کُجای این شتر راست است؟

  

کُجای این شتر راست است؟


بعد از یکدسته شدن جهان و اثر گذاری سیاست های که ریشهء آن از نظام سود وسرمایه آب میخورد، آشوب جنگ و ناامنی، بحران های سیاسی، اقتصادی وفرهنگی، پدیده های آواره گی مردمان سر زمین های تحت نظر قدرت های طماع، سوءاستفاده از نیروی فزیکی انسانهای بیجا شده هم برای تراکم بیشتر سرمایه وهم به حیث وسیله برای استراتیژی سیاست جهان حکومتی سود وسرمایه، سوء استفاده از باور اندیشی جمعیت های بیجا شده در جهت تطبیق اهداف سود جویانهء قدرتمندان نظام سرمایه، وسایر پدیده های ضد شرافت انسانی چون پایمال نمودن سنت های مثبت وموثر جوامع مختلف که زیر بنای هویت ملی باشندگان سر زمین های مختلف را میسازد،شستشوئی تفکر ناموسی( میهن دوستی وهم وطن دوستی، عواطف خانواده گی) وسایر اعمال نا مشروع تصویری از سیاست جهان حکومتی سود وسرمایه را درنقاط مختلف قاره های دنیا به مشاهده میرساند

به باور نویسنده این حقیقت بابازیهای متفاوت چون انقلابات رنگه در نمونه های اروپای شرق، تجاوز به حریم قلمرو ها در نمونه های کشور های شرق، سازمان دهی کودتا ها در نمونه های کشور های آسیای جنوبی، تعویض مهره های قدیم به مهره های جدید با تحریک مردم برای مشروع جلو دادن این مهره ها در نمونه های شرقمیانه، در واقع همه اقداماتی اند که تحت تاثیر همین سیاست های جهان حکومتی نظام سود وسرمایه انجام میشود.


واقعات سیاسی شده کشور ما افغانستان نیز در محتوای این سیاست ها قرار دارد که به گواهی تاریخ دوران رکود وعقب نگهداشتن افغانستان با جابجائی حکام اجیر، دوران وحشت ودهشت وپدیده باندیتیزم، وبه تعقیب آن بربریت پدیده طالبانیزم که شعار مبارزه ضد تروریزم را برای ادامه سیاست گذاریهای سودوسرمایه احیا کرد، همه پیش زمینه های اند که به اوضاع شکل یافته جدید می انجامد. لذا امروزه که بار دیگرافغانستان برزخ جنگ وصلح و یا میدان بازی بزرگ تقسیم دو باره جهان میان سرمایه سالاران جهان میباشد تنها افغانستان ومردم افغانستان هزینه آنرامی پردازند.


بدین سلسله درادامه تاریخ واقعات کشوری ما افغانستان حقیقت نیرنگ بازیهای ستم سالاران بار دیگردر فیصله های بن تجسم میکند. فیصله ایکه در همان آغاز از جانب تحلیل گران وصاحب نظران فیصله ناقص خوانده شدو بزودی از جانب طراحان آن نیز اجراات حکام شاندهء بن، اجراات انحرافی تعریف گردید . این بازیها در اقدامات وتدابیر بعدی چون انتخابات ریاست جمهوری ، به تعویق افتادن آن ، غیر قانونی بودن ادامه کار ریس جمهوری ، تقلب در هر دو دوره انتخابات ریاست جمهوری ، به تعویق افتادن انتخابات پارلمانی، تقلب در هر دو دوره انتخابات پارلمانی، بازیهای داخلی پارلمان درانتخاب ریاست پارلمان ، با همین حال پا در هوا گذاشتن فیصله های ار گانهای قانون گذار، قضاء که بطور واضح اجراات ارگانهای اجرائیوی فلج شده وخود سر میتواند باشد همه وهمه نیرنگ های اند که از سیاست جهان حکومتی ستم سالاران مایه میگیرد


این در حالی است که اعمال طالبان بگونهء از طرف عمال دولتی پوشش میگردد. از آنجمله اخیرأ گوش بریدن چهار تن از کارگران در ولسوالی ژیری ولایت کندهار را والی کندهار عمل قاچاقچیان مواد مخدر اعلام میکند و بسیار خنده دار است که از قچاقچیان مواد مخدر میخواهد به روند صلح بپیوندند. این صلح طرح دولت چگونه بستری است که جای قچاقچیان مواد مخدر هم در آن میتواند معین باشد؟

اگر از این بگذریم که کجای این شتر راست است تا به کوهانش انگشت بگذاریم، دراین شب و روز رویتی که این چنین بازیها را در اوضاع و احوال کشور ما مشرح میسازد مذاکرات با جنگنده های تعریف شده با طرح های مجهول، واگذاری گویا مسئولیت به نیرو های گویا نظامی؟ افغانستان و تاسیس پایگاه نظامی ایالت متحده امریکا در افغانستان میباشد، که پرسش های جدی را مطرح میکند.


