یاد شهیدان وطن گرامی باد

  به مناسبت سیزدهمین سالروز شهادت رفیق داکتر نجیب الله

یاد شهیدان وطن گرامی باد


وقتی صدای روح پاکان بر فراز آستان غمکدهء ما فریاد میکشد، که شهیدان را بیاد بیاورید، آن گاهِ همین روز است، روز یاد بود شهیدان است. در این روز است که به پاس قدسیت شهیدان وطن به امتحان هنگامهء همدلی ها میرویم. ما برای اثبات سخنانی میرویم که برای نظم کلمات و نثر ادبیات نیست، بلکه احساس وآرزوی امروز وفردای همهء ماست . آنگاه که گفته بودیم

برای اثبات قول وقرار خود هر یک ما بازهم با آرزومندی کامل برای یگانه گی دست های مارا به همدیگر پیش کرده وآغوش مانرا برای پزیرش همدیگر باز داشته باشیم. شرایط آن این است که گفتار وحدت از حدود شعار خارج ساخته شود ودر محور عمل قرار بگیرد. زمینه های مشخص آن که در پهلوی سایر تدابیر وحدتخواهانهء همه وحدت خواهان به نوبهء خود با اهمیت و قیمت داراست وآن این که وقتی مناسبت های مهم برگزار میشود که حتمأ میشود در این دور از سالگرد ها، یاد بود ها، بزرگداشت ها از حزب مادر، رهبران شهید ومتوفی ( ح د خ ا حزب وطن) «حزب بزرگ، خانوادهء بزرگ، حزب بزرگ دیروز» و مصطلحات همگون آن را همگانی وبا شرکت تمام سازمانها ، رفقا و متحدین وهواداران آن حزب تجلیل وبرگزار نمائیم. ما همه باید بیدون احساس شکسته گی وهم بیدون روحیهء خود برتر بینی، بیدون نظر داشت وابستگی به سازمانهای مشخص امروز مان ، بیدون هراس از تلقیات موهوم و بیدون گله گزاریهایکه دیروز در این مناسبت ها، که من چه کردم وتو چه کردی در کنار همدیگر گام بر داریم . ما باید این تعهد را در این مناسبت ها با گام های استوار ونیات صادقانه به امروحدت با شکستن همه دیوار ها ی جدائی انجام بدهیم

حالا همانوقت است که مثل هر سال دیگر گردش ایام شانس گذر، از گفتار به عمل را در پیش روی ما گذا شته است. وقت یاد بود شهیدان است. یاد بود شهیدان راه سعادت مردم وترقی وطن که در مسیر حق وحقیقت با خون پاک شان، راه رهروان متعهد را روشن ساختند . یعنی آنانیکه گرانبها ترین تحفه را از ارزش زندگی که حیات شرین ایشان بود به اساس نیاتی که با خدای خود، با خود وبا مردم خود بسته بودند به دامان مادر وطن تقدیم نمودند

قدسیت ارواح پاک آن شهیدان گمنام و با نامِ فرزندان، پدران، مادران، برادران و خواهران مردم ما گرامی باد.

زمانی از خود پرسیدم این چه رسم است که از میان نام هزاران شهید یک آرمان، یک نام را به تجلیل گاه میبریم؟ قناعت بخش ترین پاسخی که ازتفکر خود دریافت کردم این است که ای بندهء خدا ! همانگونه که سجده به محراب قبله گاه، در خواست پاداشِ شریف ترین آرزو هاست. همانگونه یاد کرد نام های گرامی عزیزان که در درون تو برای گرامی داشت پرورش یافته اند، ووقتی آن نام ها در یک صف قرار میگیرند عصبیت یک قافله رهروان، در وجود یک قافله سالار به بیان میاید. یاد بود یک نام، یاد بود تمام این قافله است

از همینجاست که امروز به عنوان یاد بود قافلهء شهیدان پاک، نام شهید داکتر نجیب الله را به عنوان سر قافله شهیدان وطن گرامی میداریم. او را که با دست کور دل ترین وجنایت پیشه ترین عناصر بد اندیش وبد عمل، مفسد ترین جنایت کاران داخلی و به دستور جنایت پیشهء گان منطقوی نا جوانمردانه و وحشیانه به شهادت رسانیده شد

شهید داکتر نجیب الله ریس جمهور کشور ما افغانستان و رهبر حزب ما بود. برای بیان صفات رفیق شهید داکتر نجیب الله سخن سزاوارو قلم توانا در کار است. اما من فقط آگاهی ، دانائی، توانائی ، فصاحت ،بلاغت، تاثیر گذاری، نبوغیت و جذابیت سخنوری و کرکتر رهبری او را به عنوان ریس جمهور افغانستان در بعد یک شخصیت کامل چنین میتوانم تعریف نمایم که اگر در جهان ومنطقه مانند او وجود داشت ولی برتر از اواصلأ سراغ نمیشد. اوکه رهبر بلا منازعهء حزب ما بود با دریغ ودرد که در شتاب پیش کشیدن شرایط مساعد سازی تغیرِ جو جها نی، در میان سازش های سیاست گزاران قدرتمند جهان متنازع، یکجا با وطن ومردم وطن قربان شد. حالا بر ماست که به عنوان پیرو وراهرو رفیقِ شهید داکتر نجیب الله وهمه رهبران ورفته گان ما، آرمانهای شانرا پیگیری نمائیم. آرمان آنان وقتی تحقق می یابد که ما باهم باشیم و همدیگر را قطعأ بپزیریم.

اجازه فرمائید بجای اینکه در اینجا کلمات و جملات مترادف بیشتررا قطار بسازم. در یک سخن بگویم که ما هیچکدام دشمن همدیگر نیستیم، پس باید باهم باشیم. بسیار افتخار آمیز است که به پاس قدسیت روح رفیق شهید داکتر نجیب الله وتمام شهیدان وطن زبان ما وزبان قلم ما برای همیشه حرف های دل آزار را فراموش کند.

وقتی به پای یاد بود ها ، سالگردها وتجلیل ها می نشینیم برای یک دقیقه سکوت ویا یک کف زدن پرشورنه، بلکه برای خلق اعتماد وتائید همدیگر ما ست. یاد ما باشد یاد بود شهیدان راه وطن را در حالی گرامی میداریم که سخنان شرین و زبان گویای وحدت خواهی و یگانه شدن رااز همدیگرمان تا امروزبسیار شنیده ایم. اما اینک در این چنین روزتالم وتاثر ، یعنی روزی که کمبود بهترین عزیزان خود چون شهید داکتر نجیب الله ریس جمهور کشور ما و رهبر حزب ما را در کنار خود شدیدأ احساس میکنیم ، ازشما رهبران سازمانهای جداگانهء رفقای خود، که سرنوشت وحدت سازمانهای جدا گانهء رفقای ما بدست های شما رفقای رهبری ومسوولین سازمانهای خودی گره خورده میخواهیم، به پاس روح شهیدان و رفته گان عزیز ما با یک اقدام شجاعانه و با تدابیر زود رس وحدت خواهانه به عنوان دوست داران رهبران شهید ومتوفیء ما وحدت جزایر پراگنده حزب واحد دیروز مانرا با گذشت ازجا ومقام رهبری برای همدیگر تامین نمائید و پاس وحرمت رهبران شهید ومتوفی مانرا در چنین یک اراده وعمل خلاق وتاریخ ساز بجا بیاورید. تا باشد روح پاک ایشانرا آرامش ببخشایم .

