مردم باید سرنوشت خود را بدست خویش گیرند

مردم باید سرنوشت خود را بدست خویش گیرند

وقتی به اعطای نعمات پروردگار وخالق مخلوقات بطور اخص در وجود انسان نگاه اجمالی افگنده میشود، در نخستین نظر به آن نعمات  متبارز توجه میگردد، که  در حیات روزمره  بطورمعمولی کارگر استند.  یعنی  حواس پنجگانهء که اعضای رابط درون انسان با دنیائی بیرون انسان است. اگر به این پنج اعضای رابطه خوب تعمق گردد،  کیفیت پذیرنده ومقبولی درمتن و بطن آنان وجود دارد که انسان را از محیط تنها زنده به نفس بودن بیرون میکند. به اساس کیفیت  این حواس پنجگانه  انسان صاحب، پندار،گفتار وکردارمیشود. تمرکز این سه گزینش در وجود انسان بزرگترین نعمت را که عقل  انسانی است در قلمرو تفکرکارا ساخته و انسانرا به سوی بهترزیستن  تقرب میدهد.

  لذا انسان در معراج تعقل از  آنچه  که بر او میگذرد  موقف پذیرش خودرا با احساس خوشی ویا ناراحتی  متظاهر میسازد، وهر گاه انسان در گزینش ها، خود اختیار باشد  معلومدار انتخاب  اش همیشه آن چیزی  های خواهد بود که خوش کامی هایش را فراهم میسازد. وقتی در خوان سیاست افغانستان با این توجیهات وتشبیهات ببینیم خواهیم گفت که: از سالها به اینطرف  ومخصوصآ در سالهای پسین (پنج دهه اخیرالی سال ۱۳۸۸) که جهان بسوی  پیشرفت های چشم گیر رفته است ودارد میرود، مردم افغانستان مزهء فرآورده ها ی را از دست حاکمان سرنوشت شان  در سفرهء حیات شهروندی شان چشیده اند، علاوه به آنکه  لذتی نداشته کشنده نیز بوده است. متاسفانه در این سالهای پسین  فریبکاران عصر، دستر خوان بسیار بزرگ را  برای مردم هموار کردند وهر روز وعده چیدن خوبترین نعمات را برای  دل مشغولی مردم سپردند و آنان را امروز  وفردا گفته سالها فریب دادند .مگرخود به همه نعمات دست یازیدند.

مردم افغانستان  دیدند  ومی بینند که گردن کلفتان وشکم کته ها تنها برای "کته" کردن شکم خودشان  دسترخوان هموار کرده اند. وبا "پنداندن" چند "شکم کتهء هم کله" خود شان بالای مردم افغانستان سخاوت میفروشند. یعنی با تجارت های سود آور چند شخص  برای خودشان،  با بنا کردن ساختمان های بلند منزل تاجران سرنوشت مردم  برای سود آوری، با سرازیر شدن امتعه های متجمل ومصاب ساختن مردمی که نان خوردن خود را ندارند، با رواج فرهنگ بیگانه، از روز عاشقان (ولنتاینز دی )گرفته تا زبان نان آور بیگانه، با ورد زبان ساختن (جامعهء جهانی) ساده سازی حضور چهل کشور قدرتمند اقتصادی جهان درکشورو میدان ساختن به تجارت جنگ در افغانستان وصد ازاین بازار یابی های برا ی  سود آوری مشتی ازآزمندان که به جان مردم افغانستان چسپیده اند بالای مردم فخر وسخاوت میفرشند. ولی سخاوت در بعد سیاست دولتداری  چیست؟ تعریف آنرا  از قصهء زیر  استخراج مینمائیم.

آورده اند که شخصیت فاضلی باهم سفران خویش به کعبهء مقصود شبی را در قلمروشخص "مالداری "که ازمادیات بسیار غنی بود گذشتاند. مهماندارغذا های متنوع به مهمانان مهیا کرد. شب گذشت وفردا بار سفر بستند و به سفر ادامه دادند. شب بعد در منزلگاه یک مردفقیرحال،" دست به روزی شبا روزی" به آنها شب رسید ودر کلبهء این مرد فقیر شب را گذرانیدند.  شب را با  غذای تهیه شدهء مرد فقیر  سپری کردند.  شب گذشت و فردا کاروان راه سفر را دوباره به پیش گرفت وقتی به منزلگاه مقصود رسیدند  شخص فاضل از سرگذشت سفر  برای مقربین خود  از سخاوتمندی مهماندار فقیر حال،گویش رضایت حالی میکرد که همسفران پرسیدند در حالی که شب اول را با همه نعمت گذشتانیدیم راز توصیف سخاوت  مرد فقیردرچیست؟ شخص فاضل گفت که مهماندار شب اول شخص غنیء بود او از آنچه داشت مقداری  خرچ ما کرد ، مگر مرد فقیر تنها گوسفندی داشت که  همه دار وندار زندگی اش بود و او آنرا برای  ما ذبح کرد سخاوتمند ی او این است که  با همه داشته های خوداز ما مهمانداری کرد . 

   سخاوت در سیاست دولتداری خدمت گذاری صادقانه برای مردم وکشور است. سخاوتی که مردم افغانستان نیاز دارند صحت در پندار صداقت درگفتار وتوان در کردار است. 

 افغانستان بطور خاص کشوری است که سه نسل در پنجاه سال اخیر تاریخ سیاسی کشور الی اکنون (۱۳۸۸خورشیدی)    بیشترین تجربه را ازایده ها ، اندیشه ها وعملکرد های احزاب سیاسی ، دولت ها وگروه ها در خاطرهء ویادداشت خود  با خود دارند. 

متاسفانه مردم افغانستان در نتیجه فریب ستمگران درطی زمانه ها، وبه خصوص در این سالهای پسین از بس که جعل ودروغ در عملکرد های سیاسیون فریبکار، گروه های ستمگر وچپاولگران به دولت رسیده حاضر دیده اند وشنیده اند  اعتبار واعتماد مردم نسبت به   قوت خود شان تضعیف شده است. چنان یک روحیه را در تصورمردم مسلط ساخته اند تا مردم در هر مورد  بپذیرند که آنچه ستمگران میکنند و بکنند همان میشود. 

اکنون که مطابق قانون اساسی نافذ در کشور مردم افغانستان در استانهءبرگزاری  انتخابات سال ۱۳۸۸ ریاست جمهوری قرار دارند. در حالیکه در قدم نخست به نسبت تدابیر نیم کارقصدی، با تفسیرجدید از مواد قانون زمان انتخابات به تعویق افتاد، ودر این حالت  با وجود همه تدابیر مشهود در بارهء برگزاری آن با شک وتردید  نگریسته میشود ودرصورت برگزار شدن شفافیت آن از همین حالا زیر سوال قرار دارد. محافل سیاسی ومجموعه های سیاسی هم، با نظرات متفاوت به جریان انتخابات  ریاست جمهوری می بینند، ولی به هر حال  مجموعه ها ی سیاسی مترقی مسوولیت پذیر  نمیتوانند تحت تاثیر این جریان خود را از وضعیت سیاسی کشور بیرون بکشند ودر حال ترصد باقی بمانند. 

ازآنجاکه فرصت های ناگزیر را زمان ووقت در پیش روی دولتمداران حاضر قرار داده است.  قرارشده است مردم را برای انتخاب  مقام ریاست جمهوری  فرا خوانند. هرگاه راه برای  رای ونظر مردم حقیقی وواقعی  باز وهموار باشد  به یقین که مردم  تصمیم شانرا با قضاوت همه جانبه در این  انتخاب خواهند داشت، تا در پهلوی  نیرو های  خدمت گذار ایستاده شوندو آنان را برای خدمت بگمارند. اکنون که  مردم افغانستان نیازمند دستان سخاوتمند درسیاست دولتداری استند .تنها میتوانند بالای فرزندان صدیق خودشان اعتماد داشته باشند. 

ن ف د ت ا یکی از سازمانهای  سیاسی مترقی در کشور است که نمیتواند در فرایند تدابیر سیاسی از جمله انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸که  قرار است برگزار شود مترصد باقی بماند ولذا با معرفی  نامزد خود (محترم داکتر حبیب منگل)  در انتخابات ریاست جمهوری  شرکت خود را در این پروسه اعلام نمود.  گفتنی است که اقدام حضورن ف د ت ا  در  انتخابات ریاست جمهوری سال۱۳۸۸ با  وجود همه ملاحظاتی که  مطرح است ناشی از روز افزون شدن  جبر، ستم وظلمی است که بالای مردم  تحمیل میشود. به نظر این قلم  ترصد فعال  دوستان پاسخ مقبول به شرایط موجود نمیتواند باشد.

نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان تنها یک سازمان سیاسی  مجرد وخود محور نیست . بلکه بر علاوهء حضور سراسری، متعهد ترین سازمانهای خدمت گذار مردم  را در همسوئی با خود دارد که به زودی  تشکیلات واحد  را نیز اعلام خواهند کرد.ما  با اتکا به پروردگار عالمیان وحمایت مردم اطمینان داریم که برای ملت واحد ومردم متحد، حاصل خدمت صادقانه به مردم و اعتلای کشور راباردیگر تقدیم خواهیم کرد.

 مردم شرافتمند افغانستان!  حالا که صداقت نیرو های مترقی  نزد شما  مشهود است وشما اطمینان دارید که این نیرو ها همیشه نان خود را بالای نان شما گذاشته اند  وآنرا با شما تقسیم کرده اند. به شماست که قوت ونیروی  مردم را با  رای تان برای خدمتگذاران تان ( نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان )از طریق انتخاب نامزدی ( محترم داکتر حبیب منگل) تجلیل نمائید. وبا حضور فعال در این انتخاب  با همه سوال های که در  انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸وجود دارد این انتخابات را به جهت شفاف وسالم رهبری نماید. تنها رای آگاهانه شماست که انتخاب شفاف را تضمین مینماید. اکنون دیگر شما میدانید که رای شما برای نمایندگان خود شما، رای برای یک لشکر وفا دارخدمتگذارانی است که از آزمایش شما کامیاب وپیروزمند بیرون شده اند.شما  بخوبی میدانید که  رای  شما برای  نامزد  نهضت فراگیر دموکراسی وترقی افغانستان برای یک شخص نه بلکه رای شما  به یک مجموعه صادق به امر وصلاحیت خودتان میباشد. شما به آن سازمان سراسری  خدمت گذاران رای میدهید که فرزندان شما در تشکل آن  متعهد به تحقق اهداف انسانی  خدمت شایسته به مردم میباشند.  در حقیقت رای شما به محترم (داکتر حبیب منگل) رای به نماینده گان مردم افغانستان  است.