لذا درسرآغاز همه پرسش ها در مورد هریک از این طرح ها یک سوال اساسی را میتوان مطرح نمود

سوال اول در باره مذاکرات با جنگنده های طالبان که پیامد های بعدی را تنظیم میکند میتواند چنین باشد که مواد مذاکره با آنان زیر نام قبول قانون اساسی موجود افغانستان که دولت اسلامی افغانستان آنرا تمثیل میکند، در فحوای آن کدام تعبیر مشخص را از دولت اسلامی، جانب طالبان ارایه میکند که ارزش های حداقل دموکراتیک قانون اساسی را تحت شعاع قرار ندهد؟ این در حالی است که طالبان تعبیر مشخص از اسلام رادر اعمال شان مکرر اعلام میکنند


سوال دوم در مورد واگذاری مسئولیت کدام مسئولیت؟ مسئولیت انجام ناشده به نیرو های نظامی افغان ، کدام نیرو های نظامی افغان؟ نیرو های اجیر یا مزد بگیر که یک فیصد امتیاز برتر، قراداد آنان را میتواند تغیر بدهد، این واگذاری چنین پرسش را مطرح میکند که چه مقدار دلایل حضور این قوتها که همانا سرکوب تروریزم طالبانی بود رفع شده است در حالیکه قوندانان ارشدنظامی این نیرو ها و نمایندگان سازمان ملل متحد از قوتمند شدن تروریزم وحجم بیشتر تلفات در هر سال بعد گزارش میدهند. صرف نظر از اینکه طرح ایجاد پایگاه نظامی علاوه بر سوالیکه در مورد خود این طرح وجود دارد اینرا میرساند که اوضاع برای مردم افغانستان آرام بخش نیست .

سوال سوم در رابطه با طرح ایجاد پایگاه نظامی ایالت متحده امریکا در افغانستان است .یکی از دلایل عجیبی که حکام دولت موجود وحواریون آن ازطرح ایجاد پایگاه نظامی خارجی حمایت میکنند گویا مفاد ایجاد پایگاه این است که از مداخله کشورهای همسایه وبیگانه جلوگیری میشود. سوال اساسی این است نیروی که تا این حد فداکارانه از افغانستان دفاع نماید آیا افغانستان از افغانستان و از مردم افغانستان خواهد بود؟...... محمد یعقوب هادی

خود کوزه و خود کوزه گر و کوزه خرو کوزه فروش

  

گذری درحاشیه خبرها


خود کوزه و خود کوزه گر و کوزه خرو کوزه فروش



در این روز ها باز هم مساله مصالحه با جنگنده های انسانی در جغرافیای آسیائی جنوبی خط های خبری رسانه ها را ساخته است. پیش زمینه این خبر سازیها بر میگردد به یازده سال قبل که سالاران سود وسرمایه گویابر ضدخلقت خودشان کشتار، وحشت، دهشت وتخریب تاختند ودر موافقت به تائید تعریف پدیده خلقت خود شان یعنی تروریزم پای مبارزه مسلحانه را گویا برای سرکوب آن از سر زمین های دور تا این منطقه جغرافیائی باز نمودند. اکنون بعد از یازده سال هر چند گاهی در حالی با این پدیده وحشت ودهشت اعلان آشتی مینمایند، که هزاران انسان مجبور کشور های خودشان برای در یافت پول جهت معیشت زندگی تن به آموزش جنگنده گی داده اند در راستای مبارزه مسلحانه با پدیده تروریزم که زیر نام طالبان والقاعده خلق شده اندجانهای شانرا در این خطه فدا نموده اند.


همین منابع بعد از هشت سال واندی بیش تروریزم را توانمند تر ازآن تعریف نمودند که در ابتدا ارایه داده بودند، لذا نیروی بیشتر نظامی را وارد این خطه نمودند. این در حالی بود که یک تفکیک ابتدائی میان جنگنده هائی انسانی را زیر نام اصطلاحات داخلی و خارجی، معتدل وتندرودر مورد آنان نیز به بیان آوردند و در زمان حال خط این تفکیک را درشت تر مطرح میکنند. و آشتی را زیر نام اصطلاح طالبان با تروریزم در شرایط امروز اعلان مینمایند.