روح شهید ان وطن شادباد

محمد یعقوب هادی

وحدت نیرو های مترقی یگانه گزینه برای پیروزی و خوشبختی مردم است

 وحدت نیرو های مترقی یگانه گزینه برای پیروزی و خوشبختی مردم است

مراحل گذشتهء تاریخ بشری اثبات امتداد تاریخ بشری است. تا آن گاهی که علت های حیات وجود دارد تغیر وتحول مستمر نیز جاری خواهد بود. برای زندگی داشتن، موجود انسانی صاحب تفکر واندیشهء خواهد بود. پدیده اختلاف وجود خواهد داشت و نیروی های انسانی برای تحقق خواست های شان در میادین مبارزه برای بهتر وبهتر تر زندگی کردن حضور خواهند یافت

پس از آنجا که بشریت پدیده پیوسته ء حیات در ادوار تاریخ به شمار میاید. تاریخ در گزرهء زمان هم شاهد اقبال کام گیری های بشری و هم شاهد محرومیت های انسان از نعمات مادی در مراحل مختلف تاریخی حیات است. انسان امروزه با کسب عقل وهوش افزون، در مقام داور با درایت، دارائی قضاوت منصفانه در خصوص خوب وبد سرگذشت تاریخی در اجتماع بشری است

به اساس همین بینش اگاهانه است که انسان امروزدر مسایل پیرامونی حیات امروزی خود صاحب تشخیص کاملتر میباشد. لذا بخوبی میداند شعار جهانی شدن که امروز مطرح میشود در ماهیت جداگانه از واقعیت خود، تعریفی از خواست های بیشتر خواهی جوامعی است که از دست آورد های بشری سوء استفاده میکنند. یعنی ماهیت واقعی جهانی شدن به حیث روند تاریخی آن است که به بنیاد منافع متقابل مردم (انسانها) راه گشا میباشد. منافع متقابل را در شرایط امروزه به زبان ساده آن میتوان در شیوه ءعملکرد بده وبستان تعریف کرد ، که در حقیقت از واقعیت بهزیستی انسانها در اولین اجتماع انسانی اشتقاق شده است یعنی آسوده گی هریک ، آسوده گی دیگری را باید تضمین نمائید

واقعیت متضاد درشرایط امروززیر شعار جهانی شدن همین اوضاع واحوال سیاسی، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی ونظامی جهان است که مشرح ترین مثال برای ما اوضاع کشور خودما و نزدیکترین نشانی آن جریان رقابت های انتخاباتی سال 1388 میباشد. که در نتیجهء آن تمام این زمینه ها مشاهده میشود. دیده شد نه آنانی که اهداف مردم خواهانه داشتند توانستند مردم را از تاثیر فریب نجات بدهند ونه آنهایکه طلسم فریب را بکار بردند توانستند همه مردم را فریب بدهند. و درعین حال ایستائی در برابر تعین سر نوشت مردم از بیرون مرزهای کشورشامل محتوای اند که مبارزه تعریف شده است. لذا مجموع عملکرد ها در محتوای ماهیت خود، درقضاوت مردم ومتفکرین جامعه به عنوان نیروی محرک تاریخ قرار دارد .

یکی از مسایل آموزنده در شرایط جاری کشور ما نیات بد، بد اندیشان است.بد اندیشان وبد کردارانیکه از دوزخ رسوائی ها ی شان قد بلندک میکنند ودر حال جان کندن تلاش دارند رسوائی شانرا را کتمان نمایند ، آنهایکه در کنار دشمنان مردم وحتی بشریت نام شان ظهور کرد با آنهم خود کرده گی های شانرا با تحریک احساسات باورمندانه دینی مردم میخواهند پنهان کنند. آنها از میان خود برای خود تابو میسازند تا یکدیگررا به ادامهء اعمال جنایت بار باهم داشته باشند . آنهایکه مردم از آنها نفرت دارند، و با پر روئی ودیده درائی برای بازمانده گان باور های شریر شان، دعوای میراث آینده را دارند تا میکروب آنها فضای زندگی مردم را آلوده بسازد.

همینجاست که صادقین ومومنین ارادهء نیک برای بهروزی انسان فکر اینرا باید نمایند که آنها به قضاوت تاریخ خود را چگونه بسپارند؟

لذا حالا وقت آن است نیرو های مترقی با تجربهء که از ازمنهء مبارزه حاصل کرده اند بخاطر بهزیستی مردم به هر وسیلهء ممکن که است بیش از این از پراگنده گی شان جلوگیری نموده در یک تشکل واحد حضور بالقوه شانرا بالفعل وارد میدان مبارزه سازند.

کار ساز ترین وسیله ممکن یگانه شدن(وحدت) نیروهای مترقی، در خود گذری رهبریت این نیرو ها نهفته است . این خود گذری حرمت گذاشتن و پاس داشتن است. پاس آرمانهای بزرگ وشریفانهء خود این نیرو ها ، پاس خون پاک  زنان شجاع ودلاور مردان شهید این راه ، پاس شهادت ملیونها هم وطن شهید گمنام وبا نام، پاس بیوه ها ویتیمانی که آرزوی زندگی را دارند، پاس رنج وآلام مادران وپدرانی که فرزندان شانرا در این راه از دست داده اند، پاس رنج فرزندانیکه مادران و پدران شان را از دست داده اند، وبلاخره به نیات اینکه دیگر مردم برای از دست دادن عزیزان خود رنج نکشند، نبود نان،سر پناه ،لباس ، امنیت مردم را بیچاره نسازد، فضای ترس ،وحشت دلهره از جنگ وویرانی روح مردم را آزار ندهد، مردم از حق داشتن سواد ،درس ، تعلیم، تحصیل، صحت ، کار و تفریح برخوردار شوند. وبلاخره به خاطر صد ها خواست وآرزوی شریفانهء هر یک این نیرو ها وسازمانها به چاره ء مشکل این نیرو ها چاره آسان بسنجند، تا همه باهم یکجا شوند. یک شخصیت را از میان هم برای رهبریت بر گزینند وهمه با جان ودل وتن روح با اصول رهبری دسته جمعی همکار او وهمدیگر شوند

ما همه شاهد استیم که گفت وشنود های زیادی در این باره(وحدت) صورت گرفته است. همچنانکه صد ها مقاله با پیشنهادات متعدد در این باره مطرح شده است. اما ما در همان نقطهء قرار داریم که در آغاز پراگندگی بودیم. پس من فکر میکنم به این مساله شفاف تر باید برخورد صورت بگیرد

لذا باید گفته شود همه شاهد استیم که با معرفی نامزد ن ف د ت ا برای انتخابات ریاست جمهوری 1388 در جریان همین انتخابات این نیرو ها در یک آزمون تاریخ ساز قرار گرفتند. عدهء از تشکیلات نیرو های مترقی ونیروی های جداگانهء همفکر با دلایل مختلف از همکاری برای نامزد ن ف د ت ا در این پروسه خود داری کردند. عده دیگر این تشکیلات ونیرو های انفرادی از این نامزدی حمایت کردند.

