درنشستگاه های پالتاکی چه میگذرد؟

   

درنشستگاه های پالتاکی چه میگذرد؟



آب شفاف چشمه شفاء سخنگاهء هم اندیشان وحدتخواه چگونه جریان پیدا کرد؟

بزنگاه کوته والان پالتاکی بر علیه نیرو های ملی، مردم خواه، میهن دوست، مترقی وعدالتخواه چگونه ساخته شد؟


از آنجا که در یک جامعه انسانی نیرو های سیاسی با طرح وراهکار های سیاسی، جامعه سیاسی را تعریف میکنند، ودر نتیجهء مبارزات این نیرو ها اگر از یک جهت موقعیت وموقف مجموعه های سیاسی مشخص میشود، از جهت دیگر خود این نیرو ها بطور انفرادی بر بنیاد درون مایه خودشان مورد تشخیص وشناخت قرار میگیرند . از همین رو میبینیم که در یک مجموعه سیاسی ویا حزب سیاسی و یک تشکل سازمانی با وجود وجه مشترک اندیشوی هرعضو این مجموعه ها به شکل انفرادی هم مورد شناسائی قرار میگیرند.


این در حالی است که انسان درهر دو حالت( حضور در مجموعه سیاسی وبطور انفرادی) به حیث مولد اندیشه برای بقای ارزش های تفکر خود تلاش میورزد. زمانیکه همین درون مایه، طرح و راهکار را برای سرنوشت جمعی ارایه میدهد، وجه اشتراک فکری مشخص میشودو حاکمیت فکری بوجود میائید. درحاکمیت فکری شخصیت های ظهور میکنند که خود سمبول اندیشه میشوند. حدیث ساز وروایت ساز میگردند، که فرآورده های فکری شان در درازنای تاریخ مبارزه سیاسی با فعالین سیاسی هم کیش وهم اندیش جریان میداشته باشد. این در حالی است که عده هم میخواهند بالای اندیشه حاکمیت نمایند که این حالت دوم مساله ساز ترین وضعیت سیاسی را در فضای سیاسی بوجود میاورد، که متاسفانه جنبش ترقی خواهانه و عدالتخواهانه در کشور ماافغانستان به اساس شکل گیری حالت دوم به دشواریهای مواجه است


زمانیکه به بحث حاکمیت فکری میپردازیم چه بخواهیم ویا چه نخواهیم نام شخصیت های حدیث ساز و روایت ساز ویا در واژه دیگر مقوله ساز در پیوند ووابستگی دایمی با اندیشهء مطرح، جریان میداشته باشد. عده ایکه به اساس وجوهات شخصی در برابر کار برد این نام ها در پیوستگی اندیشه حساسیت نشان میدهند خود شان بار ها با نقل قول های از شخصیت های متعدد متوصل به بیان این پیوستگیها شده اند. ازهمین جا است که وضعیت مساله ساز به وسیله افرادیکه بر شانه اندیشه سوار میشوند شکل میگیرد. با این پیش زمینه میخواهم بحث وضعیت مساله سازرا درفضای روشنفکری کشور ما افغانستان که ازجانب عقده مند ترین افراد جامعه روشنفکری، برعلیه جامعه روشنفکری، در وضع موجود امروز، زیر نقد گذشته صورت میگیرد به کنکاش بگیرم. منظور از به چالش کشیدن نقدی است بر اساس عقده های سیاسی وشخصی، نقد بر اساس روزگذرانی ، نقد به اساس جای پای سازی برای کسب امتیازطلبی هاو امتیاز گیری های شخصی، نقد بر اساس هویت سازی های کاذب، نقد براساس برائت گیریها زیر فشارآن تهدید های که این نقادان نسبت بخود احساس جرمی میکنند. این نقدها درهر جویباریکه جریان دارد ، سر چشمهء آن یکی و واحد است. مطمع نظر این یادداشت همان جویباریست که روزگاری در آن آب شفاف جریان داشت وکسانی در سر بند، این جریان آب را گل آلود ساختند وبا حب عقده به شکارمشغول شدند.

آب شفاف چشمه سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه چگونه جریان پیدا کرد؟

سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه نه تنها یک نام زیبای اتاق پالتاکی بود، بلکه درمحتوای این نام یک هدف شریفانه وضرورتمندانه دنبال میشد. ایجاد این نشستگاه یک امر تصادفی نبود. بلکه در نتیجه کار وفعالیت های متداوم یک جمعیت بزرگ از نیرو های مردم خواه ،میهن دوست، مترقی وعدالتخواه که هویت وحدتخواهانه را کسب کرده بودند وهنوز این جمعیت در امکانات متحول دیگراین هدف را در خط فعالیت های سیاسی خود اولویت میدهند ادامه دارد. پیگیری از امر وحدت در امکان های متفاوت امتیاز نه بلکه مسئولیتی است که وحدتخواهان نه با پیش کشیدن خود شان بلکه با مطرح کردن این هدف ادای وجیبه ووظیفه میکنند

سوال وحدت از اینجا آغاز گردید که وحدت با کی ؟ برای پاسخ با این سوال برای مشخص کردن این نیرو هادر جستجوی وجوه وحدت ورود به اسناد برناموی کوتاه ترین راهیافت دانسته شد

یعنی مراجعه به دیباچه ها، مقدمه ها وپیشگفتار ها و اسناد مرامی این احزاب به روشنی میتوانست این پاسخ را ارایه کند. دیده شد خطوط اسناد مرامی ايکه این احزاب برای سعادت مردم وپیشرفت کشور مطرح نموده اند ، همه یک سخن ودارای مفهمو م واحد ويكسان اند لذا کمبودی وجود داشت ودارد که در عملکرد مشترک باید این نیروها مکَمِل همدیگر گردند وپاسخ چه باید کرد را مشترک ارایه بدهند

بحث وحدت به مفهوم ماهیت احاطه شدهء عقل، خود، آن بحث عقلانی است، که درشرایط امروز نیاز نیرو های هم اندیش را که بر بستر آرمانهای ح د خ ا به حیث ادامه دهنده گان آن آرمانها ی انسان دوستانه وومیهن خواهانه در عرصه مبارزه سیاسی اعلام حضور کرده اند مطرح میکند. لذاوقتی بحث وجوه مشترک و بحث هم اندیشی این نیروها، اشتراکِ عمل این نیرو ها را مشخص میسازد، بدان معنی است که این نیرو ها اشتراک عمل را بر بنیاد پیشینه مبارزه داد خواهانه اعلام میکنند، که نه یک بحث جدید ونه یک تعهد جدید است. اما پر واضح است که واقعیت امروز ما برای رهیافت بسوی اهداف تعین شده شعار جدید پیشکش میکند. شعار! مختصری از شناختی که عطف توجه میکند. یعنی ما با شعار امروز که مختصری از شناخت اوضاع واحوال روز است دیروز را نه بلکه فردا رانشانی میکنیم وپیش میرویم.