از آنجا که تروریزم یک نام نیست بلکه یک تعریف کیفی است. یعنی تعریفی که بیان اندیشه باوری است. لذا اصطلاح مصالحه با این اندیشه باوری از لحاظ معنی ومفهوم مصالحه مشروعیت بخشیدن ومشروع دانستن تروریزم است. باید وضاحت داد که منظور این قلم در اینجا سرکوب انسان ها نه، بلکه مردود شمردن عملکرد ها ی تعریف شده به مفهوم تروریزم است. که تا اکنون نه راه ها ووسایل سرکوب وخنثی سازی این پدیده هدفمندانه بوده ونه این مصالحه برای از میان برداشتن این پدیده هدفمندانه پنداشته شده و میشود. زیرا مصالحه مصلحت دانستن است، وکاربرد مصلحت دو خواست رامطرح میکند یعنی خواست هر دو جانب مصالحه را پیش میکشد. حالا در مصالحه با تروریزم این خواست دوجانب کدام است؟ وچگونه به نفع مردم ومملکت میتواند باشد؟ و اساسآ این خواست ها چگونه قابل تشخیص است ؟ پر واضح است که این خواست ها از روی اندیشه باوری هر دوجانب قابل بحث است. لذا بی جهت نیست که از یک جانب کمیته روابط خارجه پارلمان بریتانیا وحشت ودهشت را به عنوان انگیزه خواست سیاسی از جانب طالبان سیاسی میداند و از جانب دیگر مارک گروسمن نماینده جدید ریاست جمهوری ایالت متحده امریکا به این دید توافق شانرا اعلام میدارند . یعنی دیگر اعمال وحشت ودهشت در قبال همین خواست ها مشروع وبجا استند.


کنم مصالحه یکسر به زاهدان می کوثر

به شرط آنکه نگیرند این پیاله ز دستم

(.....)

این رویداد تازه خبری چنین مینماید که سرمایه سالاران روی تقسیم منافع در منطقه با هم جور آمده باشند. زیرا دو پدیده متضاد هم زمان شکل میگیرد. از یک طرف حضور دایمی پایگاه نظامی ایالت متحده امریکا در افغانستان، و از جهت دیگ طرح مصالحه با پدیده تروریزم در چهره طالبان که گویا یکی از اساسی ترین خواست شان بیرون رفتن نیرو های خارجی از افغانستان است.لذا آنچه در این فضا محسوس وملموس است اینکه: خود کوزه و خود کوزه گر و کوزه خرو کوزه فروش............محمد یعقوب هادی

حقیقت برای کج اندیشان سرود تلخ است

    

سخن حقیقت برای کج اندیشان یک سرود تلخ است


انسان برای شناخت ماحول خود نخست نیازمند شناخت چیستی وکیستیء خود است. این خود دانستنِ خود، موجد مسئولیت های اخلاقی انسان در مسیر زندگی میشود، تا از داشته های چیستی وکیستی آگاهانه استفاده موثرومثبت نماید. موخذ این تعین تکلیف مسئولیت ، هوشمندی انسان است. این قاعده برای شناخت پدیده های سیاسی، اجتماعی فرهنگی وسایر پدیده ها، هم سان است. مثلأ یک حزب سیاسی بوسیله اساسات واهداف آن حزب که در واقع هوش آن سازمان است ویک فعال سیاسی به اساس اندیشه باوری او قابل شناخت میشوند. محک پدیده شناخت محور شناختی آن است. لذا برای پدیده شناخت در مواردی از محور به اطراف و در مواردی از اطراف به محور ریشه یابی ویا ریشه شناسی، شناخت را کامل میسازد. با این دید و بینش وقتی نیازمند تشخیص باز شناختی اندیشه باوری فعالین سیاسی استیم حتمأ به محور شناختی متوصل میشویم که با شناخت چیستی وکیستی وجه مسئولیت ، و تعهد فعالین سیاسی را معین نموده است. این قاعده برای شناخت نیرو های وابسته به ح د خ ا بعدآ حزب وطن و اکنون جزایر بوجود آمده از آن، نیزما را مکلف به تشخیص محور شناختی میکند. این چیزی است که در کار بست خط و قلم، ولفظ و بیان فعالین عرصه سیاست بخوبی مشاهده میشود. همین که هر نوع تحرک سیاسی نیرو های که اولین قرارداد اخلاقی شانرا با آرمانهای ح د خ ا بسته بودند در دید دیگر اندیشان با همان شناخت محورمطرح میشوند این مساله نشان میدهد که تنها ح د خ ا به مثابه حزب مادر به اساس تعین وجه مسئولیت میتواند باز شناختی ما را بصورت روشن بیان نمائید. این محور، همان آرمانهای ح د خ ا یا همان روح مبارزه دادخواهانه است که در همه شرایط تاریخی مطرح میباشد. عدهء از«بازمانده گان ح د خ ا» برای این باز شناختی رسمیت گوئی های را از روی واقعات جبری جریان مبارزه سیاسی مطرح میسازند، تا از روی حقیقتی که روح مبارزه سیاسی یعنی آرمان ها یکه وجوه نخستین قرارداد اخلاقی شان را میسازدو معرف هویت شان میباشد. اماآز آنجائیکه این واقعات تنها آن آدرس سازیهای خود غرضانه اند که سمت های حرکت را از هم تفریق وتفکیک میکند. دیده میشود این «بازمانده گان» آدرسی که به دیگران میدهند آنرا برای خود نشانی نکرده اند. پس معلوم میشود که هم آدرس وهم آدرس دهند گان در موقعیت خود شان غلط استند. بهتر است با یک مثال دیده شود که این حقیقت در مورد حواریون واقعه پسند وآنانیکه که خود متعهد به آن رسمیت سازیهای خود نیستند چگونه سازگاری دارد . آنان چگونه سازمان جدید تشکیل داده اند و کالبد واقعه را چگونه روح نوبخشیده اند