 مردم شرافتمند افغانستان! اکنون زمان آن رسیده است  که شما در کنار شریف ترین انسانهای این وطن یعنی بنده گان بی نَفس خدا ی دانا که جز  خدمت شایسته برای مردم وکار سازنده برای وطن  هیچ امتیاز دیگر توقع ندارند با توان وطاقت تان، جغد شوم بدبختی را از سر مردم افغانستان فرار بدهید. وقت آن است که خواست ها وآرزو های شریفانهء شما واولاد های شما تحقق پیدا کند.  وقت ان است که دیگر  امنیت، بی عدالتی، بی بازخواستی ، فقر، بیکاری ، دزدی، فساد در جامعه ودر اداره با عث رنج وعذاب شما نگردد. وقت ان است رنج شما از ناحیه پناه بردن  اولاد شما  به مواد مخدر پایان یابد. شما که در این سالها رنج ودرد فراوان را از خطر ات وتهدید های گونا گون چه بصورت فردی وچه بصورت وگروهی  متحمل شده اید. در کنار  فرزندان صادق خود ایستاده شوید وتقدیر وسرنوشت را خود بدست خویش بگیرید ونگذارید باز هم دزدان پول، مال ، دارای های شخصی  شما ودارائی های مملکت ( معادن و ثروت های زیر زمین) شما را  چپاول وغارت کنند. وقت ان است که برای شما کار وبرای اولاد های شما تعلیم وتحصیل فراهم گردد. وقت ان است که اطفال وکودکان شما از حملات ناموسی در امان نگهداری شوند. وقت ان است که  دیگر فرهنگ وسنت های پسندیدهء شما  مورد حمله فرهنگ غیر قرارنگیرید. وقت ان است  که شما با تمام حقوق قانونی یک شهروند کشور زندگی داشته باشیدو تمام شرایط یک زنگی انسانی برای شما مهیا ساخته شود.  

بلی مردم با عزت وشرافتمند  ! تمام ارزو های شما وقتی بر آورده میشود که شما با تمام  نیرو وقدرت تان در کنار خدمتگذاران واقعی  خود وکشور ما ایستاده باشید. تا شرایطی فراهم آوریم که شما مردم شرافتمند ما سزاوار همه خوبی های شوید که یک انسان حق دارد در زندگی  داشته باشد.   زنده باد افغانستان     پیروزباد مردم      

محمد یعقوب هادی

عیب تُست گر چشم گوهر بین نداری

 

عیب تُست گر چشم گوهر بین نداری

در این روز ها یعنی در آستانه انتخابات 1388 خورشیدی برای ریاست جمهوری که با وجود همه آماده گی ها ، هنوز هم برگزاری انتخابات مذکور زیر سوال قرار دارد، عناصر آرمانی القاعده ، تروریزم وطالبانیزم ( این سه نام یک تن ) مانند کرم های مرداب که در آب های ودلدل زار های کثیف حیات بسر میبرند، میخواهند با ادامه جنگ، نا امنی، خشونت، ویرانی، آواره گی، غارت،دزدی، فقر بیچاره گی ودربدری مردم افغانستان حیات شانرا تضمین کنند. این شرمساران تاریخ وسیاه رویان بربر منش با عبا وقبای متظاهر که هرگز و هرگز نه از خدا میترسند ونه از مردم شرم دارند، و خفاش صفت از تن ضعیف مردم افغانستان خونشان را میمکند وبه زخم های شان زهر زبان خود را میریزند در ادامه تفتین ها ، دسیسه سازی ها ، دروغها، توطعه ها، فریب کاریها، نیرنگ ها، تهمت ها، با وقاحت وبی شرمی ، تبلیغات بسیار کینه توزانه را بر علیه حضورفعال نیرو ها ی مترقی، مردم خواه ووطندوست صادق وحقیقت پذیر براه انداخته اند . اما چون رب العزت با صادقان است در حالیکه این عناصر بداندیش وبدکار میخواهند گویا آفتاب را با دو انگشت پنهان کنند اما نا گهان به روی سیاهی شان اعتراف میکنند و حقیقت خود را نشان میدهند


بتاریخ چهارده اپریل دو شخص یکی بنام (عبدالله نوابی ودیگری بنام داکتر ارشد ارشد)در یکی از برنامه های تلویزیون آریانای افغانستان بنام (ځلا) ظاهر شدند وبی شرمانه به تحقیر مردم پرداختند . اول برای آقای عبدالله نوابی که بیمار روانی است دوعا میکنیم که خداوند کریم عقل سلیم نصیبش کند ازخواننده گان محترم این سطور خواهشمندم هرگاه این شخص در تلویزین ظاهر گردید یکبار به حرکات وسکنات صحبت ها ی این شخص توجه کنند. شاید در دوعای من شریک شوند که چون بلاخره او یک انسان است امید نمائیم چوب سوخت القاعده نشود ، به نسبتی که القاعده وشبکه های تروریستی این چنین اشخاص را برای عمل انتحاری استفاده میکند. در آن برنامه شخصی که بنام داکتر؟(ارشد ارشد ) در حقیقت داکتر پخش وتزریق بیماری های روانی است که عبدالله نوابی به آن مصاب میباشد یعنی داکتر و بیمارش حضوریافتند و به طرز بینش خود شان مردم راکافر صفت کردند .

من از حیات گذشتم اگر تو جان بخشی

(...)من از علاج گذشتم اگر توئی داکتر

) هموطنان شرافتمندی که این برنامه را دیده اند وشنیده اند باید بد اندیشی وفریب کاری این چنین عناصر را ازچهره متظاهر این دو شخص بکلی تشخیص داده باشند آنان گفتند «که شهید داکتر نجیب الله در وقت حیات به دورغ کلمه میخواند. گفتند :آنانیکه دموکرات و یا دموکراتیک میگویند همه کافران وبی دین استند. و گفتند پرچمی ها دارائی های مردم وحکومت را چور وچپاول کردند

زهدت به چه کارآید گر راندهء درگاهی کفرت چه زیان دارد گر نیک سرانجامی حضرت سعدی


هموطنان شرافتمند! وقتی آنان میگویند که شهید داکتر نجیب الله در حیات خود به دروغ «کلمه» میخواند آیا بپزیریم این اشخاص « داکتر ارشد ونوابی نام بیمار» پیروان اسلام عزیز استند؟ این فرشته های کاذب با کدام حکمت از درون انسانها و روح انسان ها میدانند؟ آ یا اینان نسل بد زاد فرعون نیستند؟ آیا آنان از جمله هم دستان قاتلان وآدمکشان ومنجمله قاتلان ومسوولین شهادت داکتر نجیب الله نیستند؟ دموکراتیک یعنی (مردمی) آیا هر کس که مردم خواه باشد کافراست؟

به اساس این بینش آقایان داکتر (ارشد) با این چنین مقام علمی ارشد وهمکاربیمارروانی او آقای نوابی که به اساس بی عقلی

خود میخواهد مشهور شود آیا میشود باور نکرد که این اشخاص عناصر القاعده ،تر وریزم وطالبانیزم(سه نام یکتن) نیستند

به فکر من به اینچنین آدم ها سلام گفتن وگذشتن راه ثواب نیست . چون آنان به مردم باور ندارند ولذا به گفتهء مردم نیز باور ندارند که قبول کنند چگونه هر روز مردم با آرزوی باز گشت آن هوا وفضا زبان حقیقت میگشایند. لیکن وقتی خد ا (ج)نعمت عقل را از آدم میگیرد وسیله رسوائی را خود این چنین آدم ها مهیا میسازند حالا که این محرومین نعمت عقل خودشان را در برابر حقیقت کور وکر انداخته اند اعتراف نا گهانی خودشان را باز نویسی کرده میخوانیم این دوآدمک مفتن چه گفتند وچه را ثبوت میکنند؟ مثلأ گفتند در وقت حکومت حزب دموکراتیک امنیت وجود نداشت فرض نمائیم گفتهء این دو دروغگو برای لحظهء راست باشد که حکومت حزب دموکراتیک در ساحات محدود امنیت داشتند ، با استناد همین سخن خود اینان میپرسیم که پس بی امنیتی را در آن ساحات چه کسانی ببار میآورد وخلق میکردوبرای بقای چه کسانی بی

امنیتی اهمیت داشت وصاحب امتیاز میشدند جواب این دو مفتن حتمأ این است که مخالفین دولت وقت، یعنی آنانیکه این دو مفتن برای تفرقه افگنی گاهی به دفاع ازآنان وگاهی بر علیه آنان بر میخیزند. اینجاست که آب ، آب وشیر ، شیر باقی میماند

زاهد مدام لاف تقدس همی زند

«چون او مقدس است بگوئید پلید کیست « اسماعیل سیاه

یکی از بغاوت های وجدانی این دو شخص (اقایان نوابی بیمارو ارشد دروغ پردازارشد)اتهام فساد مالی علیه پرچمی ها است لعنت خدا بر سر آنانیکه با بی حیائی دروغ میگویند

القصه روزی دروغگویان را جمع کردند ، وقرار شد برای آنکس که بیشتر ازدیگران دروغ گفته است جایزه بدهند. همه .دروغگویان اعداد بسیار از شمارش دروغ های شان قطار کردند به استثنای یک نفراز میان آنان که گفت من هیچ دروغ نگفته ام هیات ممایز جایزه را متعلق به او دانست، چون که او حتی در آن موقعیت هم توانسته بود دورغ بگوئید.

اما قضاوت ما ومردم در بارهء این چنین فریبکاران ( نوابی، ارشد)این است ما به خداوند عادل باور داریم که داد مردم را از فریب کاران میگیرد

این خدا ناترس های مفتریح میدانند که شهره ترین صفت نیرو های حزب دموکراتیک بی نفسی شان است اما این دو آدمک دروغگو باز هم چون فریب ودروغ در تار وپود شان تنیده شده است باید دروغ بگویند

یک سلسله خصایل درونی انسان که عرف باطنی انسان را میسازد جوهر انسان مینامند واز انجمله حیا و در معنی دیگرآن آنچه که ذهن مردم قبول کرده است یعنی شرم هم یک جوهر انسانی است .عناصر القاعده ، تروریزم، وطالبانیزم ( سه نام یکتن) که در این روز ها بیشتر از هر وقت برای دامن زدن جنگ وخشونت با شیوه های مختلف چون قانون احوال شخصیه تشیع ، تقسیم بندی های تروریزم زیر نام های طالبان تندرو ومیانه رو، طالبان داخلی وخارجی، تحریکات بر ضد نیرو های مترقی، مردم دوست ووطنخواه احساسات وحساسیت های مذاهب، ملیت ها، زبانها ، جنسیت ها و سیاست ها را بر می انگیزند، این رونق بازار توطعه وتفرقه بخاطراین است که مردم انتخاب خودرا باید نداشته باشند ، پیدا نتوانند ونکنند. چون منظور این بحث پاسخ به حضور توطعه آمیز اقایان (نوابی وارشد) در برنامه تلویزیونی (ځلا) است لذا تنها درهمان مورد این بحث را به پایان میرسانیم

چلنج نیرو های مترقی و دموکرات برای توطعه گرانی که ستمگران جهانی از امکان زور وزر آنان را در مو قعیت خواستهء شان رسانیده است این است که به عوض توطعه سازی ها، دروغ پگراگنی ها، دسیسه سازی ها، تهمت زدتها وفریبکاریها بیایند بروند به رای مردم اگر پیروز شدند کاری بکنند که در خور وشایسته خدمت به انسان است در آنصورت هیچ حاجت دروغ وفریب نیست مردم می بینند که شما کار های خوب میکنید و مردم خود بخود بیشتر از نیرو های دموکرات که نزد شما کافران اند ونزد ما دینداران مسلمان استند بطرف شما میایند اما وقتی دروغ میگوئید وتوطعه میکنید ما باید از مردم دفاع کنیم وبگویم که شما دروغگویان وفریب کاران استید تا مردم باز فریب حیله ودروغ شما را نخورند.

