زمان نیازمند وحدت عمل مبارزین راه سعادت انسان  است

 زمان نیازمند وحدت عمل مبارزین راه سعادت انسان است

زمان همین وقتی است که وسایل بی حد وحصر دست به دست داده و از صدها جهت زندگی مردم افغانستان ، زادگاه وزیستگاه مردم را دوزخ حیات و هستی شان ساخته است. زمان همین وقتی است که چال ها ونیرنگ های رنگارنگ برای حکمرانی بالای سرنوشت مردم افغانستان در جریان است. زمان همین وقتی است که انسان های پر آز وحرص وسیری ناپذیر بار دیگر برای بلعیدن آنچه باقی مانده است چنگ ودندان تیزکرده اند.

آواز زمان فرا خوان باهمی وهمسوئی فرزندان صدیق وطن را هردم اعلام میکند تا همدیگرخود را دریابند وآرزومندی مردم را باهم یکجا تحقق ببخشند. زمان صدای دادخواهی مردم را بگوش خدمت گذاران مردم ووطن شان میرساند. تا با وحدت عمل سرنوشت مردم را رقم بزنند. بلی زمان اعلام وحدت میکند، وحدت جزایر پراگنده یک خانوادهء بزرگ وسراسری با ارمانها واهداف بسیار واضح به تامین زندگیء مثل زندگی برای مردم وآبادانی زادگاه وزیستگاه آنان، یعنی مردم افغانستان وافغانستان، که با داشتن بهترین نمایندگان ملیت ها ،اقوام ، سمت ها وزبانهای اعم از مرد وزن در تشکیلات آن خانواده بحیث خادمین مردم ومملکت با کار ومبارزه صادقانه نام وکارنامه های شانرا ثبت اوراق تاریخ کشور نموده اند .

شکی نیست که انسان ها از اشتباه خالی نیستند. اما بزرگترین انسانها آنانی اند که نواقص واشتباهات شانرا تصحیح وجبیره مینمایند. دقت به این امر از طرف شخصیت های سیاسی که سرنوشت یک جامعه را میتوانند رقم بزنند بسیار اهمیت دارد. در حقیقت شخصیت ها و نیرو ها ی که رسالت تاریخیء را در قبال سرنوشت مردم ، زیستگاه وزادگاه شان بنام وطن ووطندار شهر ویا شهروند بدوش میکشند به این امرجدأ محتاط میباشند. ولذا این بحث را پیرامون نیرو ها و سازمانهای که با نیات خدمت گذاری شایسته ودر خور مقام انسان از هسته مشترک فکری وتشکیلاتی بوجود آمده اند واکنون زمان نیازمند وحدت آنان است ادامه میدهیم

برای ورود به این بحث ناگزیر به تکرار یک سلسله مسایل که از نظر این قلم ماخذ عوامل پنداشته میشوند میباشیم که با بر شمردن آن بطور موجز وارد این بحث میشویم

بعد از کنار رفتن ح د خ ا از قدرت دولتی، در آغاز کار انسجامی، به نظر این قلم وبه یقین به نظر تعدادی بیشتری از رفقا، عواملی که باعث پراگندگی نیرو های مترقی وابسته با ح د خ ا گردیده از متن چند برخورد منشه میگیرد. توجیه نقد گذشته در محور شخصیتها بیدون این که خود نیز به حیث مجریان بلا درنگ آن سیاست ها مدنظر باشند . سکوت وخموشی بزرگان سر شناس ح د خ ا در قبال نظریات، طرح ها، نقد وانتقاد اتی که مطرح است . خودسری های تعدادی از پهلو نشینان بزرگانی که مورد احترام وحرمت اعضای حزب بزرگ دیروز ما میباشند. متاسفانه در مواردی این پهلو نشینان صاحب اختیارات بیشتراز موقف تشکیلاتی شان هم خود را میدانند، حتی تا آنجا که وقتی بر آشفته میشوند برعلیه اهداف همان سازمانی عمل میکنند که خود عضویت آنرا نیز دارند

شطرنج آن ورزش رزمی فکر است که مهارت بازیگر یک طرف این ورزش، سنجش حریف مقابل را نیزقوت میبخشد. هر قدرحریف مقابل توانمند باشد طرف دیگر را به دقت بیشتر می کشاند. اگر این تشبیه را در عرصهء سیاست تلفیق نمائیم . به این حقیقت می رسیم که تناسب توان گروه های مردم ستیز، فشرده گی مبارزین راه سعادت انسان را باید بیشتر بسازد