مراجعه شود به مرامنامه تشکیلات موقت انسجام اعضای حزب وطن مصوب اجلاس سراسری فعالین تشکیلات موقت انسجام حزب وطن

و مرامنامه حزب وطن

http://www.payamewatan.com/hezbe_watan_nazaryat_didgahha/menifesto_watan_party.htm


از آنجا که درقلمرو سیاست، فرهنگ نوشتاری وگفتاری از گذرهء اندیشه باوری افراد عبور میکند معلومدار که بیان حقیقت آرمانی وتعلقیت خاطر فعالین سیاسی را منعکس میسازد. درست به رویت همین قاعده تشخیص، با موضع گیریها ودیدگاه های دست اندر کاران این عرصه آشنا میشویم. از همینجاست که هم وجوه توافق، همگرائی، هم سوئی و هم آهنگی با ایده های مطرح بوجود میاید وهم دید متضادو مخالف در تقابل آن خلق میگردد. همین دید موافق ومخالف میراثی از مقوله ها، واژها، واصطلاحات سیاسی را دست بدست در تدوام فرهنگ سیاسی از دیروز به امروز و از امروز به فردا تحویل داده و میدهد.

در فرهنگ سیاسی مخلوق سیاسی یعنی واژه ها، اصطلاحات و مقوله های سیاسی انعکاسی از آن واقعیت های اند که در شرایط و اوضاع و احوال معین ومشخص بیان یک حقیقت معین ومشخص بوده، که به اساس تشابهات اوضاع سیاسی مکرر ومتداول کاربرد پیدا کرده ومیکند. بطور مثال اگر امروز هم آهنگی ،هم نوائی هم گرائی چپ وراست را با کاربرد متظاهر واژه های تلورانس و منافع ملی بر تر از منافع حزبی ( در این باره در یادداشت های قبلی پرداخته شده این احزاب اند که حامی منافع ملی میباشند ) به بهانه ایده لوژی زده گی در گفتار ها ونوشتار ها میشنویم ومیخوانیم میراث تفکری است که زمانی به عنوان مقوله سیاسی(در آمیختن چپ افراطی وراست افراطی) بازتاب حقیقتی بوده، و امروز به اساس تشبهات کاربرد دارد


همانطوریکه گفتیم خاستگاه فرهنگ پژوهش در بارهء تولید واژه ها، اصطلاحات و مقوله های سیاسی انعکاسی از واقعیت حقیقت یافته در اوضاع مشخص است. لذابربنیاد همین بینش با استمداد تفکر در وراء اندیشه باوری یادداشتی زیر عنوان «در نشستگاه های پالتاکی چه میگذرد» حامل کلمه سازی های این قلم بود که به لطف گردانند ه گان سایت های خوانای انترنتی اقبال نشر یافت. درپیامد آن یادداشت دونوع انتظار ویا دونوع فکر از عکس العمل جانب مخاطبین آن یادداشت در ذهنم پرورش می یافت. تصور ویا فکر اول اینبود که افراد مخاطب شاید با خود سنجشی درونی خودشان به این نتیجه برسند که بار کج به منزل نمیرسد. اما از آنجا که سیاست بازار زده شده است. واین بازار زده گی همانقدر که به تاثیر گذاری سیاست گذاران جهان حکومتی ارتباط دارد، همانقدر به ظرفیت خود باوری افراد سیاسی هم مرتبط است لذا این تصور دستخوش مشترکات ظرفیت های خود باوری و تاثیر پزیری مخاطبین یادداشت شد.

