصایل «بومی» ماست ، دیگر در اجتماعات مردم خواهان و میهن دوستان جا نداری .

سپاهیان توانمند آرمان‌های ح د خ ا!

برای انسجام نیرومند با دقت بیشتر به پیش میرویم

هم اندیشان ارزشمند ح د خ ا!

این اطمینان وجود دارد که وحدت شما قلــدر شکن است

وحدتخواهان گرانمایه!

یقین وجود دارد که تفکرشما در نتیجه آخرین تدابیر جمع آمد های رفقای ما سازواره حیات خود را اعلام خواهد نمود

پیروزی نزدیک است

محمد یعقوب هادی

پیرامون گفته های  فریداحمد مزدک

 

پیرامون گفته های  فریداحمد مزدک


هرگاه آنانی که امکان استفاده از علم کمپیوتررادارند در صفحات فیس بوک عضو نباشند من یک تن از آنان استم. با آنکه باری کدام نام مستعاربه من نسبت داده شد، که تنها شک وگمانی بیش نبود. اما به بردداشت خودم نا مکمل ماندن مسایل سبب نا رسیدگی این قلم دراین صفحات شده است. تا اکنون که گفته‌های یک تن ازشخصیت های رهبری ح د خ ا را در سایت وزین اصالت زیر نام محترم فریداحمد مزدک بخوانش یافتم هنوز به همین باور استم که بحث‌های نا تمام پاسخ سر در گمی ها نخواهد بود. لذاعنوان این بحث متأثر از همین حضورنا مکمل در قلمرو بزرگ کمپیوتر و فضای بیکران انترنت است

این جریان که در سایت وزین اصالت انعکاس یافته واز صفحه فیس بوک جریان مطالب درست بشکلی که صورت پذیرفته انعکاس داده شده یک امر تصادفی را نشان میدهد. به این ترتیب حضوراین شخصیت‌ رهبری ح د خ ا به هر حال یک خواست جدی برای روشن شدن بسی از قضایای حزبی ، سیاسی و کشوری ما دانسته شده، خودم نیز به حیث یک تن از فعالین ح د خ ا علاقمندی شدید دارم که برای وضاحت بخشیدن حوادث حزبی سیاسی و کشوری ما رهبران ح د خ ا پرده سکوت و خاموشی را بدرند تا در این مقطع تاریخی، راه باز گشائی مسیر جدید مبارزه حزبی سیاسی سنجیده شده طی شود. لذا با تکرار باید گفت که مساله باز گویی از زبان حلقه رهبری، یک خواست همگانی است. این حضور و سخن گویی یک قضاوت روشن، خوانا وواضح را باید و حتمی ارایه نمائید و موقف گوینده را بطور حتم روشن بسازد. نباید هررفیق بزرگ حزبی ما بخواهد خود را از وسوسه های توجیه پذیر نجات بدهد. به باور من نجابت سخن در ادای نقش بیطرفانه وبی غرضانه نه بلکه در ارایه قضاوت مشخص ومعین است . ما در این شرایط شدیدآ احتیاج چنین قضاوت استیم تا از روی این بازگوئی با یک قضاوت مشترک به سوی فردا گام برداریم.اما این روزنه را نمیدانم چرا در یک محدویت و در عقب صفحات فیس بوکی که حتی ممکن است نام ها فوتو ها و هویت‌ها جعل شود ویا دریک تصور دیگرمیتواند از طرف خود این هویت‌ها این مکاتیبه ها رد شود که گویا از آن شان نیست باید مطرح کرد.مزید بر آن صفحات فیس بوک را برای مهمترین مسایل سرنوشتی ما محل ومحیط بسیار خورد و محدود میدانم


لذا پیشنهاد میکنم که این روزنه در یک امکان مؤثر دیگر بیشتر گشوده شود. مثلاً اگر رفیق مزدک میتوانند در این محیط محدود این راز گشائی را مطرح کنند همانگونه که خود ایشان نوشته‌اند، اصطلاحِ که خود شان بکار برده‌اند به زبان قلم خود آنراتکرار نمیکنم اما میتوانم افاده آنرا اینطور بیان کنم که خاموشی ایشان و سایر رفقای رهبری اشتباه بوده است. لذا به نظر من رفیق فیاض نجمی که این رابطه را در فیس بوک تنظیم نموده میتوانند این زمینه را در یک جمع آمد حضوری مثلآ یک اتاق پالتاکی تدارک ببینند. در این صورت فضا برای این راز گشائی ها بیشتر باز خواهد شد.