اکنون که شرایط سیاسی کشور برای حضور نسبی نیرو های مردم خواه باز نگهداشته شده است ودلایل آن در یادداشت های قبلی ذکر شد. نیرو های مترقی باید برای باز نگهداشتن این شرایط حضور، در عین حالیکه فرصت شناس باید باشند هدفمند نیزباید باشند به این معنی که در این فرصت ها برای فشرده گی بیشترنیرو ها ی همسو پل های ارتباط را مستحکم تر بسازیم و با نیرو های که گرایشا ت جدی وحدت خواهی وجود دارد باید چنان تدابیری را پیشکش نمائیم که زمینه های وحدت را کامل بسازد. ولذادر بیانیه ها ومقاله های خود باید این هدفمندی مثبت را درنظر داشته باشیم. میخواهم بگویم که در یکی از نوشته های رفقا خواندم که ما برای حضور در انتخابات( ریاست جمهوری ویا شورائی) از کسی اجازه نمیگیریم . این در حالی است که هیچ کسی هم نخواسته است که از آنان اجازه خواسته شود. این چنین سخنان پر ازتحکم در سیاست پذیرنده نیست ومخصوصأ که مخاطب رفیق آرمان ما باشد. من به حیث عضو نهضت به این عقیده استم آنچه را که ما جدأنیا زمند آن استیم تفاهم است ، و در سیاست این نوعی از اجازه خواستن است و باید گفته شود این چیزی است که بطور لازم آنرا انجام داده نتوانسته ایم ولذا مسایلی بروز نمود که مطرح شدن آن خود همان موضوع نه بلکه ریشه در همین بی توجه ای به تفاهم دارد

از زمانه ء قدیم مردم مثل دارند که «یک سر صد سر را جمع میکند وصد سر یک سر را جمع کرده نمیتواند» اکنون که از آنچنان سر هایکه صد سر را جمع میکند خوشبختانه صد ها سر در میان رهروان ارمان مشترک در میدان مبارزه وکار باخود همراه داریم .مگر چرا هنوز پراگنده استیم؟ چهار طرف ما را احزاب احاطه کرده است هر یک ، هر یک را از خود میداند ولی در میدان عمل هیچ کس از هیچ کس نیست. وقتی در تشکیل یک سازمان مشخص عضو استیم زمانیکه نسبت به یک مساله سازمان مربوط خود را انتقاد نمائیم رفیق سازمان مماثل در این وقت منتقد را از خود میداند واگر این انتقاد به نسبت آرمان مشترک نسبت به همان سازمان هم اندیش دیگر انجام شود با نشانی که دارد منتقد را موضع قرار داده گفته هایش را به سازمان تشکیلی او حواله میکند. وقتی ما نمیتوانیم با نظرداشت وجوهات مشترک بصورت کل ویا قسمی که داریم در میان خود به یک تفاهم برسیم در یک جامعهء کثیر فکر با آن همه سلیقه های سنتی وبالاخره تفاوت های سطح آگاهی ،سواد، تشخیص وبسی مسایل تاثیر گذار دیگر چون اغراض درونی ها وبیرونی ها موقف رهبری ما چه خواهد بود؟ این بی اتفاقی ها وپراگندگی ها را بلاخره چه وقت پایانی است ؟ کی چه میخواهد و چرا قناعت نمیکند ویا قناعت داده نمیشود و یا به قناعت نمی رسد؟

و این در حالی است که این نیرو ها همه یک الگو ی بسیار روشن در مقابل خود دارند این الگو رهبر فقید ببرک کارمل است که زمینهء افتراقات پلان شده توسط حفیظ الله امین ودار دستهء او را که در زیر چترقدرت رفقای خلقی انجام شد با وحدت ، پذیرش وعفو خنثی نمودند وسالها جوشش ابتکارعمل اوشان در فضای بسیار مساعد حفظ شدو تا اکنون نیز اثر پزیری اش را از دست نداده است