به این ترتیب انتظار دیگر آن بود که اگر آنچه رامحتوای آن یادداشت بیرون داده است حقیقت نیست پس باید دانسته شود که حقیقت چیست؟ اما فرصت ها برای «گَردان» کلمات آ ن یادداشت «تحمل» نام گذاشته شد و تکرار مکررات شغل سازی ( سوء استفاده از بحث وحدت)«در جائی توضیحات دوستانه ودر جائی رفیقانه» گفته شد و یادداشت بی نام ونشان اما با مهر وتاپه مجهول پیک وحدت همان پیک تهوع آور از کنار یادداشت«در نشستگاه های پالتاکی چه میگذرد» حزب واحد را به اساس تشخیص رابطه سازمانی نویسنده هدف گیری نموده است که مشخص ترین نشانه عقده مندی غیر موجه را منعکس میسازد.این در حالیست که یادداشت «در نشستگاه های پالتاکی چه میگذرد» بصورت مشخص بیان کرده که بحث وحدت خواهی هم اندیشان در اتاق پالتاکی بر مبنای کدام طرح از کجا شروع شد، ودر کدام وقت به چه نتیجه رسید . ودر نتیجهء ضرورت پایان یافتن بحث های وحدتخواهی، کالبد اتاق پالتاکی چگونه پا بر جا ماند، وروح جدید در آن کالبد دوباره چگونه دمید.از نام وحدت چگونه سوءاستفاده شد. سخنگویان چگونه عقده گشائی کردند. اغراض شخصی چگونه جا نشین بحث های وحدت خواهانه گردید. کیها با کدام سطح آگاهی درحقیقت بازیچه بودند وشدند وبازیگران اهداف خودشانرا چگونه دنبال کردند. این همه را توضیحات رفیقانه؟ «میباید» واضح میکردکه نه چنین نبودو نیست.


اصطلاح بازار زده گی سیاسی که معرف اوضاع مشخص است. تولیداتی از عجوبه های سیاسی دارد. عجوبه یک خلقت نا متوازن ویا ناقص است. در مورد چنین خلقت در بحث مورد نظریادداشت حاضر، شگفت زده گی ما در بارهء عدهء از چهره های متزلزل ، بی اراده و سست پیمان حزب بزرگ سابق (ح د خ ا )این است که این عده زمانی به خاطر پرداخت پول حق العضویت به عنوان اصل اساسی عضویت ومتعهد بودن به آرمان هاواساسات حزبیء همان حزب بر گلون خود بیشتر فشار می آوردند ومیگفتند رفقا! اولین مسئولیت یک حزبی صادق با دریافت دستمزد ودرآمد پرداخت حق العضویت است، امروزهمان ها می آیند آرمانهای خانواده بزرگ سیاسی ما را مورد نکوهش قرار میدهند. بخاطرتوطئه سازی در تاریخ خانواده بزرگ ما به کلمه سازی های عقده گشایانه ناموجه علیه همان حزب می پردازند. زیر نام وحدت دسیسه سازی میکنند. حتی یک قضاوت وجدانی در میان این عجوبه های سیاسی وجود ندارد که در یک دید واقع بینانه موقف آن حزب در حاکمیت دولتی حدود جغرافیائی کشوریکه درنقطه حایل تقابل سیاست های جهانی موقعیت داشت، قابل توجه در سطح منطقه بود ، در ستیز چالش های متفاوت و متعدد ناشی از باور های ایدالوژیکی و باورهای دینی در مسیر ترقی،عدالت ورفع ستم با چه دشواری گام بر میداشت، وسایر عوامل مترادف در شرایط تاریخی وقت به قضاوت بنیشنند. آنان روی اینهمه پای میگذارند واستدلال شانرا درمحتوای خطوط دو رویداد جبری در داخل حزب گویا مقدس میسازند. این خود بسیار واضح وشفاف، پندار وحدتخواهی در این حلقه را یک بهانه برای خود غرضی ها یشان ثابت میسازد. اما یاد ما باشد یک حقیقت مسلم سواء دست بلند کردنها ی در همان دو رویداد جبری که این عده به آن استناد میکنند بصورت بسیار جدی وجود دارد که یاد کرد ازآن را بخاطر تامین وحدت نیرو های هم اندیش تا هنوز وحدتخواهان نسبت بخود باز گیری نمودند. لذا بحثء «در نشستگاه های پالتاکی چه میگذرد» از همین جهت بحث تشخیص موانع یک حلقه معین وحدت دشمن یک بحث جداگانه بود که مخاطبین آن اگر گفتنی داشتند باید به اساس آن محتوا «میباید» دُر فشانی میکردند نه آنکه قصیده سرائی های گذشته راسر میدادند و با ذکرتاریخ تدویردو رویداد جبری هوای زندانها، تبعید ها، تهدیدها ، بیکار شدنهاو لفاظی های گذشته را تازه میساختند.

تعجب میکنم سخن پردازان و زمینه سازان افتراق پالتاکی که در فضای طبع نشین خود شان درخارجه بعداز ده ها سال چشم ، گوش و هوش شان برای دید ، شنید ودرک دیروز روشن، باز وقابل گرفت شده است آیا بخاطر دارند که آن طرح ها ، دیدگاه ها ورویکرد ها را در زمان خودش مورد کوچکترین انتقاد قرار داده باشند. فرق میان این عده ونیرو های متعهد به آرمانهای ح د خ ا از همینجا قابل تفکیک وتشخیص است . تا آنجا که به تعهدات نیرو های متعهد ارتباط دارد این نیرو ها ملاحظات شانرا در همان زمان با شفافیت تمام بیان نموده اند وهریک به سرنوشت قبول کرده خودشان از تبعید تا زندان و از تهدید تا بیکاری و از دست دادن نان خود، اولاد وخانواده شان رسیده اند.


