طنز سیاسی

 

طنز سیاسی


پیشنهاد

به حضور جلالتمئاب سر منشی ملل متحد!

از آنجائیکه نقش شما را به عنوان سمبول تعین سرنوشت ملتها ودول قاره های جهان، تمام زنده جانان جهان درک میکنند ومیدانند، و از آن جهت که کارکرد های شعب مختلف ان ادارهء قانونمند سازی قدرتمندان ناب وتاب جهان بالای سرنوشت زنده جانان زمین مانند انرژی آفتاب است، لذا ما رهبران سازمانهای سیاسی چپ کشور افغانستان با نظر داشت تجاربی که از اداره قانونمند ساز شما برای نوع نظام سازی ها برای جهان ومخصوصآ مملکت مان داریم و با در نظر داشت سن وسال خود مان که این اطمینان وجود ندارد تا بتوانیم به اساس نوبت ودوره ای، ابتکار رهبری خود را در عمل پیاده نمائیم پیشنهاد مینمائیم که :  با استفاده از امکانات موثر ی که در اختیار دارید گزینهء ساختار دراز چوکی رهبری سیاسی را نیز در پهلوی نظام سازی برای فعالیت های سیاسی رهبران ما در راستای اقدامات اثرمند اداره قانونمند سازسرنوشت ملل جهان کارا ساخته، هم تفکرات علاقمندان سیاست را در کشور ما محافظت نموده وهمچنان دلهرهء رهبر شدن وبودن مارا نیز ترتیب بخشید. سیاسیون افغانستان همیشه مدیون و ممنون این اقدام خیر خواهانه ادراهء شما خواهند بود. با ارادت های خالصانه

رهبران سازمانهای سیاسی چپ افغانستان

گذری برفضای کمپاین های انتخاباتی

 گذری برفضای کمپاین های انتخاباتی


گفتگوها، مناظرات ، مصاحبه ها ی نامزدان انتخابات موعود ریاست جمهوری همانگونه که شایسته گی وارزنده گی واهداف نامزدان را توضیح میدهد ضمنأ یک سلسله روابط وضوابط عدهء آنان نیز مشخص شده میرود، که شامل روابط مخفی با سیاست گذاران دول خارجی، داشتن پول وسرمایه بی حساب، معاملات نامشرع ملیتی، زبانی، سمتی وقومی، ارتباط با افراد مسلح غیر قانونی که عمدتأ طالبان خوانده میشوند میباشد عده ای به اساس همین ارزیابی ها به عنوان کاندیدان اصلی ومطرح یاد میگردند (نویسنده قبلأ در مقالهء زیر عنوان حقیقت کاندیدان اصلی ومطرح در اینباره اظهارنظر نموده است.) در این صورت اگر نیک بنگریم دولت آینده در وجود این عده کاندیدان دولتی میتواند باشد که وظایف دولت موجود را دنبال خواهد کرد. احتمالأ تغیری که به وقوع می پیوندد قسمأ تعویض اشخاص وافراد خواهد بود که گویا چهره دولت را متغایر نشان بدهدو بس. در نهایت بخاطر داشته باشیم که مردم زیر چتر قدرت چنین کاندیدان «اصلی ومطرح» که در نهایت کاندیدان فرعی هم با آنان پیوست میشود شکر گزار هیچ چیزی نخواهند بود

ازاینکه باز هم سرنوشت مردم به دست پولداران وسرمایه داران ومجریان منافع دول خارجی رقم بخورد. آیندهءناخوش همچنان انتظار مردم را خواهد داشت. چرا این مساله دیگر کاملأ روشن است که روابط این عده کاندیدان با دول خارجی به خاطر بقای خود شان درقدرت است، که در بهترین حالت آن منافع یک شخص با منافع یک دولت خارجی به معامله قرار داد میشود. ویا کاندیدان «دارا» که بخاطر غضب قدرت دولتی پول وسرمایه شانرا مصرف میکنند بازهم منافع یک گروپ سوا از منافع یک ملت مورد نظر است. چرا که پول و سرمایهء را که این فرادستان با هنر های بسیار جفا کارانه از حاصل جبر خود بر دیگران بدست آورده اند بیدون کدام منافع نمیتوانند رایگان از دست بدهند، وآنرا خرچ و نثار ملت ومملکت بسازنداگر واقعأ آنان مردم دوست ، ووطنخواه بودند از همین مردم ومملکت صاحب اینهمه پول و دارائی نمیشدند.

سوء استفاده از عدم اگاهی عامهء مردم خیانت و جنایت است. به هیچ صورت نمیتوان قبول نمود آنچه را که رسانه های خبری از حضور مردم در کمپاین های انتخاباتی عدهء از کاندیدان نمایش وگزارش میدهند ، این جمع آمد ها حقیقت آرزو های قلبی مردم را باز گو نمائید. چرا که اگر در میان همین جمعیت های فریب داده شده بروید وپرسان بکنید که انتخاب شان کیست ؟ بی درنگ میگویند انتخاب شان شخصی است که برای آنان خدمت کند . پس معلوم است که این اظهارنظر ساده ونیازمند، به معنی آن است که برای مردم خدمتی انجام نشده است. واین کاندیدان کسانی اند که یا مقطعی ویا به نحوه در سیاست گذاری های که به وضع حاضر انجامید شرکت داشته اند. لذا چگونه مردم میتوانند به کسانی رای بدهند که با سرنوشت مردم بازی کرده اند. این فریبکاری ها در حقیقت سوق دادن مردم به انتحار دسته جمعی است، که متاسفانه دست های با سوء استفاده ازاحساسات پاک مردم برای سرنوشت موهوم مردم وتامین منافع یک گروپ جفا کار وزر اندوز زیر نام کاندیدان اصلی ومطرح در نظر دارند این مردم رنج کشیده را بازهم در دوزخ خواستهای نامشرع خودشان عذاب بدهند