اکثرأ چنین شده است که طرح هاونظریات را بسیار پیچیده می نویسم یا بیان میکنیم شاید من خودم نیز از بزرگان اینرا آموخته ام . حضورنماینده نهضت در انتخابات سال1388 که اگر این انتخابات صورت بپذیرد، طرف تردید رفقای سازمانهای همسوی ما از جهات دیگر قرار گرفته است. هرچند اخیرأ مواردی از آنرا در نوشتهء یکتن از رفقا نیز خواندم امامن از دید گاه خود به آن میپردازم. گفته میشود افغانستان اشغال شده است . هر چه که قدرت های خارجی بکنند همان میشود. حضور نیرو های مترقی در انتخابات زاید است. شرکت نیرو های مترقی صحه گذاشتن به اشغال است ومشروعیت دادن به حکومت دست نشانده است. مراجع تمویل وحمایت وجود ندارد. و شاید چند نظریهء همگون دیگر هم . بلی اینها همه چیز های درست است . اما اینکه ما یعنی همین احزاب کی استیم، چه میخواهیم وانتظار چه کسی را داریم؟ سوالاتی اند که پاسخ لفظی نه بلکه پاسخ عملی میخواهد. تنها گپ درد مردم را نه کم ساخته میتواند ونه مداوا کرده میتواند. وبلاخره نیات و اراده خود را برای مردم باید نشان بدهیم واینکار ازطریق گپ نه بلکه از طریق عمل انجام میشود. مردم اصلأ گپ کار ندارند ورنه از همین ریس جمهور حامد کرزی بیشتر کسی گپ دان نیست. حتی گریه هایش هم سودی برای مردم نبخشید.

اکنون با وجود خلا ونقیصهء تفاهم که بحث اش را میتوان در هر وقت وهمه وقت دنبال کرد اگراین طور مطرح نمائیم که هرگاه همه دست بدست هم بدهیم و نامزد نهضت فراگیر ترقی ودموکراسی افغانستان را به عنوان نامزد نیرو های مترقی حمایت نمایم وبه پیروزی برسانیم کدام سازمان چه اندازه ضرر خواهد دید؟ واگر ما نشان بدهیم که نیروی صد ها هزار نفری دو باره به پا ایستاده شده وداد مردم را میخواهد، به حال کدام سازمان چقدر زیان خواهد داشت؟ واگر پاسخ این است که هیچ کس وهیچ سازمان متضرر نخواهد شد. که همینطور هم است . پس در اینصورت سوالات بالا همه پاسخ خواهند یافت . در اینصورت درعین حال این مقوله که مردم تعین کنند ه است تحقق پیدا میکند. با این نیرو ما میتوانیم خواست وآرزوی مردم را به کرسی بنشانیم . ارادهء مردم را بالای قدرت های که تا حال به امور سرنوشت مردم افغانستان مسلط استند قابل پزیرش بسازیم. در اینصورت مسالهء مشروعیت هم روشن میباشد.چون دولتی که عرض وجود میکند نماینده گان مردم را در خود میداشته باشد وحقیقتأ که این افسانه نیست. مردم ماشین تاریخ اند. مردم مقولهء است که سازمان های مترقی به آن باور دارند.

آگاهی مانند نور چراغ است هر قدر که از دور این نور را پخش نمائیم همانقدر به اندازه فاصله خود روشنائی میدهد وهر قدر نزدیک باشیم همانقدر نور روشنتر وبا شعاع بیشتررا میتوان پخش کرد. حالا سوال پپروزی ویا ناکامی باقی میماند. اگر رفقای ما زمینه های شکست را با کنار رفتن از هم اندیشان وهم باوران بخاطر حفاظت کردن سر خود مساعد بسازند واز میدان مبارزه بدر بروند البته که شکست میخوریم . امروز ما، فردا و پس فردا دیگران ودیگران ما همه شکست میخوریم . با اینکه این شکست ها نابودی نخواهد بود اما اینکه نسل های مترقی آینده در بارهء امروز ما چه قضاوت تلخ خواهند کرد یک جهت تاریخی مساله است از جهت دیگر با اینهمه نیرو توان چنین شکست افسوس تاریخ نیزخواهد بود. پس نگذارید به مثل مردم دستهء تیشهء که ریشه های خود ما را قطع میکند از تنهء خود ما باشد

با این پیش درآمد بطور عموم در بارهء وحدت با سازمانهای رفیق ودر قدم اول با ح م م ا و ن ف د ت ا که فاصله های زیادی در این راه طی شده است نویسنده به حیث عضو ن ف د ت ا تا آنجا که از موقف وحدت خواهان و وحدت خواهی سازمان ما آگاه است در بارهء مبارزه وحدت خواهانه با سازمانهای هم اندیش در هر تدبیر سیاسی ن ف د ت ا رفقای اعضای نهضت نظریات خود و جمعی از رفقا را به رهبری سازمان ارایه کرده اند و در بسی موارد انتقادات مانرا نسبت به سازمان ماعلنی نیز مطرح نموده ایم این انتقادات علنی مواردی اند که به آن مشابهت از طرف رفقای داخل تشکیل سایر سازمانها ی رفیق نسبت به عملکرد سازمان های خود شان در بارهء وحدت دیده نشده است. انتقادات این رفقا معمولأ نسبت به سایر سازمانها انجام شده است. مردم میگویند «از یک دست صدا بر نمی آید» لذا هر فرصت سوزی و تعلل که در امر وحدت با این سازمانها ودر قدم اول با ح م م ا صورت پزیرفته است یک جانبه نمیتواند باشد. و این در حالی است که همه شاهد نیم کاره گذاشتن چندین تدابیر سیاسی در قبال وحدت سازمانهای هم اندیش استیم که در آخرین اقدامات امیدوار کننده( توافق روی خطوط کلی ) وحدت دو حزب برادر ورفیق یعنی ن ف د ت ا وح م م ا از ماه ها است که کمیسیون تفاهم ویا کمیسیون موظف برای وحدت این دو حزب رفیق ح م م ا ون ف د ت ا به سکوت رفته است