با اختصار باید بنویسم که در مورد چگونگی ایجاد اتاق «سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه» یادداشت «در نشستگاه های پالتاکی چه میگذرد» بخوبی همه چیز را بیان کرده است، و حقیقت ایجاد آن نه در هویت سازیهای کاذب کوته والان بلکه در حقیقت ایجاد آن نهفته است که عموم رفقای فعال در پالتاک ازحقیقت آن میدانند، که «سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه» درزمره سایر امکانات وحدتخواهانه در نتیجه صد ها یادداشت، مقاله، وگفتگو های وحدتخواهانه مهیا شده بود. از آنجاکه یکی از اصول وحدتخواهی وحدتخواهان این است که اندیشه را مطرح میکنند. لذا کوته والان قبل از آن که این اندیشه را حمل کنند هیچ نشانی از اندیشه وحدتخواهی ندارند. از این که بگذریم خنده دار ترین برخورد کوته والان استعمال کلمه حسادت است. اول حسادت چیست؟ حسادت در مشخصترین مفهوم، آرزوی داشته های دیگران به خود است. اگر منظور نویسندهء «تحمل پذیر» من استم ویا سازمان من است لطفآ همین قیاس را در تراوزی وجدان میزان نمائید که کی به چی باید حسادت نمائید. تا اکنون هیچ انسان شرافتمند را نمیشناسم که نسبت به دشنام گوئی ها حس حسادت اش تحریک شده باشد. محکومیت دشنام گوئی حسادت نیست بلکه افشای چهره های است که نسبت به آرمانهای شریفانه ما دهن کجی مینمایند.

لذا منِ که نویسنده استفاده نموده ومینمائید منِ خودبین و منِ تکبر نیست این من ، منِ مسئولیت است منِ تکبر وخودبین را اکنون واضح میسازم که چیست وکیست؟

درهمین اتاق پالتاکی بگفته کوته والان سخنگاه وبه تحلیل این قلم بزنگاه که در حدود 50 نفر واز آنجمله چهل و پنج تن آن فقط شنونده استند وتنها پنج نفر گویندهء به ظاهر موافق ولی با طرز تفکر پنجگانه شرکت میکنند. وقتی بر طرز تفکرهمان پنج نفر به ظاهر هم باور، رفقا، از میان شرکت کنند ه گان انگشت گذاشته به یاد تان است شما چه پیش آمد نموده اید؟ این پیش آمد مکرر شما در حدود صلاحیت های «ارباب پالی» تان نشان میدهد که اگر بر سرنوشت عموم مسلط میبودید ده ها مرتبه این عموم را نابود میکردید. منِ تکبر وخود بینی به این میگویند. این در حالی است که در یادداشت «تحمل پذیری» تان توطئه تحریک را ماهرانه دامن زده اید تا ذهنیت رفقا ی را که صادقانه در تلاش تامین وحدت نیرو های هم اندیش استند ازشغل بیکار گذرانی تان گویا انحراف بدهید. آنانی را که یادداشت «در نشستگاه های پالتاکی چه میگذرد»بدنام ترین خوانده است آنانی اند که سر و کله یک تن ازکوته والان از چنان گریبان برآمده است. کوشش نکنید این تاپه را با بی حیائی به رفقای حواله کنید که هنوز شما را با پندار تان درست نشناخته اند.

دلم از صحـــبت آن چــرب زبانان بگرفت

بعد ازاین دسـت من و دامن لب دوخته گان

این مصراع از فانی ای جاودان شده است. او از چرب زبانان آزرده است.این مصراع را برای هوشمندی منها سروده، که منها فریب چرب زبانان را نخورند. چه آموزه زیبا که در فاصله چند سطربرحق میشود و آن اینکه «اصول اخلاقی وهمچنان فرهنگ و تربیت خجسته سیاسی » نویسنده کلمه پرداز «تحمل پذیر» به زودی فراموشش میشود و یعقوب هادی عزیز دیگر عزیز نیست، ونویسنده «تحمل پذیر» به اصل خود بر میگردد، یعنی روحیه کوته والی او بر انگیخته میشود، و به کار بست لغات ناموجه متوصل میشود. وبازهم روحیه کوته والی بیشتر طغیان میکند. بالای اتاق کنگره که گفتمان خاص را برای طرح ریزی و جمع بندی خطوط فکری ومرامی ( این جمع بندی در سایت بامداد به نشر رسیده است) تدویر میکرد حمله میکند. وبلاخره با افترا وتوطئه راهی کشور میشود و از خزانه هندوستا ن برای تعمیر حزب واحد کرایه تعین میکند و حتی عقلش همینقدر هم کار نمیکند که فکر کند با این مبلغ یکصدو بیست هزار دالر کرایه ماهانه ذکر شده در یکسال میتوان به مالکیت ساختمان های بیشتر رسید.