وقتی مصاحبه هاو مناظرات عدهء از کاندیدان مشاهده میشود واقعأ دل هر انسان با احساس خون میشود، که سرنوشت مردم عذاب سوختهء ما بدست ومعامله چه کسانی میتواند رقم بخورد. واقعآ انسان به عذاب روحی گرفتار میشود، وقتی میبیند کسانی که جو دو اسپ را تقسیم کرده نمیتوانند آستین بالا زده اند که سرنوشت یک ملت ومملکت به دست آنان رقم بخورد. جفا کاران به اساس این ریشخند زدن به ریش مردم پیش زمینه های یک تقلب پیشرفته را پیش بینی کرده اند. فریبکاران پیش بینی کرده اند که بلاخره این کاندیدان پیش کرده شدهء شان که آنان را در این مقاله کاندیدان فرعی میخوانم در یک مقطع خاص زمانی به نفع یکی از ستمگران میگذرند و نشان داده میشودکه گذشتن ده نفر نامزد انتخابات ریاست جمهوری که اصلأ بی هیچ گونه پشتوانهء مردمی در لست نامزدان جا داده شده اند باعث شمارش رای بیشتر کاندید محوری کمپلکس ستمگران وجفا کاران شده است . از روی این نمایش که اینهم نوعی از تقلب ودر حقیقت یک تقلب پیشرفته است. این بازی مستهجن به راه انداخته شده است. اما بیاد باید داشت که سنارسیت های این توهین وتمسخر به یک ملت تاریخی بوسیله مردم روسیاه وناکام خواهندشد .

یکی از اینگونه نمونه های افشاگرانه اخیرأ درمصاحبهء جالب ودرعین حال باز گو کنندهء یک سلسله محرمات از طریق تلویزیون پیام افغان به نشر رسید. شخصی بنام آصف وردک که در رهبری شورائی بنام شورای همبستگی ملی قرار دارد با یکتن به اصطلاح خودش، قوماندان صاحب گروه طالبان مصاحبه میکند وسوالاتی را با استشارهء قسمی جوابات آن، از این قوماندان صاحب در خصوص انتخابات موعود (سال1388) می پرسد او میگوئید ما با انتخابات مخالف نیستیم اما ما کاندید خود را داریم . بلاخره بعد از «پالپوت» کردنهای چند او کاندید خود را معرفی میکند که آغا صاحب است . و با تکرارِ پرسش آقای آصف وردک او میگوئید آقای سید جلال کریم کاندید آنها ست. انتخاب طالبان به گفتهء آن قوماندان صاحب کسی است که با نام او بیشتر ین مردم افغانستان اصلأ آشنا نیستند. زیرا که آقای سید جلال در افغانستان زندگی نکرده است او در عربستان سعودی وآنهم تحت وارسی مستقیم درباریان پادشاه عربستان سعودی بزرگ شد وبلاخره در کار های مشاوری دربار پادشاه هم منصوب شد. این در حالی است که طالبان بطور جدی مورد حمایت عربستان سعودی قرار دارند . همه بیاد داریم ملاقات مخفی طالبان ، تنظیم حکمتیار وآقای کرزی برادر ریس جمهور با میزبانی وساطت پادشاه عربستان در مطبوعات درز پیدا کرد که موضوع آن با همه پرس وپال ها در آنوقت چندان افشا نگردید. از همانوقت سر صدای نامزدی سید جلال بالا شد یعنی در نتیجهء آن گفتگو ها مجرای دیگر باز میشود و سید جلال وارد میدان ساخته میشود. موضع حامد کرزی در قبال طالبان با نامگذاری های میانه وتند ،خارجی وداخلی ودعوت از آنان سلسلهء رازها ورمزهای پش پردهء از این قبیل است که حزب اسلامی در وجود نماینده گلبدین به جانب کرزی وطالبان به جانب نفر مشخص عربستان ظاهرأ تقسیم میشوند نتیجه اینکه آنانی که متشدد استند نامشان بسر شان است وآنانیکه معصوم جلوه داده میشوند باطن شان متلاطم است.

با اینهمه مردم راه نجات را از دست نداده اند. چنانچه خداوند انسانها را به تفکر امر فرموده است. راه نجات و رفتن بطرف بهروزی، در نتیجهء خوب فکر کردن مردم در بارهء این نامزدان انتخاباتی ازروی پندار، گفتار وکردار این کاندیدان میسر میشود . در اینصورت حتمأ مردم به این نتیجه میرسند که به زر اندوزان،چپاولگران، فریبکاران ودروغگویان که هم از حیث عقاید وهم از حیث آرزو ها، با باور های مردم بازی کرده اند و به اساس تصادف وتوافق به صحنه امده اند رای نمیدهند. لذا انتخابی که باقی میماند کسانی اند که به اساس تعهد با خود، با خدا، وبا مردم خادم ملت ومملکت استند. یعنی آنانیکه راستی ، وپاکی پیشهء شان است، دل ودماغ شان یکی است ، صادق ووفادار به مردم ومملکت میباشند انتخاب مردم خواهند بود. پیروز باد خدمتگذاران مردم.

محمد یعقوب هادی

انتخابات ریاست جمهوری و نامزد برتر

 انتخابات ریاست جمهوری و نامزد برتر

بیاد میاوریم زمانی را که آقای حامد کرزی به عنوان ریس دولت پلان وبرنامه خود را در خط وکتابت تشریح میکرد و وعده میداد، همین «شیخ فانی» (آقای آصف محسنی) در آنزمان برایش گفت « برادر زاده! از این وعده های که شما سپردید ما معجزه کار داریم اگر ده فیصد آنرا انجام بدهید بسیار کار را در حقیقت انجام داده اید» ریس جمهور حامد کرزی در همان وقت اینرا نیز گفت «که اگر من کاری را انجام داده نتواستم استعفی میدهم» متاسفانه آن وعده ها از یک طرف که انجام نشد، برعکس آن وعده ها عمل هم شد .نه تنها که آقای حامد کرزی در هیچ مرحله مستعفی نشد، کمر بسته کرد و باری گفت « حالا ایلا دادنیش نیستم» اکنون که بازهم مردم در مرحله شنیدن وعده و وعید ها انتخاباتی قرار دارند. گوش استند، و تحلیل وارزیابی میکنند تا بدانند کدام وعده ها به لحاظ کدام ظرفیت ها میتواند سرنوشت مردم وکشور را در جهت بهروزی آنان رقم بزند.