این سکوت چنین معنی را ارایه میدهد که حضور نماینده نهضت در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری سال 1388خورشیدی اگر برگزار شود عامل پیشروی پروسه اکمال وحدت است . این چیزی بود که میتوانست قابل اندیشه باشد وحدت خواهان ازا ین تشویش داشتند که رفقای ح م م ا در بحبوحه اقدامات ن ف د ت ا در تنگنا قرار نگیرند. اما اعلامیه شورای اروپائی ح م م ا این تشویش را بر طرف نمود هر چند که صراحت بیشتر از آن اعلامیه توقع میرفت . اما از آن اعلامیه این مساله خوانده شد که ح م م ا آرزومند ی شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را ندارند وحدت خواهان به قناعت خود رسیدند اکنون چیزی که باقی میماند انتخاب راه برای پیشروی به سوی آینده است .

به نظر این قلم ح م م ا سازمان نیرومند سیاسی است . حضور فعال کمیت قابل حساب این سازمان در پارلمان قوتمندی ومردم داری این سازمان را مسجل ساخته است. این بدین معنی است پیش از آنکه ح م م ا روی چند خواست مشترک شامل جبهه شود حضور سیاسی ونیروی سیاسی خود را تثبیت کرده است. به اساس موقعیت سیاسی ح م م ا گروه های شامل جبهه نیازمند حضور ح م م ا در جبهه میباشند. این در حالی است که عین مطالبات وخواستها وبیشتر از آن اهداف وآرمانهای مشترک با عملکرد مشترک ن ف د ت ا وح م م ا این دو سازمان هم اندیش وهمفکر از حیث هدف وآرمان خوبتر وبهتر وبا تضمین میتواند تحقق پیدا نمائید ولذا به حکم آرمان مقدسِ خدمت به مردم و سرزمین مردم رفقای ح م م ا در راس رفیق بزرگوار رفیق نورالحق «علومی» به عنوان رهبرسیاسی مدبر باید حرف آخررا با همان صفا وصمیمیت و صداقت رفیقانه شان به گوش تمام رفقا ورهروان آرمان مشترک ما برسانند که ما باهم استیم

انتخاب وحدت خواهان این است که به اساس تصمیم وارادهء ح م م ا که شرکت در انتخابات پارلمانی وشورا های ولایتی و ولسوالی را برای تحقق مبارزهء عادلانه کار ساز میدانند با تمام قوت از نامزد های ح م م ا حمایت مینمایند

در اینجا لازم میدانم سخنان رفیق بزرگوار رفیق شیر محمد بزرگر ریس ن ف د ت ا را که به پاسخ تبریکات واحساسات من به مناسبت اقدام تاریخ ساز توافقات با ح م م ا ابراز داشتند به شما رفقای عزیز باز نویسی نمائیم . من به رفقا مراجعه کردم وگفتم وحدت میخواهم اگر این کار من درست است بگذار تاریخ از ما بخوبی یاد نمائید واگر غلط است رفقا مرا ببخشند

رفقای بزرگوار رهبران ارزشمند رفیق شیر محمد «بزرگر» رفیق نورالحق «علومی» ما میگوئیم وحدت خواهان به این اقدام شما تاریخ سازان افتخار میکنند . میخواهم بحضور شما بگویم در آنوقت رفیق ارزشمندی نوشت که ما با اشک شادی از این اقدام استقبال میکنیم . همین لحظه که من این سطور را مینویسم واقعا همان احساس را دارم . نگذارید اعتماد رفقای شما به یاس وبی باوری تبدیل شود. خواست وآرزومندی هزاران حزبی این است نهالی را که غرس نموده اید به ثمر برسانید تا ملیونها انسان وطن ما از میوه وسایه آ ن مستفید شوند

رفقای کمیسیون تفاهم ! شما رفقا که نمایندگان هزاران رفیق همباور تان استید، نگذارید این نهال که سرنوشت ملیون ها انسان به آن بستگی دارد بخشکد. لذا پیشنهاد مینمائیم روی مسایل مطرح نشست های اضطراری دعوت گردیده نتیجهء غور وتعمق مشمولین کمیسیون را به آگاهی رفقا برسانید.