به این ترتیب رقابت های انتخاباتی در اوزان وسنجشی که یک طرف زور، زر،توان تفنگ وقدرت حکومت و حمایتگران خارجی همراه داشت و طرف نیرو های مترقی که نیات سالم، اراده نیک ، آرزو وآرمان خدمت به مردم به همراه داشتند. رای خالص وآگاهانهءمردم برای نماینده نیرو های مترقی ( ن ف د ت ا) که فارغ از ملیت پرستی، قوم پرستی، زبان پرستی وسمت پرستی از روی برنامه وپیشینهء صداقت به تعهد به این صندوق ریخته شده این حقیقت را ثابت ساخت که اگر همه نیرو ها مترقی باهم یکجا میبودند در قدم اول یک توان باز دارندهء تخلفات وتقلباتی میبود که رسوائی آن غیر قابل انکار است ودر ثانی نتیجهء آن بیدون هیچ تردید پیروزی نیروی های مترقی برای احراز مقام ریاست جمهوری به حیث وسیله تحقق آرمانها ی خدمت گذاری به مردم ووطن صد در صد  تحقق می پزیرفت. در اینحال باید مفکوره ء خود را در باره قدرت توضیح بدهم که باور من این است ما برای صلاحیت وقدرت مردم در امر حضور وشرکت شان برای بر آوردن خواست های شان کار ومبارزه میکنیم و در این راستا مسولیت این است که مردم را صاحب صلاحیت وقدرت ارادهء شان بسازیم. از همینرو قبل از حضور در انتخابات ریاست جمهوری تدبیر وحدت نیرو های همسو در اولویت کار ومبارزهء همهء نیرو ها قرار داشت. وحالا هم معلوم است که همه به اساس این ضرورت اظهار تعهد میکنند. از همین جهت دانستنی است آزمونی را که سپری نمودیم اهمیت وضرورت وحدت را بیش از هر وقت دیگربه تحقق این معمول قابل درک ساخته است. حالا این هم دانستنی است که این آزمون نشان داد مردم در انتظار نیروی های مترقی میباشند پس این انتظار وقتی به موفقیت می انجامد که اعتبار واعتماد مردم را تقویت نمائیم و موفقیت در صورتی بر آورده میشود که وحدت این نیرو ها تامین شود.

برخورد شفاف را که مطرح نمودیم اساس آن این است که نگذاریم به خاطر به ثمر نرسیدن وحدت نیرو های همسو قبل از انتخابات ریاست جمهوری، و عدم همکاری سازمانهای همفکر در پروسهء انتخابات ریاست جمهوری با نامزد نیر و های مترقی( ن ف د ت ا) ارادهء مانرا از همسوئی ووحدت سرد ، کمرنگ وبی چسب بسازد. لذا برای اثبات قول وقرار خود هر یک ما بازهم با آرزومندی کامل برای یگانه گی دست های مارا به همدیگر پیش کرده وآغوش مانرا برای پزیرش همدیگر باز داشته باشیم. شرایط آن این است که گفتار وحدت از حدود شعار خارج ساخته شود ودر محور عمل قرار بگیرد. زمینه های مشخص آن که در پهلوی سایر تدابیر وحدتخواهانهء همه وحدت خواهان به نوبهء خود با اهمیت و قیمت داراست وآن این که وقتی مناسبت های مهم برگزار میشود که حتمأ میشود در این دور از سالگرد ها، یاد بود ها، بزرگداشت های حزب مادر، رهبران شهید ومتوفی ( ح د خ ا) «حزب بزرگ، خانوادهء بزرگ، حزب بزرگ دیروز» و مصطلحات همگون آن را همگانی وبا شرکت تمام سازمانها ، رفقا و متحدین وهواداران آن حزب تجلیل وبرگزار نمائیم. ما همه باید هم بیدون احساس شکسته گی وهم بیدون روحیهء خود برتر بینی، بیدون نظر داشت وابستگی به سازمانهای مشخص امروز مان ، بیدون هراس از تلقیات موهوم و بیدون گله گزاریهایکه دیروز در این مناسبت ها که من چه کردم وتو چه کردی در کنار همدیگر گام بر داریم . ما باید این تعهد را در این مناسبت ها با گام های استوار ونیات صادقانه به امر وحدت با شکستن همه دیوار ها ی جدائی انجام بدهیم. نویسنده همچنانکه به امر وحدت نیرو های همسو در کنار همه رفقا متعهد است از تمام بیانات ، پیشنهادات، طرح ها ونظریات رفقای سازمانهای جداگانه ونیرو های انفرادی شامل مبارزهء سیاسی در بارهء وحدت نیرو های مترقی ( اگر این تدابیررا ونام عزیزان را در اینجا به بیان بگیریم شامل صفحات متعدد میشود.منظور من از یک حرف وحدت خواهانه تا همه تدابیریکه مطرح شده است میباشد) حمایت نموده بحضور همه عزیزان ما پیشنهاد مینمائیم که این پیش زمینه ها با نشر مقاله ها وبیانات هر یک مستمر وپیگیرحمایت وهمکاری شود تا با جوش خروش وحدت خواهانه این پیش زمینه ها رابه جانب موفقیت رهنمون ساخته و به ضرورت وقت وزمان پاسخ ارایه نمائیم. پیروز باد وحدت خدمتگاران مردم ووطن پیروز باد مردم زنده باد افغانستان

محمد یعقوب هادی

به دوزخیان قهرمان سازی های کاذب

 به دوزخیان قهرمان سازی های کاذب


هنر سینما تصویری از واقعات

از سالهای درازی هنر سینمائی کشور هندوستان در افغانستان علاقمندان زیادی دارد . معلوم است خصوصیت فلم های هنری هندی طوری است که همیشه نتیجهء داستان فلم با موفقیت بازیگر نقش اول پایان می پزیرد. بیاد دارم که در این باب یکی از کار گردانان هنر سینمای هند گفته بود که : «ما نتیجهء داستان فلم را به نفع نقش اول به خاطری کامیاب وموفق به پایان میرسانیم که میخواهیم روحیهء جامعه را به سوی امید رهنمائی نمائیم» به یقین یکی از اساسات بینش این کار گردانان ناشی از درکِ موقف تماشاچیان در هنگام تماشای فلم است، که درست از روی احساسات وعواطف تماشاچیان به این نتیجه رسیده اند. زیرا بخوبی معلوم میشود بازیگران نقش اول فلم که «بچه ، دختر و بد معاش» فلم خوانده میشوند، یک رابطهء احساساتی مهم ویک پیوند دقیق عاطفی در وقت تماشای فلم با تماشاه چی بر قرار میکنند. همین فلم های هندی که داستان های آن معمولأ ازآغاز، دیدار دو جنس مخا لف تا سر انجام پیوند آنان اختتام مییابد، در لابلای داستان دیدنیها وشنیدنیهای دگر گونهء زیادی هم دارد.

روزگاری یک فلم هنری هندی را تماشاه کردم . قهرمان داستان را آن فلم نامه، در نقش یک افسر نظامی به تصویر کشیده بود. قهرمان داستان شخص صادق ، راستکار، پاک نفس، مردم دوست و وطنخواهی بود. اما صلاحیت کار محیط کار قهرمان داستان آمر وبالامقام او چهره ای به ظاهر نجیب، نیک وخیر خواه، اما در حقیقت سازماندهِ فساد، وحشت، کشتار، ترور، دزدی،چور،چپاول ، غارت وتجاوز به نوامیس مردم بود .