مناظره های تلویزیونی ورادیوئی نامزدان ریاست جمهوری که تا حال بیشتر به ابتکار تلویزیون آریانا ورادیوی آزادی انجام شده است. نشان میدهد که کدام طرح ها وپروگرام ها به موازات خواستها وآرزو های مردم در وجود کدام نیرو ها میتواند به نفع مردم وکشور، دگرگونی های قابل ملاحظه را بوجود بیاورد.

از جانب دیگر هرگاه این انتخابات برگزار شود؟ وقتی نتیجهء انتخابات به سنجش های که از روی این گفتگو ها به اذهان مردم راه یافته است همگون نباشد، واضح است که تقلب در کار بوده، وزدوبند های مخفیانه کار را به انجام ناخوش آیند برده است. در غیر آن معلوم است که مردم چه میخواهند و کیها میتوانند به خواست مردم جواب قناعت بخش بدهند.

بخاطر باید داشت که سرنوشت مردم وکشور را سیاسیون «موسمی» که تنها در یک وقت گل میکنند نمیتواند شگوفان بسازد. مردم به آنانی اعتماد میکنند که فصل بار وری شان ا ز مراحل تکامل وتحول طبعی گذشته باشد. بیشترین معضلهء را که دولتمداران کنونی بوجود آوردند حضور ووجود آنان در امور مملکت به اساس القای مصنوعی و یا به عبارهء دیگر تکامل یافته گی غیرطبعی بود واست.

اما بازهم عده ای از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری با رکلام تغیر ،در تبلیغات خود چنان سیاست کادریء را مطرح میدارند که کاپی دوم سیاست جاری دولت کنونی است . این در حالی است که حضور ناگهانی خود آنان از همه اولتر زیر سوال است . مگر خود نیز با شعار تغیر سیاست کادری، از قهقرای بی تجربه گی انتصاب خود را انجام میدهند که گویا تغیر همین است . این انتصابات آنقدر بی پایه وبی اساس است که در اولین فرصت ها به معامله جلب میگردد. تا آنجاکه حتی معاونین انتصابی آنان ازکرسی ریاست جمهوری به اساس معامله فرار میکند. دوم اینکه باید پرسیده شود خود این عده نامزدان مقام ریاست جمهوری به عنوان چهره جدید در کدام «کار خانه» ویا فابریکه فقط برای مقام ریاست جمهوری ساخته شده اند؟ که از مقامات عالی دولتی هم کمتر نمیخواهند. در این حال نام خود را خدمتگذار واقعی مردم هم گذاشته اند، ولی میخواهند این خدمت را راسأ از مقام ریاست جمهوری شروع کنند. ومخصوصأ این پا درازی های بیشتر از گلیم در حالی است که آنان نه کدام تیم کاری دارند. نه کدام حزب سیاسی دارند. نه عمر خود را در وطن ویاکشور سپری کرده اند، وحتی یکی دو نامزد از میان همین نامزدان در این وطن به اصطلا ح کلان نشده اند. آنان آمده اند یک ملامت را اینجا بنام حامد کرزی گیر آورده اند که عدهء خود نیز در ابتدا شریک او بوده اند، او را انتقاد میکنند وخود را مطرح میسازند

منظور این نیست که نا آزموده ها کنار بروند و آنهای که تجربهء نا کام استند باید باز هم شانس بیابند وبار دیگر آن تجربه ناکام آزمایش گردد. بلکه منظور ما این است که مفهوم رقابت انتخابی میرساند که این فریق قطعأ باید سنجیده شود و با شواهد مستند بعد از تفکیک تجربه ناکام وکامیاب ،جانبدار به جانب مردم اعتماد مردم به امانت گذاشته شود

با نظر داشت آنچه گفته آمدیم دلایل متعدد شهادت میدهند که داکتر حبیب منگل کاندید برتر رقابت های انتخاباتی احراز مقام ریاست جمهوری افغانستان است. چرا که با امتیازات عینی این برتری برجسته میگردد . برتری هایکه در معقولیت ومقبولیت های زیادی وابسته است. مانند مبارزهء آگاهانه وانسجام یافته در چوکات یک حزب سراسری مشتمل از نیروی های استقلال طلب،آزادی خواه، عدالت پسند، ملی، مترقی وآگاه جامعه، در راه رفاه وخوشبختی مردم و ترقی کشور در تمام شرایط کشور، سابقه کار وخدمت در دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان به عنوان یک دولت قانونمند و خدمتگار که دست آوردهای بی شماری را با وجود در گیر شدن با جنگ تحمیلی، برای مردم ومملکت انجام داد. اکنون در پی آمد آن مبارزات، وابستگی به یک حزب استقلال طلب،آزادی خواه، عدالت پسند، ملی، مترقی یک جمعیت عظیم از خادمین ملت و مملکت وحمایت متعهد ترین نیروها به حیث نیروی کار وزحمت برنامهء کاری، امتیازات این کاندیداتوری است. لذا همانگونه که خود در مناظره تلویزیونی، تلویزیون آریانا گفتند «من کاندید نیرو های ملی ومترقی استم. من کاندید ملیونها مردم زحمتکش افغانستان استم . من کاندید قشر آگاه جامعه استم. من کاندید تمام اقشار مردم مسلمان افغانستان استم» کاندیاتوری او را به حیث کاندید برتر مطرح میسازد

