سالروز طلوع "اصالت" فرخنده و پاینده باد

سالروز طلوع "اصالت" فرخنده و پاینده باد

ودیعهء سخن

در آسمان  افکار و اندیشه های هست "ما" کهکشانی "هدیه" شده  که درخشند گی اصالتش، بربیشه های کدر بینش ها می تابد و تابنده است. هدیه این "کهکشان" (اصالت)  تابش  نجابت اندیشه در نظام  تفکر ماست. تابشی که امروز بیشترو بیشتر از هر وقت دیگر پرتوِگرما وروشنی  آنرا برای هستی ماندگار مان نیازمند استیم.

 "اصالت"هدیهء  برای شخصیت سیاستگذاریست که در طبیعت اندیشهء ما چون طلوع آفتاب نظام طبیعت از شرق برخاسته درپهنای سر زمین غرب  حقیقت را حیات می بخشد. "اصالت" تابشگاه تفکر، اندیشه ورفتاریک ابر مرد سیاست است. سیاست گذاریکه از جایگاه طلوع بلند شد ونظام فکری "ما" را دورانساز ساخت.  تجربه نشان داده هر آن  که از این محور فکری بیرون رفته به کنار های ناخواسته رسیده است. بیایئد از این تجربه بیاموزیم.

  امتنان وسپاسگذاری

رفقای ارزشمند گردانندهء سایت انترنتی اصالت!

"اصالت" سزوار مبارکباد است، مبارکباد. از زحمت کشی های  شما  به نوبه خود سپاسگذاراستم. به سایت اصالت گذر همیشه گی دارم. میخوانم، فرا میگیرم و از شما ممنون میشوم. از رابطه رفیقانه برای تفاهم بیشتر روی مسایل مورد علاقه که با شما دارم در اینجا جداگانه سپاسگذاری میکنم.

پیشنهاد و آرزومندی

در حالیکه امکان دست رسی به مجموع بیانیه های رفیق و رهبر متوفی ما (ببرک کارمل) یک چند آگاه  استم، با حفظ  این مساله میخواهم  آرزومندی  داشتن  تمام بیانات  رهبر را در پلینوم های کمیته مرکزی ومناسبت های مختلف در سایت وزین اصالت به شما در میان بگذارم. امیدوارم رابطه های رفیقانه ودوستانهء عزیزان این آرزومندی را بر آورده سازد.

 با احترامات بیشتر رفیقانه        محمد یعقوب هادی 

برای شکست سکوت نباید خاموش ماند

برای شکست سکوت نباید خاموش ماند

 

بعد از خوانش نوشتار های متعدد ازگردانندگان قلم و دارنده گان قلم در باره نهائی شدن پروسه  وحدت در حزب واحد، بلاخره امکانی  میسر شد تا آنچه  در این خصوص قلمی شده بود، اکنون به گونه ای آنچه است در معرض دید و و شنید قرار بگیرد. چتر نشستگاه مربوط به این بحث برداشته شد، و هیئت تحریر نشریه انترنتی بامداد درمتن سرمقالهء خود نوشت "علاقمندان نتیجه گیری کنند."  چه خوب شد، که در فضای  آفتابی آن بحث ها، به پاس سرنوشت همگانی نتیجه گیریها هم آفتابی شود. ایکاش همیشه چنین باشد. حالا که چنین است میخواهم سوا از مقاله نویسی با ذهنیت مطرح در باب نتیجه گیری انفرادی،  زبان قلم را گویا سازم.

نویسنده که همیشه از پیامد یادداشت گونه های خود دلهره دارم. چون از اشتباه خود سخت میترسم. بطور حتم آنانیکه  قلم شان عاریتی نیست  چنین مسئولیت پذیری،  نفوذ بیشتری به آنان دارد. که باید چنین باشد. لذا برای خود توصیه میکنم: رفیق! نه برای رفع مسئولیت ، که رفع مسئولیت  فراغت از مسئولیت است بلکه برای ادای مسئولیت که تعهد جاری است  باید قلم را بکار برد.

 آفتابی شدن این بحث ما را کمک نمود  که بر خویشتن باز نگری نمائیم. بیبینم چی درست ها را غلط کرده بودیم وچی غلط ها را درست گفته بودیم.

 محوربحث نشست "مشورتی"  را،  صدور اعلامیه ای تشکیل میدهد که  این قلم  آنرا باری، یک دستبرد برای موقف سازی های شخصی  و قرار  دادن رفقای عامل در موقعیت دشوار،طی یادداشت " شعله آخر سر کشد از اجتماع خار و خس" به تحلیل گرفتم.