سازه های گفتار وکردار جهنمی مشت توطعه گر، دسیسه ساز، دروغگو وفریبکاروقتی سر میکشد که موقف ستمگری ها وجفای های شان در مخاطره می افتد لذا اکنون این آدم های مفتن در زیر ریش دشمنان خوشبختی مردم افغانستان محفل ومجلس را بر ضد فرزندان مردم افغانستان به پا میکنند، پس آیا اینان بد زادان روحی آن ملای انگلیسی که سالها در لباس دین مردم را فریب داد نیستند؟ که وقتی حضور فعال نیروی های مترقی ومردمی را در وضعیت سیاسی کشور احساس میکنند فورآ مکر، فریب ،تفتین وتفرقه آنان شدت پیدا میکند

نیرو های مترقی وقتی نامزدی شانرا برای انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 معرفی کردند اینرا پزیرفتند که در برابر زور وزر با اهداف بسیار شریفانه در کار زار انتخابات میروند. لذا ما پیروزی را تنها در برنده شدن انتخابات نمی بینیم بلکه ما پیروزی را در بر آوردن خواست ها وآرزو های مردم افغانستان می بینیم. اگر تنها پیروزی در انتخابات مشخصهء مردم داری وطنخواهی باشد ریس جمهورحامد کرزی هم ادعا دارد که با نُه ملیون رای در انتخابات گذشته به کرسی ریاست جمهوری رسیده است. آیا واقعأ او خدمتگار مردم ووطن است ؟ در حالیکه هر روز دوره زمامداری ریس جمهور کرزی به اوراق تاریخ شهادت میدهد که او هیچ منظوری از خدمت برای مردم وکشور نداشته وندارد. بیاد میاوریم همان روزی را که ریس جمهور در برابر مردم سوگند خدمت گذاری یاد میکرد گفت: که اگر کاری را از پیش برده نتوانست خودش استعفا خواهد داد. آیا این شخص همان نیست که با این هم رسوائی که نصیب شده است روز دیگر گفت حالا ایلا دادنیش نیستم

نیروی های متعهد به خدمت گذاری ،آن نیرو های اند که روسای جمهور شان تا پای مرگ در کنار مردم قرار داشتند وحالا رهروان آنان با مسولیت تاریخی کنار مردم استند وبا درس گرفتن از شکست ها به سوی پیروزی ها به پیش میروند .

پیروزباد فرزندان مردم افغانستان ............... محمد یعقوب هادی

آشوب ها ومکر ها خاموش باد

 

آشوب ها ومکر ها خاموش باد

بتاریخ پانزدهم اپریل تلویزیون صدای آشنا  مصاحبه تیلفونی با خانم فتانه گیلانی در مورد قانون احوال شخصیه تشیع انجام داد . این خانم با حمایت از این قانون وادعای اینکه او یک مسلمان است واین قانون کاملأ با روحیه اسلامی او موافقت دارد، وبرایش پزیرفتنی است ، پاسخ داده گفت: که وقتی امروز به طرف دفتر تلویزیون صدای آشنا میآمدم به شوهرم گفتم که من میروم با تلویزیون صدای آشتا مصاحبه دارم شوهرم گفت بسیار کار خوب است بروید.


قبل از انکه روی استدلال بی پایه خانم فتانه گیلانی چیزی بنویسم به این خانم باید بگویم که منظور مطالبه نظر از شما در مورد قانون احوال شخصیه تشیع بود، نه قانون احوال شخصیه فتانه گیلانی که به شوهر خود چگونه بگوئید به دفتر تلویزیون میرود ویا با روسای جمهور کشور های جهان ملاقات میکند. این جواب خانم گیلانی آن صفت را در بارهء قانون در ذهنم عبور داد که منظور من از بیان آن توجیهات زور وکم زور است نه تشبیه صفت مخلوقی آن که امید وارم غلط تعبیر نشود. گفته میشود «قانون مانند جال عنکبوت است مگس ها را خوب به چنگ می اندازد ولی با گذر موش ها پایه های آن ازبیخ بن ویران میشود»

تصور خانم فتانه گیلانی تصور شاهدختی است همانکه گفته بود «مردم که نان ندارند کلچه بخورند» اول برای خانم فتانه گیلانی باید اینرا تفهیم کرد که اندیشه در مورد این قانون، اندیشه در مورد جنس محروم ومظلوم موجودی بنام زن در جامعه عقب نگهداشته شده سرزمینی بنام افغانستان است که این موجود انسانی به حیث متاع خرید وفروش میشود. با حیوانات تبادله میگردد. با تیغ ریش تراشی شکمش پاره میشود، وبا سوزن لحاف دوزی زخم هایش دوخته میشود. از دست ظلم وناروا خود سوزی میکند، . اندیشه در بارهء این قانون اندیشه در مورد جنسی انسانیء است که هنوز اجازه رفتن به مکتب دخترانه را هم ندارد. اندیشه در مورد موجودی انسانی است که پیش از شناختن به اصطلاح دست راست وچپ خود صاحب مالک با اختیار مرگ وزندگی بنام شوهر میشود. اندیشه در مورد عاقبت الهام گرفتن مظالم صفتی بنام شوهر از این قانون است که حاضر است زنش یعنی یک انسان در برابر چشمانش بمیرد ولی نزد داکتر نرود که نا محرم است. اندیشه در مورد الهام گرفتن خشونت صفتی بنام مرد خانه از این قانون است که بخاطر بی نمکی غذایش زنش را چون یک جسم بی جان لگد مال میکند. تشویش در باره این قانون تشویش جدا سازی یک ملت واحد مسلمه است که خواسته میشود به دو قسمت تقسیم شوند.ووووو مظالم بیشتر ازاین، نه در مورد شما که به سمع شوهر تان رسانیدید که به دفتر تلویزیون صدای آشنامیروید .


بحث توطعه خط فاصل کشیدن در میان یک امت مسلمه بحث متداوم دینیء است که پیگیری خواهد شد.آنچه در یادداشت های مختصرگنجایش دارد پرداختن به انعکاساتی فوریء است که در جامعه آنی متبارز شده است از جمله همین رویا روی تظاهرا ت یکی از آن انعکاسات است.

سیاه پوشی زن نشانهء سمبولیک محرومیت زنهای است که در حضور نمایشی به اصطلاح حمایت گران از این قانون به تن خواهران نا آگاه از حقیقت زن در جامعهء افغانستان جلوه نمائی دارد. از کجا میدانیم که این خواهران حمایت گر از قانون شخصیه نیز با جبر وزور به جاده ها آمده باشند ؟ آیا انها همانهای اند که بار ها صدای حق خواهی زن را بلند کرده اند ؟ آیا واقعآ آنان وخانم گیلانی معتقد استند که زن در جامعه ما محروم ومحکوم نیست ؟ طرز فکر کشور ها ی غربی وخارجی مربوط به خودشان است. ما خود ما صاحب عقل وفکر استیم ما میدانیم که این قانون تبر مظالم مرد سالاری را در جامعهء ما خوب محکم دسته میکند وزن را به محرومیت ومظلومیت بیشتر میکشاند. قانونی که عفت کلام را دریده است به وضوح الهامی نا خوش آیندی به جامعه سربستهء ماست


چسپک را خو چسپاندیم اگر خدا بچسپانه

این جملهء عامیانهء طنزی به نیات آقای شیخ آصف محسنی خوب مطابقت میکند. مردم بیاد دارند زمانیکه مدرسه دینی خاتم النبیین به اکمال رسید آقای شیخ آصف محسنی گفت که پول باقی مانده جهاد همینقدر نزد او باقی مانده بود که این مدرسه را ساخت. اعمار وتاسیس مکاتب ومدارس یک کار خیر ونیک است به شرطی که اراده ونیات در قبال آن نیک وخیر باشد وبهره برداری آن با نیات نیک وخیر انجام شود. اما نه تنها این پلان سازی برای رفع مسولیت که گویا پول مردم را در راه اعمار مدرسه مصرف کرد در فکر شیخ تمرکز داشت که در عین حال اکنون از نیات او به وضوح چنین خوانده میشود که آن تهداب ، تهداب دیوار دو قسمت ساختن یک ملت واحد مسلمه نیز بوده است. که اینک امروز از پناه آن چنین آشوبی بر پا میکند. خدا نکند آتشی را که او «دَر» داده است شعله ور شود .خدا نکند این بهره برداری های نفع جویانه، ستمگران، مردم مصیبت کشیدهء ما را به بلا های خشونت های مذهبی مانند دهه نود بکشاند. آمین پیروز باد حق وحقیقت محمد یعقوب هادی

احترام به کرامت انسانی ویا بهره برداری سیاسی

احترام به کرامت انسانی ویا بهره برداری سیاسی

روزگار کارنامه های  رجال ، اشخاص وافراد دست اندر کار سیاست ها ودولت ها را به حافظهء خود ثبت مینمائید. و زبان تاریخ  قضاوت  اش را در بارهء واقعات وحوادث  برای نسلهای آینده گزارش خواهد داد.  بدین منوال که عنقریب دوره ریاست جمهوری هشت ساله حامد کرزی  یکی از حاکمان تحمیل شده به سرنوشت مردم افغانستان رو به اختتام است،  نام او در قطار حاکمان افغانستان و رسای جمهور افغانستان دراوراق تاریخ افغانستان  نیزجای خواهد گرفت.   وحتمأ دریکی از صفحات تاریخ نوشته خواهد شد که دوره ریاست جمهوری حامد کرزی در پهلوی  هزاران نا بسامانی در کشور با دو دست آورد خدمت گذاری به  خاندان  محمد ظاهر ومحمد داود( لقب تفویض بابای ملت به شاه محمد ظاهر وبنای  مقبره محمد داود وخانواده  شهید او  پسر کا کای محمد ظاهراولین ریس جمهور افغانستان)  پایان یافت.

