با انتخاب شایسته مردم ووطن را نجات دهید

 با انتخاب شایسته مردم ووطن را نجات دهید

در حالیکه مردم افغانستان به امید بهروزی شان در نتیجهء انتخابات موعود انتظار سرنوشت آتیه شان را میکشند. از زمان آغاز کمپاین های انتخاباتی و مدتی قبل از آن تا این یوم (یکشنبه) که با سپری شدن یک روز دیگر به ختم کمپاین ها خواهد رسیدیم، همانقدر که گپ ها وسخن های زیاد با اهمیت، دلپذیر، امید بخش،منطقی وآینده آفرین را از نامزدان حقیقی وجانبدارن شان یعنی مردم شنیدیم، همانقدر سخنان وگپ های بی اهمیت، ملال آور ، نا امید کننده، خطر ناک،خنده آورو قهر آفرین هم از جانب نامزدان دست پروردهء غرضمندان و هم از جانب موظفین کمپاین های انتخاباتی این نامزدان نیز شنیده شد. علاوه بر آن اظهارات وبیانات مجریان سیاست گزاری های خارجی در بحبوحه این انتخابات که آنان نیز، این انتخابات را دست آورد خود شان میدانند آینده نگری را در نتیجه این انتخابات بیشتر از گذشته پر اهمیت ساخته است . اضافه به این، موضع وعملکرد نیرو های مسلح مخالف بنام طالبان به عنوان یکی از جوانب قضیه افغانستان که در قضاوت بیشترین صاحب نظران همه و همه در یک سر نخ بسته شده و در یک بحث پیوند دارد پلان شمول در این انتخابات است که با هوشیاری و دقت باید نگریسته شود.

این در حالی است که اخبارو اظهارات پخش ونشر شده از جانب مجریان سیاست گذاران خارجی چون حضور دراز مدت نیرو های خارجی از زبان( دیوید ریچاردز) لوی درستیز قوت های نظامی برتانیا تا چهل سال آینده و سخنان(کارل آیکن بیری) سفیر ایالت متحده امریکا برای حضور قوتهای شان تا بیست سال آینده و اظهارات (بارک اوباما ) با تلویزیون ( ای بی سی ) آن کشورکه گفته است «موفقیت در افغانستان الزامأ هدف ایالت متحده امریکا نیست»مردم را در سایه تشویش و ترس قرار داده است . تشویش ازاین بیانات دوستان مسمی شده،( دول سرمایه سالاری) توام است با ترس از تهدید دوستانء دوست مسمی شده یعنی طالبان که وزیر خارجهء انگلیس حضور آنانرا در دولت آینده افغانستان با واگذاری بخش های از ساحات کشور به آنها مطرح کرده است. بر علاوه اینکه کسی از میان کاندیدان در نتیجه انتخابات اخطار به بر خورد های مسلحانه کرده است بیانات و اظهاراتی اند که دورنمای بسیار تاریک ومبهم را تداعی میکند. درحقیقت این چیزیست که این سیاست گزاران چنین فضا را میخواهند

(برای باز خوانی این اظهارات مراجعه شود به آرشیف بی بی سی، ای بی سی)

اینچنین اظهارات در شرایط حاضر وقتی مطرح میگردد فهمیده میشود که بهانه حضور این قوت ها را تنها وضعیت نا آرام میتواند تامین نماید. بیان این مسایل با درنظر داشت خصوصیات مردم افغانستان در این مقطع زمانی از جانب طراحان خارجی پلان شده مطرح گردیده است. در حالیکه این طراحان از جانبی خودشانرا حامی صلح وامنیت میدانند از جانبی دیگر روحیه مردم را تحریک مینمایند تافضا را متشنج نگهدارند چرا که بطور واضح چنین اظهارات باتحکم، روحیه اشغالگری را در ذهن مردم تداعی میکند. از سوی دیگر سلسلهء به هم پیوستگی سیاست های سیاستگذاران بیرونی ودرونی در سمت وسو دادن پروسه انتخابات ریاست جمهوری با نظر داشت به فراموشی سپردن انتخابات شورا های ولایتی که فضای نفوذ دست های مرئی و نامرئی را در انتخابات شورا های ولایتی باز بگذارند انجام میشود ، وحتی در یک حدس وگمان دیگر، این همه اظهارات وچیدن زمینه های رویا روئی که میتواند برگزاری انتخابات را هم زیر سوال ببرد تا اگر ضرورت شود در آخرین دقایق هم ازبرگزاری انتخابات سر باززده شود. مخصوصأ پیش گوئی های کشیده شدن انتخابات به دور دوم که برای اولین بار توسط گرداننده محترم (سایت اخبار افغانستان) اظهار شد در همین مسیرسیر دارد. به این ترتیب اینهمه در حالی است که رسانه ها ی دولتی وغیر دولتی به حیث افزار ووسیلهء نامزدان (نشانی شده) از جانب تمویل کننده های خارجی، نامزدان مطلوب شانرا به عنواین وشیوه های جلوه گرانه تجهیز نموده ودر ذهن وروان مردم مقبولیت آنان را تبلیغ نمودندو عجب اینکه همین نامزدان هم شکایت دارند که در کمپاین های تبلیغاتی مساوات رعایت نشده است .

تلویزیون دولتی در خدمت کدام اشخاص بود و تلویزیونهای خصوصی در خدمت چه کسانی بودند؟ همه به خوبی میدانند. همه شنیدند ودیدند که چند نفر مشخص هرروز یا اعلان تبلیغی شان ویا حضورخود شان ویا مبلغین شان در این رسانه ها به نمایش گذاشته شده اند . البته که این وظیفه خود نامزدان است تا خود را برای مردم بشناسانند. اما امکانات مساویانه در اختیار آنان گذاشته نشد. البته دلیل این است که تلویزیون های خصوصی برای این کار پول میگیرند پس واضح است آنها یکه با قوت پول و مصارفات بی حساب خود را مطرح ساخته اند خدمتگار مردم نمیتوانندباشند.