من از جریان گفته های رفیق مزدک این انتباه را گرفتم که سؤال‌ کننده‌ را درعقب مواضع سلیقوی قرار نمیدهند، وایشان وضاحت بخشی روی موضوعات ومسایل حزبی سیاسی ما رااز این به بعد جدی گرفته اند. زیرا که نسل شامل مبارزه کنونی در جستجوی باز یافت های ضروری خود شان استند. از این جهت اگر من اینرا میگویم که رفیق فرید مزدک سیاست رابصورت کل به حیث یک بازی برای بقا و فنای صلاحیت ها در این کوتاه نویسی ها پنداشته اند یقین دارم هر گاه امکان دیگربرای بازگوئی بوجود بیاید این مساله در نظر ایشان قابل توضیح خواهد بود. منظوراینکه گذشته از صورت بازی‌های سیاسی انگیزه تعهد به یک اندیشه، که مبارزه سیاسی را الهام میدهد، ویا به عبارت دیگر مساله باور، اندیشه، مبارزه آرمانی را چگونه مورد بحث میتوان قرار داد رفیق مزدک چگونه آنرا قابل توضیح میدانند؟


اگرگفته شود که این پاسخ در یک سلسله واژه‌ها و لغات سیاسی افاده داد شده، پس میخواهم بگویم که نتوانستم به قضاوت رفیق فرید مزدک پی ببرم که ایشان با وجود کشیدن یک خط میان وفاصل در درون سلیقه ها، طرز تفکرها و سیاست‌هادر دردو مرحله ا ز حاکمیت وابستگان حزب د خ ا حوادث درون حزبی که رفیق فرید مزدک به آن اشاره نموده وبلاخره پیرامون توصیف شخصیت داکتر نجیب الله با واژه‌های پاک ومستعد این قضاوت شان را مفقود میسازند، اما در یک مورد که «مش سیاسی داکتر نجیب الله درست بود» یک قضاوت را در لفافه مطرح میکنند که گویا مجریان آن مطلوب نبودند معلوم نشد که پس این مش سیاسی تولید فکرچه کسانی بوده وحضور مجریان آن چگونه تأمین شده است. اینرا میخواهم در متن بازیهای سیاسی نه بلکه در محتوای خطوط اندیشه باوری به تشریح گرفته شود.

به این ترتیب این گفته ها ی رفیق مزدک سوالهای زیاد ژورنالیستکی رانیز خلق نموده که چند تای آنرامیتوانم این‌طور مطرح کنم .

هرگاه داکتر نجیب الله به گفته رفیق مزدک در هیچ جا هیچ گپی برعلیه رفیق ببرک کارمل نگفته است گذشته از مسایل تبعید، گذشته ازبرخورد های خصمانه در برابر رفقای که نام رفیق ببرک کارمل را به خوبی یاد میکردند. چند و چون صحبت های داکتر نجیب الله بر علیه رفیق ببرک کارمل در مورد بودن ونبودن قوت های نظامی اتحاد شوروی که معلوم بود مذاکرات ژنیو آنرا حتمی ساخته بود چه توجیه دارد؟ و بلاخره تبعید و به زندان کشیدن یاران ایشان؟


سؤال‌های دیگراز این قبیل که رفیق مزدک به تنها شدن رفیق ببرک کارمل در بیروی سیاسی اشاره میکند اما همانگونه که تنها شدن داکتر نجیب الله را علت سازی کردند علت این تنها شدن رفیق ببرک کارمل ارایه نشده که چرا تنها مانده بود؟ و با سؤال مشخص اینکه آیا رفیق فرید مزدک هم از این هم کناری بریده بودند؟


دلایل که رفیق مزدک به اطلاع دهنده گفته بود که هیچ‌کس حق ندارد داکتر نجیب الله رااز رفتن به میدان هوایی مانع شود چه بوده است؟ و این در حالی بوده که آماد گی کوچیدن داکتر صاحب نجیب الله را دربهار سال 1991 رفیق مزدک بوضاحت بیان میکنند .