از همین جهت بود و است که وحدتخواهان، وحدت نیرو های هم اندیش را به اساس فراخوان نه، بلکه به عنوان شناخت مطرح میدارند. شناخت از واقعیت دیروز و شناخت از واقعیت امروز یگانه بستر یگانه شدن دانسته میشود، که میتواند اشتراک عمل نیرو های هم اندیش را تحقق ببخشد. لذا با این درک امکانات متعددی بکار افتید.


جلسات مشترک سازمانها ،ارایه طرح ها ومیکانیزم های یگانه شدن، سنجه های هم سوئی وهمگرائی، برگزاری نشستهای همه گیر، جمع آمد های زمینه ساز چون برگزاری محافل تحت نام خاطر داشت وگرامی داشت از روز ها وشخصیت های هم پیوند و آرمانی، ایجاد کمیسیونها وکمیته های تفاهماتی، جرو بحث های گروهی وانفرادی در امکانات متعدد ومتفاوت، نشر یادداشت ها ومقالات ، ایجاد سایت های برقی و فاورم های انترنتی،از آن میان ایجاد نشستگاه پالتاکی زیر نام سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه هم یکی از امکانات ساحه فعالیت وحدتخواهانه بود که در نتیجه کار فعالیت تمام عیار وحدتخواهانیکه حضور، نظر،حرف وسخن شان در تمام این تدابیر که در بالا گفته آمدیم قابل درک، لمس وشهود است.


واما قبل ازگشایش آن نشستگاه ،آن محور آرزومندی های هدفمندانه و صادقانه، یعنی سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه ، در جمع آمد اتاقهای جداگانهء پالتاکی نیات آرزوها،خواستها ودیدگاه های وحدتخواهان در سه پیام مشخص ، پیام به اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان، پیام به مخالفین طرح وعمل آرمانی ما، پیا م به آنانیکه بی توجه به مقتضیات شرایط، داوری میکنند با شفافیت تمام به بیان گرفته شد.

پیام اول بر مبنای درک وتحلیل شرایط و ضرورتی که در پیشروی اعضای ح د خ ا متشکل در سازمانهای جداگانه و رفقای غیر تشکیلی قرار داشت که باید ملاحظات خود را صادقانه بررسی نمایم وروی اهداف مشترک تشکل واحد وسراسری را بوجود بیاوریم. اختلاف ما اختلاف سلیقوی است وبالای این سلیقه ها باید فایق آئیم.

پیام دوم توضیح نمود که اجازه نخواهیم داد عقده مندیهای شخصی وسیلهء پرش دسیسه سازان وتوطئه گران علیه نیرو های مردم خواه ومیهن دوست شود.

در پیام سوم همه به قضاوت صادقانه با درک وتحلیلی از شرایط تاریخی فراخوانده شد. برای اینکه این امانت جمعیت وحدتخواهان بخوبی امانت داری شده باشد در چندین روزدر اتاقهای متفاوت پالتاکی به بیان امانت وحدتخواهان پرداخته شد

ره آورد پیام اول ایجاد اتاق سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه بود. همانجا که در آن روز های پیشین آفتاب صداقت سایه انداخته بود وسایه نیرنگ رنگ باخته بود وجلوه گری نمیتوانست.

تصمیم ایجاد اتاق اعضای حزب از همان آغاز از نام صفوف با بیشترین رفقا که از ح د خ ا هویت سیاسی کمائی کرده بودند ودرفضای پالتاک حضور قبلی داشتند به مشوره گذاشته شد. نام اتاق گزینش پیشنهادی باطرح صورت گرداننده گی که نظر به مسئولیت مشترک گرداننده گی بصورت دوره ای از جمع سایر رفقای وحدتخواه پیش بینی شده بود ، وبورد مشورتی از شخصیت های جداگانه در یک جمع آمد رفیقانه پذیرفته شد،و سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه درثبت وشمار سایت پالتاک راجستر شد، واز طریق ایمیل آدرس گشایش اتاق به بیشترین رفقای وابسته به ح دخ ا پیام گردید

به خاطر جلوگیری از مطول شدن صفحه، متن پیام سخنگاه رادر لینک زیر خدمت خواننده گان گرامی تقدیم میداریم

http://bazir.blogfa.com/post-202.aspx




به این ترتیب سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه در محتوای سه عنوان تحلیل از شرایط، وجوه مشترک نیرو های هم اندیش در قبال اوضاع واحوال حاد و سوال چگونگی انجام اولویت ها به بحث آغاز نمود. سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه در آغازین نشست از حضورپر شکوه تن، تن رفقای ارزشمند یعنی نیک اندیش ترین فرزندان خدمت گذار مردم زحمتکش افغانستان، حضور افتخارآفرین فرزندان صدیق زادگاه،زیستگاه وپرورشگاه همهء ما به استقبال نشست، وبا توضیح مختصرشرایط مبارزه دراوضاع واحوال دیروز و امروز بحث های سخنگاه گشوده شد


در مدت زمان نشستهای رفیقانه که سخنگاه، هم اندیشان وحدت خواه را استقبال مینمود، با توجه به فضای بی باوری وبی اعتمادی، که ناسازگاریهای شرایط و اوضاع مسلط جهانی در قدوم مبارزه چیده بود سخنگاه برای یک لحظه هم این زمینه را نساخت که برداشت های سلیقوی فضای اعتماد وباورسازمانهای جداگانه را بیشتر آسیب برساند. به همین لحاظ هم بود که حضور نماینده گان تشکیلات جداگانه در هر نشست بیشتر تقویت میگردید. پیهم تلاش میگردید که طرح ها وحتی کلمات استحکاک بر انگیز در بورد مشورتی مرفوع ساخته شود وچه بسی که گرداننده گان اتاق هم چنان از این امر مستثنی نبودند

سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه از حمایت و مشوره اکثریت سازمانهای هم اندیش واز حمایت ومشوره اکثریت شخصیت های اول ح د خ ا وازحمایت ومشوره اکثریت شخصیت های آگاه چیز فهم وتوانا که شخصآ نویسنده حامل تقدیم پیام وحدتخواهان به ایشان بودم نتیجه موثروحدتخواهانه برده بود، که معین شدن محور های وحدت نشانه اثر گذاری آن جمع تلقی میشود .