یکی از اعلانات تلویزیونی تلویزیون طلوع به آواز خبرنگار خوب آن تلویزیون آقای (بکتاش)که جرئت و فصاحت شان قابل تقدیر است آگاهیء را در مورد سه تن از کاندیدان( آقایان حامدکرزی،عبدالله عبدالله و اشرف غنی احمد زی)یکماه تمام پخش نمود. که در آن گفته شده «برای اولین بار استدلال با زبان منطق» اول بر علاوه اینکه این جمله، نفی برهان دیگران است، تبعات آن به خود مناظره کننده های مورد نظر بر میگردد.دست اندر کاران این تبلیغات کوشش نموده اند که گویا جلوه مناسب به نامزدان مورد نظر ارایه بدهند، اما مفهومی ارایه داده اند که یعنی آنان برای اولین بار چنین موقف اختیار نموده اند. به هر حال منظور این مکث صرف روشن کردن این مساله است که تمام امکانات در جهت ذهنیت دادن مردم برای مطرح ساختن چند شخص مورد نظر بکار گرفته شد. وآنان هم، چنان ژست های بخود شان دادند که گویا دیگران را سیال نگرفتند

روایت است زمانیکه شهزاده بنا رس قبل از اینکه به مقام بودا برسد . در ریاضت خود سرتاج همه تارکین دنیا میشود ، آنگاه از خلوت به میان جمعیت می آید تا آموزه های خود را به مردم بازگوکند، اما متوجه میشود که مردم به اساس این فرا آورده های او، او رابا مقام برتر ازشخصیت انسانی خودشان پزیراشده اند، شهزاده ویا بعد ها بودای بزرگ توبه مینماید ودوباره به خلوت گاه خود بازمیگردد تا خود را آنچنان بیاراید که دیگر احساس تفریق را میان همطرازی خود با مردم در احساس مردم نخواند.

حالا از این روایت می آموزیم کسانیکه با شمایل مخصوص ومتظاهر و گریزاز مناظره های پلان شده مساویانه که بیشتر از یکماه در تلویزیون آریانا جریان داشت غرور کاذب شانرا به مردم نشان دادند، ولی بشکل انفرادی دراین تلویزیونهای شخصی گویا خود را متمایز جلوه دادند، و با این ژست که برای مردم عامه از لحا ظ برتری ذهنیت بخش است و نوعی از تبلیغات برتری جویانه را متبارز میسازد در مباحثات انتخاباتی تلویزیونی خود را یک سر وگردن از دیگر نامزدان بطور اخص از نامزدان حقیقی بالا گرفتند، وخواستند ساده دلان را فریب بدهند. در آن مباحثات هم فضا را طوری تنظیم ساختند که اختیارگردانندهء برنامه را سلب کرده بودند، و تنهاخط های ساخته گی تیلفون را در استدیو باز گذاشتند، و از یک سلسله سوالات مصلحتأ گریز صورت گرفت تا دامن همدیگر را بیشتر بالا نسازند. این عده نامزدان هرگز مردم خواه نخواهند بود و وقتی برنده شدن را به آنان تاپه بزنند متاسفانه که با این چنین برنده شدن باز هم خواست وآرزوی مردم بار دیگر قربان میشود

تحلیل اینچنانی وضعیت جاری به هیچ صورت به معنی نا امید شدن ونا امید ساختن مردم نیست ونخواهد بود. بلکه تمسک به نقاط آسیب پذیر برای بی خطر ساختن راه مردم است که باید با توجه وهوشیار ی طی وطریق نمایند . لذانویسنده گانی زیادی از آغاز این پروسه با خلوص نیات مقاله های متعدد به خوانش خوانندگان ووسیلتأ به توجه ء مردم رسانیده اند. وبا روحیهء مردمی کوشیده اند روشنیء فرا راه مردم پخش نمایند که از بیشه های پلنگ خفته آسیب نبردارند. از اینرو نکاتی در این یادداشت بر مبنای چنین برخوردنیز مکرر است. . و اما این درحالی است که خود مردم همچنان اظهارات نامزدان و مبلغین شانرا شنیده اند وکردار ها ی شان را دیده اند. لذا مردم در باره کاندیدان «پلوده» میگویند که شما در این مدت تا روز های سر برون آوردن از کاندیداتوری ریاست جمهوری کجا بودید که در هیچ جا وهیچوقت صدای تان بلند نشد وبه یکباره گی با استفاده از جو ملامت سازی که مردم سالها فریاد کشیدند حالا گویا از دسترخوان یاران خود جدا شده اید و آمده اید به حال مردم سر میشورانید؟ شما که سفره های «پلو دهی» را در روز های تبلیغاتی تان هموار کرده بودید قبل از این سخاوت در بند زنجیر کدام شیاطین گیر مانده بودید که برای رسیدن به چپاول دیگر باره، حالامردم بیاد شما آمده است؟ دست سخاوت شما را قبلأ چه کسی بسته بود که گاهی قبل از این به جیب دالری خوددست نبردید تا یک بانک نوت خارجی بیرون میکردید وبه دست فقیر ی میدادید؟ پای حرکت شما را قبلأ چه کسی بسته بود که از حرمسرای ها وویلا های تان در حصار بادیگارد های تان بیرون می آمدید ومیدیدید که مردم در زیر خیمه ها چگونه بسر میبرند؟