برتر ی در میان کاندیدان در حالی تجسم میکند که مسالهء گرایشات وهمسوئی را نیز رونما کرده و امید های تازه را بوجود آورده است، که عدهء از نامزدان با نظرداشت وابسته گی های گذشته، ووابسته گی های با احزاب همسو در شرایط حاضر، بتوانند به یک تفاهم برسند ونامزد مشترک را که قبلأ مطرح بود اکنون آنرا مطرح بسازند. هرگاه چنین واقعیتی عرض وجود نمایند از یک طرف که این تدبیر امکانی را فراهم میسازد که نتیجه قاطع را در این انتخابات بدست نیرو های مردم دوست ووطنخواه بدهد از سوی دیگر زمینه های وحدت نیرو های هم اندیش را به مرحله جدید از پیشرفت های بخاطربوجود آمدن یک تشکل واحد ارتقا میدهد . زهی سعادت که هم بخاطر رسیدن به نتیجهء قاطع وهم برای موثریت کامل در آیندهء افغانستان فرزندان صدیق مردم نقش خدمتگذاری شانرا به وجه احسن به انجام برسانند. پیروز باد خدمتگذاران مردم وکشور

محمد یعقوب هادی

خوب فکر کنید ورای بدهید

  خوب فکر کنید ورای بدهید

همه در جستجوی یک نامزدِ از هر نگاه مطلوب برای مقام ریاست جمهوری استند.             نخبه گان توصیه میکنند که مردم باید به کسی رای بدهند که آنان را از این وضعیت فلاکت بار نجات بدهد.                                                                                               عامه مردم میگویند که ما به یک شخصی رای میدهیم که مردم را از مصیبت جنگ، فقر، بیکاری، بی عدالتی و فساد ووو نجات بدهد.                                                       نامزدان میگویند ما برای مردم و وطن مسیحا استیم. مااین همه را به سامان میکنیم               در اینحال وظیفه آگاهان به حیث قطب نمای جامعه مشخص ساختن راه است. راه بی خطرو مصون باید باشد . راهی باشد که ما را به منزل مقصود برساند

در چنین حال ما شاهد آن بودیم که کسی از میان نامزدان در اولین مناظره تلویزیونی خود، افغانستان را خالی از قران مجید خواند. اوگفت این کتاب مقدس را به افغانستان میاورد. او گفت طالب به خاطر همین کمبود با مردم ودولت فعلی میجنگد و برای تمام سوالات همین یک جواب را برگزیده بود .

کسی از میان نامزدان در مصاحبه تلویزیونی تاریخ بیست و دوی جون در برنامه انتخابات تلویزیون دولتی افغانستان با ریش مبارک حاضر شد گفت: که در قرانکریم آمده است تریاک حرام نیست شراب حرام است .

کسی از میان رهبران مذهبی برای انتخاب ریس جمهور تا سرحد استخاره بالا رفته وبه اشاره خدا شخص مطلوب را بر گزیده است نمیدانم دیگر چه ببینیم وبشنویم، اما ازمشت نمونه خروار نادیدنی ها ی را تا حالا دیدیم وناشنیده های را شنیدیم

هموطنان شرافتمند ! شما انتخاب تانرا ساده بسازید. نزد خود بنیشنید وفکر کنید. که اینکار به شما هیچ تکلیف نباشد. بسنجید، آنهایکه اینهمه پول وثروت دارند از کجا کرده اند. اینهمه پول وثروت از راه حلال هرگز بدست نمی آید. پس باید که آنان ظلم کرده باشند. ظلم هرآن عملی است که حقوق دیگران با زور ،مکر، فریب، توطعه، دسیسه دزدی وتمام کارهای نامشرع دیگر پایمال ساخته شود. آنانیکه اینهمه پول دارند باید این چنین کار ها را کرده باشند. این آدم ها به درد شما نمیخورد. مثل مشهور است که « سواره از دل پیاده، سیر از دل گرسنه نمی آید.»شما کسی را انتخاب نمائید که نفس او در کنترول خودش باشد. چنین یک شخصیت میتواند بشما خدمت کند. چون کسیکه که نفس او در کنترول است و احتیاج اش فطرتأ مرفوع میباشد. شما باید بدانید کشتن ، ظلم کردن ، دروغ گفتن ، فریب دادن ، توطعه کردن،دسیسه ساختن، جاسوسی ، قوم پرستی، سمت پرستی ، تفرقه انداختن همه این کار های جنایتبار وخیانتکارانه بخاطر پول است ولذا کسیکه برای ارضای نفس احتیاجی به پول ندارد او این کار های ناجایز،غیر مجاز ونا مشروع را نمیکند. اگر از برای تعین خدمتگار مردم ومملکت در انتخابات شرکت میکنید به چنین شخص بی نفس رای بدهید.شما کسی را انتخاب کنید که اعتبار و حیثیت مردم ما ووطن ما را به عنوان مردم شرافتمند ،با وقار ومتمدن ، مملکت آزاد و پیشرفته در سطح جهان ومنطقه تامین نمائید و نگهدارد. وقتی واقعأ در جستجوی چنین یک شخص استید برای داکتر حبیب منگل رای بدهید .

هموطنان گرامی ! شما میدانید افغانستان شکار دسیسه وتوطعه شده است . این شکار چیان ستمگران اند . لذا اولین هدف تیر های دسیسه وتوطعه آنان، همیشه مردم دوستان ووطنخوهان را نشانه میزند. آنان مردم دوستان وطنخواهان را بخاطری نشانه میگیرند که بر سر راه ستمگران موانع استند. خداوند شما را به اندیشیدن حکم کرده است. شما دیدید جز خود شما هیچ کسی سرنوشت شما را تغیر داده نمیتواند. این وعده خداوند «ج» است که سرنوشت قومی را تغیر میدهد که خودشان بخواهند خود را تغیر بدهند . پس اگر تغیر میخواهید به داکتر حبیب منگل رای بدهید.