آقای «تحمل پذیر» «میباید» نویس! به اینها میگویند حسادت، توطئه، دسیسه، دستوری،افترا که در عقب چرب زبانی شما پنهان بود و است

تذکرآخر اینکه اقایان «تحمل پذیر» باید بدانند استعفا، تعلیق در احزاب سیاسی یک امر طبیعی است. این پیش آمد برای احزاب به اساس برداشت های فعالین آن یک رویداد نو نیست. عکس العمل های تعلیق یک پس منظرسر نوشتی دارد که در آغاز گفته میشود. یعنی تعلیق یک نتیجه کامل نیست. نویسندهء «تحمل پذیر» برای نتیجه گیری تحمل پذیری نکرده است. اما بیائید این پیش آمد ها را بصورت واقعیت حقیقت یافته در وجود حلقه مدعی رسمیت سازیها مشاهده کنیم، و بپرسیم از تعداد دستانیکه دو رویداد جبری را به نظر شما رسمیت بخشیدند چند دست آن هم اکنون برای شما بلند است؟

آقایان «تحمل پذیر» میخواهم خاطر نشان بسازم اکنون که شما اینرا ثابت نمودید که بزنگاه پالتاکی شما با شعار تشکیلات موقت انسجام حزب وطن فعال است و بطور واضح به محتوای « درنشستگاه های پالتاکی چه میگذرد» در این مورد که در عقب شما دستانی در کار بوده واست وهم درموارد دیگر آن یادداشت با ارایه پاسخ صحه گذاشتید معلومدار که بحث من پایان نیافته است. امااز آنجا که «تحمل پذیری» شما ایجاب زود رسی میکرد عجالتأ تا افشای توطئه های بیشتر همین .....محمد یعقوب هادی

پایگاه نظامی خارجی یا پایمال ساختن منافع ملی ما ؟

 

پایگاه نظامی خارجی یا پایمال ساختن منافع ملی ما ؟

پایگاه در لغات نامه ها با معانی جا،مقام،قدر،مرتبه، وبطور مشخص جای پای آمده است. ترکیب این واژه با پسوند نظامی (پایگاه نظامی) درست معنی جای پای نظامی را افاده میدهد، که در جهان امروز این ترکیب واژه ای بیشتر مشخصه سیاست جهانی شدن نظام های سود وسرمایه را تعریف میکند. به بیان دیگر در محتوای پایگاه نظامی بشریت شاهد حضور گسترده همین نظام ها ودولت ها در راس ایالت متحده امریکا میباشد. از آنجا که منابع مختلف ومتعدد بر علاوه حضور نظامی ایالت متحده امریکا در عده از کشور ها از تاسیس800 پایگاه نظامی در حدود جغرافیائی 130 کشور جهان خبر میدهند، که شامل صد ها هزار نیروی زمینی ، هوائی ودریائی است. این مساله پوشیده نیست که ایجاد این پایگاه ها از گذشته از یک جهت به خاطر جلوگیری از پیشروی باور های سوسیالیستی بوده از جانب دیگر توجیه اقتصادی دارد. لذا معلوم است که این پایگاه ها در واقع منفعت سیاست گذارانِ را نشانی میکند که ارادهء نموده اند سیاست جهان حکومتی را بر پایه اکمال برسانند. از این جهت در جهان امروز زیر چتر سیاست جهانی شدن آنچه به عنوان منافع ملی در دو دولت موافق به قرار داد تاسیس پایگاه نظامی مطرح است فقط منفعت ستم سالاران نظام های ستمگر را باز گو میکند، نه منافع ملی که عنوان میشود. توجیه منافع ملی در چار چوب این چنین قرارداد ها زمانی مطرح است که اول خود این دولت ها دولتهای مردمی باشند.

اخیرآ رسانه ها علاقه ایالت متحده امریکا را برای ایجاد پایگاه نظامی در افغانستان از بیان ریس جمهور افغانستان حامد کرزی به دست نشر سپردند. در ظاهر امر این مساله یک خبر تازه معلوم میشود. لیکن بر ملا کردن این علاقمندی دقیقا به اساس پیش زمینهء دراز مدت مطرح است . پیش زمینه های که مراحلی مختلف را پشت سر گذاشت. تحمیل ده ها سال جنگ بر مردم وکشور ما یکی از پیش زمینه های مشخص این طرح است. بهانه حضور نظامی دولتهای ستمگر در افغانستان زیر نام سرکوب تروریزم بنام القاعده وطالب مراحل بعدی آن میباشد. این در حالی است که بهانه این حضور نظامی نتیجهء آنچه را که عنوان کرده بود بدست نداده است. لذا سیاست های ضد نقیض دولت موجود در حمایت ایالت متحده امریکا آخرین پیش زمینهء است که برای دعوت ژاندرم منطقه فضا سازی مینمائید.