اگر از خصوصیات شخصیتی نامزدان زر و زور که در این وضعیت فقر مردم، مصارف انتخاباتی ملیونها افغانی دارند بگذریم نظام وسیستمی را که ا ین کاندیدان زرو زور مطرح میکنند در بهترین حالت یعنی وضعیت متمدن بودن کشور، سر دمداران دولتی کسانی خواهند بود که مانند اسلاف دول حامی شان بخاطربرنده شدن باید صد ها ملیون دالر مصرف نمایند. که بازدهی آن به تمویل کننده گان چنین نامزدان انتخابات ریاست جمهوری، یک ملت مزدور ومحتاج را در تداوم زندگی بوجود آورده و حفظ خواهد کرد، که برای اشخاصی محدود وخاصی کار نمایند. مانند سوء استفاده از تکنالوژی مخابراتی که همین حالا در کشور ما افغانها ملیونها دستگاه ماشین تیلفون را برای زر اندوزی چند فرد خاص حکومت فعلی دست آورد خواستنی وضروری شرایط موجود کشور جا میزنند. در حالیکه جز رونق تجارت فردی وشخصی با سوء استفاده از ناآگاهی مردم چیزی بیش نیست، که وعده های ا شتغال از سوی این گروپ نامزدان ، فارغ از این ماهیت نمیتواند باشد .

گروپ نامزدان سرمایه دار وقتی ازایجاد اشتغال گپ میزنندبه یاد باید داشت. اشتغال آفرینی در یک برنامهء ملی در ازای نابودی مشخصه های هویت ملی که مهمترین آن زبان مروج کشور است عرضه نمیگردد. ورنه همین حالا هم که یکمقدار اشتغال را همین حکومت موجود با همین خصوصیت وماهیت ایجاد کرده است نتیجه جزکنار زدن شهروندان دایمی کشورو فقر آنان چیز دیگر نیست. خصوصیت این چنین نظام وسیستم در کشور های متمدن سوء استفاده از تمدن، ودر کشور های فقیر سوء استفاده از فقر است

کاندیدان مطرح (از دیدگاه بالا ) که کسی از آن میان با چرب زبانی وکسی در عقب شعارهای تغیر خود را مطرح میکنند. به یاد داشنه باشند شرین زبانی و حرف تغیر در دهان کسانی معقول ومقبول است که قیمت دریشی هایش بیشتر از مصارف یکساله یک خانواده افغان نباشد و آنانیکه با مصارف انتخاباتی بی حساب پول های جمع آوری کرده ظلم وستمگری، از مشارکت مردم در طرح بر نامهء کاری شان گپ میزنند تعریف مردم را در دیدگاه این نامزدان باید از موقعیت اقتصادی خود آنان و انتخاب نزدیکترین افراد تیم کاری آنها دانست که بر مبنی کدام وجوهات است ومیباشد.

همانگونه که در بالا گفتیم نشانی کردن نقاط آسیب پذیر برای بی خطر ساختن راه مردم است. لذا تغیر حقیقی یعنی ایجاد حکومت مستقل، خود اراده، ملی، ایجاد حکومت فساد ناپذیر، مشارکت عملی مردم در اداره کشور، نجات از فقر مضاعف موجود، تامین حاکمیت قانون، تامین صلح وامنیت ، تامین حقوق اجتماعی ومدنی زنان ، تامین عدالت اجتماعی و اقتصادی وسایر کار های سازنده گی وعمرانی را تنها آنانی عملی کرده میتوانند که متعهد به این ارزش ها باشند. حضور نیرو های ملی ومترقی در میان نامزدان روزنهء این امید است.

مردم شرافتمند!حالا آنوقت است که از میان هلهله های انتخاباتی راه تانرا پیدا نمائید. لذا امید این است که وقتی شما به حیث رای دهنده در عقب پرده های جاگذاری صندوق های رای ایستاده شدید. خدا را حاضر دانسته فریاد درد های مردم که مسبب آن دولتمداران زر اندوز وستمگر وکاندیدان مماثل این دولت وچنین دولت است صدای هوشیار باش وجدان های بیدار شما باشد. وبه کسی رای بدهید که با دست خالی از مادیات و قلب مملو از عشق به خدمت گزاری کاندیدای کار وزحمت است. به کسی رای بدهید که از حیث صداقت به این مقام شخص پاک نفس و پاک دست ، از حیث دانائی سیاسی سیاست دان مجرب،از حیث کار وعمل متعهد به خدمت ووفا دار به مردم است. به کسی رای بدهید که برنامه ء شان برای زیبای کلام نه بلکه برای بر آورده شدن خواست ها وآرزو های مردم مطرح میباشد. به کسی رای بدهید که تیم کار دان و دور از همه فساد او را همراهی میکند. به برنامهء رای بدهید که اعتماد وباور در آن محسوس وملموس است که وقتی برای امتعه ضروری زندگی خود به بازار میروید خودشما بدانید که دخل تان برای خرچ تان کفایت میکند تا اینکه دوباره با خریطهء خالی به خانه برگردید. یعنی برای کسی رای بدهید که بازار را رفع ما احتیاج مردم میداند ومردم را ارزش حیات بازار میداند . به برنامهء رای بدهید که برای بهروزی مردم از توضیح عادلانه عواید تا کنترول امتعه معیشتی مردم تسلط ادارهء مردم را خواستار است. برای دولت برای سیستم قانونمند اداره جمعی رای بدهید که وقتی از محیط کاراز هر نوع مشغولیت و مصروفیت مشروع در هرکجای کشور به خانه برگشتید احساس خدمت وحب وطن ومردم به حیث یک خدمتگارخواب راحت را نصیب تان بسازد