 حقیقت تلخی  که تا اکنون مردم افغانستان پذیرفته اند این است که  شهرت  کاذب آن رجال دولتی  با نیک نامی به روان مردم تلقین شده است که یا هیچ کاری برای مردم افغانستان  در دوران زمامداری شان انجام نداه اند ویا خیالات سنجیده شده برای این رجال   را  به خورد مردم داده اند که این شخصیت  اگرباقی میبود چنین وچنان کار های برازنده و ارزنده  انجام میداد.  حتی خواسته میشود برای مردم در بارهء این چنین آدم ها اینرا تلقین نمایند  که نه تنها دوره ای کار  این رجال که شهرت کاذب داده شده اند، کم بوده ایام  عمر آنان نیز کم بود. اما سوال اینجاست آنانیکه در شصت ویا شصت  وپنج سال عمرویا بیشترِ قدرت شان برای مردم ومملکت هیچ کاری انجام ندادند. در اخیر چند سال عمر باقی مانده که خود را به اصطلاح عام" جمع  وجور"کرده هم نمیتوانند چه کاری میتوانستند برای مردم وکشور انجام بدهند؟ که گفته شود اگر عمر شان بقا میداشت کار های بسیار مهم را انجام میدادند.  این معجزه سازان  هنوز هم با جادوی خیال مردم را فریب میدهند.

 بتاریخ  هفدهم مارچ  سال دوهزار و هشت عیسوی مصادف به بیست هفتم حوت سال هشتادو هفت خورشیدی بعد از  سی ویک سال بقایای اجسادی را  بنام  اجساد  محمد داود اولین ریس جمهور  افغانستان وفامیل  محمد داود که این اجساد مفقودالثر بود از اثر اطلاع ومعلومات یک افسر نظامی گروپ حفیظ الله امین  بعد از تحقیقات  کالبد شگافی چند  واظهارات اشخاص از نزدیکان محمد داود مبنی بر صحت وسقم این اجساد که تنی چند با تائید وتنی چند با تردید سخن گفتند ازطرف دولت جمهوری اسلامی افغانستان  طی مراسم خاص دولتی در ارگ ریاست جمهوری  مراتب دوعا یه وفاتحه  با تشریفات رسمی  انجام گردید و متعاقبأ در تپهء  بنام" داود خان" واقع دارالمان بقایای این اجساد دو باره به خاک سپرده شد.

قبل از آنکه  به  تحلیل شخصیت های تحمیل شده به روان مردم  بپردازیم  بهتر است  در مورد  احساسات انسان دوستانه در بارهء مرگ وزندگی انسانها مختصر عرض نمائیم . انسانی که با خصایل ومشخصه های  انسانی  ملبس باشد کشتن هیچ انسان را نمیتواند بپزیرد. زیرا نه تنها که او یک انسان با آرزومندی انسانی خودش است  بلکه او درعین حال که فرزند یک  پدر ومادرآرزو مند است انسانی  است  وابسته با رشته های خونی با نزدیکان خودش  و شاید او یک پدر ویا مادر نیز  است  چگونه میتوان  مرگ را برای او خواستار شد. واینکه ریس جمهور افغانستان حامد کرزی تمام استعداد شانرا برای گور کنی بکار برده اند بخاطری شامل احساس انسان دوستانه او نمیشود که  در عین حال هزاران انسان در پیش چشمان او گرسنه اند، گیاه هرزه میخورند، مصیبت جنگ را به آنها تحمیل نموده است، بمباردمان میشوند، با انفجارات از بین میروند، نان شان را دزدان حکومتی از ایشان میگیرد، طرف ظلم وستم وتعدی اعمال عُمال حکومتی قرار دارندوووو.

در بارهء مرگ محمد داود که بلاخره یک انسان بود اندیشه عاطفی هریک از  انسانهای که انسان را میشناسند از جمله نویسنده شریک  است . از جهت دیگر که او ریس جمهورومسول سرنوشت آتیه مردم وکشورنیزبود. از اینروبا دلایل بیشتر از این، یکی از رهبران سیاسی کشور ببرک کارمل که  در هنگام سقوط حکومت محمد داود تازه از زندان بیرون شده بود و با هم باورانش در جریان تحولات قرار گرفته بود شدیدآ با قتل محمد داود مخالفت نمود. این مخالفت ومقاومت، شخص ببرک کارمل را نیز تا سرحد مرگ از طرف حفیظ الله امین جلاد تهدید نمود که بعدآ این توطعه در ابعاد دیگر علیه او وهم باورانش تطبیق شد.

  وقتی ستمگاران از مستبدان ستایش گری میکنند جای حیرت نیست. با وجودیکه ستمگران همین مردم را برای منافع بیشتر شخصی خود علیه همدیگر استفاده نموده اند بازهم از یکدیگربرای بقای ستمگری حمایت میکنند. وقتی حامد کرزی بواسطهء ستمگران جهانی به مقام وکرسی رسید اولین خدمت اش به هم قطاران خودش بود. خوشبختانه عملکرد این ستمگران طوری است که جواب همه سوالات در عملکرد خود آنان وجود دارد. مثلأ محمد ظاهر پادشاه بری الزمه افغانستان چه فضایل داشت که ملت افغانستان بتواند او را بابا بداند وبابا بخواند؟ وقتی فضایل کاذب او افشا میگردد که ستمگران وغلامان شان میخواهند صفات وطن خواهانه ومردم دوستانه برای محمد داود بتراشند آنان نا خود اگاه با تناقض گوئی پرداخته میگویند که" محمد داود در پهلوی عقده های خانواده گی  که داشت از ظلم وستم وعقب نگهداشته گی مردم وکشور رنج میبرد وخود کامه گی حکام  دولت شاهی مطلقه وشاهی مشروطه را (با آنکه از امتیازات( خاندانی ) بهره مند بود) تحمل نتوانست ودست به کودتا  زد." وباز وقتی که  جنایات " سردار"  را میخواهند بپوشانند صلاحیت های او را برای" پرچمی "ها تفویض میکنند که" محمد داود هیچ صلاحیت نداشت." ووقتی برای او تهمت اندیشهء  وطنخواهی میبندند  بازبر میگردند و میگویند که" در میز مزاکرات با (بریژنف) در برابر اظهار برژنف که گفته بود از نگاه حضور مشاورین غربی در صفحات شمال  نگران است بر بریژنف برآشفته شد واز میز مذاکره  برخاست  وبراه افتاد وبا اسرار موظفین تشریفات با بریژنف  با کراهت قول داد ومذاکرات را نیمه گذاشت وبوطن برگشت." انسان وقتی استدلال این نوکران "خان جان" را میشنود تعجب میکند که محمد داود با این همه شجاعت اگر داشت از دو نفر وزیر پرچمی برای چه هراس میکرد؟

 اگر محمد ظاهر پادشاه بری از ذمه مردم دوست ووطنخواه  بود چرا محمد داود بر علیه او کودتا کرد؟ اگر محمد داود مردم دوست ووطنخواه  بود چرا محمد ولی  داماد پادشاه با او دشمنی داشت؟ واگر محمد ولی شخص خوب بود چرا محمد داود با او دشمنی داشت؟ درواقع همهءاینها ملت را برای منافع شخصی خود ها استفاده کردند، با هم جنگیدند، کودتاه ها را علیه همدیگر سازمان دادند، از مقامات صدارت بخاطر دشمنی هم بر کنار ساخته شدند. مگر بلاخره از طرف حکام  هم طراز خودشان از عزت وحرمت یکسان برخوردار میشوندو بابای ملت، مردم دوست ووطنخواه تعریف میشوند. بقول معروف همان آدم های غازی و شهید جور وسلامت همین ها اند. حقیقت این است که نوکران "خان جان" به نرخ روز گپ میزنند خوب است موقف نوکران خان جان را از روی این قصه تشخیص بدهیم.

گویند پیش خدمت خان صاحب  روزی  برای خان غذای  بادنجان سیاه تهیه کرد وقت صرف غذا  خان صاحب غذا را تعریف کرده نوش جان کرد نوکر هم به صفات خوب بادنجان پرداخت ساعتی گذشته بود که خان صاحب معده درد شد، روی خود را به طرف نوکر کردوگفت این بادنجان  بسیار خوراک  مضر است نوکر خان جان گفت صاحب! بادنجان زخم صد ساله را تازه میکند درد  رماتیزم   را زیاد میکند وووصد ها عیب وعلت بیان کرد. خان برای نوکر گفت او بچه! پیشتر که از مزه بادنجان تعریف کردم توهم تعریف کردی حالا که  من شکایت میکنم عیب وعلتش را میگوئی ؟ نوکر خان جان گفت صاحب! من نوکر خان جان استم  نه نوکر "بانجان."

وقتی  نوکران  ستم وجفا از کار کرد های  دوره محمد داود یاد میکنند پرچمی ها را  اصلأ فراموش میکنند آنان هرگز نمیگویند بیانیهء خطاب به مردم توسط ببرک کارمل نوشته شده بود وپلانهای کوتاه مدت ودراز مدت به اساس نقش  پرچمی ها تدوین شده بود. و دربارهء  اینکه چه کسانی آنرا محقق نساخت و از آن عدول کرد به کوچه حسن چپ خود را میزنند.  در باره جنایاتی که بعد از عزل پرچمی ها در وزارت داخله وقت  صورت گرفت این نوکران ستمگران  چیزی نمیگویند اخیرأ گور دسته جمعی در آن وزارت کشف شده است که احتمالأ از همان دوره خواهد بود. به منظور انجام پلان های چنین جنایات بود که پلچرخی در آنوقت اعمار گردید.  میتوان از اولین  زندانیان آن دوره زندانی شدن  وبعدآ شهادت( مولنا فیضانی شخصیت روحانی ومیوند وال شخصیت سیاسی ) کشور یاد کرد که فریبکارانه شهادت این دوشخصیت به گردن پرچمی ها انداخته میشود.

