طنزکوتاه

 

طنزکوتاه


معنا نامه



پیش پزکی

از آنجا که نوش داری پیشرفت به ضد مرض پس رفت به زیر و زبر زندگی آدم ها اثرانداخته، حتی پس رفت های فکری را هم ازجای بی جای ساخته است. از این دَرَک یک تعداد لغات مساله ساز شده ونیاز مند به پژوهش جدید وباز نگری دارد. به این حساب وکتاب جناب «معنا ساز»با پژوهش جدید به معانی وتشریح یک تعدادآن پرداخته و در فرهنگ معنا سازی خلای بوجود آمده را با کار شایسته وقابل قدر پر نموده ، که اینک به خوانش شما قرار دارد. من برای جناب شان کامیابی های بی حد آرزو میکنم. فهمیده دانا


مکانهای انقلابی


مکانهای انقلابی متعدد است اما مشهور ترین آن دو جایگاه است یکی آنکه صاحب خانه گوینده باشد ویا گویندهء دلخواه صاحب خانه باشد، آن چنان که گوینده مخاطبینی داشته باشد تا تنها دندان سر دندان بفشارند، ودر دل بگویند که در مکان انقلابی خودم اگر در گیرم آمدی چنان روزت را به سرت شام بسازم که راه خانه ات را گم نمائی

دومین مکان انقلابی آن جا است که از وحشت دشمن سیلی ات بر بنا گوش دوستت بچسپد وبا لگد مال کردن دوست، دشمن چنان از هوش بدر شود که برایت زنده باد گوید.


دلاوری سیاسی


آن است که برای تعقیب پلنگ نشان پای پلنگ، به استقامت عقب پای پلنگ را پی گیری نمائی


هوشیاری سیاسی

آن است که وقتی اندیشه باوری ات را ندافی میکنند ازگرد غبار آن خوبترین محل صدر اخفا برای خودت بنا نمائی


آگاهی سیاسی

آن است که خود اندیشی رازایل نسازی و به فکر دیگران بسنده نمائی


آینده نگری

آینده نگری آن است که مخیله فکری ات زیر وزن خیالات آنقدر وزنین باشد که از جایت شور خورده نتوانی


متباقی دراثر دوم تقدیم خواننده گرامی خواهد شد

هادی

خود آموزی

 

این یاداشت را به انگیــزهء افــراط و تــفریط های که گاهی پیش می آیــد

بی هیــچ خـطـابی به خـوانـش شــما خوانندهء ارزشــمند تقدیم مینمائیم



دیده بانی ازشخصیت های سیاسی را با فراگیری ازآموزه های شان باید انجام داد


به روایت دانستنی های تجربوی، انسان با فطرت دوگانه خلق میشود. در پروسه حیات، همراه با رشد فزیکی این دو فطرت هم، سیر تکاملی خود رامی پیماید. در نتیجه، این دو فطرت «شخصیت» انسان را تعریف میکند. یعنی هر انسان درمحتوای دوشخصیت یک انسان است. با توجه پیرامون شخصیت انسانها، درحیطهء پندار، گفتار وکردار آنان دو شخصیت بودن انسان را بخوبی درک میکنیم. بطور مثال اگر ما در پندار ها ی عاطفی انسان نظر با اندازیم، با وجودیکه میتوانند در مورد مجموع انسانها آرزو های شریفانه داشته باشند و نیک فکر کنند ،این فکر نیک را اول از دهلیز وابستگی های نزدیک به خود عبور میدهند. این در حالی است که انسان در سلسله معاملات اخلاقی،به حیث موجود اجتماعی به تنِ روابط تعریف شدهء چون پدر، مادر، همسر،فرزند، خواهر،برادر ،اقارب،خویشاوند، همسایه، همشهری،هموطن ،همفکر ،هم پیمان ووو.... لباس موزون مسئولیت را میپوشاند، که یک امر اخلاقی است. وما می بینیم که اجتماع فارغ ازپذیرش این معامله اخلاقی جز، اجتماع فاسد، وبی عاطفه و احساس مردهء که محیط پندار نیک را منحصر به خود شخص میسازد چیزی بیش نیست. در این چنین اجتماع بار آورده، خواستنی ها از محیط خود بینی وخود خواهی فرا تر نمیرود. اگربا گذشتن از کاوش مشخصات اجتماع به عنوان محصول فکر وفعالیت جمعیت انسانی، دو باره در جستجوی داشته های شخصیتی فرد، خلاصه گوئی شود، میتوان چنین گفت: از نگاه فردی گفتار وکردار هرانسان که از ریشهء پندار خودش آب میخورد موقف اورا مشخص ومعین میسازد

به این ترتیب درمحیط سیاسی هم ، دوشخصیت بودن انسان منتفی نمیتواند باشد. انسان در هر نوع فعالیت و در هر نوع محیط با وجود داشتن دوشخصیت، قادرو توانمند به نیک فکر کردن است. این در حالی است که پندار های نیک سوژهء یاموضوعی راپیش میکشد که درتمام وابستگی ها، منفعت نیازی انسان را تعریف میکند. انسان برای بر آورده شدن این نیازهای خواستنی ناگزیر به تعین شیوه حصول آن است. در نتیجهء این به هم پیوستگی هویت اجتماعی وسیاسی انسان شکل میگیرد.