هموطنان عزتمند! دعوت به رای دهی بیدون ذکر هیچ نامی مشخص است مردم ووطن را با انتخاب شایسته نجات بدهید.    پیروز باد مردم    محمد یعقوب هادی

هرواقعیت حقیقت نیست

 هرواقعیت حقیقت نیست

هرگاه انتخابات برگزار گردد معلومدار یک برنده را معرفی خواهد نمود. اما آیا در نتیجه، مطابق پیش بینی یا به تعبیر دیگر پیش گیری انتظار معرفی برنده شدن نامزدان مطرح یعنی آنا نیکه با دول خارجی روابط دارند،پول دارند، حاکم افراد مسلح استند ، به امراض قوم پرستی، زبان پرستی وسمت خواهی مصاب استند باشیم؟ویا اکنون که مردم مابا داشتن شعور سیاسیء بالا در میان خیر وشر، راه گم ساخته نخواهند شد انتظار یک تکانه ءشدید تحول وتغیر را داشته باشیم؟ . نتیجه هر چه باشد حقیقت را مسخ کرده نمیتواند. حقیقتی که در وجود کاندیدان متبارز است. بدین سبب نویسنده ارزیابی حقیقت نامزدان انتخابات ریاست جمهوری را لزومأ در چهار گروپ مطلوب میداند.

گروپ اول نامزدان دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، آنانی اند که یکجا با هم در سیاست ووضع سیاسی افغانستان پر تاب شده اند. آنان فعلأ به عنوان کاندیدان مطرح، بنا به مشکلات سلیقوی ظاهرأ در مخالفت با هم قرار دارند. حالا دیگر چه کسی نمیداند نتیجهء برد نامزدانی که به عنوان مطرح تبلیغ میشوند ادامهء آنچه خواهد بود که جریان دارد. مخصوصأ که بعضی از این کاندیدان خود میگویند پلان آنان پر کاری خلا های است که از دولت موجودآقای حامد کرزی باقی مانده است. اینها همان کاندیدان مطرح اند که با ملامت سازی رفیق دیروز خود عین راه را می پیمایند.لذا شعار تغیر در وجود آنان فقط شعار تبلیغاتی است وبس. معلومدار از گندم ، گندم واز جو، جو میروید.

گروپ دوم دیگر این نامزدان به عنوان ریزرف های گروپ اول شامل لست نامزدان انتخاباتی ساخته شده اند.این لست شامل ساخته شده گان کاندیدانی اند که به اساس امتحانات اخذ شده حتی از ادعای نامزدی ریاست جمهوری فرسنگها فاصله دارند. در اینحال موقعیت و موقف یک عده شان که تا الحال به نفع نامزدان مطرح به اصطلاح گذشته اندمعلوم شده و موقف متباقی آنان تا روز های باقیمانده بطور مشابه معلوم خواهد شد.این عده که از اصول مبارزات انتخاباتی هیچ نمیدانند فکر داشتن پلان وبرنامه هم از آنان توقع درست نیست.

گروپ سوم کسانی اند که با سوءاستفاده از اوضاع نا بسامان سیاسی و سوء استفاده از روحیه دینی مردم در کشور بخت خود را می آزمایند. این گروپ که هنوز در خیال بهره برداری از روان و روحیه دینی ومذهبی مردم استند برای خود بخت آزمائی میکنند وبا شعار های دینی درصحنه رقابت های انتخاباتی حضور یافته اند تااعتبار اجتماعی پیدا نمایند. همین ها استند که به ذهن مردم تلقین نموده اند که مردم در اظهارات شان در باره نامزدان میگویند «به یک شخص مسلمان رای میدهند» در حالیکه بیدون هیچ شک وتردید همه کاندیدان مسلمان استند. بعضی از این جمع نامزدان که دستان شان برای بوسه زدن مردم همیشه دراز است آمده اند که برای مردم گویا خدمت نمایند. همه میدانند خدمت گاران اجازه نمیدهند که مردم دستان شانرا ببوسد به احتمال قوی که اینها همچنان به قیمت جو ملامت سازی وضع جاری به آنانی تسلیم خواهند شد که آ نان نیز ادامه سیاست جاری استند.

در بارهء این سه گروپ و قتی در باب اصلی ترین مشخصهء مردم خواهی جستجو کنیم که تقوای نفس است. معلوم است که اینهمه پول را از کجا کرده اند. بلاخره آیا نمیدانیم آنانیکه که پول چاپ عکس های شان هزاران تن را از گرسنگی میتواند نجات بدهد چگونه میتوانند خدمتگار مردم شوند. با دریغ که حتی مدعیان روحانیت هم در جمع مصرف کننده های بالا دست برآمد کرده اند. این است محک تجربه در بارهء آنانیکه همیشه غش های درونی آنان از چشم مردم ما پنهان ساخته شده است.
عده ای ازاین کاندیدان به گونه ای میخواهند جنایات خود واندیوالان قدیم شانرا پنهان نمایند. وهنوز از جنایتکار، جنگ سالار وتروریست گویا تعریف ندارند. مگرخود که درپاکستان با بادیگارد های مسلح باکلاشیکوف وشل دز گشت وگذار میکردند کیها اند واز ترس کدام دشمنی با افراد به اصطلاح «بر چپک» در پاکستان گشت وگذار میکردند؟ لذا آنهایکه جرم و جنایت را کتمان میکنند نمیتوانند خدمتگار مردم باشند.