بلی آن کنار نشستن ها و حرف و سخن همکناری گفتن رفقای گرانمایه چون، همان شخصیتی که کلمات در دستگاه فکری اش مانند موم شکل میشد وتصویر گویایء را تجسم میداد، نظام الدین تهذیب کلام یادگارش را رهگشائی راه وحدت ساخت وگفت

رفقا! ما از فروپاشی تضعیف شده ایم. ما بسیار بیچاره وضعیف شده ایم. ضرورت بسیار مبرم قوت گرفتن است. چه گونه واز کجا قوت بگیریم ؟ از هر جائی که آواز وحدت بلند شود از همانجا قوت بگیریم. قوت در وحدت است

وآن رفیق همیشه قلم بدست وتوانا دستگیر پنجشیری که گفت: بروید وحدت کنید کنگره تانرا دایر نمائید مرا که از لحاظ تشکیل در روزگاری از حزب خارج کرده بودند به عضویت آزمایشی بپزیرد

وآن شخصیت همیشه حاضر در جمع آمد های رفیقانه رفیق سرور منگل که تاکید میدارد: راه دیگر جز وحدت نداریم

و آن رفیق سخن سنج قدیر حبیب که اندامگان وحدت را تجسم داد وگفت طرحی که من دارم طرح ایجاد کمیسیونهای تخصصی است که همه خود را درآن دریابند

و آن رفیق پر تلاش وخستگی ناپذیر رفیق جلیل پرشور که میگوید این بلنداژ های یکه روی ،خودخواهی ،خود بینی وخود محوری رابی هیچ ملاحظهء از دیروز و امروز به هم ریزید ودر یک سقف منزه جمع شوید

و آن رفیق همراز ومتعهد شفیق الله توده ائی که در بورد مشورتی سخنگاه گفت که راه وحدت از گذرگاه عقده مندی های زیر نام نقد نمیگذرد وحدت کنیم تا امکان و صلاحیت نقد بدست آوریم

وآن رفیق مدافع استوار آرمانهای ح د خ ا وشخصیت های حزبی مان حفیظ روند که میگوئید بلی !هر چند که نسبت ها معین است با آنهم در هیچ موردی عدهء به تنهائی مستحق تاج افتخار و عدهء به تنهائی مستوجب تکفیر نمیتوانند باشند و رفیق آن دراک فواد پامیری که گفت نقد در فضای ناهمگون راه بجائی نمیبرد چه را نقد میکنید تاریخ را ویا سیاست را؟

ورفیق صدیق وفا که با صداقت تمام از روزنه بحث همطرازی نظریات سازنده وحدت طلبی ارایه میداشت به این ترتیب تعداد بیشتر رفقای گرانمایه که اسمای شریف شان در طی گذارشات بار ها یادهانی شده از جوانب مختلف روحیه وحدتخواهی سخنگاه را توان وقوت بخشیده اند

لذااجازه میخواهم برای خلاصه سازی با افتخار بگویم که نقش مجموع رفقای که در هر هفته با کمیت کم وبیش هشتاد تن که در جمع آمد هفته ای سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه شرکت میورزیدند و از آن میان تعدادی از رفقا به عنوان بنیان گذاران سخنگاه در بورد مشورتی حضور دایمی داشتند،همه به تمام صداقت در جستجوی راه موثر وحدت همگانی با احساسات نیک حضور بهم میرسانیدند. سخنوری های متعدد رفقای گرانمایه مشوره های راهگشاء رفقای ارزشمند همه وهمه که حرف وحدت به زبان داشتند در راستای وحدت همگانی کارساز وموثر بود

نویسنده تمام سخنوریهای رفقا را یادداشت دارد که بیان خط به خط آن بیشتر از مواردی، مقصد این یادداشت نیست. بلکه مورد نظر این بحث پیامد تدابیر سخنگاه روی اهداف مشخص وحدتخواهی و دست برد به نام سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه که به بلنداژ مخروبه دشمنان آرمانهای ح دخ ا وشخصیت های وفادار به آن تبدیل شده است میباشد

سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه درنتیجه بحث های وحدتخواهانه با بنای پیش زمینهء برای ایجاد محور سازی وحدت همگانی در راستای هدف تعین شده بخوبی به نتیجه لازم رسید. وبا اتکا به تاسیس سه محور وحدت با ارایه گزارشی از طرف اینجانب ادامه بحث وحدتخواهی را در اتاق پالتاکی سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه پایان یافته اعلام نموده واین موثریت را در سه محور بوجود آمده که در نتیجه فعالیتهای وحدتخواهانه متحول شده بود توجیه نمودیم. دیگر دروازه ادامه بحث ها موثردر این نشستگاه در ذهن وحدتخواهان مسدود شد. رفقای وحدتخواه از گزارش حمایت نمودند و عده از رفقا چون رفیق صدیق وفا همکاربخش قلمی وسخنور سخنگاه که با احساس وحدتخواهانه در مسایل همکاری داشت و رفیق گرامی حفیظ روند که با شور وحدت طلبانه بطور دایم در بحث های وحدتخواهی شرکت داشتند درخصوص ارتقای بحث ها به مراحل متحول سخنرانی مستدل نمودند. بخاطر جلوگیری از مطول شدن صفحه باز هم خواننده گان عزیز را در صورت علاقمندی به متن گزارش ختم کار سخنگاه به آدرس زیر احترامانه رجعت میدهیم

http://bazir.blogfa.com/post-204.aspx


و اما بزنگاه کوته والان پالتاکی بر علیه نیرو های ملی، مردم خواه، میهن دوست، مترقی وعدالتخواه چگونه ساخته شد؟

به این ترتیب نشستگاه وحدتخواهان که در نتیجه تلاش های وحدتخواهان ایجاد شده بود مسدود ولی متاسفانه آن هویت در یک فضای متفاوت به غنیمت گرفته شد و زیر نام وحدتخواهی علیه تمام اعضای ح د خ ا توطئه ودسیسه آغاز گردید.