از این جهت قهرمان داستان در یک جنگ رویاروی با چهره ء سازندهء خوف، فساد ووحشت داستان قرار میگیرد، که در مقابل هر خدمت قهرمان داستان چهرهء جنایت پیشهء داستان که بار ها با نیرنگ های شیطنت مزاجیء خود، ارادهء قهرمان داستان را برای افشای اصلیت خود به باد فنا داده دو جنایت را انجام میدهد. شیطنت های این چهرهء منفی فلم، قهرمان داستان را به مصداق مَثَلی که هر حیوان را با چوب کار ساز خودش باید تنبیه نمود به این فیصله میرساند که فکر میکند هرگاه این چهرهء حقیقی فساد در پردهء ابهام هم بمیرد، بگذار مردم از شراو نجات یابند. لذا پلان قتل مخفی او را ترتیب میدهد.

این پلان در یک روزِ با مناسبت، که شرکت این مقام حتمی شمرده میشود، با پخش اطلاعاتی به اساس پلان گروهی تروریست مبنی به ترور این مقام ( بد معاش ) ترتیب داده میشود. «بد معاش» که چون خود سازماندهی اعمال تروریستی بود و اطمینان داشت که همه چیز در کنترول خودش است و این چنین حالت وپیش آمد را برای مردم فریبی فرصت خوب و مساعد میبیند اعلان میکند که با وجود هر نوع تهدید ها در این مناسبت شرکت میجوید

سناریست، ترتیب پیروزی قهرمان داستان را در سناریو موفق به تصویر گذاشته تا که این چهره درپرده ابهام به قتل میرسد. وقتی مجلس گرامیداشت او به پا میگردد، قهرمان داستان به عنوان مقام نظامی شهر به حسب معمول باید اکلیل گل را امیل گردن مجسمهء او بسازد. قهرمان داستان وقتی با اکلیل گل نزد مجسمه میاید این سخنان را برای مجسمه او باز گو میکند : تو دیگر در این دنیا نیستی . اگر چه مردم ترا نشناختند اما از شر تو نجات یافتند. ترا از امروز به بعد قهرمان میخوانند . وقتی من این امیل گل را بر گردن تو آویختم، مردمی که خواب استند ترا به عنوان قهرمانی که شکار تروریزم شده استقبال خواهند کرد . اما وقتی مردم پی کارشان رفتند، پرنده گان صحرائی با مواد فضله های خود از تو استقبال حقیقی میکنند. وقتی او گل پیروزی را به گردن مجسمه آویخت اولین پرنده کار خود را انجام داد، قهرمان داستان خندهء معنا دار ودلچسبی کرد وفلم با چنین کامیابی پایان یافت.... ختم

محمد یعقوب هادی

سرنوشت مردم ما ازآنسوی مرز ها تعین میشود

 سرنوشت مردم ما ازآنسوی مرز ها تعین میشود

حالا که پای چهل کشور جهان در افغانستان میخکوب شده است. سیاست گزاران خارجی وداخلی در امور افغانستان و مبلغین این سیاست گزاری ها کوشیده و میکوشند تا مردم را تلقین نمایند که کعبه امیال شانرا در نیات و سیاست های آنان جستجو کنند. مبلغین این سیاست گزاری ها میگویند که دول حضور یافته در افغانستان برای موفقیت افغانستان کار میکنند و پیروزی افغانستان در آن است که طرح ها و سیاست های آنان در افغانستان تطبیق شود. طرحی که در محراق آن گویا جنگ با تروریزم گنجانیده شده است. تروریزم یعنی پدیدهء ایکه پای همین چهل کشور هم پیمان را در افغانستان کشانیده است. حالا آنکه تروریزم زادهء کجا وکدام نیات بود واست؟ وبرای کدام مقاصد بوجود آمد؟ وتوسط کدام دول علیه کدام دول بکار گرفته شد؟ شاید مردم در این باره دیگر خالی ذهن نباشند. درحقیقت تروریزم آن وسیلهء است که سازنده گان آن بر ضد سیستم ها، نظام ها وتفکرات دیگر بکار گرفته اند وظاهرأ امروز خود با آن درگیر استند واما نهایتأ اُدهء این «زهر ماریزم» نزد خود شان است. مگر حالاکه این وسیله به حیث پوشش، برای مقاصد مشخص هم در داخل افغانستان وهم از این گذرگاه نسبت به سایر کشور های منطقه بکار گرفته شده است. گفته میشود نظامیان این دول آمده اند، تروریزم را در افغانستان سرکوب نمایند. این در حالی است که بگوش مردم رسانیده اند وآنان را تلقین ساخته اند که اگر این دول خارجی در پهلوی مردم ما نباشد دوباره جنگ های کوچه به کوچه نصیب مردم خواهد بود. در حقیقت آنان راست میگویند، این یک تجربهء واقعی است. همین دول غربی این چنین جنگ ها را تحویل میدهندو تمویل میکنند . در مورد افغانستان هم چنین کرده اند. کشور ما نه دارندهء کار خانه جات باروت سازی ، و نه دارندهء کار خانه جات سلاح سازی است، وحتی مردم بیچارهء ما که به جنگ تشویق وترغیب میگردند توانائی خرید یک میل سلاح را هم ندارند. اما سی سال جنگ تباه کن با پیشرفته ترین سلاح و مهمات در کشور ما از جانب کشور های تمویل کنندهء وسایل جنگی تحمیل شد

بازی موش وگربه را که دول غربی در این منطقهء جهان از محوریت افغانستان براه انداخته اند، شامل پلانهای دور نمای آنان است. در واقع وضعیتی که امروز گویا برای برچیدن آن، نیات این دول مقدس جلوه داده میشود با دستان خود آنان هموار ساخته شده است. دلیل وبرهان سیاست گزاران این دول واضح وروشن است. آنان بخاطر مقابله با شوروی وقت باید به آسیب رسانی می پرداختند. لذا در آن زمان ارادهء و تصمیم هموار کردن شرارت عمل مقدس خوانده میشد، و حالا تصمیم ظاهرأ برچیدن آن را مقدس میخوانند

هرگاه فکر کنیم که شرایط این دول بالای کشور ما با خواست های جدید این دول تحمیل گردید. وآنان سیاست ها طرح های شانرا تطبیق نمایند. یقینأ افغانستان در شصت سال آینده جز کاپیء دوم قطعه زمینی بنام پاکستان و آنهم بیدون سلاح اتمی چیزی دیگری نخواهد بود .

در این خصوص یک استناد تاریخی را از کتاب افغانستان در مسیر تاریخ از مورخ شهیر مرحوم غلا م محمد غبار در اینجا نقل میکنم که نوشته شده است : بعد از مرگ امیر شیر علیخان باز روسها با امیر محمد یعقوب خان مکاتیبه را حفظ کرده وولایت عهدی سردار محمد موسی خان را تصدیق کردند. این تنها نبود، از مکاتیبی که بین مامورین مبادله شده و از آن جمله نامهء 5 اکتوبر 1870 مستر پلن کت نائیب سفیر انگلیس در روسیه به عنوان لارد گرانویل وزیر خارجهء انگلیس معلوم میشود که « زار روس جنرال کافمان را از مراوده ومکاتبه با امیر جدید افغانستان(امیر محمد یعقوب خان) هم جدأ منع کرده وگفته است جواب هایکه کافمان بنوشته شهزادگان افغانی میدهد بایست به وزارت خارجه انگلیس فرستاده شود» همچنان از نامه 28 جنوری 1881 گرانویل به عنوان دفرین سفیر انگلیس در روسیه بر می آید که برنس لوبانو سفیر روس در لندن بوزیر خارجه انگلیس گفته است که استو لیتوف بعد از مراجعه به روسیه همینکه وضع اروپا را دگر گون دید( عهد نامهء برلین امضا شده بود) عهد نامهء را  که با امیر شیر علیخان نموده بود معوق گذاشت وخواهش های امیر تمامأ غیر مطبوع افتاد. سفیر روس در جواب این سوال انگلیس ها که چند نفر صاحب منصب روسی با اشخاص متفرقه که در قشون روس تربیه شده اند جز قشون سردار محمد ایوب خان به غرض تربیه آنها هستند- توضیح کرد که این چیز دروغ است جنرال کافمان میگوید که این چیز بر خلاف پولتیک وتدبیر است که «ملل وحشی نیمه تربیت شده» ممالک آسیا را ما مثل خود تربیه کنیم زیرا وقتی قشون آنها عالم باشند اول با معلم خود مدعی میگردند واگر بر یک دولت فرنگی غلبه کردند جری میشوند وبر سایر دول اروپائی شورش خواهند نمود