 بعد از نشست "مشورتی"  این اطمینان  حاصل شد که بلی چنان  بوده که می پنداشتم. قبل از آنکه نتیجه گیری فکر وذهن خود را باز نویسی نمائیم میخواهم استنتاج را در خصوص کاربرد کلمهء "دست برد" از سخنان رفیق گرامی نورالحق علومی  قلمی بسازم. که گفتند: "پیشنهادِ یک اعلامیه شد. اعلامیه را  من امضا کردم، به خاطری که مسئولیت را بدوش دیگران نه اندازیم"  تو ضیح رفیق "علومی" دراین باب چنین بود که اعلامیه بیشتر به حیث یک وسیله فشار بکار گرفته شد. خوب اینکه فشار  بالای خود چه نوع فشاری خواهد بود؟ از این میگذرم. امامساله دستبرد ازاین جهت قابل توجیه است چون کسانی در میدان  زور آزمائی های شخصی که به ذهن خود شان از کدام امتیازی عقب مانده بودند (چنانکه یکی از رفقا در نشست حضوری  کلمهء  سوء استفاده از اعلامیه را بکار بردند) از این اعلامیه  تا آنجا به نفع شخصی بهره برده شد که بهترین رفقا منجمله شخص رفیق گرامی علومی را  توانست در موقعیت دشوار قرار بدهد. دشواری به  شیوهء که، تمام حزب را دریک پله  تراوزی قضاوت، وخود را به حیث مدافع  یکی از رفقای ریس نوبتی حزب واحد درپلهء دیگر تروازی قضاوت قرار داد که به اساس  خصوصیات ومشخصات شرقی  این میزان را به نفع خود ویا یک فرد ونهایت دو سه نفر سنگین ویا برابر بسازد. این در حالی است که  صد افسوس  در چنین  وضعیت قیمت هر باخت از سرمایهء صف مقدم مبارزه، همان چشم  وگوش حزب، همان رشته اتصال حزب  با مردم،  یعنی رفقای خارج از صلاحیت های تشکیلاتی که صفوف خوانده میشوند پرداخت میشود. مگر آیا بسیار جفا کارانه نخواهد بود که به خاطر چنین بهره برداری  خود غرضانه از لشکریان صفوف  قربانی گرفته شود؟ مگر صداقت شجاعانه نخواهد بود که با یک دستور حزبی  همانگونه که رفیق  داود کرنزی در صحبت شان گفتند یک چند تن خود غرض  از سر راه برداشته شوند؟

نشست "مشورتی" چندین عنوان بحث را  مطرح میکرد. میخواهم اولتر اینرا بگوئیم که من خود را در صحبت های  رفقای گرامی رفیق عارف عرفان ورفیق داود کرنزی بخوبی یافتم. این خود یافتن در حالی است که رفیق مسئول  از مستقل بودن خود نیز سرجنباند. در این چنین استدلال و موقف گیری خود را در حیرت یافتم، که آیا رفیق مسئول باید متعهد باشد ویا مستقل باشد؟ ولی یک مساله بخوبی معلوم است  که اگر  مشکل  موجود به عقب پی گرفته شود درست  به همان  منبع رفتار های مستقل میرسیم که موجد این مشکل است. خوب است که رفیق ما  در این مستقل بودن معترف است ودیگر سر گردانی برای جستجو نیاز نخواهد بود. لذا همه توان تدابیری را برای برداشتن رفتار های مستقل باید به خرچ داد.

بحث دیگر نشست "مشورتی" بحث رهبری از خارج کشور به داخل کشور بود. من فکر میکنم که بعد از این نشست چنین موقعیت سازی  اگر مطرح هم بوده باشد،  باید پایان بگیرد. چرا که کرکتر ها در این نشست  خود، نتیجه رای را در ذهن همه بوجود آوردند. لذا رفقای که آرزوی ریس شدن را در وجود شان پرورش میدهند خود نیزباید دانسته باشند که هنوز به مولفه ها  ومشخصات ریس شدن دست نیافته اند.

 بحث دیگر در نشست "مشورتی" اینبود که باری جمعیت بیرون کشور مغز متفکر  مجموعه سیاسی ما در داخل کشور به تعریف گرفته شد، که مرکز را با فرآورده های فکری شان مساعدت میکنند. در حقیقت یک سلسلهء مشکلات همین است که کوشش میشود به جای  سر های داخل، سر های خارج تفکر نمایند.  من فکر میکنم که تفکر خارج از مخیله تفکر، ممثل تفکر خود "سر" نمیتواند باشد. البته هر شعب مجموعه سیاسی ما در هر کجا  مکلف و موظف به اجرای تعهدات  شان در شرایط مختلف  ومتفاوتی اند که عملآ در آن محیط وماحول قرار دارند. به این نسبت اگر بجای فکر کردن برای مرکز  برای خود ما در خارج فکر میکردیم وفکر بکنیم به یقین که  مشکلات ما  بسیار کمتر از آن میبود که با آن مواجه استیم. ( مشکلی که یک رفیق آنرا در این نشست در سطح اروپا مطرح کرد)  جا دارد اینرا بگوئیم که  مرکز نیازمند مساعدت های مالی ما است و میباشد اما انهم در حالی است در حالی است که این مساله  بیش از همه  در پرنسیب وظایف اعضای حزب، حق حزب برای عضویت است،که نباید به اساس این امکان  واقعیت اندیشی مرکز رابه گروگان گرفت.