قدر مسلم اینکه کسانی وحدت را مطرح کرده میتوانند که در شرط اول خود شان به وحدت اعتقاد داشته باشند. در صورتیکه چنین است چگونه ممکن است بزنگاه این کوته والان زیر نام غنیمتی ودزدی شده در تبانی سلیمان لایق وپسرش که سایت پیک وحدت را کار گردانی میکند هر هفته آدم های عقده مند، روان رنجوروبیمار را برای لگد مال کردن آرمانها واهداف کتله عظیم از نیرو های مترقی ، عدالتخواه، مردم خواه ومیهن دوست زمینه بسازند ودر عین حال فریبکارانه مدعی وحدتخواهی هم باشند. اگر این برخورد های ناشیانه از نام همان سخنگاه وحدتخواهان نمیبود ونباشد هیچ مشکلی وجود نداشت وندارد . زیرا از چهره های که افشا استند هیچ گلایهء وجود ندارد. سایتها، مقاله ، ها عملکرد ها وسخنوری های خودشان معرف هویت چنین افراد است.اما مشکل این است که از نام خودما علیه خود ما توطئه صورت میگیرد

توطئه گران نیرنگ های بسیار شیطانی را بکار میگیرند. وقتی به سایت نام نهاد پیک وحدت مراجعه نمائید در انجا یک محتوای از وحدت دو حزب متحد ملی و نهضت فراگیر نقش بسته که مراجعه کننده را گمراه میسازد وفکر میکند که اگر اینها وحدتخواه نیستند این خوشبینی نیست پس چیست؟ بیائید از اینها بپرسیم آیا واقعآ با نیات صادقانه این نقشبندی تنظیم شده است؟ آیا واقعآ از این وحدت آنان رضایت دارند ؟ مگر خیره سری ها که بار ها انجام شده و آواز ها بیانگرواقعیت حقیقی آنان نیست ؟ آنانیکه حتی حضور یک خواهر را از هویت عضو نهضت در جمع گرداننده های سخنگاه به نفوذ و کنترول سخنگاه از طرف نهضت توجیه نمایند ونتوانند او را تحمل نمایند. چگونه ممکن است این پخش ونشر های متظاهر صادقانه باشد. آنانیکه نسبت به استقبال سایت های خود این سازمانها عقده ترکاندند وگفتند این سایت چه جشن را بر پا کرده اند چگونه میتوان باور کرد که دراین نقش بندی ها فریب وجود ندارد ؟ وده ها سند گویائی زبانی که وجود دارد دلالت به این فریب کاری ها میکند

سید احمد جاوید یکی از این کوته والان به این باور است که مثلأ مقام رفقای که در وطن از او کرده عالی بوده پس آنان چرا شامل (اف یک) نیستند بنآ صداقت انان را گویا از دیدگاه خود زیر سوال میبرد.اما باید از خود جناب پرسیده شود قبل از اینکه به اساس شیطنت همان هایکه دشمنان آرمانهای ح دخ ا بودند وشما را هم به حساب یک کم بیست به حساب آوردند ودر لست شامل کردند پیش از این شما چه مصروفیت داشتید؟ وموضع سیاسی شما چه بود؟ صرف نظر از اینکه آرزو داریم حق خواهی پیروز شود هریک تا سرحد بیش از امکان، سهم خود را برای رفع بهتانهای دشمنان آرمانهای ما که توطئه آنان دامنگیر سرنوشت رفقای ما، فرزندان صادق وشریف مردم ومیهن ما شده است ادا کرده ومیکنیم، ولی این چه قضاوت وجدانی است که دیگران به سرنوشت شما نرسیدند باید شما درد کمر را از شقیقه بکشید و به مصداق من زنده جهان زنده تمام معیار های اخلاقی را زیر پا گذارید.

میخواهم به خواننده گان عزیز اینرا بگویم که بحث من کاملآ یک بحث حزبی سیاسی است لذا مواردی که ناشی از کرکتر فردی افراد است در این یادداشت گنجایش ندارد مگر یاد ما باشد که درون مایه کرکتر فردی افراد رابطه مستقیم با بینش های سیاسی فرد دارد که انعکاس این چنین روا دید تا اکنون ضرورتش احساس نمیشود


فردای همان روز که وحدتخواهان دروازه بحث های وحدتخواهی رادر اتاق پالتاکی سخنگاه بستند، رفیق گرامی محمدابراهیم دهقان بر حسب حسن نیات رفیقانه وروابطی که از قبل در محتوای وحدتخواهی بر قرار شده بود تیلفون نمود. بعد از تعارفات رفیقانه با لطف رفیقانه مرا در جریان پیش آمد های بعد از ترک گفتن وحدتخواهان از اتاق قرار داد .

ایشان گفتند که در نتیجه پیشنهاد سید احمد جاوید وتائید داکتر حمیدالله روغ در حضور بیست تن از مشمولین حاضرادامه اتاق رای اکثریت گرفت وقرار شد بحث در این اتاق ادامه پیدا بکند.


حقیقت این است که هر شخصیت وحدتخواه باید با عناصر وحدتخواهی آراسته باشند. این عناصر باید در سیما وحتی سرشت هرآنکه باور وروحیه وحدتخواهی دارد در یک نظر فوری و اجمالی هم خوانده شود. واقعات پیشینه بحث های وحدتخواهی هریک را با سرشت وسیمای خودش برجسته ساخته است، آن چنان که اکنون ما در پیامد این رفتار ها آنرا ملاحظه میکنیم. تصویر همه در چهره خودشان نماینگر خودشان است. وحدتخواهی در جلوه های متظاهر مطرح شده نمیتواند مانند جلوه های کوته والان بزنگاه مثلآ سمع دوست هموکه در روز های نشست سخنگاه از سُکر نشه گرداننده گان اتاق در نظرش سر معلم جلوه میکرد، وهفتادو پنج هزار گردش کیلومتر موترش شعار وحدتخواهی او شده بود. همو که تمام فکر و باورش را این میسازد که چرا حزب وطن داخل قوس باشد . ویا جلوه های متظاهر که رندانه، حیله گرانه ودزدانه برای ادامه دسیسه بازیهای وسوء استفاده با اغفال آواز محترمه محبوبه کارمل را ریکارد کرده اند