ریس جمهور حامد کرزی میگوئید که دولت او روی منافع ملی کشور با دولت ایالت متحده اختلاف نظر دارد. این در حالی مطرح میشود که تفسیر های خود غرضانه از تعاریف متفاوت در باره منافع ملی برای پوشش کردن اغراض ضد منافع ملی رو کش ساخته میشود . هر گاه تمام تعاریف بیان شده را با هم بیامیزیم و در سخن آسان منافع ملی را واضح بیان نمائیم خواهیم گفت منافع ملی یعنی حفظ وبقای یک ملت ومنافع آن در داخل یک جغرافیای سیاسی از تمام اشکال آسیب رسانی های داخلی و خارجی است . حالا مفهوم حفظ وبقای ملت در این نهفته است که ملت چیست و کیست؟ هرگاه ملت همان جمعیت انسانی است که به اساس وجوهات فرهنگی وریشه های نژادی تعریف میشود بیائید ببینیم که این وجوهات در سر زمین ما همین اکنون چگونه پایمال حضور نظامیان خارجی میشود که دولت موجود برای دایمی بودن آن نیرو ها، فضا سازی میکند، ومردم را به بهانه اختلاف نظر با ایالت متحده امریکادر مورد منافع ملی فریب میدهد. یکی از اساسی ترین مشخصات وجه ملت بودن ما زبان ماست که می بینیم یک زبان بیگانه دارد جایگزین آن میگردد. متاسفانه که زبان جاگزین (انگلیسی) با خصوصیت زبان نان ، زبان معیشت حیات، جبارانه جایگیر زبان های مردمی ما ساخته میشود. این مساله جایگیزنی جبارانه از نظر ریس جمهوری حامد کرزی به منافع ملی ما ارتباط ندارد . به این سلسله طرح مسایل در باره منافع ملی که از ماهیت حاکمیت ، در باره ارزش های منافع ملی در وجود ارگانهای مشخصه دولت تاسیس قواه مسلح مکلف به دفاع از تمامیت ارضی به اساس دین میهنی، استقلالیت ارگانهای قضائی، انتخاب با قاعدهء ارگانهای قانون گذار، وسایر مسایل منافع علیای ملی ناشی میشود. همین اکنون با پامال شدن مجموع فر هنگ از معاشرت های اجتماعی، سلوک ، رفتار وکردار های اخلاقی گرفته تا فرهنگ لباس و غذا با حضور نظامی کشور های سود و سرمایه مواجه استیم که ریس جمهوری افغانستان آنرا در تعریف منافع ملی شامل نمیداند، لیکن اختلاف نظر را در چارچوب منافع ملی در رابطه با تعین دیدگاه ها روی مناسبات ایران افغانستان امریکا به تعبیر و تفسیر میگیرد که گویا بقای ملت ما از این زاویه تاثیر پذیر است


فضا سازی برای حضور نظامی ایالت متحده امریکا بطور دایم در حالی است که از تاثیر حضور گویاموقت نظامی خارجیان در بسی از موارد خود ریس جمهوری افغانستان شکایت دارد و جدید ترین مورد آن دخالت در امور پارلمانی بود که از زبان ریس جمهوری شنیده شد. در این چنین یک فضای که دولت اعتراف به عدم استقلال عمل میکند چگونه صلاحیت دارد که در حمایت از منافع ملی ما روی ایجاد پایگاه نظامی ارادهء عمل داشته باشد این در حالی است که قرار داد حضور دایمی قوت های خارجی با پیش زمینه سه بار قرار داد استراتیژیک نظامی میان ایالت متحده امریکا ودولت حامد کرزی صورت گرفته، این دور نما را نشانی کرده است .

رای نویسنده در این خصوص این است ازآنجا پلان ایجاد پایگاه نظامی ایالت متحده امریکا در افغانستان از دهلیز موقف،موقعیت وهدفمندی حضور نظامی 47 کشور در راس ایالت متحده امریکا میگذرد، لذا ایجاد پایگاه نظامی ایالت متحده امریکا در افغانستان به هیچ عنوان به نفع مردم وکشور ما بوده نمیتواند. اینکه وزیر دفاع؟ افغانستان «وزیر دفاعی که امنیت خانه شخصی خود را گرفته نمیتواند» جناب عبدالرحیم وردک فورآ این علاقمندی را تائید میدارد معلومدار که باید به خاطر دریافت تحفه مقام وزارت دفاع افغانستان به نحوه شایستهء اظهار شکران نمائید............محمد یعقوب هادی