در حالیکه بسیاری از اعضای حزب در صفوف تحلیل آنرا داشتند که شورویها میروند، مساله اینکه هیچ‌ کس ابتدا در بیروی سیاسی نمیدانست شوروی‌های میروند یا باقی میمانند تا آنگاه که در ضیافت « شاهانه» این مساله از جانب داکتر نجیب الله مطرح شد، ریشه درکدام برخورد ها داشته است ؟

به این ترتیب در حالی که میتوان کنجکاوی های زیادی را انجام داد اما به دلیل فضای بی اعتمادی های جاری آرزو ندارم وبه هیچ دلیل نمیخواهم این کنجکاوی ها تشویش آن را ایجاد کند که حرمت حضور بزرگان حزب مادر جمع آمد های لشکر صفوف از جانب آنان در نظر گرفته نشده و رعایت نمیشود. پس میخواهم اینرا بگویم نه تنها هیچ قصدی وارادهء از این رهگذر وجود دارد که روشن است، بلکه به این باور استم که هویت تمام اعضای ح د خ ا ازحلقه شایسته گان رهبری تا تمام صفوف حزب ما در دل تاریخ بطورشایسته جا دارد. وسپاهیان آرمان خود را حافظ این شایسته گی میدانند. لذا گفته‌های این قلم با روحیه شفاف رفیقانه مطرح شده که غل وغشی از آن در تصور ندارم، جز خلق یک قضاوت مشترک برای یگانگی نیرومند سپاهیان آرمان ح د خ ا که پیروز باد................... محمد یعقوب هادی

ادامه بحث «ما» پیرامون وحدت

 

ادامه بحث «ما» پیرامون وحدت نیرو های هم اندیش ح د خ ا



این بحث مختصر اگر مناظره پذیرفته نمیشود خواهشمندیم جدل تلقی نشود

از آنجا که وحدت خواهان جریان نشست ها تفاهمات ومذاکرات پیرامون این خواست شریفانه و ضروری را دنبال میکنند در مشوره دایمی باهم ، همیشه دیدگاه‌های شان را از امکان میسر پیرامون این خواست مشترک به توجه رسانیده اند. روی یادداشت ها، مقالات، نتائیج نشست ها مکث نموده بر مسایل تخریش کننده ، متضاد و متناقض آن انگشت گذاشته اند. لذا خاطر نشان میگردد در لحظه کنونی اقدامی فراتر از بیرون سپردن یادداشتهای وحدت خواهی جز فرصت سازیهای وحدتخواهانه برای نتیجه‌گیری مثبت از تجدید پروسه وحدت که پیشنهاد وحدتخواهان است چیزی دیگر نیست. روی دلیل فوق این قلم در کنار وحدتخواهان این بحث را وجستجوی راه های رسیدن به آن را طی سالها هم قلمی وهم قدمی نموده است. زبان مشترک وحدت خواهی و نتیجه این مکث کردنها و انگشت گذاشتن ها را با زبان قلم شکسته خود به خوانش گذاشته ام. این درست است که من نویسنده نیستم واین هم درست است که تا اکنون اعتباردر گپ های بالائی ها بوده است. اما «ما» هم به سخن مرحوم « بیرنگ کوهدامنی» ناله مینویسیم و باور داریم که این ناله‌ها سرنوشت سازخواهند بود. بلی فریاد ما فریاد وحدتخواهیست. اما تنها فریاد نی بلکه استدلال، ارائه فکر، طرح و تدبیر است. همانگونه که در بالا گفته شد ما برای ثمر بخشی این خواست باید موانع را بر طرف نماییم. لذا به باور وحدتخواهان ، با استناد به اسناد مرامی سا زمانهای هم اندیش موانع یگانگی این نیرو ها، اختلاف اندیشه باوری نه بلکه اختلاف کسب صلاحیت های تشکیلاتی است. به این سلسله اخیرآ یادداشتی از رفیق یاسین بیدار در سایت انترنتی وطن خوانده می‌شود که مضمون آن در باره مسایل وحدت همین تفاوت دیدگاه ها؟ را به بیان آورده است .به باور وحدتخواهان پروسه وحدت این دو حزب سیاسی رفیق را همین نوع برخورد های فردی، سخن پردازی های نا موافق به خط اندیشه باوری این سازمانها ازجانب چند رفیق هر دو جانب به چالش کشید. در این یادداشت رفیق ما میخوانیم