داشتن پلان وبرنامه هر سه کتگوری با نظرداشت اینکه عدهء آنها از پلان برنامه هیچ نمیدانند وفکر میکنند که دولت داری یعنی یکطرفه کردن با مخالفین مسلح یا از طریق سازش ویا سرکوب آنان است وخیر وخلاص. تعدادی هم یک شبه پلان سازی نموده اند.و تمام پلان های شان هم، چند تغیر در ساختار نظام است و متباقی اکمال برنامه جاری است وبس. حد اقل یکتن هم انتظار دارد که پیروز شود، باز از مردم می پرسد که چگونه پلان بسازد. اما برای پلان سازی جنگ نظریه خاص دارد

کتگوری چهارم کسانیکه کاملأ متفاوت با این سه کتگوری در فضای سیاسی رشد نموده و بارور شده اند یعنی متعهد به کار وخدمت ، مجهز با برنامه ومرام استند . آنان نامزدان سازنده گی ، تغیر وتحول استند. از دیدگاه حقیقت اینها نامزدان اصلی استند. این کتگوری شخصیت های سیاسی اند که شوق قدرت وجیب شان آنانرا به صحنه نه آورده است بلکه احساس مسولیت ، رسالت تاریخی واساس تعهد مبارزه سیاسی بخاطر مردم حضور آنان را درکارزار رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری تامین کرده است.

این کتگوری شخصیت های اصلی وحقیقی نامزدی انتخابات ریاست جمهوری استند که نه یک شبه وارد کار زار مبارزه سیاسی شده اند ونه یک شبه صاحب پلان وبرنامه گشته اند، بلکه بر علاوه که آنان با ارادهء مجموعه های مترقی سیاسی وارد عرصه مبارزات انتخاباتی شده اند. پلان کار وبرنامه آنان که از ارزش زمانی مبارزه سیاسی آزادی خواهانه، عدالت پسندانه و ترقی خواهانه برخوردار است ، تدوین آن با معیار های علمی از فکر، اندیشه، تجربه وتحلیل بهترین مبارزین راه سعادت مردم نشات کرده است. مردم افغانستان امیدوارند که این نیرو ها بتوانند بدور یک محور مقبول از روی مسولیت ورسالت تاریخی جمع آمد شانرا تامین نمایند. در اینصورت است که مردم افغانستان کاندید سازنده گی ، تغیر وتحول را در کارزار انتخابات ریاست جمهوری سال1388 اگر برگزارگردد و مردم نیز شانس انتخاب بیابند میتوانند واقعی وحقیقی برگزیده وانتخاب نمایند...... پیروز باد حقیقت محمد یعقوب هادی

یگانه شدن راهی به منزل مقصود

 

یگانه شدن راهی به منزل مقصود


وحدت یا یگانه شدن واژهء است که امروزه در ادبیات سیاسی کاربرد وسیع دارد. تجربه نشان داده است یگانگی برای سمت وسو بخشیدن زندگی سیاسی، اجتماعی، خانواده گی وشخصی، به جهات خاطر خواه همیشه به نفع انجامیده است. مشخصات وحدت از خود گذری، صداقت، وضاحت، وفاداری است که فضای صمیمیت باهمی زندگی شخصی با همسفر زندگی بهترین مثالِ ارزشمند این مفاهیم اند. در محتوای زندگی خانواده گی، اجتماعی وسیاسی نیز چنین است هر وقتی که با یگانگی در موارد مختلف اقدام به انجام کاری شده با نتیجهء مثبت ودلخواه بوده است. وحدت کلمهء پاک ومقدس است که هیچوقت در باره شراکت معامله گران برای مقاصد شخصی کاربرد ندارد. وحدت تنها آن مفهوم یگانه شدن است که در راه خیر ونیک به واسطهء آن اقتدا میگردد. پس برای رسیدن به اهداف خیر خواهانه وشریفانه راه دیگری جز وحدت وجود ندارد.


آنچه در متن ومحتوای این یاداشت منعکس میگردد اجمال نظر خواست های نیک وآرزو های شریفانهء نیرو های متعهد به کار وخدمت، برای مردم افغانستان در تمام شیون زندگی است ، که پیوست به گذشته از فکر واندیشهء این نیرو ها با هویت سیاسی مشخص شان بنام اعضای ح د خ ا که اکنون در سازمانهای جداگانه ویا در خارج این سازمانها برای یگانه شدن هم، کار ومبارزه مینمایند، منشاء میگیرد. یعنی آنانیکه مصمم استند در جمع هم به تلاش های خود ودر حقیقت به مبارزهء خود برای وحدت سپاهیان آرمان داخل تشکیل وخارج تشکیل ادامه بدهند. چونکه تحقق این خواست ونیاز به حیث بخشی از مبارزه سیاسی به همهء این نیرو ها ارتباط دارد، تا بالاخره فضای باهمی وهمسوئی کامل فراهم بیاید. از این جهت بجاست گفته شود برتری جوئی های که تجمع فرشته گان حزب بزرگ دیروز را تنها در یکی از تشکیلات سازمانهای جداگانه بوجود آمده از ح د خ ا اعلام کند، راه به جائی نخواهد بُرد. ما محصول جامعهء خود ما و تشکیل احزاب نتیجهء کارهای ما ست . ولذا بیدون شک در خطوط رنگین کمان جامعه ادعای بی رنگی مبالغه ء بیش نیست. هرگاه گلهای سر سبد جامعهء خود نیز استیم بلاخره همین گل های سر سبد جامعه باز هم گلهای جامعهء خود ما اند. پس هر گل رنگ بوی خود رادارد. ولی از انجاکه بازهم گل، گل است از اینرومیگویم باغستانی که گل های آرزو و آرمان ما در آن بارور میشود خالی از هرگلی نا مکمل است. لذا در تلاش تکمیل کردن این باغ برای حاصل بهتر .وبهتر تر به کارو تلاش همشیگی نیازجدی است

مخاطب این یاداشت که از جمع آوری استدلال وحدت خواهانهء هم اندیشان استخراج شده است کسانی اند که ازمنبع واحد( یگانگی) بصورت جداگانه عرض وجود کرده اند وتاهنوز در حصار دیوارهای قدیم در جستجوی اعتبار سیاسی میباشند. پس لازم است دراین یادداشت به تکرار، تشبیهأ، صدا ونظریات مختلف عزیزان خود را که در احاطهء حصار بزرگ، از عقب دیواراتاق های جداگانه بیرون میاید باز نویسی کرده واستدلال آنان را به بحث بگیریم .