از رفقای وحدت خواه نیز تقاضا میکنم به تکرار مکررات در بارهء وحدت بپردازید نگذارید این سکوت وحالات پیش آمده برای ایجاد فاصله های بیشتر ممد واقع شود وجدائی ها را دایمی بسازد، خواهشمندیم پرچم وحدت خواهی را تا آنکه بر فراز قلعه واحد نصب نکرده اید بر زمین نگذارید

پیروز باد وحدت خدمتگذاران مردم ووطن پیروز باد اراده ونیات نیک انسانهای مردم دوست وطنخواه.

محمد یعقوب هادی

آرزومندی های مردم وآرمانهای ترقی خواهی وجوه مشترک مردم وترقی خواهان است

   آرزومندی های مردم وآرمانهای ترقی خواهی وجوه مشترک مردم وترقی خواهان است

دسته ها ی که در طی هشت سال بعد از فیصلهء بن با شعارساختن جامعهء مدرن ومدنی در حکومت صادره شامل بودند و استند نشان دادند که همه چهره ها و دسته های متقلب بودند واستند

گروپ های شریک حکومت صادرهء بن در مخالفت با ترقی در گذشته مفاهیم اصلی وحقیقی ترقی را مورد سوء تعبیر قرار دادند. وزمینه های جنگ ، خون ریزی، ویرانی، آواره گی را با بهانه ها ومکر های گونا گون فراهم آوردند. زیر ساخت های بوده وپلان شدهء اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی وسیاسی کشوررا که از دروه حکومت قانون ( در دهه هشتادعیسوی ) باقی مانده بود کاملأ از بین بردند. این گروپ ها وقتی صاحب قدرت شدند تمام دورهء قدرتمداری شانرا در جنگ های میان گروهی گذشتاندند. مفسدات ، وگناهان آنان بیشمار است. هر بار که بشماریم به اصطلاح مردم ازیک کلک هزاران صدا در می آید. و هیچ شخص با وجدان نمیتواند از آن انکار نمائید

چون دسته های متقلب روحیه وسرشت ترقی خواهی ندارند که به تطبیق ارزشهای مترقی بخاطر بهزیستی مردم دل بسته کنند ولذا بخاطر منافع واغراض شخصی شان با سازشها وپزیرش منفعت های بلا قید وشرط دستگاه های تنظیم کننده پالیسی ساز خارجی در شرایط کنونی افغانستان، برای راه یافتن به مجاری قدرت روی نموده و مینمایند. در اینحال برای یگانه کامیابیء که تاسف باید نمود همین است که گفته شود این دسته ها متاسفانه در این اهداف شان تا اکنون کامیاب بوده اند. این دسته ها وگروپ ها که تا حال از راه های نا مشروع به توانمندی کامل اقتصادی رسیدند ومردم را در ناتوانی کامل اقتصادی با ضریب عالمی از بدختی ها مبتلا ساختند باز هم با چال ها ونیرنگ ها میخواهند زیر نام انتخابات به قدرت برسند. پر واضح است اگر برنده شدند و به مسند قدرت باقی ماندند به وظایف دلخواه شان ادامه میدهند. ودرغیر آن برای حکومت آینده مشکلاتی را بجا گذاشته اند که حکومت آینده اگر حکومت مردم دوست ووطنخواه باشد به درستی،آسانی وزود نتواند از زیر بار آن کمر راست نمائید.


حالا که درنتیجهء پیامد های اعمال گروپ ها ودسته های نامردمی در وضعیت و حالت حاضر قرار داریم مردم اول چه میخواهند؟مردم در شرایط کنونی اول امنیت ومصونیت میخواهند . ولذا امنیت ومصونیت را کسانی که به اساس تعلقات مذهبی ، قومی ، زبانی وسمتی، دسته های شبح سیاسی دارند، و در مجموعهء دولت جای اختیار نموده اند، نمیتوانند تامین نمایند. چونکه نمیخواهند تامین شود. دسته های شبح سیاسی درحقیقت ریزرف های جنگی اند. زمانیکه هر آنچه به مزاق سران این دسته ها برابر نباشد با توصل به توطعه ودسیسه صلح وثبات را برهم میزنند. اگر چه در شرایط امروز این امکان نسبت به گذشته در دست این گروپ ها ضعیف است چون که مردم این گروپ ها ودسته ها را از حرف در عمل آزمایش نموده اند، ولی از آنجا که جهت دادن باور ها وروحیه وروان مردم به دلخواه دسیه کاران وتوطعه سازان ماهیت دسیسه وتوطعه است که سران این گروپ ها ودسته ها مکر وهنر آنرا با مهارت یاد دارند، از این خاطر مردم را از بیشه های پلنگ خفته آگاه باید ساخت که دیگر شکار آن نشوند.