بتاریخ هژده مارچ  آقای( تنویر )عضو حزب اسلامی گلبدین حکمتیارمعین وزارت اطلاعات وفرهنگ حکومت جمهوری اسلامی افغانستان در مصاحبه خود در تلویزیون ملی افغانستان  در باره روابط  محمدداود  با پرچمی ها میگوید که" محمد داود روابط بسیار نزدیک با پرچمی ها داشت و از لحاظ سیاسی  آنان را تکیه گاه خود میدانست" ومتعاقبأ میگوید که "محمد داود از حضور سیاسی پرچمی ها میخواست سوء استفاده نمائید." اکنون یک سوال همیشه گی جواب میابد که این محمد داود بود که  از نفوذ سیاسی پرچمی ها سوء استفاده میکرد نه اینکه به گفته سایر نوکران ستمگران پرچمی ها از محمد داود استفاده کرده اند. آقای تنویر  میگوید که" ببرک کارمل رهبر پرچم  محمد داود را در ملاقاتهای تشریفاتی  دیبلوماتیک  به عنوان زعیم ملی یاد میکرد." از روی این بیانات چنین نتیجه گیری میتوان کرد که محمد داود تا هنگامیکه واقعأ در باره مردم وکشور درست می اندیشده در موقف زعیم ملی از او یاد میگردید ولی وقتی فضای  وحشت واختناق  را بر کشور مسلط ساخت نقش زعامت ملی را خود پایمال نموده است.  نوکران ستم وجفا، سیاه وسفید را در نظر مردم یک نوع جلوه میدهند اجازه نمیدهند در مورد خطا ها واشتباهات وگناه های محمد داود چیزی گفته شود ووقتی نیرو های مردم دوست ووطنخواه  این قضایا به بررسی میگیرند با زبرای صدر واخفا کردن  اعمال  استبدادی  محمد داود، بعد ازآنکه  نقش مردم دوستانه ووطنخواهانهء  پرچمی ها با توطعهء محمد داود در حکومت او از بین برده شد تمام گناهان او را به پرچمی ها حواله میکنند.  حتی روی این مساله  که گفته میشود محمد داود خانواده خود را خودش به شهادت رسانیده است هیچگاهی از جانب آنان تبصره صورت نمیگیرد.

 آقای( تنویر) در آن مصاحبه "یکی از عوامل  کودتای محمد داود را عقده مندی خانواده گی او میداند" اکنون شما فکر کنید که این شخصیت عقده مند چگونه یک ملت را و یک نیرو سیاسی فعال را میخواسته شکار عقده مندی های خود بسازد.این تحلیل میرساند که محمد داود کدام شخصیت وطندوست نبوده است  تا زما نیکه  علیه پرچمی ها  توطعه  نکرده بود نا گزیر به وطندوستی بود و بعد از آن همان شهزاده ای بود که با غوغای عوام فریبانه وقتی به قدرت که حق خاندانی خود میدانست رسید و نیرو های مردم دوست ووطنخواه را از دولت تصفیه نمودو خود مطمین شد آنوقت منصوبیت خاندانی  خود را ثابت نمود. حقوق بابای خاندانی خود محمد ظاهر شاه مخلوع  را اعاده کرد. معاش ماهوار برایش تعین نمود وتمام جایداد ودارائی  مصادره شده  که او در حاکمیت اش غضب نموده بود  دو باره از کیسهء ملت برایش بخشید. (سر وصدا های معامله فروش قصرهای نمبر هفت وهشت از طرف بابای ناخوانده ملت  که درزمامداری ریس جمهور کرزی بلند شد بعدی از چندی بطور مجهول تا امروز که این سطور را می نویسم خاموش است.) هرگاه از تبصره های بیشتر در مورد قهرمان سازی آقای( تنویر) از وجود محمد داود بگذریم وفقط یک سوال از آقای( تنویر) نمائیم که  لطفأ شما بگوید وقتی  محمد داود اینهمه نیات وآرزو های شریفانه داشت پس حزب شما ورهبر تان گلبدین حکمتیار( گلبدین حکمتیار یکی از میان هفت  خدمتگذاران به پاکستان است که در حاکمیت محمد داود فرار کردند) بعد از فرار به پاکستان  چرا اولین کسانی بودید که  با یک کشور خارجی  یعنی پاکستان  پلان براندازی حکومت محمد داود را یکجا مطرح نمودید؟ وبالاخره مسبب سی سال جنگ ویرانی وکشتار ملیونها انسان  ومردم ما شدید. واکنون باز هم  بار جنایات تانرا به دیگران حواله میکنید واین درحالی است که همین حالا هم از تمام عملکرد های گلبدین حکمیتیار در چندین مصاحبهء تان حمایت کرده اید ودارید حمایت میکنید.

یک عامل اساسی کودتای محمد داود( بیست و شش سرطان  سیزده پنجاه دو) که از لحاظ روحی باید مورد قضاوت بگیرد این است که محمد داود به اساس حاکمیت خاندان آل یحیی  در لست  حاکمیت بر ملت در قدمه های آخر قرار داشت که نمیتوانست به نسبت کهولت سن به این منصب برسد وبا سر تمبگی در برابر خانوادهء خود خواست خود را در نوبت پیشتر بسازد. اوجنون قدرت داشت  وبرای این کار مجبور بود با تغیر نام دولت، حاکمیت خانوادهء خود را بر ملت تامین نمائید. با استناد به تحلیل شخصیت محمد داود بعید نبود آنچه که در تاریخ بی سابقه بود باجنون سر تمبگی محمد داود که به محمد ظاهر پسر کاکایش اورا "روغ لیوانی" میگفت بر گشت  دو باره سیستم جمهوری  به شاهی ثبت تاریخ میشد.

در نتیجهء سخن  در بارهء گور کنی های ریس جمهور کرزی  باید گفته شود:اگر ریس جمهور  کرزی ویارانش به همان اندازه که فکر شان را بخاطر ادامه  قدرت شان مصروف بازی های سیاسی ساخته اند  چه خوب میبود اگرحد اقل این تلاش هارا  در مورد مسایلی میساخت که چگونه میتواندبرای مردم عذاب کشیدهء ما خدمتی انجام بدهد،تا اینکه با  نمایشات وتظاهربه اعمال خیر ونیک در صدد بهره برداری سیاسی درمیان حلقات محدود وابسته گردیده ومیگردد.

اکنون که محمد ظاهر پادشاه بری از ذمه و محمد داود به حیث اولین ریس جمهور کشوردر خفتگاه ابدی  سر زمین افغانستان در گذرگاه زمان جایگاه  یاد کرد نام خود را دارند. در حالیکه میگویم خداوند قهار وکریم به بخشایشش توانا ودانا است، بگذار یادگارِ تاریخ استبداد وجنایت در دل این خاک مدفون باشد........م ی هادی

تاریخ  واقعی با تحلیل حقیقی از واقعات باز نویسی خواهد شد

تاریخ  واقعی با تحلیل حقیقی از واقعات باز نویسی خواهد شد

سی ویک سال  جنگ، وحشت ودهشت،  ویرانی وخاک سوزی  را سه نسل  با تمام ادراک وحواس شان چشیده اند ودارند میچشند. نسلی  که در این حوادث بدنیا آمد،نسلی که در این حوادث به پختگی  عمر رسید، ونسلی که  از پیامد مصیبت های آرام درجریان این حوادث نا آرام  در فرجام عمررسیدند. اما هنوزدر دل های کینه توزان  آتش نفرت  ودر مغز های شان فکر های شیطانی نسبت به انسان موج میزند. وبه شکلی از اشکال بدون کوچکترین تفکیک وتفریق خشک وتر را عمدأ وقصدأ یکجا میسوزانند و در مقابل خوب ،  بهتر و بهترین ها تبر دشمنی بد وبدتر وبد ترین ها را  دسته میشوند وفضا را پر آشوب و متفرق حفظ مینمایند.

 همه از مردم میگویند. حتی آنانیکه  همیشه در غندی خیر نشسته اند ویا آنانیکه بنام خیر مصیبت آفریده اند ومی آفرینند. همهء اینها مردم میگویند. از نام همین مردم بیچاره یک ونیم ملیون انسان را کشتند وچوب ملامت آن را بالای دیگران میشکنند. دراین یادداشت به اصطلاح عام، پوست کنده مسایلی را مطرح میسازیم که توطعه سازان ودسیسه پردازان  از آن بر علیه نیرو های مترقی زیاداستفاده برده اند. و دارندهنوزاز آن به نفع خودشان استفاده میکنند ودر نظر دارند تا که میچلد بچلانند. لذابه حیث یک انسان متعهد که با تمام صداقت درکنار هزاران همباور دیگر، برای خدمت انسان  در حضور قلب، که خانه خداست باخود تعهد نموده ایم که برای مردم وزادگاه مان کار وخدمت مینمائیم. لذا در این یادداشت برای اینکه حقایق همیشه وهر آن باز گو شود با وضاحت به آن مسایلی تماس میگیرم که هر آن به حیث وسیله علیه نیرو های مردمی استفاده شده  ومیشود. بیخی لازم است که بیان این مطالب ومسایل با طرز وشیوهء منحصرخود هر شخص دراجندای کار روزمره همه  قرار داشته باشد.

حقیقت  به زبان مردم به مردم باید  گفته شود.

1-آمدن قوت های نظامی اتحاد شوروی وقت، 2- نسبت کردن الحاد به نیرو های مترقی ،3- نسبت دادن شهادت یک ونیم ملیون انسان عزیز هموطن ما به حاکمیت وقت، 4-  واتهام مهاجرت پنج ملیون مردم عزیز ما که درکشور های همجوار واروپا وامریکا مهاجرشدند گفتگو های است. که در مقاطع مختلف زمانی برای صدر واخفا کردن اعمال قاتلان،آدم کشان، جنایت کاران اقتصادی،وحشت افگنان، دزدان،قاچاقچیان،  خربکاران، تفرقه افگنان، عقده آفرینان...... از طرف آنان بر علیه نیرو های مترقی استفاده برده میشود.