مجموعهء گفتگو ها ونظریات عزیزان صاحب نظرما محتوای ازاین اختصارات است که 1 -- یک میکانیزم قابل تطبیق وقبول باید مطرح شود. 2 -- گذشتهء ما به تاریخ سپرده شده است، و این در حالی است که مقتدی ها ی حزبِ به تاریخ سپرده شده در عقب شان به اقتدا دعوت میگردد. 3 – مفاهیمی مطرح میشود که چگونه وحدت جزایر جداشدهء ح د خ ا با نظرداشت بخش هایکه در آن تشکل عضویت داشتند ویاشامل بودند میسر است؟ 4-- عزیزانی پیرامون عنوان جدی استند. چنانکه درخت آرمان رااز طریق ریشه نه، بلکه از طریق شاخچهء آب بدهند5 -- بعضأ در پیامد توافقات خودشان برای اراده خودشان موانع ایجاد میکنند وبا وجود آنکه به مقصد نزدیک استند منزل را دور نشان میدهند.6 -- عده ای تاکتیک ها، میتود ها و اشکال مبارزه را در قالب کتاب ها جستجو میدارند به عوض آنکه این اهداف وآرمانهای شانرا را در جامعه جستجو بکنند. 7 -- دوستانی برای به نقد کشیدن تاکتیک های دیروز، اهداف امروزرا برای فردا آن چنان نا متوازن با روان جامعه مطرح میسازند که نقد خود شان در بارهء تاکتیک های دیروز تحت شعاع قرار میگیرد8 – همه شعار وحدت میدهند ولی وحدت با امتیاز میخواهند 9-- عزیزانی بهانه ها را دلایل سیاسی میشمارند وبرای حفظ اعتبار رهبری خود عناصر ارگانیک یک تشکل بزرگ را در پراگنده گی حفظ نموده اند، که تنها چند رفیق ما یا رهبر ویا ریس خوانده شوند.

آنچه گفته آمدیم درآن مرحلهء از حیات شخصیت های تاثیر گذار واقع شده است که از عاقبت عمر غافل اند وشاید گاهی فراموش میشود که بی هیچ نوع تقدیم میراث کار آمد، برای مبارزین نسل آینده، باجهان پدرود گفته خواهد شد


آنچه با شمارش (9) جملهءاختصاری گفته شد مصروفیت های ذهنی تقریبأ هفده ساله همه ما را احتوا میکند.تاکید وتکرار وحدت خواهی به تناسب زمزهء همین مسایل یک امر ضروری است. مبرهن است که تکرار خواست وحدتخواهانه هدف روشن دارد. یک نیروی توانمند وپر قدرت بوجود بیاید که خوب تر، بهتر،موثر ترو کامیاب در خدمت مردم وکشور قرار گیرد. در مقابل، نظر پردازی های که برای جلوگیری تحقق وحدت سازمانهای رفیق ذهنیت ایجاد میکند نیز یک ابهام نیست. به همین خاطر است که کار وتلاش بخاطر تحقق وحدت این سازمانها عنوان مبارزه را بخود کسب میکند، و ضرورت مبارزهء متداوم رامطرح میسازد تا این مبارزه به پیروزی برسد. با نظرداشت چنین درک در این یادداشت بحث را مشخصتر وبا شرح بسیط برای دقت واظهار نظر همه رفقای که با تمام درک ، احساس وهدفمندیء مردم دوستانه ووطنخواهانه مبارزه را دراین مسیر تا اینجا همراهی نموده اند دنبال مینمائیم .


دیگرکاملأ روشن وواضح است همه سازمانهای که از وجود ح د خ ا بوجود آمده اند پیوسته گی به آن منبع واحد برای هریک یکسان افتخارآفرین است. اما با وجود دانستن این حقیقت به اساس سلیقه های شخصی این جمعیت پر افتخاربنام سازمانهای مختلف پراگنده حفظ شده اند. این در حالی است که همهء این سازمانهای بوجود آمده از همان منبع واحد ، افتخارات ( ح د خ ا ویا حزب وطن ) رااز آن خود میدانندو هریک در تلاش اند همهء امتیازات آنرا انحصاری در اختیار خود داشته باشند.