بدین سلسله همه ملاحظه فرمودند که بعد از مسدود شدن (سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه) بحث ها چگونه به بیراهه ها رفت. تربیون غنیمتی به تربیون دشمنانه مبدل شد . اکنون باید همه متوجه این امر شده باشند که بزنگاه کوته والان زیر چه نامی در کدام موقعیت قرار دارد. آیا سواد سیاسی واگاهی کاپی شده گرداننده گان جز به کوته والداری و جز به همان سر معلمی مجازی وکاذب وکفتانی های غیر ضروری که برای دشنام گویان زمینه بسازند برای طرح مشخصی کار ساز افتیده است؟ آنان در همان بالای اتاق عدد حضور را میشمارند. تا دشنام گویانیکه میایند حزب ورهبران را گویا پخته پرانک میکنند شنونده داشته باشند. از همین لحاظ نام های متعدد را از کمپیوتر های جداگانه وارد اتاق میسازند بر عکس آن روزهای سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه که جناب «باوری» حاضری حزبی میگرفت. ویک، یک تن را نام میگرفت ومیگفت خودش ویا رفیق دیگری اورا معرفی کند که عضو حزب بوده ویا خیر؟ اکنون دشمنان سرسخت آرمانهای ما را برای درشت نشان دادن رقم حضور وحتی بدنامترین ها را وارد اتاق میسازند وحتی شنیده شده که کوته والان بزنگاه برای دل خوشی دشمنان آرمانهای ترقی خواهانه اذان هم کرده اند که این سخنگاه قبلی بود که اجازه نمیداد دیگران اینجا حضور یابند. بلی این چنین بود. و تنها این نبود بلکه یک مقرره مشخص را هر روز در شروع بحث ها اعلان میکردیم . مثلآ معرفی هر رفیق صحبت کننده با نام اصلی ، صحبت هایکه اهداف وحدتخواهی را تخریش میکند جلوگیری شود، رفقا برای شناخت کسانیکه دعوت نشده اند همکاری نمایند، رفقای همطراز به بحث رجهت داده شوند. رفقا وابستگی خود را در جزایر جداگانه مشخص بگویند ویا اگر رابطه تشکیلی ندارند مشخص باشد وبیشتر از این جمع یک سلسله مسایل تخنیکی که هم چنان وضع شده بود. چون در آنجا بحث خاص ومسایل داخلی یک حزب سیاسی مطرح بود. اتفاقی نبود که بسی از مسایل سخنگاه را در سایت های سازمانهای رفیق ورفقا به نشر نرسانیدیم. این نابخردان اند که جای سخن ومکان نکته را نمیدانند. برای ما مبارزه وسیاست تفنن نیست . هر کس که قاعده مبارزه وسیاست را نداد عاقبتش همین میشود. که بزنگاه کوته والان پالتاکی تصویر میدهد.


درمقدمه این بحث نوشتم . پیگیری از امر وحدت در امکان های متفاوت امتیاز نه بلکه مسئولیتی است که وحدتخواهان نه با پیش کشیدن خود شان بلکه با مطرح کردن این هدف ادای وجیبه ووظیفه میکنند

بلی چنین بود. تسلط افکار وحدتخواهانه برای هیچ کسی مجال آنرا نمیداد که از محور طرح های وحدتخواهانه بیرون شود. هر چند که برای این کار تلاشهای صورت میگرفت. بورد مشورتی در حضور شخصیت های جداگانه دایر میشد وبرای رفع این استحکاکات زمینه هموار میکرد. بطور مثال اگر جریان یکی از این روز های نشست بورد مشورتی را در این خصوص توجیه نمائیم خواهم نوشت در یکی از روزها که بورد مشورتی دایرگردید محترمین بشیر پیوستون، فواد پامیری، نور اکبر پایش، شفیق الله توده ائی ، انور پویان، سید احمد جاوید، غفار باوری صفت اله وچند تن از رفقای دیگرحضور داشتند قرار بود در بارهء نقدی که توسط انور پویان در نظرگرفته شده بود اظهار نظر گردد. نتیجه آن شد از آنجا یکه جریان نقد، مرجع نقد ، وجانب نقد مخصوصآ که مورد نقد آن راهکار های بود که خود ما مجری آن بودیم نقد نمی توانست باشد لذادر بورد مشورتی مطرح کردن نقد غیر مسئولانه منتفی دانسته شد. هر چند که بعد ها این هوس رفیق ما در اتاق کنگره ارضا شد که عکس العمل های شدید را در قبال داشت. اما تدبیر اتاق کنگره بحث جداگانه بود که موضوع آن مطمع نظر این یادداشت نیست. در همان روز یک تعجب دیگرهم مرا فراگرفت. در همان نشست که با حضور محترمین بشیر پیوستون، نور اکبر پایش، شفیق الله توده ائی، انور پویان، صفت الله المیار، احمد جاوید و باوری وعده دیگر از رفقا دایر شد معلوم شد که محترم بشیر پیوستون هیچوقت هم شفیق الله توده ائی را ندیده بوده ونمی شناخته وبا تفکرش وبا ایدال هایش وکار کردهایش آشنا نبوده است اما ذهنیت و درون او را از روی حضوراو در یک ویدیو (این قلم وخود نویسنده در این خصوص چندین بار مفصل پرداخته است) صفحات بیشمار قلم فرسائی میکند. جالب است که آدم ها میتوانند از پس دیوار جادوگرانه دل ودماغ آدم هارا بدانند وبخوانند.


در اکثر نشست های بورد مشورتی داکتر حمیدالله روغ دعوت میشد همو که بعدآ بر سکان سخنوری بزنگاه کوته والان پالتاکی قرار گرفت. همو که برای انحلال این سازمانها فعال است تا وحدت این سازمانها. همو که از ملکوت حرف میاوردو بر ملکوتیان مینویسد تا مردم. چه روز های نبود که حرف های وحدت بر انداز او رادر بورد مشورتی نشنیده باشیم وعمل ترک اتاق را از طرف او پیش از شنیدن گپ های خود تحمل نکرده باشیم. اما زمانی صدر نشین بزنگاه شد لیکن بزودی حریفان بزنگاهیش او را پایین انداختند

بحث من مدعی آن شد که گرداننده گان بزنگاه اهداف وحدتخواهی ندارند وجز حضور در سخنگاه که تحت جاذبه وحدتخواهان قرار داشت هیچ برآمدی از آنان محسوس نبوده است. به این مساله سید احمد جاویدکاملآ معترف است زمانیکه تیزس وحدتخواهی برایش داد میشد برای تقسیم وظایف که باید پیام از جانب همه به رفقا رسانیده شود همکاران وقت سخنگاه یگانه اعتراف شریفانه که داشتند همین بود که آنان را هیچ کسی در این فعالیت ها نمی شناسد . ودر عین حال از من خواست تا او را در جریان فعالیت های وحدتخواهانه قرار بدهم. چون که او معترف بود از هیچ جریانی خبر ندارد. من بر علاوه توضیحات شفاهی در طی یک یادداشت تمام تدابیر، فعالیت ها واجراات در قبال وحدتخواهی را کتبآ از طریق ایمیل مشرح ساختم که فشرده آن در آدرس زیر گذاشته شده است


http://bazir.blogfa.com/post-203.aspx

همانطوریکه گفتیم اتاق سخنگاه هم اندیشان وحدتخواه ازگذرگاه ستاره گان( نیرو های روشن ضمیر متعهد) میگذشت ستارگان از آفتاب( ادامه مبارزه آرمانی حزب بزرگ ما) گواهی میدادند واین در حالی بود که آسمان شاهد ختم نور وسقوط وبی ثباتی روشنی موقت عده از اجسام( آدم های بی اراده ومتظاهر) نیز بود. آنانیکه ستاره صداقت شان خیره شد بر علیه وحدت قرار گرفتند.