1 - به درستی این واقعیت عینی از چشم مردم پنهان نیست که قوت های شوروی در وقت حاکمیت نیرو های  ح د خ ا ومتحدین سیاسی آن در کشور بنا به دعوت حکومات وقت ( نورمحمد تره کی و حفیظ الله امین)  حضور نظامی داشت وبلاخره به اساس توافقنامه ژنیو بدون تطبیق همه جانبه موادات آن توافقات بازهم در موجودیت حاکمیت( ح د خ ا - حزب وطن) به حضور نظامی شوروی وقت پایان داده شد. نقش نیرو های حاکمیت ح د خ ا  برای پایان بخشیدن حضور قوت ها ی شوروی ویا خروج قوت های شوروی وقت از افغانستان با چهار سال دفاع مستقلانه، انصراف از قدرت وواگذاری قدرت به نیرو های مخالف مسجل است.  استناد به واگذاری  قدرت در این یادداشت دلیل وپاسخ به  آن ادعا های است که مخالفین دولت وقت خود را فاتح قلمرو ها جا میزنند. (برای پاسخ گفتن به کج بحثی  های احتمالی درباره استناد واگذاری قدرت باید گفته شود استناد مشخص ما روی بحث معین است.انگیزه ها وعوامل واگذاری قدرت بحث جداگانه است  ومورد نظر نیست و نیزدر این بحث جای ندارد.) حالا  از مخالفین حاکمیت وقت این سوال را به تکرار بازهم توسط  این یادداشت می پرسیم که اکنون در حضورقواه نظامی چهل دولت  خارجی وغیر اسلامی درافغانستان موقعیت شما در حکومتی که آنان رهبری میکنند درکجاست؟ البته  این مساله پنهان نیست که این فاتحین کاذب، باندتیزم وتروریزم طالبی را از خود میدانند و به بهانهء قسمت بندی، از آنان حمایت مینمایند. و از طریق نمایندگان واعضای مسول این تروریستان  چون ملا ضعیف، وملا متوکل که در حمایت دولت  در دولت نقش دارند مردم را تهدید میکنند. که اگر ما را نه پذیرید  باندتیزم و تروریزم طالبی آمدنی است. به همین خاطر است که ملا ضعیف  در مرکز افغانستان در تلویزیون در مصاحبه تلویزیونی برنامه(ځانګري مرکه) تلویزیون آریانای کابل در حالیکه ملا یوسف سخنگوی رسمی طالبان در خط تیلفون در مصاحبه حاضر است میگوید" تشدد طالبان به حکم قران عظیم الشان است." منظور آنان از تشدد علیه مردم است. بگفتهء رمضان بشر دوست آنان بر علیه  نیرو های خارجی  نمی جنگندند بلکه با آنان مفاهمه  دارند. از همین لحاظ  هر دوی این نماینده گان طالبان از حامیان  خارجی دولت مصونیت طالبان را تقاضا میکنند میگویند نام افراد بلند رتبه آنان از لست تروریستان پاک شود.این در حالی است که در ظاهر چهل کشور جهان به افغانستان آمده  تا این افرادرا گویا به چنگال قانون بسپارند. این بازی های گربه وموش ریشه در شیطنت های سی و پنج ساله دارد. ولذا صد از این دلایل واثبات وجود دارد که جهاد نه علیه روس بود ونه بر ضد کفر ونه بخاطر مردم وکشور بلکه برای منافع مشترک ستمگران داخلی وخارجی بود واینک بهره آنرا میگیرند.

2 -  نیروی های مترقی درحالیکه فرزندان مردم متدین مسلمان مردم افغانستان اند خود نیز مسلمان ومطع ارشادات دین ومذهبی اند که از هنگام بدنیا آمدن تا ترک دنیائی فانی با ادای فرایض وسنت های آن  زیسته اند. در گوش های ما آذان داده شده است وما در گوش های اولاد های خود آذان داده ایم. تمامأ وابستگان  ماکه به دارلبقا پیوسته اند با فرض ها و سنت های اسلامی به دستان ما تکفین وتدفین شده اند. ما خود برای فرزندان ما وصیت نموده ایم که ما را با فرایض وسنت های  اسلامی تکفین وتدفین نمایند. اما اینکه ما همه چرا در مقام ملا نیستیم. در یک جامعه همه نمیتوانند ملا وامام باشند.  البته که آگاه ترین عالمان دین را درآن حاکمیت پرورش داده ایم و در صفوف خود داریم که حتی تا  امروز همین حکومات نا م نهاد اسلامی از آن شخصیت ها بهره جسته است. این دیگر برای همه ملت وحتی شما مخالفین  مثل آفتاب روشن است که ما از راه حرام  هیچ نوع دارائی  منقول وغیر منقول در هیچ گوشهء این زمین نداریم. ما باحق حلال حیات مانرا پیش برده ایم.  مال کسی را نخورده ایم . نه از دارائی دولت ونه از دارائی ملت به هیچ شکلی هیچ چیز مادی بدست نیاورده ایم. هیچ کسی را  بخاطر پول وپیسه ودارائی منقول وغیر منقولش اذیت وآزار نکرده ایم .با استفاده از مقام وموقف به نوامیس مردم چشم نه دوخته ایم. ازدواج های هو س انگیزو غیر ضروری ومتعدد انجام نداه ایم. هیچ عامل به خاطرفساد های اخلاقی واجتماعی  مارا تشویق کرده نتوانسته است. هیچ نوع انگیزهء فساد پیشه گی ما را برای بدست آوردن آن وادار ساخته نتوانسته است که به خاطرآن دزدی نمایم ، آدم بکشیم، کسی را به زندان بکشانیم. کسی را گرو گان بگیریم زمین کسی را غصب کنیم. موتر کسی را تصاحب نمائیم. خانه کسی را غنیمت بگیریم . پس اینکار ها  شامل اعمال کدام عقیده وباور است ؟  ودر مقابل سر بریدنها، تیل داغ کردنها، واسکت بریدنها،سینه بریدنها، میخکوب کردنها، صلیب کردنها،خون انسان نوش کردنها، به دندان کشتنها،تجاوزات دسته جمعی به نوامیس مردم، تجاوزجنسی به اطفال، زایمان زنان حامله را در حضور مردان شان به تماشاه نشستن، در برابر چشمان شوهران ،پدران ،برادران به نوامیس انان تجاوز کردنها، گروگان بردنها، نوامیس مردم را لت کوپ کردنها، تیزاب پاشیدنها، مکتب سوزاندنها، پل وپلچک را ویران کردن ها، موسسات عام المنفعه را تخریب کردن ، معادن را به تاراج بردن، وسایل وسایط دفاعی کشور را به خارج فروختن، رادیوها وتلویزیونها رابرای نفاق وتفرقه استفاده کردن به اساس کدام باور، کدام شیوه  دینی  انسان دوستی وحب وطنخواهی  است؟ این است فرق میان ، تفکر وعملکرد طرفداران مردم ودشمنان مردم که دشمنان مردم هنوز هم میخواهند با فریب ودروغ مردم شریف مانرا بازی بدهند.

دربر نامه" گفتمان" که از طریق تلویزیون( طلوع)  پخش میگردداخیرأ یکی ازشخصیت دینی آقای" پیمان "در مورد دامنه وپیمانه تبلیغات دشمنان افغانستان ومردم افغانستان میگوید" سی سال پیش که من در پاکستان در مدرسه دینی درس میخواندم  سی سال پیش ما را درس کلشینکوف وراکت را یاد میدادند. اومیگوید من می پرسیدم که ما برای تعلیم دینی آمده ایم این درس نظامی را ما چه کنیم؟ برای ما میگفتند که ما مسلمان استیم یکروز حتمأ با کفار در جنگ میشویم باید از همین حالا  آماده باشیم. او میگوید من در آنوقت جوان بودم  ولی حالا میدانم که چگونه علیه مردم وکشور ما از همان وقت پلان های تخریبی در همه ابعاد آن  به شدت ومهارت های خاص  برنامه ریزی میشد. او میگوئید در آنوقت سی و پنج هزار مدرسه  در پاکستان فعال بود وبعد از آنکه در جنگ کشمیر احساسات مذهبی نتیجه خوب داد این مدارس به پنجاه هزار مدرسه ارتقا یافت که همه تروریست وجنگنده تربیه مینمود."

3 -  یک و نیم  ملیون انسان وطنم  درپی امیال کسانی شهید شدند که بینی یک از دور ترین اقارب شان به گفتهء خودشان در جنگ با الحاد خون نشده است. بعضی ها فورآ شهادت خانوادهء حضرت صبغت الله مجددی را مثال میاورند. خانواده حضرت  صبغت الله مجددی در زندان  قاتل مردم افغانستان این آدم آ شوب آفرین  ودهشت افگن وعُمال اودر کنار هزاران شهید دیگر  به شهادت رسیده است. که مخالفین ما همیشه کوشیده اند این جلاد مردم افغانستان را با پرچمی ها با هزاران نیرنگ پیوند بزنند. واز این طریق برای خود بهر ه برداری سیاسی نمایند.  این در حالی است که آنان  با حمایت از القاعده، تروریستان بین المللی، عمری را بسر بردند و نماینده گان شان بار، بار از اعمال تروریزم وباندتیزم (طالبی ،گلبدینی و لادنی )در انظار عامه دفاع وحمایت میکنند. مگر درمیان نیرو های پرچمی  یک نفر هم پیدا نمیشود حتی بطور مزاح بگوئید که  حفیط الله امین وباند وی مردم دوست بودند مگر بازچرا گروه جنایت کار امین وامینی ها را به پرچمی ها تعلق میدهند؟ واین در حالی است که حفیظ الله امین وباند جنایتکار او هزاران  پرچمی را به حیث فرزندان مردم از تیغ کشیده است.

 ما میدانیم مردم وملت همان چهار تن هواخواهان این وآن نیست. این ملت ومردم کتله های ملیونی  انسانهای اند. که  کیفیت مفکوره ها وباور ها  را خوب چشیده اندو میدانند. ولی اکنون آنان زمینهء تبارز  ندارند. ورنه کام شان از طعم  فریب، ودروغ بسیار،بسیار تلخ است.  مردم در کجا شهید شدند؟مردم  در ساحه کنترول حاکمیت از اثر پرتاب راکت های کور، انفجارات در محلات پر ازدحام، موسسات عامه، تخریبات پل وپلچک، حملات  بالای محلات آرام که مردم بطور نورمال در ساحات واحد های اداری دولت زندگی داشتند، شهید شده اند.  هرگاه این تلفات را که چه کسی مسبب وعامل ومسول آن است  این چنین بررسی کنیم که افغانستان سی دو واحد اداری داشت.هرگاه درهر واحد اداری بطور اوسط پنجصد هزار نفر زندگی میداشت مزید به آن  بیشتر ازسه  ونیم ملیون در کابل زندگی داشتند مجموعأ  به نزده ملیون وپنجصد هزار تن  نفوس در ساحات تحت حاکمیت دولت وقت زندگی داشتند . پنج ملیون هم  در خارج کشور مهاجر بودند. پس از روی این سنجش انسانها در دشتها وصحرا ها وکوه ها نه بلکه در تجمعات شهید شده اند. که در این صورت واضع است آنان چه گونه شهید شده اند. ومسول شهادت آنان چه کسانی اند. فلسطین در شصت سال جنگ آن عارضه را متحمل نشده است که  بر ملت ما تحمیل شد. اگر به حیث عضو جامعه از خود بگویم برادرم، خواهر زاده ام بر علاوهء دها تکفین یافتهء شهید دیگر خانواده،  در قبرستان بزرگ  وفراغ افغانستان دفن استند. برای آنان مقبر ساختن، ریاست جمهوری هیچ کسی را بقا نخواهد بخشید. آنان شهیدان گمنام اند. ودر قبرستان  های گمنام افغانستان خوابیده اند. آنان دونفرازشهیدان بدون مقبر، یک ونیم ملیون انسانهای اند  که روح شان به عرش معلا رفته است.