هموطنان با دین ودیانت! شما نیک میدانید مصیبت سی ساله پیامد چه نوع فریبکاری ها است. با خبر باشید ستمگران برای شما وباور های شما دشمن تراشی نکنند. ستمگریء ستمگران را بدانید. بدانید که آرزو های بسیار نیک شخصیت های مترقی را برای شما وارونه جلوه میدهند. باورکنید شخصیت های مترقی دین و مذهب را عقلأ با تمام حواس وادراک خود پزیرفته اند. چرا که به پندار های نیک انسانی اعتقاد دارند، که انسانها باید سکون روحی داشته باشند. این حق، حق خدا داد است. که ترقی خواهان هم برای خود وهم برای دیگران آنرا قبول دارند. نیرو های مترقی این حق را هدیه خداوندی میدانند ولذا نمیگذارند از این هدیه خداوندی استفاده غیر مشروع شود. چرا که تجربه شده است از پندار ها و آرزو های نیک که همانا اعتقادات مردم است علیه خود مردم بسیار سوء استفاده شده است . باور های مقدس تانرا حفظ نمائید و بخاطر یک زندگی شایسته ،انسانی و بهره مند از نعمات پسندیده برای تان شما باید به یک نامزد حقیقی رای بدهید. پس برای تحقق آروزهای خودتان با داوری خودتان، رای تانرا به نام داکتر حبیب منگل در صندوق های رای بریزید

جوانان عزیزهموطن ! شور وشوق شما برای داشتن یک کشور متمدن ودور از فساد های اجتماعی در چهره شما وروان شما بخوبی مشاهده میشود. شما برای تضمین آینده تان انتخاب تانرا با احساس قلب تان انجام دهید. مطابق با آرزوی قلبی تان به یک شخص دموکرات ترقیخواه ومتمدن رای بدهید. که آن شخص نامزد یک حزب مترقی ودمکرات داکتر حبیب منگل است

مادران وخواهران عزیز! شما به عنوان بهترین نماد آفرینش پروردگار، پرورشگران خلاقیت وسازندگی استید وقتی آرزو دارید استعداد ها وخلاقیت های شما حضور ووجود شما را به معرفی بگیرد. موقعیت وموقف شما را درجامعه انتخاب شخصی برای احراز مقام ریاست جمهوری مشخص میسازد که او به داشتن حق به شما قلبأ معتقد و متعهد است. اگر میخواهید به آرزومندی های پاک وشریفانهء تان برسید به داکتر حبیب منگل رای بدهید و بالای او اعتماد کنید

هرگاه این انتخابات برگزار شود. ووقتی همهء شما واجدان شرایط در نتیجه یک تفکر حق اندیشانه به پای صندوق های رای بروید هم برای شفافیت انتخابات کمک میشود وهم برای تعین سر نوشت همگانی راه وچارهء پیدا خواهد شد. پیروز باد ارادء واقعی مردم محمد یعقوب هادی

جز سعادت مردم به چیز دیگر نمی اندیشیم

 جز سعادت مردم به چیز دیگر نمی اندیشیم

دولتمداران کنونی افغانستان و سیاست بازان هماآهنگ پیرامونی آنان، آن چنان فضا ی بی باوری وبی اعتمادی را نسبت به همه تدابیر واقدامات (سیاسی، اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی) در میان مردم بوجود آورده اند، که در بارهءا نتخابات ریاست جمهوری سال 1388 با وجود همه تدابیر و ترتیبات گرفته شده، تا ساعتی باقی مانده به برگزاری این انتخابات نیز به دیدهء شک وتردید نگریسته خواهد شد. زدوبند های سیاسی ، گوشکانی های قومی و سمتی وگروه بازی های منفعت جویانه شخصی که اخیرأ در جریان است ودر آینده نیز با نیرنگ های مختلف انجام خواهد پزیرفت انگیزهء بیم وهراس مردم از سرنوشت آینده شان است. بیم وهراس مردم از آن است که سرنوشت یک ملت ویک سرزمین ویران شده در این انتخابات تا چند گاهی دیگر چگونه رقم خواهد خورد؟ وچنین است که سالهاست مردم رنج سوخته ما برای تعین سرنوشت خود نا آسوده اند. حال واحوال گروه های مردم ستیز که وضعیت امروز به دست آنان شکل گرفته است درست شبیه تحلیل احوال روزگارانی است که روانشناسی «نهج البلاغه» در یک زمان معین از آن چنین تعریف کرده است

گروهی اگر دست به فساد نمی زنند برای این است که دست شان ناتوان وشمشیر شان کند است، وامکانات مالی در اختیار ندارندگروه دیگر انانکه شمشیر کشیده وشر فساد شان را اشکار کرده اند، لشکر های پیاده وسواره خود را گرد آورده، وخود آمادهء کشتار دیگرانند، دین را برای بدست آوردن مال دنیا تباه کردند، که یا ریس وفرمانده گروهی شوندیا به منبری فرارفته خطبه بخوانند. چه بد تجارتی که دنیا را بهای جان خود بدانی ویا با آنچه که نزد خداست معاوضه نمائی.گروهی دیگر با اعمال آخرت دنیا رامیطلبند، وبا اعمال دنیائی در پی کسب مقام های معنوی آخرت نیستند، خود را کوچک ومتواضع جلوه میدهند.برخی دیگر باپستی وذلت وفقدان امکانات ، از بدست آوردن قدرت محروم مانده اند که خود را با زیور قناعت آراسته ولباس زاهدان را پوشیده اند اینها هرگز در هیچ زمانی از شب و روز ار زاهدان راستین نبوده اند

درست در چنین یک وضعیت مشابه است که نیاز حضور نیرو های مردم دوست ووطنخواه را شرایط مطرح میسازد. ولذا «ن ف د ت ا» به عنوان یک سازمان سیاسی استقلال طلب، ترقی خواه ،عدالت پسند وآزادی دوست درقبال تعین سرنوشت مردم ، این رنج سوخته گان تاریخ، با آنکه ازهمه نا ملایمات شرایط آگاه است در کنارمردم بخاطر مردم، حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 را با معرفی نامزدی محترم داکتر حبیب منگل برای احراز مقام ریاست جمهوری اعلام داشت

باور نیرو های ترقیخواه این است که نیرو های مردم دوست ووطنخواه باید؛ باور زیستن وبودن با مردم ر ا در عمل به اثبات برسانند. آنان باید اعتماد مردم را جواب بدهندوغم مردم را تقسیم نمایند و آرامش را برای شان تقدیم نمایند. آنان باید صدای مردم را بلند نمایند حق مردم را بازخواست نمایند. ولذا نهضت دراین انتخابات حضور دارد که صدای مردم را بلند نمائید . نهضت از برای تسلیت فریاد مظلومین اینجا حضور دارد. نهضت به فراخوان مردم حضور یافته است تا آرزو های مردم را به عنوان پشتوانهء سیاسی مردم تاکید وتکرار وبر آورده نماید، که آنان حق آسوده گی ورفاهیت دارند. نهضت در این کارزار فعالیت مینماید تا اراده مردم تمثیل شود، وحق انتخاب شان برای شان داده شود. نهضت در این انتخابات حضور دارد وتلاش میکند که فرصت ها ربوده نشود تا مردم پیروز شوند .