همانطوری که به اساس مفهوم تعریف حزب، ما به حیث اعضای جامعهء خودما، با داشتن آرمان وهدف مشترک بدور حزب بزرگ دیروز (ح د خ ا وحزب وطن) جمع شده بودیم و همان حزب را وسیله ساخته بودیم تا به آرمان واهداف خود برسیم. حالا آنانیکه در سازمانهای جدا گانه مدعی تحقق همان اهداف وآرمانهای دیروز استند معلوم است که مشکل اندیشوی ندارند. پس عواملی که مانع مبارزه مشترک در چهار چوب یک تشکل واحد غرض تحقق آرمان ها و اهداف دسته جمعی میشود چیست؟؟؟ وقتی تعهدات دسته جمعی ما در چهار چوب یک حزب بنام ح د خ ا که حالا هم وابسته گی ما به موازات آن اهداف دسته جمعی در برابر مردم وکشورمطرح ، باقی وپا برجاست مشکل تامین وحدت سازمانهای مماثل آن تشکل نیرو های متعهد امروز در چیست؟؟؟ همهء ما میدانیم اعتماد به ارگانیزم زندهء آن حزب از دیدگاه همین باور های ما ناشی میشود ولذا امروز به وحدت ویگانگی ارگانیزم زنده آن تاکید وتاکید میکنیم . وبطور مشخص منظور ما از وحدت نیرو های (خودی ) همان حزبی است که نام آن به گفتهء عزیزان ما، دیگر به یک برحه تاریخ تعلق دارد. تعلقیت ما با حزبی که تاریخی شده است ودر مسیر تاریخ جریان خواهد داشت نقطهء آغاز مشترکی است که ما را هویت سیاسی بخشیده است. کسانی از میان ما بی تعلق به آن حزب استند که با سیر تاریخی آن همگام نیستند . آنانیکه همراه با سیر تاریخی آن حزب حرکت میکنند. از تسلل تاریخی آن جدا نمیتوانند باشند.


این اجما ل نظر رفقا، سخن بی آلایش وبی تکلف و استدلالی برای منتفی ساختن حاشیه سازی های است که باعث پراگنده گی نیرو های بوجود آمده ازبطن ح د خ ا شده است. بدین سلسله قبل از همه به این دیدگاه همگانی مکث باید کرد که منظورنه بطور مشخص احیائی نام قدیم است ونه به زیر چتر آوردن این نیروها تحت نام های مشخص جدید سازمانهای جداگانه ایکه این نام ها اکنون حیثیت دیوارهای جدائی را کسب کرده اند . بلکه هدف یگانگی این نیرو ها برای رفتن به اهداف آرمانی است

برتری جوئی ها ی طرح برناموی این احزاب جداگانه بوجود امده از ح د خ ا که گاهگاهی به عنوان بهترین تشبیهات با برنامه حزب بزرگ منعکس میگردد، حقیقت این توجیهات نسبت بخود شان نیست. چرا که هیچ یک از این سازمانهای بطور معلوم نمیتوانند ونخواهند توانست از بستر آرمانها واهداف حزب بزرگ دیروز دور شوند. به این معنی که دیده میشود طرح این برنامه ها موقف همه را یکسان تعریف میکند . البته هر یک از سازمانهای رفقای ما که بر بستر هویت دیروز، امروز بنا یافته اند دراسناد مرامی واساسی همان تشکل دیروز دستکاری کرده اند. در حالیکه نه ادبیات آن غلط بوده است، ونه اهداف آن چیزی دیگری جز آن است که همه میخواهند. اما در عین حال منظور این نیست بگویم وقتی که رفقای ما به این کار مبادرت ورزیده اند غلط کرده اند که «شکل» نو به آن خواست ها داده اند. هرگز چنین نیست. در سازمانی که خود من عضویت دارم همان اهداف در یک شکل دیگر مطرح شده است و باید که شود. زیرا ما مبارزین سامت نیستیم بلکه احساس گویائی داریم. باید اهداف خود را به هر شکلی که ضرورت است به افهام بگذاریم

همینگونه عدهء ما تاکتیک های دیروز را به گونهء نقد میکنیم که استراتیژی نیز در معرض آسیب پزیری قرار میگیرد. مخصوصأ که ادعای اینرا هم مینمائیم جامعه ما عقب مانده و به سطح آگاهی لازم نرسیده است. درست همینطور است که این رفقا می پندارند. یعنی اینکه سیاسیون مذهبی جفا کارانه به ذهنیت مردم اعمال نفوذ کرده اند تا مردم خیر وشر شانرا ندانند. مردم نسبت به اصطلاحاتی که مفاهیم ستمگری ستمگران را توضیح مینماید حتی به واژه دموکراتیک با برداشت های منفی تلقین ساخته شده اند. نیک میدانیم که مصطلحات فکری ما را ستمگران چگونه پهنای غیردینی ومذهبی دادند. اما با وجود آنهم احساس بی فضلی وراه گمی میکنیم که اصطلاحات مساعد به سوء تعبیر ها را ساده بسازیم. بگذارمردم بدانند و روشن باشد باور ما این است که ایدالوگ های جامعهء بیدون طبقات، دین و مذهب را در اندیشه انسانها با تمام حواس وادراک خود پزیرفته اند. چرا که ایدالوگ های جامعه بیدون طبقات، به اومانیزم انسانی اعتقاد دارند . ما معتقد استیم که مردم اسباب آرامش روانی شانرا باید داشته باشند. یعنی که ما هیچگاه نخواسته ایم بر علیه آرزوهای آرام بخش روحی وروانی مردم قرار داشته باشیم. لذا مسالهء داشتن دین را مانند هر حق دیگر انسانها، حق طبیعی مردم میدانیم. اما در حالیکه ما خود مشوق ومبلغ تفکرات واندیشه های آرام بخش خاطر انسانها استیم ، دشمنان مردم و دشمنان بشریت آرزو های زندگی بهره مند، از تمام نعمات مادی را در دل درون انسانها میکُشند. ما میگویم انسان آرزوی اینرا باید داشته باشد که تمام مزایای( مادی ومعنوی) زندگی او را سکون وآرامش ببخشد. تا او بتواند با این تفکرات علیه ستم، قدرت وتوان مبارزه دریافت کند واستوار به پیش برود. ما بصورت قطع چنین میخواهیم.