واقعیت امروز وضعیت کشور ما در حالی با واقعات تاریخی گذشته آن مشابه است ، که امروزه همچنان ستمکاران جهانی ، ارزش های دنیای متمدن را در قبضه خود در آورده اند و با نیات وعمل بیشتر خواهی به زور توپ وتفنگ بسوی جهانی شدن روان استند، و از اصل منافع جهانی شدن با امکاناتی تصاحبی خود سوء استفاده کرده ومیکنند. ستم کاران جهان با تصاحب وانحصار فرآورده های فکر انسانی در تلاش استند معبر رسیدن به بهزیستی مردم را به خاطر بیشتر خواهی خود در کنترول خود داشته باشند . از همین جهت است که نتیجهء هر تدابیر سیاسی در تمام کشور های جهان باید از دیدگاه این دول کار سازی شود که افغانستان نمونهء بارز آن است که مثلأ با اختصار گفته میتوانیم.

ایجا وحمایت گروه های مخرب وشریر تنظیمی که عدهء با همه رسوائی های نصیب شده هنوز خود را منصوب به آن گروه ها میدانند وبا سر بلندی در کنار دوستان مخفی دیروز شان علنی قدم میزنند. تولد گروهی بنام طالبان به حیث نمونهء از بربریت و عناصر متوحش تاریخ معاصر افغانستان ، سازکار مرموزی بنام تروریزم که گاهی القاعده خوانده میشود وگاهی طالب، دست آورد های ستمکاران جهانی برای افغانستان است. مصلحت ساز ترین سناریو این دول کنفرانس بن و دو تا انتخابات در افغانستان است که اولین دَور آن در فضای تقلب بی سر صدا انجام شد واما در دور دومین نقش چهره ها ی مرکزی این سناریو یک اندازه هنگامه خیز طرح ریزی شده است

به این ترتیب بعد از تلفات جانیء تعدای از فرزندان مردم چه داخلی وچه خارجی ومصارفات هنگفت پولی، این انتخابات بتاریخ موعود( 29 اسد 1388) برگزار گردید. اکنون عدهء از سیاستگزاران دول خارجی در امور افغانستان در خارج کشور با هم نشسته اند وعدهء در داخل مصروف گفتگو های اند که تصمیم بگیرند نتیجهء انتخابات ریاست جمهوری را به کجا بکشانند........ محمد یعقوب هادی

درس های که باید آموخته باشیم

 درس های که باید آموخته باشیم

اوضاع عمومی کشور در شرایط حاضر قابل دقت است. تهدید ها بالای مردم هر روز افزون میگردد. حالا نه تنها تهدید گروهی موسوم به طالبان، بلکه تهدید های رقیبان انتخاباتی برای همدیگرهم مردم را نگران ساخته است. نگرانی های که بر فضای احوال زندگی مردم چیره شده، ناشی از اخطار ها وتهدید های کاندیدانی است که خود تقلبکاران ومتخلفین استند . متاسفانه هیجانات عدهء نامزدان بی نام ونشان انتخابات ریاست جمهوری که به یک باره گی خواب احراز مقام ریاست جمهوری را دیده اند این تهدید را چاق ترساخته میرود .

تقلبات زادهء تخلفاتی است که کاندیدان زر، زور ونشانی شده دول خارجی از دَور کمپاین ها تا روز انتخابات هریک به نوبهء خود انجام دادند. موارد بیشمارتخلف وتقلب که درجریان کمپاین های انتخابات وروز رای دهی از طرف همین زورداران ، پولداران و وابستگان وعده داده شده دول خارجی، انجام شده و بار ها از طروق مختلف گفته شده است بسیار مستند است. حتی یک سلسله تخلفات وتقلبات زیر ساخت های قانونی دارد وبا تعبیرها وتفسیرهای قانونی ازتخلف و تقلب حمایت صورت گرفته است .مثلأ در بارهء کمپاین مقامات دولت به نفع کاندیدان مشخص در قانون انتخابات بسیار خنده دار آورده شده که مقامات دولتی در روز های خارج از رسمیات میتوانند به نفع کاندیدان مورد نظر شان کمپاین نمایند آیا این مضحکه نیست که گویا روان مردم بپزیرد وقتی این مقام دولتی با بادیگارد ها وموتر های دولتی در رخصتی اینجا آمده و همه او را وزیر صاحب ویا والی صاحب هم میگویند دراین روز صاحب هیچ صلاحیتی نباشد.

استفاده از وسایل ولوژستیک دولتی حتی استفاده ازترانسپورت هوائیء عسکری غرض انتقال افراد کمپاین وپخش اوراق تبلیغاتی به نفع کاندیدان مشخص صورت گرفت. در مورد ریزش اوراق تبلیغاتیء که توسط هلیکوپتر به نفع یکی از کاندیدان پخش گردید وآن اوراق گویا در ساحه ممنوعه پخش شد در این باره مسوول کمپاین آن کاندید باعذر بدتر از گناه استدلال کرده میگوید که اوراق تبلیغاتی شانرا از هوا شمال به ساحات ممنوعه انتقال داده است

خرچ کردن بی حساب پول که حالا سبب پریشانی عدهء این کاندیدان است که هم پول رفت وهم چیزی حاصل نشد. هرچند که ذخایر دست نخوردهء آنان بکلی باقی است. اما فطرت زر اندوزان وستمکاران فطرت آزمندانه است که مفاد ونفع را از روی ارزش متاع نه، بلکه از روی داد وستد جاری محاسبه میکنند. همین فطرت باعث میشود که این گروه شامل معاملات شخصی میشوند. از همین جاست که این معاملات نه بر مبنی منافع مردم ، بلکه بر مبنی منافع جیب خودشان صورت میگیرد.

