حقیقتِ کاندیدان اصلی ومطرح
در آستانهء انتخابات سال 1388 خورشیدی که اگر برگزار گردد؟ حامیان مسوولین وضعیت جاری کشور منجمله ریس جمهورحامد کرزی با شیوه جدید به نفع چند چهرهء دلخواه که پیش بینی شده میتوانند دریک مقطع زمانی به نفع همدیگر شان از ادامه رقابت ها بگذرند به عنوان کاندیدان اصلی ویا کاندیدان مطرح تبلیغات مینمایند. وتا جائی این شیوه را هم توانسته اند در ذهنیت عامه تلقین نمایند. سپردن این نام ها وچهره ها به خاطره مردم وتوجهء مردم را به آنان جلب کردن در حالی است که هشت سال گذشته برای یک روز هم، نه ریس جمهور حامد کرزی ونه تیم کاری او که حالا بعضی شان نامزد های انتخاباتی ریاست جمهوری اند برای آزمایش هم اگر بود، در جهت خدمت به عامهء مردم قدم نگذاشته اند. برعکس امکان زندگی عامهء مردم را از آنان ربوده اند ولقمهء نان آنانرا از دست شان گرفته اند. موسسات اقتصادی که اتفاقأ از دست مخربین یا نجات یافته بود ویا قسمأ آباد مانده بود بالای ستمگران داخلی وخارجی یا لیلام کردند ویا به اجاره دادند. متصدیان امور این موسسات به غنیمت گرفته شده، با انتخاب خود وشرایط سودجوئی خود وگروپ شان از خارج کشور کارمند پزیرفتند، و در پهلوی انجوهای چپاولگر به چور وچپاول پرداخته به لشکر بیکاران وبی روزگاران در داخل کشور افزوده ساختند. چپاولگران وارد شده با یک تیر دو شکار را انجام دادند. هم بنام مساعدت ها خارجی پول ودارائی بدست آوردند ودوباره این پول ها را به خارج انتقال دادند وهم ثروت های افغانستان را دزدی نموده وبه دارائی خود در خارج افزودند
وقتی صحبت از ریس جمهور حامد کرزی به حیث شخص مسوول درجه اول به میان میائید به این معنی نیست که افراد هم کاسهء ریس جمهور به فکر خود، خویش را برائت بدهند، چنین نیست، بلکه در بربادی کشور ومردم این هم کاسه ها از یکدیگر پس نمانده اند.
تعدادی از مسولین ادارات دولت حامد کرزی آرام، آرام و بیدون سر وصدا به نفع اربابان ستم، کار های خود را انجام داده اند. اما کمتر در زیر فوکس رسانه ها قرار گرفته اند. در حالیکه یقینأ همانقدر که ریس جمهور ووابستگان او به اساس کار های نابکار معلوم الحال شده اند سایر مسولین از وزرا تا والیان که لست طویل را در بر میگیرد نیز کم آنان نبوده اند، هر کدام در بخش های خود خیانت های ماندگار ی انجام داده اند. مگر رسانه ها در بارهء عملکرد های عدهء پرداخته است وتعدادی را به با د فراموشی سپرده است.
لیلام های موسسات عام المنفعه چون کارخانجات وفبریکات تولیدی، مناقصه های غیر شفاف معادن کشوروبی پروائی وزیر خاک نگهداشتن سایر ثروت ها با وجود سرازیر شدن اینهمه پولها وتخصیصات بنام بازسازی افغانستان به مسولیت کیها انجام شده است ؟ تا آنجا که علایم خیانت در جبین افراد خیانتکار شهادت میدهد که این مناقصه گذاشتن ها همه در عقب پرده ها وپنهان از نظر کار شناسان انجام شده و میشود. البته منظور از کار شناسان آدم های مربوط به گروپ های مافیائی نیست.که یا سوچ انرژی برق کشور را در خارج مرز های افغانستان نصب نمایند ویا کلید معادن کشور را به گردن خارجی ها بیاویزند.