اعمال آنانیکه شعار استقلال سر میدادند واکنون که به گردهء مردم تحمیل شده اند نه تنها مفهوم استقلال و مفاهیم سایر مقوله ها چون صلح، دموکراسی ، آزادی ، عدالت اجتماعی و ترقی را که سرنوشت مردم با آن بستگی دارد بر با د داده اند. تناقضات در گفتار وکردار آنان از زمین تا آسمان است ودر سخن سیاسی ابعاد بسیار وسیع دارد لیکن با یک نظر اجمالی به عملکرد حاکمان سرنوشت مردم وکشور در همین زمان تصدی ریس جمهور حامد کرزی پیرامون این مقوله ها آنچه فورأ ملموس ومحسوس میشود اینکه با حفظ چگونگی آمدن قواه نظامی کشور های متعرض جهان ، تعین وتقرر دست باز اجنبی ها با اشکال ساختگی سیاسی، جاگزینی فرهنگ بیگانه با جلوه های عوام فریبانه، باور ها، عقاید وذهنیت های پاک وبی آلایش مردم را مورد سوء استفاده قرار دادن وآنان را در جهت بهره برداری ها ی غرضمندانه به نفع بقای سلطه زور گویان وزر داران ستمگر با سرکوب کردن دگر اندیشی استفاده بردن، بر تری جوئی ، تفوق طلبی ، بیشتر خواهی ، تعصبات ، تمامیت خواهی، کشور را به بازار مصرفی کشانیدن ، حفظ کردن سود وسلم گروه های زر اندوز، یغما بردن دست مزد مردم با طلسم زرق برق بازار های هموار شدهء کمائی گران مفتخوار، جا سازی بازار های غیر ضروری، تعویض زیر ساخت های صنعتی وزراعتی به مارکیت های تجارتی، جلوگیری از خود کفائی کشور در تمام عرصه ها وصدها پدیده های مضرو منفی بیشتر از این، بیانگر ارادهء وعمل گروه های مشمول حکومت تحمیل شده بالای مردم افغانستان است که هم به اصطلاح طاقت مردم را تاق ساخته است و هم اینها خود سد راه پیشرفت بسوی ترقی وتعالی کشور شده اند


در شرایط نظامی سیاسی موجود تصورات مسلط این است که دو جانب قضیه وجود دارد دولت صادرهء بن ومخالفین دولت صادرهء بن، یعنی تروریستان القاعده بنام طالبان وگلبدین ( هرچند گلبدین حکمتیار کمتر رکلام میگردد) جوانب قضیه افغانستان خوانده میشوند . به نظر این قلم بلی هر دوطرف ازحیث جنگ ونا امنی جوانب قضیه افغانستان اند. واگر از این دو طرف هریک طرف به خواست های طرف دیگر متعهد شود فکر نمیشود در تعین سرنوشت آتیه مردم به عنوان یک جامعه انسانی که مستحق حقوق زندگی اند اینها اثر مثبت داشته باشند. این یک خیال باطل است که دو جنایت کار وقتی یکجا شوند از آنها خدمتگار بوجود میائید. در بارهء این دو طرف مردم نه در اقدامات جانب دولت کدام اثرمردم دوستانه را دیده اند ونه در خواست های مخالفین مسلح دولت کدام امید ی برای بهزیستی مردم دیده اند. بلی دگرگونی وضعیت در یک صورت ممکن است که طالب گلبدین ، طالب گلبدین نباشد و این دولت، دولت موجود نباشد. در غیرصورت آن دیگ واین کاسه همین غذا را خواهد داشت که به مردم تهیه دیده شده است وبس.