این عدهء کاندیدان که به برکت خرچ کردن پول، مردم را برای نان خورن دعوت کرده بودند. فکرکردند که رای مردم از همان روز به صندق های شان ریخته شد. از این جهت بسیار با پر روئی باد از گلو خارج میکردند وملامت موجود را پخته پرانک کرده و خود را خدمتگار مردم جلوه میدادند. اما وقتی راپور بی اثری جادوی دستر خوان ریاکاری شانرا در یافتند، اکنون با لب های خشک وچهره های عبوس کرده در تلویزیونها ظاهر میشوند فراموش کرده اند که خود با خرچ کردن پول های زیادی برای کسب صلاحیت بسیار ریا کاری کرده اند

دید وادید های خصوصی عدهء نامزدان با منابع خارجی وحضور نماینده گان با صلاحیت دول خارجی در کمپاین های انتخاباتی آنان به این دلیل که گویا این دول خارجی میخواهند موقف خود را برای این کاندیدان بیان کنند. چیزی که در هیچ کشور مستقل دنیا دیده نشده است، جز زد وبند های نفع جویانهء شخصی این عده نامزدان چیز دیگر نمیتواند باشد. لذا هیاهوی این عده کاندیدان که وعده های زیادی از صلاحیتکاران خارجی در یافت کرده بودند نمایش سرخورده گی آنان است . مصافحهء این عده نامزدان ومسولین کمپاین انتخاباتی شان که روزگاری برای دست ندادن با ترقی خواهان فتنه انگیزانه روایت صادر میکردند واکنون با اشتیاق تمام ریش های شانرا به سر وروی سفیر ایالت متحده امریکا ، فرستادهء ریس جمهور ایالت متحدهء امریکا و سایر دست اندر کاران دول خارجی در سیاست افغانستان، میمالند، همهء این کارها حکایت از نیرنگ های میکند که این ریا کاران با آن وسیله میخواهند بالای مردم خود را تحمیل نمایند. اخیرأ یکتن از این عده کاندیدان برای بیان شکایات خود در تلویزیون آریانا نام های زیادی از این صلاحیت کاران دول خارجی را بیان کرد،تا آنجا که به خواهش آنان تا اکنون به مظاهره ومیتنگ عمل نکرده است.

این بیانات نشان میدهد که اگرصلاحیتکاران دول خارجی مصلحت به سازش دیدند در این صورت نه از باز خواست رای مردم ونه از حق تلفی مردم خبری خواهد بود. واگر صلاح غیر از این دیده شد، این رقبای شخصی وضع را طوری انکشاف خواهند داد، که نه تنها ادعای شانرا قانونمندانه باز خواست نخواهند کرد، بلکه حالات را چنان متشنج خواهند ساخت تا رای صد ها هزار مردمی که واقعأ انتخابی داشتند درستیز فطرت آزمندانه ومعامله گرانه آنان پایمال آشوب های آنان شود. تصمیم سنجیده شده اعلان مرحلهء نتائیج وابسته به همین معاملات پشت پرده است که آیا انتخابات رابدور دوم ببرند ویا معامله را به یک شکلی به نتیجه برسانند

نیرو های که میتوانستند و میتوانند در هر شرایط نسبت به منافع مردم صاحب نظر وصاحب عمل باشند نیرو های ملی ومترقی کشور اند. لذا طی سالها بود واست که در راستا ی مشترک ساختن نظر وعمل شان مبارزهء وحدتخواهانه نمودند. اما اجماعی که حضورعینی نیرو ها ی ملی و مترقی را درتدابیر سیاسی کشوردر همین شرایط حاضر تامین نمائید به دلایل من گوئی ها یء به وقت وزمانش به ثمر نرسید و مثمرثمر نشد، تا مشترکأ به خواست مردم پاسخ داده شود. درچنین اوضاع واحوال از آنجا که سیروانکشافات وضعیت سیاسی کشور، حضور عینی این نیرو ها را خواستار بود با این چنین ارزیابی ن ف د ت ا به عنوان یک تشکل سیاسی ترقی خواهان حضورعینی خود را در اوضاع سیاسی حاضر پاسخ به خواست مردم دانست و با معرفی کاندیدای خود وارد رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری گردید. نتیجه گزارش مسوولین رهبری ن ف د ت ا در ختم انتخابات حاکی از آن است که این سازمان در کارزار رقابت های انتخاباتی به اهداف تعین شده خودرسیده است. نویسنده در حالیکه به این نتیجه گیری خوشبین است به صورت مجموعی به این نظر است که حضور نیرو ها ی ملی ومترقی در رقابت های انتخاباتی موقف  این نیرو ها را تثبیت کرد. موقعیت این نیرو ها را در کنار مردم اطمینان بخشید. برای عدالت خواهان وترقی پسندان انتخاب شان را میسر ساخت. عرصهء مبارزهء ترقیخواهانه و عدالتخواهانه را فعال ساخت ودر حرکت در آورد. هویت مبارزهء مسالمت آمیز وقانونمند نیرو های مترقی را تکرار وتاکید کرد. وحتی اگر میزان نتائیج این حضوریافت از دیدگاه عزیزان متفاوت هم باشد، به اساس سنجه های آن دارای نقطهء مشترک یعنی پیروزی خواست مردم خواهد بود که است . اما این در حالی است که به عنوان عضو ن ف د ت ا باید بگویم ما به اهداف اساسی خود نرسیده ایم بلکه آن صفحهء درس وعبرت را بسیار واضح گشودیم که تا حتمأ به آن هدف برسیم . به سلسله بیان مطلب خود یک نظر به یادداشتی می اندازم که در آن آمده است . «گرداننده گان سیاست جاری کشور برای انتخاب بد وبدتر زمینه سازی کرده اند» حالا در این یاداشت به بنیاد خواست همگانی تکرار وتاکید مینمائیم که نیروی های مترقی در موقف ناگزیری انتخاب میان بد وبدتر باید قرار نگیرند. بلکه باید خودرا انسجام بخشند ودر محتوای برنامهء واحد، حضورعینی این نیرو ها را با عملکرد واحد در تدابیر سیاسی آیندهء تامین نمایند

لذاوقت آن است که نیرو های مردم خواه ووطندوست راه یگانه گی را در پیش بگیرند و تصویری از یک حقیقت بزرگ به وجود بیاورند، که در پناه سایهء واقعیتِ مطمین، سرنوشت مردم زجر کشیده ء سرزمین بهم ریخته ما به بهروزی رقم بخورد.

فشرده گی دیروز ما یک تجربه حقیقی وپراگندگی امروز ما یک درس تاریخی است. درس های که باید آموخته باشیم این است که سایهء هر شیء مساوی به حجم خود همان شیء است. از آنجا که هریک از مجموعه های هم اندیش به طریق میتود های پزیرفتنی خودشان این یگانگی را مطرح ساخته اند ومطرح میسازند. همه شاهد استیم که هر یک از این نیرو های متشکل گردهمآئی ها، نشست های تفاهماتی، همایشات و جلسات سر باز را به ابتکار خودشان تدویر کردند تا بتوانند شیوه ها وطرز دید شانرا برای مشترکین همسو مقبول بسازند، دیده شد که این اراده همسوئی ونیات یگانه شدن از طرف اکثریت نزدیک به اتفاق با آرزومندی کامل مورد استقبال قرار گرفت .

پس حالا بیائید آرزومندی مردم را شامل این خواست بسازیم و بر مبنای طرح های متعدد که تا اکنون چه از موضع سازمانها وتشکیلات وچه از جانب مبارزین متعهد به آرمان های عدالتخواهانه وترقی خواهانه مطرح شده است همه راقیمت واهمیت داده وحدتِ مقبول همگانی را به نتیجه برسانیم تا بتوانیم کشتی نجات مردم را به حرکت بیاوریم.