برای همه باید جالب باشد یک تن از گرداننده گان سخنگاه سید احمد جاوید به این مساله فکر میکرد که اگر وحدت تامین شود به او چه میرسد. به همین دلیل در امتیاز گیریهای که در نظر داشت در تلاش پیدا کردن افراد همسو بود. لذا چندین بار تقاضا ی تعلیق در آوردن عضویت سازمانی گرداننده گان سخنگاه مطرح گردید. جناب باوری که ظاهرآ عضو سابق حزب متحد ملی بوده استدلال اش اینبود که او روی هدفی خاصی در سازمان خود تمثیل عضویت میکند. به این ترتیب تقاضا ی تعلیق که در بورد مشوره از کدام آدرس مجهول الهام شده بود در حضور هشتاد تن از مشترکین اتاق سخنگاه از طرف نویسنده به بحث کشیده شد ودر آن روز در برابر این درخواست استدلال نمودم که: سازمان من سازمان وحدتخواه است. و عمیق تر از آن که من متعهدآرمانی سازمان خودم استم ، و چیزی که به تعلیق در نمی آید آرمان است . تعلیق در آوردن عضویت از یکسو که قرار گرفتن بر علیه وحدت است از سوی دیگر قطع آرمان است. حقیقت اینبود واست که وحدتخواهان برای انسجام کار میکنند نه انفصال. تعلیق خودش انفصال است . اما کسانی بودند که میخواستند از این سبک جدید افتراق استفاده کنند چنانچه اهداف خاص جناب غفار باوری بعد از ختم کار اتاق سخنگاه روشن شده و وظیفه خود را انجام داده وبا افتخار اعلان کرده است که من دیگر عضو حزب واحد نیستم. زهی خوشبختی سازمان شهری حزب واحد.

رفقای شریفی که هنوز به ماهیت بزنگاه درست واقف نشده اند وهنوز در این بزنگاه به جستجوی گویا وحدت میروند آیا میتوانند خود را متقاعد بسازند که این جمع آمد به اهداف وحدت خواهی صورت میگیرد . اخیرآ دوستی در یک تصادف نیک یک لینک را برایم ارسال نمود. آنچه دیدم وشنیدم قبل از اینکه آنرا با شما خواننده گان گرامی شریک بسازم میخواهم اینرا بگویم که واقعیت این است که حتی دشمن هم آدم های زبون وجبون را به دشمنی قبول ندارد. این لینک بخوبی تفسیر یک منافقت است منافق همانکه دل وزبانش یکی نباشد این جناب باوری ویارانش در بزنگاه میروند خود را وحدتخواهان جزایر بوجود آمده حزب دموکراتیک خلق افغانستان جا میزنند ودر اتاق های دیگر میروند حزب ورهبرانش را چنین به فحاشی میگیرند.این نوع برخورد را چه تعریف نمائیم؟ اما از لحاظ اینکه اگر بد وبدترتعریف جدا گانه دارد باید سید احمد جاوید برنده باشد که او در یک سخنرانی به این اکتفا کرد که به اثر مداخله بیگاه نگان مزایای پیروزی جهاد را نتوانستیم استفاده بکنیم . امیدوارم که اوازاین کوته وال را هم بزودی بشنویم. پس بیائید از این کوته والان بشنویم تا کجاودر کجا سقوط کرده اند. وآیا آنچه در آدرس زیر از زبان کوته وال غفار باوری همو مدیر صاحب تحت پوشش هوتل کابل که پلو چرب هوتل کابل دلش را گرفته وسیت موتر والگاه روسی هوای نفسش را بالا کرده شنیده میشود، شریفان رابه این قناعت میرساند که بلی کوته والان بزنگاه وحدتخواه استند و آیا فریب کاران را همچنان به این باورنگهمیدارد که هنوز تومار فریب شان می چلد؟

http://www.youtube.com/watch?v=yArOYq1bwF8

 

میگویند روزی خانم ملا برای ملا شکایت کرد که وقتی من در محافل خانم ها میروم هر خانم دیگر به نام شوهرش یاد میشود ترا هیچ کسی نمیشناسد من از این ناحیه متاثرم ورنج میبرم. ملا وعده میدهد که سر از فردا همگی ترا هم یاد میکنند. فردا صبح وقت نماز در وقت رفتن مردم به مسجد ملا صاحب میائید ودر دهن دروازه مسجد رفع حاجت میکند فورا این عمل ملا آوازه میشود وخانه به خانه میرود و میرسد. بعد از آنکه خانم ملا صاحب را هر جا میدیدند میگفتند این خانم همان ملا صاحب است که در دروازه مسجدرفع حاجت کرده بود.

نیرو های ملی ، مترقی وداد خواه بار دیگر در اثر خیره سری های عناصر توطئه گر ودسیسه سازبا حملات پیهم دشمنان مردم ووطن روبرو استند. اکنون دیگر بکلی قابل فهم است که همین مار های آستین استند که فضا را برای حمله بالای نیرو های مردم خواه ووطن دوست آماده ومهیا میسازند. و از این رهگذر میخواهندهویت کاذب کمائی نمایند. رهگذر این هویت سازیهای کاذب گنده گذریست که هر مکروب آنرا با تمام خصوصیات درونی وبیرونی شان به شناسائی میگذاریم. خوب حالا ببینیم که این جفنگ سرایان دیگر چه گل های را به آب داده ومیدهند ....