همانطوریکه گفتیم هر دو طرف قضیهء ناامنی یکی است. بلی جانب دولت ومخالفین دولت هر دو اهداف مشترک دارند. مشکل آنان این است که سر تقسیم باهم جنگ دارند ودراین میان مردم افغانستان است که برباد میشود. آنانیکه با دولت می جنگند همه شان در سیستم دولت نماینده دارند وعلنأ از مواضع آنهایکه راکت میزنند ، سر میبرند، انتحار میکنند ، انفلاق میدهند، حمله مسلحانه میکنند، وافراد را اختطاف میکنند دفاع میکنند. این دگر کار وشغل مشترک شان است. از جمله نماینده گان آنان در دولت میشود بطور نمونه از مولوی متوکل، ملا ضعیف نماینده گان طالبان، ارغندیوال نماینده حکمتیار، حاجی دین محمد والی کابل نماینده مولوی خالص که جهاد را علیه همین حکومت اعلان کرد، آقای تنویر معاون وزارت فرهنگ نماینده دریشی پوش حکمتیار، آقای خرم وزیر فرهنگ؟ نمایندهء حکمتیار وامثالهم..... نام برد

جنایت به هر شکل آن جنایت است . دیروز هدف ازراکت باران شهر ها وکشتار مردم بی گناه از طرف مخالفین دولت وقت بنام ملحد این بود که تا مردم را بیجا ساخته، وسیله تبلیغ وبهره گیری برای خود را مساعد بسازند . مردم شایعات مبنی بر کافر بودن آنانیکه در قلمرو دولت قانونی افغانستان زندگی داشتند از طرف مخالفان دولت بیاد دارند. اکنون که بخشی از آن شایع پردازان به قدرت حاکمه رسیده اند، چهل کشور ملحد وغارت گر که لقمه نان مردم را هم از دست شان گرفت، دوستان این بخش به قدرت رسیده استند، از این طرف اینها اند که به خاطر گسترش اهداف جوامع سرمایه سالار، مردم را به کام مرگ وبدبختی وپریشانی فقر وبیچاره گی وبی روزگاری سپرده اند. زندگی، صحت، تعلیم، تحصیل، کار ،آزادی مردم را تمامأ به حراج گذاشته وفروخته اند. در طی هشت سال به خاطر تعمیر ویا ایجاد هیچ یک موسسهء عام المنفعه تخریب کردهء خودشان وهیچ نوع موسسه عام المنفعه جدید یک خشت بالای خشت گذاشته نشده است. این بخش به قدرت رسیده ها آنانیراکه به استحقاق شراکت شان نرسیده اند دشمنان خاک ومردم میداند.

از آن طرف آن بخشی که در شراکت به استحقاق خود نرسیده است به جنگ وستیز بر علیه حکومت شریکان میپردازند انفلاقات وانتحارات را سازمان میدهند. شرکای علنی دیروز ومخفی امروز بنام مخالفین زیر نام حضور قواه بیگانه ، بیگانهء ایکه آنها را نیز تمویل وتجهیز هم میکند بنام مسلمان ناب با قیافیه های مدهش آدم میکشند، آشوب خلق میکنند وبرای جهل مطلق خلاف تمام موازین واساسات اسلامی از نام اسلام عزیز سوء استفاده میکنند.

این دیگر کاملأ روشن است آنانیکه موسسات تعلیمی، تحصیلی را ویران میکنند دلیلش این است که اگر مردم صاحب تعلیم وتحصیل شد چهره حقیقی آنانرا تشخیص میتوانند، آنوقت چهره های صدر واخفا شده نمیتوانند از باور های مردم سوء استفاده نمایند. در بارهء گروه های مخالفین دولت موجود با ید گفت که هر چند آنان هم دورهء آزمایش شانرا سپری نموده اند.

مردم افغانستان شاهد اند که اینها مجموعأ آنچه را که خراب کرده توانستند خراب کردند وآنچه باقی مانده بود چه از موضع حاکمیت وچه از موضع مخالفت با حاکمیت شکستند ، ریختند ، ویرا ن کردند و فروختند اما اینکه مردم هم حقوقی دارند یا خیر؟ حقوق انانرا کیها تامین نماید؟ به این گروه ها ودسته ها ارتباط ندارد. زیرا که آنچه میخواستند به آن رسیده اند. پول، دارائی، ثروت وقدرت زیستگاه در مجلل ترین مناطق کشور های خارج را هردو تای شان نصیب خود ساخته اند. تعریف هویت شناسی آنان در گذشته از طرف نیرو های مترقی اگر اعتبار نداشت خوب شد که علمای دین آنانکه هزاران مسلمان هر روز در عقب این علما به نماز اقتدا میکنند زمینه یافتند تا تعریف هویت آنانرا بنام اشرار وتروریست شرعی بسازند