 درود به ارواح آنانیکه با شریف ترین آرزو ها نزد خداوندگار هستی  رفته ا ند.

 سالها است نسیم فصول طبیعت درحالیکه در یک گوشهء از سرزمین افغانستان زیر این آسمان کبود  با شملهء  مقبره های یک تپه شهید آشناست، چه بسی  که در گذرگاه طبیعت از خفتگان نامراد و گم نام درکران، کران این سرز مین احوال به کهکشان میرود. یاد بود این شهدای شریف ترین آرزو ها  نزد ماداران،پدران،فرزندان،خواهران،برادران، اقارب ودوستان  این نامرادان تاریخ در خانه، خانهء پرورده شده گان این وطن بسیار گرامی است. آنان شهیدانند.شهید کسی است که با پاکترین نیات برا ی انسان دست ستم وجبر او را را از زندگی محروم کرده است شهید کسی است که  با فریب اهریمنان انسانیت و پلیدی، که اکنون پلیدی شان  مانند حقیقت  زمین وآسمان روشن است دنیای فانی را ترک کرده اند و روح شان برای شهادت و دادخواهی نزد خدا رفته است.  بلی آنان که فریب شیاطین انسان نما را خورده اند، آنان که برای بقای پلیدی ها، با فریب ونیرنگ سپر ساخته شده اند، وآنان که برای زر اندوزی وسیری ناپذیری انسانهای پر از آز وحرص و ارواح  شیطانی وسیله قرار داده شده اند همه شهیدان اند.  روح همهء شانرا پروردگار عالمیان شاد داشته باشد. آمین

4 - فامیلی را میشناسم در یکی از ولایات که مخالفین دولت  جمهوری افغانستان  تسلط داشت  زندگی داشت.  تمام معیشت زندگی آنان در چند جریب زمین  زراعتی که داشتند وابسته بود  ریس فامیل بنا به معذوریت صحی که داشت به تقاعد سوق شده بود با بذر وزرعی که  در فصول مختلف داشتند وعلاوه به آن درآمد معاش یکتن از فرزندان شان بدون اینکه عضو حزب حاکم باشد در دولت وقت کار مینمود زندگی شان بطور معمول جریان داشت.  یکی از شب ها قوماندان صاحب جهادی به دروازه خانهء ایشان افراد مسلح را میفرستد ومیگوئید که برو به (....) بگو که یک پسرت در دولت کار میکند ماهانه مبلغ(....) جریمه باید بدهی ودوی دیگر اینکه قوماندان صاحب میخواهد  که اگر میخواهید اینجا بمانید وزندگی کنید باید با ما خویشی بنمائید ویک دختر تانرا برای من بدهید برای من گفته است تا فردا شام وقت دارید اگر قبول نکردید بمن هدایت است که  یک "جاغور" مرمی را در شکمت خالی کنم.... فردا این  ریس فامیل معذور ومعیوب بعد از نماز صبح بار وبسترهء خود را میبنند با توکل به خدا وامید به دوستانش که در شهر کابل زندگی داشتند  روانه  کابل  میشوند دخترک شان شامل مکتب میگردد وخانم  مسن شان بخاطر امرار معاش به حیث اجیر شامل کار میشود. آنان تا امروز هم مهاجر اند.              پنج ملیون مردم مهاجرما کجا استند؟ بعد ازبه قدرت راه یافتن ویا به حکومت رسیدن آنانیکه دیروز بنام جهاد تقدیر وسرنوشت مردم را مینوشتند پنج ملیون مهاجر ویا کوچ داده شده ها توسط آنان  بیشتراز پیش  گردید. موج تازهء از مهاجرت آغاز شدو تعداد بیشتر در گوشه ، گوشهء جهان متواری ساخته شدند.  چرا مهاجران  به خانه وکاشانهء شان بر نگشتند؟  واضحأ که آنان نمیتوانند بالای  کسانیکه  دیروز به نحوهء آنانرا به مهاجرت کشانیدند امروز مستقیمأ  در زیر لوای بی بند وباری ها ی حکومات آنان زندگی نمایند. بلی کابل مزدهم است.  ودلیل ازدهام کابل حضور گروپ های ذخیروی ( بنام طالب ،  گلبدین حکمتیار، القاعده و دیگرتروریستان) کسانی  در مناطق بودو باش دایمی آنان است که در کابل به سرنوشت آنان حکومت میکنند. این مردم بیچاره فقط با تصور یک چراغ روشن  از گوشه های تار وتاریک  فرار کرده و با فقر وفاقه وهزاران مصایب دیگر که حد اقل نفس بکشند در کابل خود را محکم گرفته اند.  

با اینهمه میتوان به این نتیجه رسید تا برای مخالفین بگویم که از باد کردن  "پختهء کهنه"  ونا کار آمد هیچ چیزی جور نمیشود. ما میدانیم که شما به نسبت این  که جز فراهم آوری بدبختی به مردم هیچ  دست آورد ندارید  مجبور استید به رخ شمال مصنوعی" شالی گندم" را باد نماید اما وقتی شمال ها ی مصنوعی خاموش میشوند شما هیچ حاصلی نخواهید برداشت. ما این مردم و این وطن را کس بخواهد ویا نخواهد دوست داریم لذا نمیخواهیم سزای گناه  یکی را دیگری متحمل گردد. به همین لحاظ ما طرفدار یک حکومت قانونمند با شعاراستقلال، ازادی، عدالت وترقی استیم. ما میدانیم که  در راه ساختار چنین یک حکومت  قصدآ موانع بوجود میائید. تا دسیسه وتوطعه دست باز داشته باشد.چونکه در حکومت قانون به اصطلاح مردم بز از پای خود وگوسفند از پای خود آویزان خواهد شد. ودر خاتمه اینرا بایدبگویم که ایثار وفدا کاری نیرو های  مترقی برای منت گذاری نبود ونیست. بلکه هدفمندانه برای اعمار کشور و سعادتمندی مردم تعهد داشتیم وداریم. ما در این راه وهدف با همه مشکلات مبارزه میکنیم. ما اطمینان داریم که به همه مشکلات  چه در میان خود این نیرو ها وچه در سطح جامعه باشد با توکل  به رب العالمین پیروز میشویم.........              محمد یعقوب هادی

 

احتجاج  بر علیه جریان نظر خواهی  اخیر سایت اخبار افغانستان

 

 نویسنده : محمد یعقوب هادی

احتجاج  بر علیه جریان نظر خواهی  اخیر سایت اخبار افغانستان

 سایت انترنتی اخبار افغانستان از مدت یک هفته  به این طرف  در بارهء مطرح کردن نامزدی دو رفیق بسیار بزرگوار از دو حزب رفیق و برادر که در جامعه صاحب اعتبار وعزت  بسیار شایسته  میباشند نظر خواهیء رابه راه انداخته است که در ابتدا فکر میشد این جریان  واقعأ در پروسه  نظر خواهی  بشکل سیاسی آنگونه که شایسته است  به عنوان آزادی  بیان ودمکراسی  احزاب دنبال خواهد شد. متاسفانه دیده شد که این جریان از مسیر یک نظر خواهی سیاسی خارج  گردید. ولذا تعدادی از رفقا برای  کنترول گفتگو های دور از معیار های اخلاقی، سیاسی، اجتماعی ویا مسدود ساختن  این نظر سنجی به تکرار پیشنهاد وخواهش نمودند. مگر گرداننده سایت با تعبیری که خود از آزادی ودموکراسی داشت ویا دارد به این پیشنهادات  اهمیت قایل نشد.  این وضع  وپیش آمد در حالی است که گردانندهء سایت اخبار افغانستان  خود بر علیه چنین  یک بر خورد غیر سیاسی نسبت به یکی از سایتهای مترقی قبلآ اعتراضاتی داشت که بنده نیز درآن موضع جانبدارانه، صاحب نظر بودم. ودر آنوقت مسولین آن سایت مورد نظربه پیشنهادات رفقا ارزش قایل شدندو با تدبیر رفیقانه ومنطقی از انکشاف منفی آن بازگیری  نمودند. اما ازاینکه اخبار افغانستان به تقاضا های مکرر رفقا هیچ اهمیت قایل نشدو  از انجائیکه سایت اخبار افغانستان تا این لحظه در خط  نیرو های نیک نام افغانستان  نشرات  مینمائید  شیوه نظرخواهی اخیر این سایت را  در بارهء  نامزدان  دو حزب رفیق وبرادرکه از معیار های سیاسی وادبی  به ارادهء گرداننده سایت خارج گردیده  جدآ رد نموده شدیدآ قابل انتقاد ونکوهش دانسته وبه هیچ عنوانی پزیرفتنی نمیدانم. وعلیه این گونه  لجام گسیختگی ها احتجاج مینمائیم.  وتا آنکه این عمل سایت که من  به اتفاق همه عزیزان آنرا به مثابه گناه در برابر نیرو های مترقی و جامعه  میدانیم از طرف سایت  با خواستن معذرت جبران نگردد با اعلام اعتراض حتی با خواندن این سایت بایکات مینمائیم. واز تمام نیرو های رفیق تقاضا مینمائیم همکاری شانرا با این سایت قطع نمایند. ونام این سایت را از لست نیرو های مترقی خارج بسازند.

بدینوسیله از گرداننده گان سایت های مشعل  وپیام نهضت خواهشمندم این اعتراض نامه مرا وهم طنز ی را که چند سال قبل در یکی از سایت ها به نشر سپرده بودم به نسبت  تطابق با جریان  نظر خواهی اخیر اخبار افغانستان لطف نموده به نشر برسانند.

کاپی :به اخبار افغانستان

طــــــــنز

صاحب نظران بدور ميز مدور

 

هموطنا ن گرامي صاحب نظران جناب محترم (عالم حقيقی) محترم (جامع الاخلاق)محترم (عالم شناس) محترم (سخن سنج)ومحترمه(فنا ترك) مهمان برنامه ما هستند من بخاطر رفع ضياع وقت، كثرت وظايف شان وبی صبری شما برای فيض يابی بيا نا ت ارزشمند بي تامل مسايل را مطرح مينمايم.