در ماده نهم فصل اول قانون اساسی افغانستان آمده است: «معادن وسایر منابع زیر زمینی وآثار باستانی ملکیت دولت میباشد. حفاظت وادارهء املاک دولت و طرز استفادهء درست از منابع طبیعی وسایر املاک عامه توسط قانون تنظیم میگردد» طرز درست استفاده از منابع طبیعی تنها به این معنی نیست که باید از لحاظ فنی ومسلکی این استخراجات صورت بپزیریرد چیزی که مسولین در مناقصه ها با خارجیان به تبلیغ گرفته اند. ثروت ها ومنابع طبیعی یک کشور پشتوانه اقتصادی همان کشور است. طرز استفاده درست به معنی استفاده درست به نفع افغانستان است. تا آنجا که اقدامات مسولین شهادت میدهد حراست وحفاظت درآن به نظر نمی آید. دست آورد این دولت در این عرصه طی هشت سال همین مناقصه ها است . وعده های سر خرمن این همه واگذاری ها ی موسسات عام المنفعه ومناقصه ها، ودهان به ملیارد ها دالر درآمد بازکردن چال های پائیدن به مقامات دولتی است وبس. میماند مسالهء تنظیم قانون که همین اجراات شانرا قبلأ قانونی میسازندوخیر وخلاص.
واین درحالی است که دولت ادعای پیشرفت مملکت را بالای خود تهمت می بندد وعلایم چنین پیشرفت این است که هنوز فقیر ، فقیر تر دارا، دارا تر گردیده است. کشور وبطور خاص کابل به شهر گدها معروف شده است. معتادین به اثر جبر روزگار ، شرایط نامساعد، فساد جامعه ، وسهم داشتن زورمندان دولت رو به فزونی است، بیکاری وبی روزگاری هر روز گلوی مردم را بیشتر میفشارد
صف گروه های تروریستی، وتفنگداران از وجود این بیکاران جان گرفته میرود. صلح یعنی آنچه پای نظامیان کشور های غربی وسرمایه را به افغانستان کشانید به یک معما خواب و خیال مبدل شده است.
جنایاتی را که نیرو های تروریستی با حضور نیرومندترین قدرتهای نظامی جهان قادر اند انجام بدهند بُعد دیگری از سیاست های مسلط درجهان کنونی منجمله در منطقه است. لیکن اثرات این سیاستگذاری ها در چوکات دولت افغانستان که قانونمند اجرا میشود نتیجه دیگر برای آنان دارد.
تلفات شهروندان غیر نظامی به اثر خودسری ها ،عدم دقت مسولین دولتی ومتعاقبأ بی بازخواستی از مرتکبین آن از طرف دولت حالا به عنوان بلند بردن درجه مورال نظامیان خارجی به یک درامه مبدل گشته است. در اینحال عملکرد مخالفین مسلح دولت ودوامدار شدن آن که با حمایت ستون پنجم در درون سیستم دولت انجام میشود دلالت به دولت نا کار آمدوسیاست های ناکارآمد میکند. هرگاه به این ترتیب حساب کرده برویم همانطوریکه از طرف تعدادی کثیری از آگاهان به موضوعات بیشمار انگشت گذاشته شده است هزاران مشکل متعدد، واقعیت سیاست های جاری را به تکرار بر ملا میسازد. لیکن تا چه وقت این مشکلات را گفته برویم؟ آیا برای تکرار وتکرار آن مردم بایدعادت کنند؟
حالا دوباره به شروع بحث بر میگردیم وآن اینکه کاندید های اصلی ومطرح در وجود چه کسانی میتواند مفهوم کاندید اصلی ومطرح را ارایه بدهد. ما دیدیم با کار های که در طی هشت سال انجام شده است البته که ریس جمهور حامد کرزی واشخاص هم طراز با ریس جمهور به همین نسبت کاندیدان اصلی ومطرح در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 میتوانند باشند
اما حقیقتأ نامزدان اصلی ومطرح آن شخصیت های اند که با برنامهءهای منطقی وارد کار زار مبارزات انتخاباتی میشوند. آن نیرو های سیاسیء کاندید اصلی ومطرح اند که میتوانند این وضعیت را به نفع مردم ومملکت دگر گون بسازند. مجموعه های سیاسی نیرو های اصلی ومطرح اند که خود طراح سیاست ها وبرنامه های خود شان باشند. برنامه های اصلی ومطرح برنامه های است که میتواند اثرات سازنده برای تامین زندگی مردم وآبادانی کشور شان داشته باشد واز تراوش فکری نماینده گان سیاسی مردم بیرون آمده باشد. این چنین سیاست ها وبرنامه ها که انعکاسی از خواست ها وآرزو های مردم است از طریق نماینده گان سیاسی مردم به حیث طرح ومرام ، تعهد وهمنوائی نیرو های کار را باخود داشته وتطبیق آنرا تضمین میکند.