وقتی مردم پیروز میشوند پیروزی مردم پیروزی قانون است. وقتی مردم پیروز میشوند قانون عمل میکند. قانون قدرت فراهم آوری زیستن است که یعنی همه جایگاه خود را می یابند. قانون سازنده گی مطالبه میکند، وکارسازنده را آنانی انجام داده میتوانند که زهد وتقوا سیاسی داشته باشند. زاهد کسی است که آرزو های شخصی اش مرده باشد. پس نهضت فراخوان مردم را به رهروان راه بهروزی انسان میرساند، که مردم در محوریت چنین یک روح مبارزه، وحدت وهمسوئی شانرا انتظار دارند

روح بی نفسی تنها در وجود نیرو های مردم خواه وطندوست دمیده است ولذا «ن ف د ت ا» با نیرو ی زهد وتقوای سیاسی درمیدان مبارزهء رقابت های سیاسی قرار دارد، تا یک، یک خواست وآرزوی مردم بر آورده گردد. خوشبختانه حضور تعدادی از شخصیت ها ونماینده گان سیاسی صادق نیرو های محرک جامعه در کار زار مبارزهء انتخاباتی این پندار وباور ها را قوام می بخشد که در محوریت چنین یک تعریف از تدابیر کار ساز، نیرو های همگون در این فرایند به زودی باهم خواهند بود. این است که با نیات بس سالم وسازنده فراخوان مردم را به محضر نیرو های ملی و مترقی میرسانیم که بیائید اهداف مردم خواهی ووطندوستی تانرا در جمع هم یکجا دنبال نمائیم. زنده باد مردم پیروز باد خدمتگذاران مردم

محمد یعقوب هادی

حقیقت کاندیدان اصلی ومطرح

  حقیقتِ کاندیدان اصلی ومطرح

در آستانهء انتخابات سال 1388 خورشیدی که اگر برگزار گردد؟ حامیان مسوولین وضعیت جاری کشور منجمله ریس جمهورحامد کرزی با شیوه جدید به نفع چند چهرهء دلخواه که پیش بینی شده میتوانند دریک مقطع زمانی به نفع همدیگر شان از ادامه رقابت ها بگذرند به عنوان کاندیدان اصلی ویا کاندیدان مطرح تبلیغات مینمایند. وتا جائی این شیوه را هم توانسته اند در ذهنیت عامه تلقین نمایند. سپردن این نام ها وچهره ها به خاطره مردم وتوجهء مردم را به آنان جلب کردن در حالی است که هشت سال گذشته برای یک روز هم، نه ریس جمهور حامد کرزی ونه تیم کاری او که حالا بعضی شان نامزد های انتخاباتی ریاست جمهوری اند برای آزمایش هم اگر بود، در جهت خدمت به عامهء مردم قدم نگذاشته اند. برعکس امکان زندگی عامهء مردم را از آنان ربوده اند ولقمهء نان آنانرا از دست شان گرفته اند. موسسات اقتصادی که اتفاقأ از دست مخربین یا نجات یافته بود ویا قسمأ آباد مانده بود بالای ستمگران داخلی وخارجی یا لیلام کردند ویا به اجاره دادند. متصدیان امور این موسسات به غنیمت گرفته شده، با انتخاب خود وشرایط سودجوئی خود وگروپ شان از خارج کشور کارمند پزیرفتند، و در پهلوی انجوهای چپاولگر به چور وچپاول پرداخته به لشکر بیکاران وبی روزگاران در داخل کشور افزوده ساختند. چپاولگران وارد شده با یک تیر دو شکار را انجام دادند. هم بنام مساعدت ها خارجی پول ودارائی بدست آوردند ودوباره این پول ها را به خارج انتقال دادند وهم ثروت های افغانستان را دزدی نموده وبه دارائی خود در خارج افزودند

وقتی صحبت از ریس جمهور حامد کرزی به حیث شخص مسوول درجه اول به میان میائید به این معنی نیست که افراد هم کاسهء ریس جمهور به فکر خود، خویش را برائت بدهند، چنین نیست، بلکه در بربادی کشور ومردم این هم کاسه ها از یکدیگر پس نمانده اند.

تعدادی از مسولین ادارات دولت حامد کرزی آرام، آرام و بیدون سر وصدا به نفع اربابان ستم، کار های خود را انجام داده اند. اما کمتر در زیر فوکس رسانه ها قرار گرفته اند. در حالیکه یقینأ همانقدر که ریس جمهور ووابستگان او به اساس کار های نابکار معلوم الحال شده اند سایر مسولین از وزرا تا والیان که لست طویل را در بر میگیرد نیز کم آنان نبوده اند، هر کدام در بخش های خود خیانت های ماندگار ی انجام داده اند. مگر رسانه ها در بارهء عملکرد های عدهء پرداخته است وتعدادی را به با د فراموشی سپرده است.

لیلام های موسسات عام المنفعه چون کارخانجات وفبریکات تولیدی، مناقصه های غیر شفاف معادن کشوروبی پروائی وزیر خاک نگهداشتن سایر ثروت ها با وجود سرازیر شدن اینهمه پولها وتخصیصات بنام بازسازی افغانستان به مسولیت کیها انجام شده است ؟ تا آنجا که علایم خیانت در جبین افراد خیانتکار شهادت میدهد که این مناقصه گذاشتن ها همه در عقب پرده ها وپنهان از نظر کار شناسان انجام شده و میشود. البته منظور از کار شناسان آدم های مربوط به گروپ های مافیائی نیست.که یا سوچ انرژی برق کشور را در خارج مرز های افغانستان نصب نمایند ویا کلید معادن کشور را به گردن خارجی ها بیاویزند.