ادامه نوشته

سیاست پردازی و نیرنگ

 


سیاست پردازی و نیرنگ


هر چند که این سر خط «سیاست پردازی ونیرنگ» برای سطور و پی نوشت مدنظر، نسبت تعلقیت این عنوان در ادامه کتاب کمیته 300 به اثر دیگر جان کولمن، ظاهرآ یک عنوان عاریتی معلوم میشود، اما از آنجا که اوضاع کنونی افغانستان به حیث یک قلمرو کشوریِ، در جغرافیای جهان، با اعمال نفوذ همان سیاست گذاریهای جهانی متحمل ومتقبل اوضاع کنونی شده است، بدون شک ماهیت «سیاست پردازی ونیرنگ» را در نتیجه عملکرد های سیاسیون تحت حمایه طراحان «سیاست پردازی ونیرنگ» بخوبی برای ما به نمایش میگذارد


با نظرداشت اینکه سیاست از نظر لغت با معانی متعدد چون پاس داشتن ملک، تدبیر، داوری، آینده بینی، اداره و قضاوت به حیث معانی زیبا، ولی در یک مورد هم رعیت داری ترجمه شده است. حالا اگر با توجه به معنی رعیت داری که در حقیقت مفهومی از تابیعت به امر نهی حاکمان سرنوشت است عمیق شویم، در محتوای اوضاع جاری کشور بازیهای که متاثر از نیرنگهای طراحان «سیاست پردازی ونیرنگ» در جغرافیای جهانی است بخوبی مشاهده میشود

برای وضاحت بخشیدن به این موضوع باید به زبان ساده بیان نمود: همانگونه که ستمگری در شکل ونوعِ از برده داری مدرن متبارز است، طراحان «سیاست پردازی ونیرنگ» جهانی این آزادی را برای عُمال خود داده اند به هر نیرنگی که ممکن و میسر است باید سیاست های آنان تطبیق شود( برده یعنی همان انسانی که تصمیم، اراده ،آرزو،خواست برای راحت بودن خودش در شرافت انسانی ازخودش نباشد) اینکه اکنون برده داری مدرن حتی نیات شریفانه انسان را در درونش کنترول میکند مورد بحث ما نیست،بلکه منظور توجیه پذیری مساله بود که به آن اشاره شد.


بدین سلسله خبر سازیهای روز که در قبال طرح «سیاست پردازی ونیرنگ» جریان دارد، یکی هم مساله حضور وخروج نظامیان کشور های سود وسرمایه از افغانستان است که با نظریات متضاد هر روز برای آینده نگری این سیاست ها فضا سازی و ذهنیت سازی میشود. بسیار مهم است توجه نمائیم که صرف نظر از تضاد های که میان تقسیم بندیهای منافع این کشور ها مطرح است مزید به آن در درون طرح ها ونظریات سیاست گذاریهای هر یک از خودکشور ها هم این تضادها وتناقضات به درستی به مشاهده میرسد. واین مساله از آن ناشی میشود که بالاخره انسان به اساس تاثیر پذیری و تاثیر گذاری متقابل از او به جامعه و از جامعه به او، محصولی از جامعه است. یعنی همان چیزی را که به جامعه داده است بر خودش نیز اثر گذار است. این تضاد وتناقض در شمایل سیاسیون ناشی از همین امر است لذا بی جهت نیست که گفته میشودبرای اینکه انسان جامعه را ساخت باید جامعه را ساخت

اخیرآ طرح ایجاد پایگاه نظامی ایالت متحده امریکا در افغانستان غوغای جدید را بر پا کرده، وزمینهء خبر سازیهای روز شده است. همه آنانی که اوضاع واحوال کشور را زیر نظر دارند ودنبال میکنند آگاهی دارند که طرح ساختار پایگاه دایمی ایالت متحده امریکا در افغانستان یک خبر جدید نیست . این خبر سازیها از مدتها قبل پیوسته جریان دارد . ایجاد پایگاه اطلاعاتی در شمال افغانستان که کار ساختمان آن با مصرف پیشنهادی 18 ملیون دالر امریکائی در مساحت ده ها جریب زمین در حلقات معین به مناقصه گذاشته شد، و گفته شده است که در سال 2011 اغاز میشود،اگر از یک جهت به دلیل اینکه نام پایگاه اطلاعاتی را بخود تخصیص داده بود آوازه بر انگیز نشد، از جهت دیگر این مساله را بخوبی میرساند که کلید تمام مسایل جاری در کشور بدست همین سیاست گزاریها است. و آن اینکه چه مساله تا کجا میدان، وبه کدام جهت میلان داشته باشد. نیرنگها تا آنجا مطرح است که در کجا باید ریس جمهور کرزی واکنش نشان بدهد، در کجا همسوئی کند، در کجا خاموشی اختیار کند وحتی چه وقت گریه بکند.

اکنون آنچه که مربوط به ادامه خبر ایجاد پایگاه دایمی ایالت متحده امریکا در افغانستان میشود با در نظر داشت اینکه هر طرح ونظر ورویکرد سیاسی در زمان خودش باید واکنش خودش را نیز منعکس بسازد البته که از پهلوی این تکرار که زمانی با طرح ایجاد پایگاه اطلاعاتی، زمانی با بیان ریس جمهور ایالت متحده امریکا بارک اوباما وبا درخواست 300 ملیون دالر امریکائی برای ایجاد آن وزمانی از طریق اعضای مجلس سنا مطرح شده بی تفاوت نباید گذشت


معلوم است هر کنش فردی وجمعی ازخود واکنش فردی وجمعی را منعکس میسازد این واکنش ها ناشی از احساس مسئولیت های درون افراد و اجتماعات آنان است بعد از پخش تکرار این خبر معلومدار واکنش ها همه متناسب با احساس مسئولیتهای بوده که هریک به ظرفیت آن متکی میباشند. وحید عمر سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان گویا واکنش؟ دولت را چنین منعکس میسازد «بحث ایجاد پایگاه دایمی امریکا در افغانستان بصورت رسمی بین مقام های افغانستان مطرح نشده است»اما می افزائید که افغانستان به کمک دراز مدت امریکا نیاز دارد و این گفته در حالی از جانب سخنگوی ریاست جمهوری بیان میشود که امضای قرارداد های استراتیژیک میان دو دولت را هم وضاحت میدهد. واکنش دولت واکنش رد و یا قبول نیست. در حقیقت واکنش نیست بلکه پیش زمینه است برای محقق شدن «سیاست پردازی ونیرنگ» که باید توسط آنان دراین خطه اعمال شود آیا چنین واکنش کنش پذیر از جانب دولت حامد کرزی که ایجاد پایگاه نظامی در افغانستان از جانب سناتور لیندسی گراهام از حزب جمهوریخواه ایالت متحده امریکا زیر عنوان نیازایالت متحده امریکا مطرح شده است در حقیقت یک واکنش است؟

یکی از نیرنگ های سیاسی، واکنش کنش پذیر مجریان و عُمال این سیاست گذاریها است . حامد کرزی ریس جمهور افغانستان در سخنان خود که از طریق رسانه های بصری وسمعی پخش شد اظهار داشت که خارجی ها باید دست از مداخله بر دارند. بسیار جالب است دولتی را که ستون فقراتش همین خارجی ها استند، خود ریس جمهور با مسئولیت امنیتی آنان ریس جمهور است ودر بسی از موارد ریس جمهور افغانستان را به مثابه کاتب تحریر هدایات خود هم قیمت نمیدهند. برای فریب مردم میائید ومیگوئید که خارجی ها باید دست از مداخله بردارند همین است سیاست پردازی و نیرنگ که سیاست گذاران دولت کنونی افغانستان آنرا اعمال میکنند.... محمد یعقوب هادی