از آنجاکه نیرو های مترقی در یک دوره تاریخی در مقابل چشم مردم وهمین نسل موجود ازآزمایش گذشته اند. لذامردم هم از نیرو های مترقی وهم از آرمانهای مترقی شناخت وتعریف دقیق دارند. این در حالی است که بعد از حاشیه راندن نیرو های مترقی از طرف حکام فرمانبردار ستمگران منطقوی وجهانی ، مردم آرزومندی تحقق خواست های مترقی را طی سالهاست به سر می پرورانند

با نظرداشت چنین حالت و ضرورت حضور فعال نیرو های مترقی در وضعیت سیاسی کشور ن ف د ت ا به اساس نیازمندی مردم، شرکت خود را در انتخابات پیش بینی شده اعلام نمود. بعد از انکه نهضت فراگیر دموکراسی ترقی افغانستان نامزد انتخاباتی خود را محترم داکتر( حبیب منگل) برای انتخابات ریاست جمهوری سال 1388معرفی نمود. دربولیتن وکار زار انتخاباتی واژه ترقی کاربرد پیدا کرد و به عنوان نیرو های ترقی خواه یک صف برازنده مشخص ومعین گردید. متداول شدن کلمهء ترقی و مشخص شدن نیرو های ترقی خواه در کار زار انتخاباتی یک گام موفقیت آمیز به تمام مبارزین راه سعادت انسان است . مبارزین راه سعادت انسان آن نیرو های مردم خواه ووطندوست اند که مردم از روی اعمال شایستهء گذشته وحال آن نیرو ها میتوانند به آنان اعتماد نمایند. در حقیقت حالت دشوار کنونی سرنوشت مردم بصورت قطع یک فرا خوان برای این نیرو ها است، که از میان این نیرو ها ن ف د ت ا در آن صف مشخص ومعین فعالانه گام گذاشته است . انتظاربسیار جدی وجود دارد که یاران وراهیان سفر مشترک بسوی سعادت وبهزیستی مردم افغانستان به فراخوان مردم پاسخ خواهند داد ودر صف واحد با استواری همگام میشوند. این در حالیست که حضور نیرو های مترقی اگر ازیک جهت بعد ازیک مدت به حاشیه راندن این نیروها خوش بینی به فضای تصنعیء باز نگهداشته شدهء نسبی حاضراست از جهت دیگر آرزو مندی مردم قدرت شناوری این نیرو ها را در متن وبطن حوادث سرعت و قوت بخشیده است. ولذا هیچ یک از نیرو های مترقی باید فکر نکنند شنا در میان حوادث موجود برای آنان هویت زدائی خواهد بود.


امروز که یک انتخاب سرنوشت ساز در برابر مردم قرار داردمردم با توکل به خدا به توان وقدرت خود باید امید نمایند و به سخن معروف خوب بسنجند و دقیق عمل کنند

کسانی درقبال تطبیق ارزش های مترقی قوانین جاری کشور قرار دارند که خودهیچ اعتقاد وباوری به آن ارزش ها ندارند

این سخن هم جانبه محترم داکتر( حبیب منگل ) نامزد ترقی خواهان در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال1388 طی مصاحبه تلویزیونی با تلویزیون آریانا است ، که توضیح مکمل تناقضات حاد سیاسی در وجود دولت حاضر را با کلی ترین مفهوم بیان میکند. این یک حقیقت است که همه نیرو های شامل در وضعیت سیاسی افغانستان به آن موافقت دارند. محترم داکتر( حبیب منگل ) در همین مصاحبه روشن وبه صراحت بیان میدارد که تنها ترقی خواهان ونیرو ی های مردمی استند که میتوانند ارزشهای مترقی قوانین را تحقق ببخشند..


جریان زندگی نشان داد آرمانهای مترقی با آرزو های مردم توافق داشته و به خیر وثواب مردم بودو است . توافق آرزوی های مردم وترقی خواهان وجوه مشترک است . مردم و ترقی خواهان بعد از اولیت تامین صلح با ثبات توام استقلال ، آزادی ، دموکراسی، عدالت اجتماعی ، ترقی و پیشرفت میخواهند.این مقوله مولفه های هویت شناختی ترقی خواهان است که از آرزوی مردم برای بهزیستی مردم منشه میگیرد ونشات میکند

این حقیقت وقتی بیشتر روشن میگردد که آرزوی مردم را با مفاهیم ترقی خواهی تطبیق نمائیم ومیان نیرو ها اصل تفکیک وتشخیص را از روی اعمال شان به میدان بیاوریم آنوقت معلوم میشود که به راستی ترقی خواهی یک آرمان پاک وشریفانه است ، بلی این آرمان را تنها ترقی خواهان میتوانند تحقق ببخشند وبس .پیروز باد آرمانها و آرزومندی های مردم شریف افغانستان

محمد یعقوب هادی