در ماده نهم فصل اول قانون اساسی افغانستان آمده است: «معادن وسایر منابع زیر زمینی وآثار باستانی ملکیت دولت میباشد. حفاظت وادارهء املاک دولت و طرز استفادهء درست از منابع طبیعی وسایر املاک عامه توسط قانون تنظیم میگردد» طرز درست استفاده از منابع طبیعی تنها به این معنی نیست که باید از لحاظ فنی ومسلکی این استخراجات صورت بپزیریرد چیزی که مسولین در مناقصه ها با خارجیان به تبلیغ گرفته اند. ثروت ها ومنابع طبیعی یک کشور پشتوانه اقتصادی همان کشور است. طرز استفاده درست به معنی استفاده درست به نفع افغانستان است. تا آنجا که اقدامات مسولین شهادت میدهد حراست وحفاظت درآن به نظر نمی آید. دست آورد این دولت در این عرصه طی هشت سال همین مناقصه ها است . وعده های سر خرمن این همه واگذاری ها ی موسسات عام المنفعه ومناقصه ها، ودهان به ملیارد ها دالر درآمد بازکردن چال های پائیدن به مقامات دولتی است وبس. میماند مسالهء تنظیم قانون که همین اجراات شانرا قبلأ قانونی میسازندوخیر وخلاص.

واین درحالی است که دولت ادعای پیشرفت مملکت را بالای خود تهمت می بندد وعلایم چنین پیشرفت این است که هنوز فقیر ، فقیر تر دارا، دارا تر گردیده است. کشور وبطور خاص کابل به شهر گدها معروف شده است. معتادین به اثر جبر روزگار ، شرایط نامساعد، فساد جامعه ، وسهم داشتن زورمندان دولت رو به فزونی است، بیکاری وبی روزگاری هر روز گلوی مردم را بیشتر میفشارد

صف گروه های تروریستی، وتفنگداران از وجود این بیکاران جان گرفته میرود. صلح یعنی آنچه پای نظامیان کشور های غربی وسرمایه را به افغانستان کشانید به یک معما خواب و خیال مبدل شده است.

جنایاتی را که نیرو های تروریستی با حضور نیرومندترین قدرتهای نظامی جهان قادر اند انجام بدهند بُعد دیگری از سیاست های مسلط درجهان کنونی منجمله در منطقه است. لیکن اثرات این سیاستگذاری ها در چوکات دولت افغانستان که قانونمند اجرا میشود نتیجه دیگر برای آنان دارد.

تلفات شهروندان غیر نظامی به اثر خودسری ها ،عدم دقت مسولین دولتی ومتعاقبأ بی بازخواستی از مرتکبین آن از طرف دولت حالا به عنوان بلند بردن درجه مورال نظامیان خارجی به یک درامه مبدل گشته است. در اینحال عملکرد مخالفین مسلح دولت ودوامدار شدن آن که با حمایت ستون پنجم در درون سیستم دولت انجام میشود دلالت به دولت نا کار آمدوسیاست های ناکارآمد میکند. هرگاه به این ترتیب حساب کرده برویم همانطوریکه از طرف تعدادی کثیری از آگاهان به موضوعات بیشمار انگشت گذاشته شده است هزاران مشکل متعدد، واقعیت سیاست های جاری را به تکرار بر ملا میسازد. لیکن تا چه وقت این مشکلات را گفته برویم؟ آیا برای تکرار وتکرار آن مردم بایدعادت کنند؟

حالا دوباره به شروع بحث بر میگردیم وآن اینکه کاندید های اصلی ومطرح در وجود چه کسانی میتواند مفهوم کاندید اصلی ومطرح را ارایه بدهد. ما دیدیم با کار های که در طی هشت سال انجام شده است البته که ریس جمهور حامد کرزی واشخاص هم طراز با ریس جمهور به همین نسبت کاندیدان اصلی ومطرح در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 میتوانند باشند

اما حقیقتأ نامزدان اصلی ومطرح آن شخصیت های اند که با برنامهءهای منطقی وارد کار زار مبارزات انتخاباتی میشوند. آن نیرو های سیاسیء کاندید اصلی ومطرح اند که میتوانند این وضعیت را به نفع مردم ومملکت دگر گون بسازند. مجموعه های سیاسی نیرو های اصلی ومطرح اند که خود طراح سیاست ها وبرنامه های خود شان باشند. برنامه های اصلی ومطرح برنامه های است که میتواند اثرات سازنده برای تامین زندگی مردم وآبادانی کشور شان داشته باشد واز تراوش فکری نماینده گان سیاسی مردم بیرون آمده باشد. این چنین سیاست ها وبرنامه ها که انعکاسی از خواست ها وآرزو های مردم است از طریق نماینده گان سیاسی مردم به حیث طرح ومرام ، تعهد وهمنوائی نیرو های کار را باخود داشته وتطبیق آنرا تضمین میکند.

بدین اساس نامزد نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان محترم داکتر حبیب منگل اصلی ترین و مطرح ترین کاندید در تغیر وضعیت جاری است. چرا که برنامه کاری محترم داکتر حبیب منگل انعکاس برنامهء نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان است که با الهام از آرزو وخواست مردم تدوین یافته است، برنامه کاری داکتر حبیب منگل برنامه اصلی ومطرح است چراکه طرح ها ، نظریات ومشاوره ای نیرو های مترقی، عدالت پسند، مردم خواه ووطندوست آنرا تنظیم نموده است . برنامه کاری داکتر حبیب منگل برنامه مردم برای مردم است چرا که نماینده گان مردم برنامه سازآن است . شعار آزادی، دموکراسی، ترقی و عدالت که در اولویت همه، صلح واقعی قرار دارد، با بوجود آوردن یک دولت کارا وفساد ناپذیر ومصمم به فقر زدائی وبازسازی کشور مطرح بودن واصلی بودن نامزدی داکتر حبیب منگل را بیان میکند.