آرمانهای حزب دموکراتیک خلق افغانستان جاذبهء جاودان

 


آرمانهای حزب دموکراتیک خلق افغانستان جاذبهء جاودان


مبارزه سیاسی در پیوند با یک مجموعه سیاسی در روشن ترین بیان پیمودن راهیست به اساس خواستها وآرمانهای که فعالین عرصه سیاست برای تامین آن اراده مینمایند، با انسان های هم اندیش تعهد میبندند و مجموعه های سیاسی را تشکیل میدهند. از هر منظر به خصوص از دیدگاه سیاسی وقتی در مورد انجام کاری اراده میکنیم به معنی آن است که اولین تعهد را با خود بسته ایم . لذا اراده و تعهد سیاسی متناسب است با قناعت و قبولِ برداشت های که نخست بر ما سمت وسوی حرکت تعین میکند .


در مبارزه سیاسی مجموعه ها نقش شخصیت از پابندی به قرار داد وجدانی یعنی ارادهء ایکه او رابه تعهد میرساند مایه میگیرد. از همین جاست که از یک جهت استحکام وحدت نیرو های متعهد به نقش شخصیت ارتباط میگیرد. وازجهت دیگر نام این شخصیت ها در ذهن وروان ما جایگاه پیدا میکند، ودر یک پیوند جاودان باهمان تشکل سیاسی مربوط بافت میخورد.


وقتی ما از حزب میگوئیم دقیقأ قاعده قانونمند ایجاد و تشکل یک حزب را بر مبنای مبارزه سیاسی مدنظر داریم. و وقتی از رهبران و شخصیت های سیاسی حرف میزنیم شخصیت های را به توجه میرسانیم که دیدگاه شان از نیاز های مردم وزیستگاه مردم مایه میگیرد وپله های مبارزه را به اساس چنین بینش پیموده اند


حزب دموکراتیک خلق افغانستان که با قاعدهء قانونمند تاسیس شد به حیث یک حزب قانونمند چنین یک مجموعه سیاسی است که حتی مخالفین آن هم نتوانستند تعریف هویت حزب را و هویت رهبران وشخصیت های صادق به آرمانهای آن حزب را مخدوش بسازند. وقتی ما از حزب دموکراتیک خلق افغانستان میگوئیم تعهد ما را به آرمانهای آن حزب منعکس میسازد.لذا متعهدین آن آرمانها در هیچ شرایطی فارغ ازاحساس درد وآلام مردم ووطن نبوده اند، آنان همیشه توانسته اند لوای عدالتخواهی وترقی خواهی را از نام مردم برای مردم از نام وطن برای وطن بر افراشته نگهدارند.

در اینجالازم است گفته شود آنانیکه از آرمانهای این حزب عدول کردند، دیده شد که اعتبار سیاسی شان فر وریخت. هر چند به اهداف انفرادی که برای خود تعین کرده بودند رسیدند

امروز 46 سالگی آرمانهای ح د خ ا را در حالی گرامی میداریم که کمبود دها هزار فرزندان صدیق آن حزب شدیدآ احساس میشود. آنانیکه به خاطر آرمانهای شریفانه و تعهد صادقانه شان در پای وطن بخاطر بهروزی مردم خودرا قربان نمودند. آن ایثار وفدا کاری وقربان شدن مظهرروشن این است که اگرامروز آنان میبودند در حالیکه ما پیروزی کامل برای وحدت نیرو های متعهد را میداشتیم، در موقعیت یک نیرو وتوانمندی بیشتر که بر اوضاع مسلط کشوری اثر بگذارد نیز قرار میداشتیم. روح شان شاد وخاطر شان گرامی باد.


پر واضح است که در شرایط امروز برای تامین اهداف مردم خواهی ووطندوستی ما به وحدت نیرو های هم اندیش نیاز داریم. از این جهت همانطور که در باره نقش شخصیت گفته آمدیم، تعریف نقش شخصیت برای تامین چنین یک آرمان زمانی تبارز میکند که وحدت وهمسوئی این نیرو ها در حضور رهبران و در رهبری آنان ملموس ومشهود باشد، بدین لحاظ نبود این چنین رهبران چون مرحوم ببرک کارمل که نامش با آرمانهای حزب دموکراتیک خلق افغانستان بافت جاودان خورده است کمبودی است که شدیدآ احساس میگردد روح رهبران حقیقی ح د خ ا شاد وخاطر شان گرامی باد


ما چرا باید از این روز یعنی روز تاسیس ح د خ ا تجلیل نمائیم؟ از نظر این قلم بخاطر ادامه مبارزه وتحقق آرمانهای که ما به آن تعهد بسته ایم. به خاطر سعادت وبهروزی انسان سرزمینی(افغانستان) که با همدیگرپیمان بسته ایم. بخاطر تازه ساختن اعتماد وباوری که به تعهدات خود داریم. وبالاخره برای تحرک بیشتر برای مبارزه وتعین اولویتها وارجیحت ها. یاد ما باشد تعین اولیتها وارجیحت ها تجدد آرمانی نیست بلکه تشخیص تضاد های اولیه است. تجدد در آرمان روگرداندن از آرمان است . رو گشتاندن ازآرمان در اولین تحلیل رو گشتاندن از یک قرار داد وجدانی است که به یقین اعتبار مبارزه سیاسی را ساقط میسازد. ما وطن را همیشه یک گونه دوست داشته ایم وداریم به مثابه زیستگاه،پرورشگاه ودر تعریف حقیقی به مثابه محدوده بزرگ ومشترک فرهنگی تمام مردم ما دوست داریم. برای مردم همیشه همان بهروزی را خواستار استیم که در نهایت به رفاه مردم بانجامد. در این چنین آرمان در هیچ شرایطی تجدد راه ندارد


به همین لحاظ است که میگوئیم آرمانهای حزب دموکراتیک خلق افغانستان جاذبهء جاودان است. لذا این خود میرساند که نیرو های متعهد به آرمانهای ح د خ ا در صدد ایجاد زیارتگاه های سیاسی نیستند، بلکه آنان از آرمان سرای ح د خ ا حرکت را بسوی آغاز نموده اند که نهایتش مشخص است......ما میرویم به پیش



محمدیعقوب هادی