استخراج هویت سیاسی انسان، خواستنی های نیازی انسان جامعهء است که اویعنی همین فعال اجتماعی وسیاسی ، آن را مطرح میکنند. این در حالی است که تحقق هر خواست در اوضاع مشخص به بیان وشعار مشخص نیاز دارد. یعنی بیانِ که به گفته معروف نه قبل از وقت، ونه پیش از وقت باشد . لذا یک فعال عرصه سیاست که مُطالبات نیازی را مطرح میسازد با وجود مشخص بودن منزل، با تعاریف واهی منزل، دل مشغولی به بار نمی آورد بلکه با درایت فکر، خم وپیچ های راه بسوی منزل را هموار میسازد. همین وضعیت خود بخود هویت دوشخصیتی انسان را تعریف میکند


با وجود حضور دوشخصیت در وجود هر فرد، در یک جامعه انسانی، تعریف شخصیتیء شخصیت های سیاسی ، به اساس پندار، گفتار وکردار آنان صورت میگیرد. این در حالی است که رویکرد های دور نمای اندیشه باوری( استراتیژی فکری) آنان بصورت مطلق به حیث ضریب این شناخت ومعرفت در سنجش قراردارد. با تلویح باید گفته شود که وابستگی های سیاسی تنها به اساس همین وجه، منطقی وآرمانی پنداشته میشود.

مبتنی به این طرز دید درایت فکری شخصیت های سیاسی در مورد شناخت فصول گرم وسرد سیاسی ، پیش بینی اوضاع وفصل های سیاسی، وانتخاب پوشش های موزون در فصول متفاوت سیاسی، بستر وابستگی های فکری جمعیت همراه وراهرو رابا شخصیت های سیاسی رقم میزند، در همین مقطع نمایهء الگوی سیاسی در ابعاد تعین سیاست هاو روش ها تبارز میکند. و در واقع همان وجوه وابستگی که در بالا گفتیم زمینه بهره گیری از الگوی ما را فراهم میاورد

پس الگوی سیاسی به حیث آموزش به باز شناختی نیاز ندارد. وقتی ما برای خود الگو تعین میکنیم وباز دوباره باز شناختی الگوء خود را ارایه میکنیم، هم خود به بیراهه میرویم وهم دیگران را به بیراهه میکشانیم. الگوی سیاسی نه سنگر و نه پناه گاهی است، که ما برای تبرئه خود، برای دفاع فردی خود، برای پناه کردن خود استفاده ببریم. ما همانقدر که نباید از الگوی سیاسی خود بلنداژی بسازیم که مورد اماج ما ومقابل ما قراربگیرد، همانگونه نباید دیده بانی های خود ستایانه وفضل فروشانه ما ، ما را از فرا گیری آموزه های الگوء سیاسی ما تا آنجا فاصله بدهد، که استراتیژی فکری شخصیت سیاسی مورد نظر خود را فدای دیده بانی های ناموجه بسازیم

منظور نظر این است که انسان میتواند از حضور دو شخصیت در وجود خودش هم استفاده مثبت وهم استفاده منفی نمائید. لذا حمایت، تشریح ، توضیح، دفاع از بینیش و تفکر خود ما، مجموعه های سیاسی ما و رهبران ما، باید یک پیوندگاه منطقیء وجود دو شخصیت را ، برای محقق شدن «نظر تجربوی» ( تیوری)درساحه عملی( پراتیک) ارایه بدهد. ما نیازمند آن استیم که تفسیر شخصیتی رهبرانِ مورد قبول ما، به اساس شیوه پزیرش شناختی ازجامعه صورت بگیرد. همینگونه اندیشه باوری ، رهبران مورد نظرما را مطابق به آموزه های خود شان نظر به اوضاع مشخص به تفسیر بگیریم. اما تفسیر ی که با انتباه از اوضاع مشخص ارایه میشود نباید استراتیژی فکری( دورنمای فکری) را منتفی بسازد.......محمد یعقوب هادی