پیروز باد وحدت ترقی خواهان   پیروز باد مردم    محمد یعقوب هادی

تجربه مادرعلم است

 

تجربه مادرعلم است

ادامهء حیات انسان یا موجود با شعور وکاسب عقل وفکر در کره خاکی زمین هما نگونه که از نظرمعنوی با احساس عاطفی از مسیر آزمونهای حیاتی بسوی آرامش روانی سیرکرده است از نظرمادی نیز این حرکت با بهره گیری مثبت از تمام داشته های طبعی ودست آورد های مادی ومعنوی عقل و فکر انسانی خود انسانها، مفهوم زندگی آنان را ارایه میدهد. دست رسی به هر خواست مشروع در حالیکه حق طبعی انسانها میباشد با وجود آن مستلزم فکر درست و کار با قاعده انسانی است، تا به راحتی مفهوم زندگی داشتن را تامین نمائید. انسانها از ابتدا ی حیات برای زندگی مجبور به اجرای کار با قاعده بوده اند. که با مرور زمان یک سلسلهء آن قواعد، عادات انسانی را ویک سلسلهء آن قواعد با وارد شدن تغیرات مختلفه در ادوار حیات انسانی قوانینی را ساختند که امروز در عصر حاضر با نظر داشت تقسیمات جغرافیائی صورت زندگی انسانها را گونا گون تنظیم کرده است.

باز گوئی آنچه که در زندگی انسانها بالای آنان میگذرد به عنوان مشاهدات زندگی میتواند تفکرات انسانی را برای بهتر زندگی کردن قوام بخشد و انسان را برای باز بینی غرض نو آفرینی ترغیب نماید. از این جهت پیوسته درمقاله های نظریاتی کوشش میشود یک سلسله بازبینی ها در انطباق با مقوله های دانشمندان قدیم وجدید از برداشت های تجربوی زندگی روزمره با ساده سازی اجزای مقولات ارایه شود.

در تاریخ زندگی بشری مشاهده میشود ازآنگاهی که انسان برای بهزیستی خودش فکر کرده رهبریت مشترک باعث تحول بهزیستی حیات انسانها بوده است. امروزه سیادت چنین مجموعه مشترک رهبری کننده وتنظیم کنندهء امور بهزیستی مردم در قلمرو زیستگاه جداگانه انسانها در عالیترین شکل آن مجموعه دولت میباشد.

در این یادداشت بحث ما بحث ظهور دولت نیست. منظور این بحث، بحث چگونه گی شرایط زندگی اقتصادی در سیستم اقتصاد بازار است که مجموعه رهبری کنندهء جوامع سرمایه داری چگونه به اکمال کمبود نیاز های انسانی در چنین جوامع می پردازد.

وقتی تعریف اقتصاد بازار ، رفت وآمد متاع مجریان عرضه کنندهء دست آورد های انسانی، عرضه کردن دلخواه متاع آنان با ارزش دلخواه مجریانااقتصاد بازاردر بازارهای آزاد وخود اختیاری عرضه کننده گان کالای ما احتیاج مردم میباشد . حالا می بینیم که ارزش این عرضه وتقاضا به اساس کدام ضرورت انسانی تعین میگردد.

در واقع مثال های که در این جا ارایه میشود آنچه است که هر روز با آن سر وکار داریم. در اینجا دو ضرورت انسانی راکه یکی احتیاج اولیه انسان یعنی تغذیه غذائی ودیگروسایل ما احتیاج سلامت بدنی انسان است به بحث میگیریم.

خوب است که در باب مواد غذائی ماهیت اقتصاد بازار را در کشور خود ما در همین ماه مبارک رمضان در قید مثال بیاوریم . از آنجا که همه میدانیم نیازمندی مردم از حیث مواد غذائی در ماه مبارک رمضان در سطح تقا ضا ی بیشتر قرار میگیرد. همه مردم کوشش میکنند تا نیاز خوراکی شان در افطار روزهء شان کفاف نیات روزهء فردای شان را فراهم سازد . اما از آنجا که فورمول اقتصاد بازار درقبال نیاز وضرورت مردم نفع جوئی میکند، نه اینکه برای رضایت بخشی و قناعت پردازی مردم عمل کند. حتی قیمت ضروری ترین مواد غذائی اولیه که برای مردم ما ساده ترین سبزیجات(کچالو) است سرسام آور بالا رفته است. ماهیت فورمول اقتصاد بازار همین است که چگونه میتواند از نیازمندی های مردم مفاد بیشتر بردارد. حالا که این مثال را از وضع کشور خود ما مطرح کردیم باید گفته شود موقف و نقش گرداننده گی این اقتصاد را در قشر مذهبیون سیاسی که گروهی از آنان همین رهبران تنظیمی اند می ببینیم که آه از جگر نمیکشند تا بر منبری بروند و بنام خدا بخاطر بهره گیری کمتر، گرفتن مفاد کمتر، یک وعظی نمایند، چرا که خود شان همان زر اندوزان و ستمگران استند و سیاست گذاران سیستم سرمایه داری جهان توانسته حربهء اسلام سیاسی را در وجود دین فریبان،علیه مردم کشور های مسلمان خوب استفاده نماید. گرسنگی خود یک جبهه بر علیه حیات انسان است. مردم نشنیده انداین مذهبیون سیاسی علیه وضع قیم که از توان خرید مردم خارج است هیچوقت در عقب شیشهء تلویزیون ویا صدا پخش کن رادیوئی قرارگرفته و گیرند ودر این باره چیزی گفته ویابگویند. اما همیشه شنیده شده که در ماه های مبارک رمضان سالها در این بحث زانو زده اند وتکرار در تکرار گفته میروند که چه چیز روزه را باطل میکند وچه چیز نمیکند. عطر بزنید عطر نزنید. نظر بالا اندازید، نظر پائین اندازید. در افطار خرما ثواب دارد ودر سحر آب ثواب دارد

در سیستم اقتصاد بازار سوء استفاده از نیاز وضرورت انسانها در تمام عرصه ها مشهود وموجود است. مثلأاز وسایل ما احتیاج سلامت بدنی انسان، سیستم اقتصاد بازار چگونه سو استفاده میکند . همه میدانند که برای تولید یک پایه تلویزیون، رادیو کست، ویدیو، سی دی پلیر چقدر مواد بکار رفته وچه مقدار کار مصرف شده است. در مقایسه با تولیدات فوق مصارف یک قاب چوکات عینک از لحاظ موادی که در آن بکار رفته واز لحاظ تولید کاری که بالای آن مصرف شده است بسیار متفاوت است. اما نرخ فروش ، این دو قلم جنس بنا به نیاز مردم تعین شده است. بدین معنی که یک شخص میتواند بیدون داشتن وسایلی قسمأ زینتی از قبیل"ویدیو، رادیو کست، ویا سی دی پلیر" فعالیت روزمره خود را انجام بدهد. اما یک شخص در صورت داشتن مشکلات ویا ضعف بینائی بیدون داشتن عینک نمیتواند فعالیت روزمره خود را انجام بدهد. لذا یک قاب چوکات عینک با نرخ فروش بیشتر از یک سیت سی دی پلیر، تیب ریکاردر وویدیو ویا تلویزیون درمعرض دادوستد قرار میگیرد. ناگفته نباید گذاشت که این مقایسه مختص به جوامع است که سلطهء اقتصاد بازار در آن جوامع قطعی وجود دارد مانند( کشور های سرمایه داری قاره امریکا اروپا ویا استرلیا وسایر کشور های سرمایه داری) مثال ها در شرایط امروزی افغانستان در دیگر نیازمندی ها قابل مقایسه میباشد.......... محمد یعقوب هادی

پایان انتخابات ونتائیج ثالث آن

 پایان انتخابات ونتائیج ثالث آن

روز موعود برگزاری انتخابات فرا رسید وانتخابات برگزار شد. عدهء مردم با ارادهء خود وعدهء به ارادهء دیگران در پای صندوق های رای رفتند. رای دهی پایا ن یافت. ولی امید وآرزوی مردم برای بهروزی شان هنوز باقی است . انتظار مردم برای سرنوشت بهتر آینده ید طولاء خواهد داشت . اینکه خواست ونیاز مردم چگونه پاسخ داده خواهد شد ، فکرما را به سرگذشت واقعی مردم میبرد. در آنجا میبینیم مردمی که خود، اولاد خود، اعضای خانواده های خود را وهمه داشته های شان را در حضور بازیگران سرنوشت خویشتن در مقاطع مختلف تاریخی قربانی کرده اند، با وجود آن امروز همین مردم در عصر عالیترین پیشرفت های علمی هنوز جمعیتی از گرسنگان تاریخ وستم شده گان جهان اند، که آنان را در جهان بنام یک ملت با حقوق انسانی تحویل نمیگیرند و مملکت شان دیپوی فجایع وآزمایشگاه بازیگران جهانی شده است.