رفیقی بعد از اینهمه طی پروسه بر مبنای خطوط مشترک  بحث  مشکل پیش آمده را از تفاوت دیدگاه ها مطرح کرد. رفتم بار دیگر به اسناد فکری  گذشته هر دو بخش مراجعه کردم. واقعآ تفاوت های بسیاری را مشاهده کردم،  اما  این تفاوت ها همه  در اشکال کلمات  متبارز  بود واست نه درمتن و محتوای که خوانامیباشد. بیادم است  زمانیکه برای  رفیق گرامی  رفیق علومی  در دفتر کار شان در کابل نظریات خود ورفقای  ما درکانادا را ارایه میکردم، صحبت رفیق علومی در مورد واژه چپ چنین توضیح داشت " اگر من واژه چپ را معمولآبکار نمیبرم حتمآ این واژه را بر مبنای تفصیل ومفاهیم آن مطرح نموده ومینمائیم. این چنین است برداشت من از نبض وروان جامعه که باید خوب بفهمیم"

در این خصوص رفیقی در نشست "مشورتی" با کنایه از ساختار یک حزب  چپ  وانقلابی شرایط را به سوال کشید که آیا حضور چنین حزب میسر است؟ این نوع برخورد ناشی از آن است که خواسته میشود استخراجات سیاسی ما از تیوری، در نخستین قدم، شکل تیوری را به نمایش بگذارد تا محتوای که بر مبنای نبض وروان جامعه باید متحول بکار گرفته  شود. رفیق ما شاید میخواسته  بگوئید که اگر شرایط مساعد نیست باید منتظر شرایط باشیم.

لذا به فکر من  نباید شکل را با محتوا عوض بگیریم. اما وقتی ما محتوا سازی مینمائیم این محتوا باید وجدآ در عمل  متبارز باشد. از این جهت بود  که بحث  انتقاد شدید از حمایت نامزد های انتخاباتی که با محتوای فکری ما سازگاری نداشت وندارد (یک رفیق عزیز ازآن در  نشست "مشورتی" یاد نمود)  در حالیکه  نامزد همسو  و هم اندیش نیز مطرح بود در رفتار های سیاسی ما  نقدیست بجا که به آن باید  تمکین نمود.

 ویک سخن امانت  اینکه : دربحبوحه تدابیرتشکیلاتی کنگره زمانی که داخل کشوربودم بیشترین رفقای  را که از شورا های ولایتی  در دفتر حزب واحد تشریف میاوردند سعادت دیدار شانرا داشتم. با حضور قلب شاهد آن استم که از هیچ رفیق در مورد تفاوت دیدگاه ها سخنی نشیندم. اما به آنچه بیش از حد سختگیر بودند تنها وفقط پرنسیب های تشکیلاتی بود وبس.

این چنین در نشست "مشورتی" روی مساله پرنسیب ها، یک رفیق ما صحبت  خود را تنظیم نموده بود. از طرف آن رفیق در این بحث به آن  جزئیاتی پرداخته شد که رفقای مرکز میتوانند ودر حقیقت کفایتآ واین توانائی  را دارند که با استدلال  وتفاهم روی آن کار نمایند. لذا بردداشت من در این خصوص آنست که: در نشست "مشورتی" این بحث با ذهنیت رویا روئی مطرح گردید تا اینکه روحیه مشکل زدائی در آن محسوس باشد. پس اگر میخواهیم مشکل زدائی نمائیم اول باید زیادتی های خود را بزدائیم.

رفقای گرانمایه! کلمه سازی های این یادداشت نه از کدام موقف تشکیلاتی رقم خورده ونه ازکدام برتر بینی خود، محتوا سازی شده است. به گفته رفیقی که در نشست گفتند  در حقیقت ما عاشق  وحدت و تشکیل حزب واحد استیم. موقف برای ما وقتی مطرح است که  باسر بلند در جمع آمد ها حضور بیابیم که این است دست آورد وحدتخواهانهء ما که در راه اش کار وفعالیت داشتیم. در این نشست همه وحدتخواه بودند. همه به گپ معروف "او خدا" میگفتند. هیچ قصور واری وجود نداشت. جالب است یک موقعیت گیری عجیب هم به نمایش آمد. یک نفر خود را به تنهائی  کل یک بخش حزب جا میزند، ودر پناه  تمام یک بخش حزب اعمال خود را پنهان میکند  ونزدیک  است که نابغه هم معرفی شود. شاید ما تا هنوز معنای شرارت  را نمیدانیم. این زلزله در حزب واحد چطور به وقوع پیوست  مگر زمین  بالای شاخ گاو بود  وگاو شور خورد؟ ویا تعاملی رخ داد.