«سه نقطه را میتوانم عوامل ناکامی این پروسه برجسته سازیم اول تفاوت‌های جدی در دیدگاه ها. دوم نقص جدی در ساختار ها. سوم روحیه صعود در تشکیل به هر قیمت حتی به قیمت پا گذاری روی اندیشه»

در ادامه مینویسد

«چنانچه شما در جریان هستید در تاسیس حزب متحد ملی افغانستان ما از ایدالوژی های دیروز فاصله گرفتیم و روی ملی گرائی ، سیکولاریزم، دمو کراسی و عدالت اجتماعی تکیه نمودیم و گذشته را مورد نقد قرار دادیم وطرح های جدید مطرح کردیم»

از موارد دیگر یادداشت میگذریم و تنها همین جملات فوق را مورد توجه قرار داده نخست میخواهم اینرا بگویم که واژه‌ها قابل تکفیرنه، بلکه قابل تفسیراند

اصلی‌ترین نیرو در وجود انسان همانا تفکر انسان است. تفکر روح خلقت و خلاقیت است. تمام سازواره های نظام جامعه انسانی برای حیات و زندگانی از ریشه تفکر، وجود و بنا یافته است.

تفکر محرک پیشرویست ، وفورم رفتار تعین میکند، وخود در فورم شامل شده در پیشقراولی زمان، زمان ساز می شود. همینکه گویند تاریخ تکرار نمیشود مستدل به پیشروی سیر و سفر تفکراست . تفکر دانش جوی است. مقید نیست و در گذشته باقی نمیماند. پس برای پاسخ این پرسش که ایده لوژی چیست؟ جز این که ایده لوژی همان شیرازه تفکرباید باشد پاسخ دیگری در خور پذیرش بدست نمیدهد. چرا که انسان‌های متفکر، این مهندسی فکری را در یک فورم بینیشی مطرح کرده اند. یعنی بر بنیاد بینش جامعه شناسانه آنرا ارایه نموده اند. مختصراین بینش و گزینش دانستنی های مثبت ، همان واژه ایده لوژی است. این همان مختصری است که در قضاوت‌های عصری بصورت یک جانبه روی این فورم تفکری خط کشیده شده، و آنهم بر بنیاد یک فورم تفکری دیگر در محور منافع متفاوت و مهندسی فکرمتفاوت که اختصاری از آن تا اکنون واژه‌ای جداگانه را معرفی نکرده است.