در حالیکه گوش های مردم از شنیدن حرف های بازیگران سرنوشت شان پر میباشد، چنان احساس میشود که تقدیر مردم باردیگر به بازی گرفته شده است. زیرا در نتیجه ء معرفی یکی از چهره های نشانی شده بنام برنده انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 نه گرسنگی و نه فقر وفاقه ء ایکه بر فضای زندگی نا امن مردم مسلط است تغیر نخواهد خورد. چرا که علایم دلالت به آن دارد کسانی از این چهره های نشانی شده حاکم سرنوشت مردم میشوند که در این راه پول فراوان خرچ کرده اند. میگویند «پول، پول را میاورد» پس آنانیکه راه پول خرچ کردن پول را بلد استند ومیدانند راه جمع کردن وبدست آوردن آنرا نیز بلد استند ومیدانند.

این در حالی است که از لابلای گفته های رقبای هم کیش، راز ورمز های یک سلسله معاملات نیز دور از امکان به نظر نمی آید . زیرا وقتی بازیگران و محافظین اوضاع کنونی از منبع واحدی عرض وجود کرده اند، به یقین که معاملهء در قبال این همه جنجال های انتخاباتی نیز ممکن است.

تا آنجا که برنامه های نامزدان نشانی شده تشریح شده است همه یکسان اند. صرف نظر از یک مورد تفاوت در ساختاراداری نظام. ماهیت نظامی که این کاندیدان نشانی شده مطرح کرده اند نیز یکسان است. از جانبی دیگر در حالیکه حضورنامزدان نشانی شده از روی هویت شخصیتی خودشان مطرح شده است نه از روی تشخیص برنامه های شان، این برنامه ها کدام موانعی در راه سازش های منفعت جویانهء گروهی و قومی آنان نخواهد بود.

به این ترتیب حالا این مساله را پی میگیریم که بر علاوه برگزار شدن انتخابات با آنهمه شک وتردید هاو معرفی یک شخص برنده ء انتخابات، انتخابات به کدام نتائیج دیگر منجر شده است.

اول گروه های مسلح ضد دولت با آن همه لاف وگزافی که زده بودند معلوم شد آنچه نیستند که جلوه داده میشدند. آنقدر به توانمندی آنان تبلیغ شده بود که آن عدهء پرتاب شده ها به نامزدی انتخابات ریاست جمهوری تمام برنامه های شان معطوف به بزرگ جلوه دادن این گروه های مسلح بود وبس. حالا معلوم شدهرگاه خواسته شود صلح وامنیت در کشور بر قرار و تامین گردد بسیار سهل وساده میسر است دیگر اینکه عدم کارائی تخریبی گروه های مسلح حضور ستون پنجم را درمیان سیاست گذاران عرصهء سیاسی کشور مشخص ومعین ساخت. به همین نسبت حادثات شمرده شده در نقاطی اتفاق افتاده است که اشتراک بیشتر مردم را نشان میدهد. بر عکس در نقاطی که اشتراک مردم کم رنگ بوده واقعه سنگینی ثبت نشده است

بوجود آوردن تضاد میان منافع مردم وارادهء مردم از راه زمینه سازی برای انتخاب در میان بدها که مردم نتوانند ارادهء شانرا به اساس منافع شان تمثیل نمایند و ناگزیر باشند یکی از بدها را انتخاب نمایند

بکار گیری مکاره گی های سیاسی با سوء استفاده از احساسات دینی ومذهبی مردم وسوئ استفاده جنایتکارانه از نا آگاهی مردم که طراحان خارجی سیاست گذاری در افغانستان خواسته اند اذهان وتوجه ء مردم را از حضورقوت های خارجی در داخل به جهات دیگربکشانند. مثلأ یک تن از این دسته نامزدان ریاست جمهوری که جدیدأ تمرین به جاگزینی داده میشود به عوض اینکه در وقت کمپاین انتخاباتی در داخل کشور میبود برای گرفتن دست نوازش و گرفتن آفرینی به ایالت متحده امریکا آمده بود. او که در مجلسی در ایالت متحده امریکا خارج از موضوع کمپاین انتخاباتی سخن پردازی میکرد وبه شخصیت های متوفی که نمیتوانند از خود دفاع نمایند حمله میکرد ودرسایه چهل وپنج کشور خارجی در باب اشغال شوروی وقت چهره نمائی داشت. در گفته های چند پهلوی خود تکررا در این مجلس گفت «حضور چهل وپنج کشور را در افغانستان اشغال نمیداند. از طرف دیگر خواست گروهء بنام طالبان را که خواهان بیرون شدن این نیرو هااست حق دانسته میگوید این خواست تنها حق آنان نه بلکه حق مردم افغانستان نیز است. ودر عین حال میگوید طالب کسانی اند که در مدارس پاکستان درس خوانده اند ومیخوانند و از نام آنها سوء استفاده شده است وباز در عین موقف حمایت از حضور قوت های خارجی میگوید که وقتی مردم بمباردمان میشوند ناگزیر باید در صف طالبان بروند » این حرف ها را کسی میگوئید که اولین ترجمان ها در قواه نظامیان ایالت متحده امریکا از اعضای خون شریک فامیل خودش است وباز آمده حرف های از این قبیل میزند. به این میگویند مکاره گی سیاسی.

در نتیجه این یادداشت را در بارهءآنهایکه دل ودرون شان یکی نیست با کلمات نظم یافتهء زیربه پایان میبرم

یکروز زخود رفته، گذشتم تا فلک

در عالم باقی رسیدم تا ملک

آنجا که همانجا بوَد درگاهء پاکان

آنجا که همانجا بوَد بارگاه ءانسان

یکسو به تعظیم حوران وغلیمان

ایستاده به تکریم از بهربهشتیان

در محضر انسان زنسل بنی آدم

آنان که به دنیا بوده اند مخلوق حازم

یکسو به پا بود دیوان عدالت

پرسش زفکر و زگوی ورسالت

پرسند بگو چیست احوال مناعت

آن توشه که داری از بهر شفاعت

باز گوی چه کردی از حسن علایق

با خلق زمینی خدا یعنی خلایق

جمعی که اقرار نمودند به عدالت

آن گوی، همه شد به آنان شفاعت

خدمت به خلق الله که داری به شهادت

داری بخدا رفعت آن دنیا بشارت

دیدم که فریبکاران به اولادء آدم

آنانکه که ستمکارند در پهنای این عالم

فکر وگوی وعمل حق همه جعل بسازند

بر اسپ جهل شان ز دروغ نعل بسازند

با فکرو گوی توسن درون خویش

تا پای دوزخ کردار میروند به پیش

محمد یعقوب هادی