اصیل ترین ومطرح ترین کاندید، نامزدی داکتر حبیب منگل است که باپول اعانه، بدون خریداری تذکره ها، بیدون جدا سازی اقوام وملیت ها، زبانها، سمت ها، با رای داوطلبانه مردم در کار زار انتخابات شرکت مینمائید.

مردم با انتخاب داکتر حبیب منگل دو تعهد را دریافت مینمایند اول وعده وتعهد شخص داکتر حبیب منگل را برای وفاداری به وعده های شان، دوی دیگر تعهدهم اندیشان داکتر حبیب منگل را که باور های خود را با اوشان شریک نموده اند واین جهت اساسیء اصلی بودن ومطرح بودن این نامزدی میباشد،که بزودی با خوانش برنامه کاری داکتر حبیب منگل به تعریف اصلی بودن ومطرح بودن مهر تائید گذاشته خواهد شد .

اما این واقعیت را نیز باید بگویم که سیاست گذاران خارجی در وضعیت جاری کشورجدآ نقش شان ملموس ومحسوس است. لیکن نیرو های وطنخواه با همیاری مردم باید بتوانند این سیاست گذاران در راس ایالت متحده امریکا را معتقد به این امر نمایند که بیش از این نخواهند از روی عملکرد آنان تصور وذهنیت مردم ما زیادتر ازاین جریحه دار ساخته شود. زیرا مردم ما بسیار، بسیار بیچاره شده اند. این سیاست گذاران معتقد ساخته شوند که نباید بیشتر از این بر علیه مردم درحمایت افرادی که از گوشه، گوشه کشور واز فرد، فرد مردم صدای نا رضایتی از دست آنان بلند است ایستاده گی نمایند. زمینهء جا گزینی برنامه های جامع ومنطقی و مترقی را محدود نسازند. هرگاه سیاست گذاران امریکائی ومتحدین آنان حقانیت نیرو های مترقی را بپزیرند به نفع آنهاست. چون وقتی این نیرو ها صلح را تامین نمودند اولاد امریکائی وافغان هر دو کشته نمیشوند. آنان پول زیاد مصرف نمیکنند. همان زر اندوزی را که ازطریق جنگ میکنند میتوانند از طریق صرفه جوئی انجام بدهند. وقتی امداد های مادی که حاصل کار وزحمت مردمان کشور های امداد کننده است واقعأ برای ضروریات مردم وبازسازی افغانستان به مصرف برسد از یک طرف که این کمک ها کفایت خود را میداشته باشد به هر روی نیک نامی آنان را هم درقبال خواهد داشت . جا دارد درپی آمد این گفته ها به عنوان سخن آخر دراینجا مفهومی را از یک بیان محترم داکتر حبیب منگل نامزد ن ف د ت ا در مصاحبهء با تارنمائی مشعل نقل نمایم «اگر نصف این کمک ها را که تا به حال انجام شده است به ما بدهند ما وضعیت اقتصادی افغانستان را کاملأدگرگون میسازیم» زنده باد مردم پیروز باد حقیقت محمد یعقوب هادی

اگر هر ماه انتخابات باشد

  محمد یعقوب هادی

طنز

اگر هر ماه انتخابات باشد

اگر هر ماه انتخابات باشد معلمین مکاتب بر علاوه مسلک خودشان هم گلکاری، هم خشت زنی، هم خاک کنی، هم سنگ کنی، هم گندم دروی وهم گندم بادی همه را یاد میگیرند، تا که زمین های را که دولت برایشان داده است بسازند. از طرف دیگر اشتغال بیشترهم بوجود میائید، چرا که به این چنین ابتکارات برای هرمعلم چند شغل پیدا میشود

اگر هرماه انتخابات باشد تمام شاگردان مکاتب تا ختم دورهء تعلیمی اگر نی تا ختم دورهء تحصیلی حتمأ صاحب یک کمپیوتر لپ تاپ میشوند وقیمت طبع کتاب های سر چپه به یک درد دیگر میخورد .

اگر هر ماه انتخابات باشد کرامات پیر حضرت صاحب مجددی مجدد شده میرود

اگر هر ماه انتخابات باشد وحدت قواه های سه گانه دولت تامین میشود بخاطریکه وکلای پارلمان نماینده ریس جمهور در بین مردم میشوند

اگر هر ماه انتخابات باشد تمام دشت ها بایر آباد میشود چرا که حتمأ یکروز آن در هر سال به «روز جهانی پناهنده» تصادف میکند وچند تنی صاحب زمین میشوند بلاخره نسل ششم از نگاه سر پناه تامین میشود

اگر هر ماه انتخابات باشد افغانستان اولین کشور جهان میشود که از مزایای حقوق عالی انسانی برخوردار باشد چون که همه مردم یک دفعه خیال ریاست جمهوری ویا معاون ریس جمهور را مزه میکنند شد، شد نشد،نشد

اگر هر ماه انتخابات باشد بسیار مردم به خواست ریس جمهور قصر ریاست جمهوری را میبینند

اگر هر ماه انتخابات باشد بهشت خیالات مردم با اینهمه روسای جمهور آباد میباشد چراکه مردم شهر وده همه بلاخره هفت ریس جمهور را میبینند

اگر هر ماه انتخابات باشد آنانیکه بسیار سالها پیش وطن را ترک کرده اند اگر دایمی نی، برای آزمایش بخت خود لازمی به وطن می آیند

اگر هر ماه انتخابات باشد همه مردم افغانستان بعد از چند سال با یکدیگر سلام وعلیک پیدا میکنند بخاطریکه همه یکدیگررا بعد از نامزدی به ریاست جمهوری میشناسند

اگر هر ماه انتخابات باشد دوستان خارجی ما همیشه در کنارما میباشند چرا که قواه حافظ انتخابات دایمی همینجا میباشد

هرگاه ازبیان فضلیت های بیشتر انتخابات هر ماه بگذریم وعده میدهیم که کار های زیادتر از این میشود مگر به شرطی که برای حامد کرزی رای بدهید

ستاد انتخاباتی ریس جمهور حامد کرزی