بدین اساس نامزد نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان محترم داکتر حبیب منگل اصلی ترین و مطرح ترین کاندید در تغیر وضعیت جاری است. چرا که برنامه کاری محترم داکتر حبیب منگل انعکاس برنامهء نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان است که با الهام از آرزو وخواست مردم تدوین یافته است، برنامه کاری داکتر حبیب منگل برنامه اصلی ومطرح است چراکه طرح ها ، نظریات ومشاوره ای نیرو های مترقی، عدالت پسند، مردم خواه ووطندوست آنرا تنظیم نموده است . برنامه کاری داکتر حبیب منگل برنامه مردم برای مردم است چرا که نماینده گان مردم برنامه سازآن است . شعار آزادی، دموکراسی، ترقی و عدالت که در اولویت همه، صلح واقعی قرار دارد، با بوجود آوردن یک دولت کارا وفساد ناپذیر ومصمم به فقر زدائی وبازسازی کشور مطرح بودن واصلی بودن نامزدی داکتر حبیب منگل را بیان میکند.
اصیل ترین ومطرح ترین کاندید، نامزدی داکتر حبیب منگل است که باپول اعانه، بدون خریداری تذکره ها، بیدون جدا سازی اقوام وملیت ها، زبانها، سمت ها، با رای داوطلبانه مردم در کار زار انتخابات شرکت مینمائید.
مردم با انتخاب داکتر حبیب منگل دو تعهد را دریافت مینمایند اول وعده وتعهد شخص داکتر حبیب منگل را برای وفاداری به وعده های شان، دوی دیگر تعهدهم اندیشان داکتر حبیب منگل را که باور های خود را با اوشان شریک نموده اند واین جهت اساسیء اصلی بودن ومطرح بودن این نامزدی میباشد،که بزودی با خوانش برنامه کاری داکتر حبیب منگل به تعریف اصلی بودن ومطرح بودن مهر تائید گذاشته خواهد شد .
اما این واقعیت را نیز باید بگویم که سیاست گذاران خارجی در وضعیت جاری کشورجدآ نقش شان ملموس ومحسوس است. لیکن نیرو های وطنخواه با همیاری مردم باید بتوانند این سیاست گذاران در راس ایالت متحده امریکا را معتقد به این امر نمایند که بیش از این نخواهند از روی عملکرد آنان تصور وذهنیت مردم ما زیادتر ازاین جریحه دار ساخته شود. زیرا مردم ما بسیار، بسیار بیچاره شده اند. این سیاست گذاران معتقد ساخته شوند که نباید بیشتر از این بر علیه مردم درحمایت افرادی که از گوشه، گوشه کشور واز فرد، فرد مردم صدای نا رضایتی از دست آنان بلند است ایستاده گی نمایند. زمینهء جا گزینی برنامه های جامع ومنطقی و مترقی را محدود نسازند. هرگاه سیاست گذاران امریکائی ومتحدین آنان حقانیت نیرو های مترقی را بپزیرند به نفع آنهاست. چون وقتی این نیرو ها صلح را تامین نمودند اولاد امریکائی وافغان هر دو کشته نمیشوند. آنان پول زیاد مصرف نمیکنند. همان زر اندوزی را که ازطریق جنگ میکنند میتوانند از طریق صرفه جوئی انجام بدهند. وقتی امداد های مادی که حاصل کار وزحمت مردمان کشور های امداد کننده است واقعأ برای ضروریات مردم وبازسازی افغانستان به مصرف برسد از یک طرف که این کمک ها کفایت خود را میداشته باشد به هر روی نیک نامی آنان را هم درقبال خواهد داشت . جا دارد درپی آمد این گفته ها به عنوان سخن آخر دراینجا مفهومی را از یک بیان محترم داکتر حبیب منگل نامزد ن ف د ت ا در مصاحبهء با تارنمائی مشعل نقل نمایم «اگر نصف این کمک ها را که تا به حال انجام شده است به ما بدهند ما وضعیت اقتصادی افغانستان را کاملأدگرگون میسازیم» زنده باد مردم پیروز باد حقیقت محمد یعقوب هادی