اگر انگیزه گریز ازموضع ایدا لوژیک را در بیانیه رفیق یاسین بیدارالهام از برنامه‌ حزب متحد ملی قلمداد نمائیم ، فکر می‌شود دانستی باید باشد که برنامه‌ها بر بنیاد خطوط فکری رفتار های سیاسی راکه سلیقه های رسیدن به هدف است مشخص میسازد یعنی شیوه سازیهای سیاسی در آن منعکس میگردد. با وجود آنهم فهمیده نشد که قضاوت رفیق یاسین بیداربه اساس کدام مفاهیم خطوط برنامه وی حزب متحد ملی در باره وحدت میتواند تفاوت دیدگاه ها را مستدل بسازد . از آنجا که برنامه حزب متحد ملی به اساس هماهنگی پروسه وحدت طرح شده مواردی را نیافتم که دلالت به این بریده گی داشته باشد. وعمیق تر اگربنگریم هرگاه این پروسه با چنین برخورد ها به چالش کشیده نمیشد که ما به شکست آن تا هنوز باور نداریم پس همان برنامه مشترک حزب واحد بود که رفیق یاسین بیدار با تصویب آن خود را در یک خط جداگانه نامعلوم میبیند. با وجود آنهم اگر قرارصادر کردن رفیق عزیر ما از روی این سند در جملاتی منفردچون« حزب ما از سمتدهی اجتماعی بازار حمایت میکند ویا آنرا نظم میبخشد» باشد در تمام بخش‌های برنامه حزب متحد ملی این موضوع با واژه‌های عدالت اجتماعی ، عدالت اقتصادی، توزیع عادلانه ثروت ها، نقش اساسی دولت در امور اقتصادی وووو بخوبی پوشش گردیده است. حالا سؤال اینجاست که از این اهداف برنامه وی ، رفیق یاسین بیدار ریس چند مرتبه ای شورای اروپائی حزب رفیق ماو صاحب صلاحیت تشکیلاتی دراز مدت که در عین حال معتقد به جریان پیدا کردن خون نو وجوان در رگ‌های سازمان اروپائی شان نیز استند، چرا به‌ نفع گزینه سازی وحدت نیرو های همسو از خطوط برناموی حزب متحد ملی تفسیر و تعبیر نمیدهند تا اینکه از آن یک مرز غیر قابل عبور ایجاد مینمایند؟ میخواهم سخن رفیق گرامی جلیل پرشور را در اینجا تکرار نمایم که وحدتخواهان به خاطر ایجاد فضای اعتماد میان سازمانهای رفیق که به اساس وجوه مشترک فکری و قضاوت مشترک و سرنوشت مشترک در قبال شرایط کنونی خواستار وحدت این سازمانها و نیرو ها میباشد حق خود میدانند روی برخورد های که فضای اعتماد سازی را تخریش میکند بصورت جدی مکث نمایند. به ویژه که طرز تفکررفیق رهبری حزب متحد ملی را تا اکنون در چنین موارد موافق بااین بردداشت رفیق یاسین بیدار نخوانده ایم. به تکرار باید گفته شود که چنین برخورد ها در وجود چند تن از رفقای هم تشکیل نویسنده این سطور را نیر برای تخریش پروسه وحدت شاهد استیم که در موقع لازم به آن پرداخته خواهد شد.

رفیق یاسین بیدار همین بیانیه رابا گفتن ونوشتن بسم الله الرحمن الرحیم آغاز نموده که برای نویسنده این سطورهمچنان باورمندی مردم جایگاه خاص دارد. اما چه دلیلی وجود داشته که رفیق یاسین بیدار جایگاه دین باوری را در قبال سکیولاریزم که خود مطرح کرده در یک جلسه حزبی عوض بکند. من نمیگویم که رفیق ما به باور های دینی اهمیت قایل نشود بلکه تلویحآ میخواهم اینرا بگویم که کلمه سازیهای ما همگونی صورت عملی آنرا باید منعکس بسازد. یعنی آنچه میگویم باید عمل کنیم مانند آنکه وقتی وحدت میگوییم برای پل سازیها ونزدیک سازی ها باید کارنماییم . اضافه به آن این تمثال سازی فوق به مثابه یک تحقیق روانشناسانه نشان میدهد که نه واژه‌ها مقصر اند و نه شعار ها. این ما استیم که برای پیروزی سلیقه های خود در برابر رفقای خود از واژه‌ها و شعار ها بلنداژ و پناه گاه میسازیم و بلاخره نتیجه که بدست ما میدهد همان فاصله حرف و عمل است ورنه از آن جائی که آمده‌ایم وبه آن جائی که میرویم بسیارمعلوم ومشخص است. پس چرا همسفر سرنوشت معلوم همدیگر نیستیم؟؟؟........... ؟



وحدت خانوادهء سیاسی هم اندیشان پیروز باد



محمد یعقوب هادی