همان سخن طنز که رفیقی در این نشست گفت همه مشغول کیسه کردن پشت خود استند. در اینصورت نتیجه چنان شد که مشکل در کدام سیاره دیگر گره خورده است، و ما در آنجا رفته نمیتوانیم. همانطور هم شد. سایت، سایت باقی ماند. عجیب است، مدیریت سایت وطن استدلال میکند که بخش  حزب واحد در وزارت عدلیه ثبت وراجستر است، با تشکیل حزب واحد سایت هم از بین میرود. اینهم استدلال شد؟ "ده در کجا و درختان درکجا" حالا مدیریت سایت پیروز شده  ضرورت به اعلامیه نیست. رفقا مقاله هم میفرستند. مدیریت سایت از عجلهء بهره برداری، نام رفیق علومی را زیر  پیام  تسلیت  کمیته اجرائیه توحید وانسجام مینویسد  تا شورای رهبری حزب واحد که  دقیق هم است وعملآ رفیق علومی ریس نوبتی  آن است. یک رفیق  پیشنهاد کرد مدیریت سایت وطن  با سایت بامداد یکی شود چه شد که نشد؟  به خاطر اینکه بصورت کل مشکل نشراتی "حزب واحد"  برطرف گردد. در حالیکه مسدود شدن سایت وطن را جدآ تاکید مینمائیم پیشنهاد میکنم که سایت بامداد بنام سایت شورای مرکزی "حزب واحد" به مدیریت دو رفیق از کابل  (مدیر ومعاون  وهر شکل دیگر ولی با صلاحیت مساوی) ارتقا یابد ودر ترکیب هیئت تحریر،  سایر رفقا از مرکزو اروپا  انتخاب شوند.  در حقیقت این مساله کدام خواست جدید هم نیست  بخشی از پروسه طی شده وحدت  است که به عنوان یک جز باقی مانده است. ما بلاخره به پیش باید قدم بگذاریم. از همین جهت در پراگراف های این یاداشت نکات نظر خود را با اختصار مطرح نمودم. امیدوارم  رفقا با فکر رسا  تدابیر را دقیقتر و سازنده تر مطرح خواهند نمود. تا باشد قدم های ما به پیش راه پیدا نماید.

رفقای  وحدتخواه! اگر میخواهیم واقعآ وحدت  در حال به زودی و بدون خدشه تامین شود و در آینده هم  خوب حفاظت شود، بیائید به اصطلاح عام سیاست ماست مالی را کنار بگذاریم. نخواهیم به خاطر یک تعریف از خود ما، از خطا های کسی چشم بپوشیم. رفیق گرامی ای در این نشست اشاره  به مسئولیت های  روسای حزب میکند. اینر هم باید به خاطر داشته باشیم که عدهء به اساس خود غرضی  در نقش مریدان سیاسی  در ذهن خود مرشد ساخته اند. این مریدان را نیز باید به پاک دلی فراخواند، واگر پاک دل نشدند از قطار پاک دلان باید بیرون ساخته شوند.

 درصف دل دادگان آزمونش کنید

ورنشد ثابت بـــــــــــیرونش کـنید   (...)

و سخن اخیر اینکه  ما نباید نسبت به رفقای که هم صراحت لهجه دارند و هم توانائی گفتن سخن خود را در همه جا دارند،هم نیات واراده شان نسبت به کسانی که برای حزب واحد  دشواری ایجاد نموده شریفانه است، شک نمائیم ومخصوصآ  که از موثریت آنان چه در امرهمسوئی سازمان های مترقی  چه در حمایت از اندیشه باوری ترقی خواهانه نیز بدانیم. از جمله نسبت به رفیق جلیل پرشور در قبال وبلاگ های مستعار نویسان زمانیکه در کابل بودم این ذهنیت از خارج برای رفقا رسید، که گویا در عقب فلان وبلاگ رفیق پر شورقرار دارد. در همان وقت برای رفقا گفتم که این شیوه رفیق پرشور نیست.  بعد از تماس با شخص رفیق پرشور این گفتهء من صحت بود وخود شان نیز در یادداشتی آنرا رد نمودند.

برای حوصله افزائی گفته های خود را در محدوده این یادداشت پایان میدهم، امابخاطر وحدت، وحدت وفقط وحدت، کنگره ، کنگره وفقط کنگره موسس وحدت، با تمام حوصله مندی به پای صحبت یاران تا نفس در تن، همیشه خواهیم بود .......

 محمد یعقوب هادی