اما وقتی مفاهیم نا آشنا باشند دشمنان مردم ازکاربرد الفاظ و کلمات مغلق ما سوء استفاده میکنند و مردم را فریب میدهند پس ما نباید در قیود کلماتی مبارزه کنیم که مردم مارا ندانند. رفتن در میان مردم با دانستن زبان مردم میسر است

بالترتیب عدهء ما شنا در میان حوادث را آلوده گی وملوث شدن می پنداریم. باور خود راخودما ضعیف نشان میدهیم. روش های مورد پزیرش هیچگاه اعتقاد وباور به مبارزه هدفمند را تخریب نمیکند. این همان چیزی است که آنرا روش سیاسی (تاکتیک) میخوانیم. یعنی روش رسیدن به هدف آرمانی معقول از راه مقبول . انتخاب راهیکه برای رسیدن به هدف، آسیب پذیری را به رهروان یا مرفوع میکند ویا کمترمیسازد. این روش وقتی معقول است که بازدهی مثمر داشته باشد. وقتی ثمر وحاصل بوجود آمد باور واعتماد خلق میگردد

آنچه گفته آمدیم الفبای ء است که بسیار وقت پیش از بزرگان وراهنمایان راه ورسم مبارزه آموخته ایم. میدانیم رفقای ما به علو دانستی ها رسیده اند، اما هنوزبه ردیف کردن درست همین الفبا ضرورت احساس میشود

در پی آمد اختصارات (9) شمارهء بالا که قسمأ استدلال این قلم را نیز منعکس نمود بازهم این بحث را مشخصتر میسازیم. پیرامون وحدت همگانی به عنوان مشاهد وموافق که اکثریت رفقا در سرخط پروسه وحدت همگانی وحدت ح م م ا و ن ف د ت ا را مطرح مینمایند باید گفته شود که حقیقت وحدتخواهی مستلزم رعایت مشخصات یگانگی (از خود گذری، صداقت، وضاحت، وفاداری) است

وقتی نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان دو همایش بزرگ را برگزار کردند، روی خطوط کلی با حزب متحد ملی توافق کردند، منظور از یگانه شدن بود واست که با اقدام رهبران پر افتخار هر دو حزب رفیق وبرادر ( ن ف د ت ا، و ح م م ا) انجام شد. عوامل بازدارنده پیشروی این پروسه که به تناسب خواست همگانی بسیار تضعیف شده است اجازه داده نشود که این پروسه را توقف بدهد.

حزب متحد ملی افغانستان نیز به منظور یگانگی در نشست های وحدت خواهانه شرکت ورزیده است وبه عنوان ممثل ارادهء همگانی، توافقات روی خطوط کلی با ن ف د ت ا را به امضا رسانیدند،که پاسخ قناعت بخش به ارادء تقریبأ کل هر دو حزب برادر ورفیق بودو است. حالا هر دو حزب برادر ورفیق حقیقت وحدتخواهی خود را وقتی میتوانند اثبات نمایند که وحدت عام وتام صورت بگیرد وراه دیگری جز این به اثبات صداقت خود نخواهند داشت. حالا ما در مرحلهء قرار داریم که وحدت این دو حزب رفیق وبرادر میتواند راه را برای وحدت همگانی بصورت جدی هموار نماید. لذا برای وحدت این دو تشکل رفیق وبرادر چون همیشه در سرخط وحدت همگانی در حالی تاکید وتاکید مینمائیم که همه تدابیر واقدامات مشهود ومحسوس وحدتخواهانه جدأ مورد حمایت میباشد. مانند رفقای کمیته فعالین ح د خ ا که برای انسجام بخشیدن اعضای ح د خ ا کار ومبارزه مینمایندو در تمام تدابیر وحدت خواهانه شرکت میورزند، رفقای انسجام حزب وطن که دایر شدن کنگره را مطرح میکنند،رفقای نهضت آینده که نشست مجموعه نیرو های مترقی وچپ را دایر کردند و پلینوم سر باز نهضت آینده را با شرکت سایر سازمانها دعوت کردند، رفقای کمیته هامبورگ که با اقدامات وحدت خواهانهء تمام سازمانها هم نوائی میکنند ونشست های وحدتخواهانه را دعوت میکنند تمام احزاب متعهد وشرکت کننده در کمیسیون تفاهم ووحدت اعضای سازمانهای بوجود امده از ح د خ ا وسایر جزایر بوجود آمده از ح د خ ا که ازبستر همان حزب بزرگ دیروز هویت سیاسی کسب کرده اند

در نتیجه این بحث بمنظور توحید تشکیلاتی این نیرو ها و موثریت تدابیر جوانب مختلف ، به اساس طرح وحدت مرحلهء ای سازمانهای هم اندیش بطور مشخص اکمال پروسهء وحدت ن ف د ت ا وح م م ا در این مرحله ویامرحلهء اول با نظر داشت مراحل سپری شده در پی امضای توافقات هر دو حزب، اعلام تکرارموقف ح م م ا که اخیرأ طی پیام شورای اروپائی آن حزب به جلسهء شورای ارو پائی ن ف د ت ا مشرح ساخته اند وهم پیامد کارهای پر ثمر رفیق محترم احمدشاه سرخابی در دوره تصدی ریاست انتخابی شورای اروپائی تکرار وتاکید میگردد.پیشنهاد میگردد رفقای کمیسیون موظف هدایت بگیرند که مرحلهء باقی ماندهء پروسه سه مرحله ای وحدت این دو حزب را تکمیل نمایند تا راه برای وحدت همگانی فوری هموار گردد

پیروز باد صداقت، تعهد ووفاداری به وحدت پیروز باد آرمانهای سعادتخواهی برای مردم ما

محمد یعقوب هادی