اولين مساله را ميخواهم مطرح شود اين است كه امروز ما به تعريف متناقض وتركيب نا متوازن واژه ها بر ميخوريم محترم عا لم حقيقی نظر شما در اين باره چيست؟

عالم حقيقی-- تشكر "ميكونم" از شما كه موضوع "موهمي" رامطرح "كردين" من شخصا دراين باره احساس مسوليت "ميكونم" من هميشه " ميخايم"كه مردم بايد همه همه چيز "ره بفامن"" مانای" "كل" چيزره" "بفامن""مسالن" وقتيكه ميگوئيم ديموكراسی بايد" مانای او ره " بگوئيم كه"چي اس" ياوقتی "ميگوين" ازادی بايد "مانای او ره بگوين "كه "چي اس" " مه امي "نوشته ازادی "ره" بسيار خوش دارم بخاطريكه حرف هاي ازادی جدا، جدا نوشته "ميشه"هر حرف ازادی " مانای علايده داره " بايد هر حرف ازادی" ره" مردم " بفامن يا مسالن " ديموكراسي" ره مانا كنن كه چي اس" هر حرف" اوره مانا كنن كه چي اس " ای" حقيقت" ره مه" با يد به شما بايد" بگويوم " كه" اسلن ای ديم وكرسي اس" كه ديم" يانی" ضعيف وكرسی" ره" شما" خو ميفامين يانی" چوكی كه او" ره" بشكل يكجا ئی و" جم"(جمع) نوشته" مي كنن" ديموكراسي . چون مردم هميشه ضعيف است از همو خاطر حكومت مردم" ره" ديموكراسي" ميگن" اما در حقيقت ازادي وديموكراسی هر" دويش يك مانا داره" يك سر موي فرق" نداره" تنها رقم ازادی" اوره" جدا جدا نوشته" نمی كنن" از" همي خاطر مه" يكي از مخالفين سر سخت استعمار" استم" خوب شد كه استعمار گفتم" همي" استعمار اول استعمال بود آهسته آهسته با ترقی تخنيك" اي" به استعمار بدل شد" مه در كل" نوشته های خود" اوره به مانای" استعمال نوشته" ميكونم مه ميفا مم" كه اهل قلم وادب منظور مره ميفامن."

خبر نگار- با تشكر از شما "عالم حقيقی" واقعا توضيحات فوق العاده ارايه فرموديد . جا مع الاخلاق صاحب نيز تشريف دارند بسياری هموطنان ما با نام وشخصيت شما معرفت واشنائي دارند برای من درست نيست بگويم سوال وجود دارد شما خود سمبول جوابات مجهول هستيد از شما خواهش ميكنم در باره جديد ترين تحقيقات علمي و ادبی تان صحبت فرمائيد.

جامع الاخلاق--من هميشه ميگويم كه انسانها بايد با خصايل انساني اراسته باشند( خنده) بر جسته ترين اين خصايل خنده است ميگويند خنده نمك زندگي است اما من ميگويم خنده اقتصاد است( خنده) حتی بدكاره ها آموخته اند كه چگونه خوش روئی كنند (خنده) اهل قلم بايد ازخصايل انساني تعريف های جديد كنند علم های كهنه را فراموش كنندميدانيد اهل قلم شدن آسان نيست مانند ساير اقلام قيمت قلم هم بالا رفته است اهل قلم در اين قيمتی قلم بايد سخت گير نباشند( خنده) ميدانيد درا نگليسی چند ين لغات يك معنی دارد و چند ين معانی يك لغت است اينرا در زبان خود هم بايد رواج بدهيم چه فرق دارد اگر كسب كردن و تحميل كردن يك رقم معنی شود در قديم هر چيز علم داشت مثلا ميگفتند سياست علم است حا لا ميگويند سياست دروغ است.

ميگفتند علم اخلاق ا ختراع من علم خنده است حالا بايد خنده جای عرضه وتقاضا را بگيرد( خنده) در حقيقت من مسئله مهمی كه تحت تحقيق دارم اين است كه در آينده نزديك فارمولی را بيرون ميكشم كه تمام مسايل سياسی ،اقتصادی اجتماعی ، خانوادگی و بسی مسا يل ديگر دريك فارمول حل و فصل گردد.

خبرنگار- هموطنان گرامی قطره ای بود از بحر خروشان فضيلت جناب جا مع الاخلاق صاحب كه ارشاد فرمودند. سوال من خدمت عالم شناس صاحب يك مقدار جنبه شخصی دارداگر لطف فرمايد در باره بنياد گزينش اين اسم با مسمي روشنی اندازيد؟

عالم شناس بلي لازم است توضيح بدهم

خبرنگار-خواهشمندم اگر مختصر باشد

عالم شناس-درست است مختصرش اين است كه من مثل ساير ادم های دگر كه معروف و مشهور اند مثلا (انشتاين -ارسطو -سقراط) وامثالهم يك انسان هستم ديدگاه كه های مشخص دارم از اين خاطر مطا بق ديد خود من عالم شناس تخلص ميكنم چون ميخواهم هر چيزمن "تاق" باشد اسم و رسم ونظريه من هر چيز من بايد فرق داشته باشد

خبرنگار-جناب عالم شناس ميخواهيم آنچه تا هنوز نگفته ايد بدانيم چه است ؟

عالم شناس -اگر ميخواهيد عالم باشيد به علم احتياج نباشيد ، برخ كسي شمشير نكشيد نشود از خود دفاع كند ، در بدی با تدبير باشيد ، هميشه مخالف باشيدموافقت كار ضعيفان است، خدمت به بشر آنست كه شيطان را تمثيل نمايد.

خبر نگار ماشا الله كه اين نام زيب شخصيت شماست. معذرت ميخواهم كه شما را آقای محترم سخن سنج در انتظار نگهداشتيم

سخن سنج- نخير خواهش ميكنم دراصل من متوجه همه سخنها بودم كه سنجش ميكردم كه اين سخنان چقدر خوب است من هميشه عادت دارم كه سخن های علمي را به دقت گوش كنم من كدام صحبت زياد نميكنم.

همه سخنان دانشمندان را در هر مورد كه بود من تائيد ميكنم اين دانشمندان كه صحبت كردند در اصل يك مجله هم ساخته اند مرا هم در آن شامل كردند وظيفه من اينست كه سنجش كنم وباساس همين سنجش من اين سخنها را تائيد ميكنم.

خبرنگار-واقعا  من ار لحظات نخست متوجه شما بودم تاكدام حدود شما با تمام حواس مسايل را به سنجش گرفته بوديد برای شما مو فقيت بيشتر ارزو ميكنم. محترمه فنا ترك خدمت شما بايد بگويم در حقيقت بايد اعتراف كنم كه شما يك شخصيت بسيار با حو صله هستيد زيرا آنچه را كه ما نتوانستيم مراعت نمائيم شما با حوصله مندی تحمل نموديد آن اينكه اناث اول ذكور بعدا (خنده) 

فناترك-از شما تشكر كه بر جسته ترين خصلت مراذكر كرديداما در هر صورت حق اوليت از ايشان است زيرا اينها از هر حيث اين برابری را در خود رشد داده اند اما من كه ديدم سخنهای مرا كسي نگفت مگر من بايد حر ف های خود را بگويم اصلا همين مجله را كه ما سا ختيم دل دشمنان را بكفانيم اگر نی (جامع الاخلاق) فنا جان، فنا جان اجازه دهيد

فنا ترك-بسيار ببخشيد احساساتي شدم

جامع ا لاخلا ق- شما ميدانيد طبيعت تاثير خود را بر هر چيز دارد در اينجا درخارج هيچ خوراكه ها مزه خوراكه های وطن مارا ندارداين خودش تاثير آب هوا است نبات هم زنده جان است حيوان هم و انسان هم .باز در وطن هم منطقه به منطقه فرق دارد باز در منطقه كه ما زندگي كرديم يعني از همان جای كه هستيم نبوغ فكری نظر به آب هوا بسيا ر رشد كرده است حتي اين رشد شامل حال خزنده ها هم است شما غور بقه يا كور بقه يا قور بقه را ميشناسيد وقتيكه آب در منطقه ما خشك ميشود انها زندگي كردن درخشكه را ياد گرفته اند خيزك زده راه ميروند وقتي ما اين نعمت را در وجود خود احساس كرديم در اين فكر شديم كه اين نبوغ را در خدمت مردم قرار بدهيم همان بود كه اقدام به نشر يك مجله نموديم اول فكر كرديم كه همه ما يك تخلص بمانيم (عالمين) بعدا فكر كرديم كه مردم تصور غلط نكنند از اينرو تنوع در تخلص خود آورديم ورنه سر چشمه همهء ما يكي است.

حضور متحدانه نیروی های مترقی  در کار زار انتخاباتی ریاست جمهوری سال 1388 خورشیدی  پروسه وحدت را تسری

حضور متحدانه نیروی های مترقی  در کار زار انتخاباتی ریاست جمهوری سال 1388 خورشیدی  پروسه وحدت را تسریع خواهد کرد

 

  ازمدت زمان زیادی نیرو های مترقی غرض  نقش موثر تر بر اوضاع  وپیش آمدهای سیاسی با گزینه های وحدت ، اتحاد وائتلاف از مجاری مختلف در گفتگو، تفاهم، وتبادل نظربوده اند و میباشند که به اساس این پیگیری های وحدت خواهانه، وحدت  ن ف د ت ا وح م م ا با حصول توافقات بر مبنای خطوط کلی در سر خط  این آرزومندی قرار گرفت، وبا تصویب  طرزالعمل سه مرحله ای  برای وحدت کامل مرحله اول نزدیک به اکمال است. این در حالی است که انتظار میرفت  این پروسه قبل از تدابیر انتخابات ریاست جمهوری  سال 1388 خورشیدی تکمیل گردد. لیکن با وجودی که  تا اکنون موفقیت های  در این هدف بدست آمده اما در سطح توقعات همگانی به سرعت پیش نرفته است.

در عین حال از چندی بدینسو  ومشخصأ از زمان تدابیر انتخاباتی ریاست جمهوری ،  نیرو های مترقی بعضأ بشکل انفرادی وقسمأ بشکل انسجام یافته ازطریق سایت های انترنتی وهم سایر نشرات ، تفاهمات حضوری و مکالمات، ضرورت  حضور فعال نیروی های مترقی را در پروسه انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 خورشیدی برای مطرح ساختن  کاندید مشترک پیگیری نمودند.  درفحوای این ضرورت،  نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان به  این خواست زمان  پاسخ داد و محترم داکتر حبیب منگل را به حیث نامزد انتخاباتی  ریاست جمهوری از نام ن ف د ت ا  در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 خورشیدی معرفی نمود.  فعالین ن ف د ت ا به حیث اعضای متعهد این سازمان سیاسی در قبال  تصامیم وفیصله های مجلس موسسان به حیث ارگان رهبری کننده نهضت، وظیفهء دارند که با نظر داشت همسوئی نیرو های هم اندیش  وهمسو این مسولیت را به انجام برسانند. لذا در قبال موقف نیرو های مترقی درمورد چنین پیش آمد سیاسی باید گفت که نمیتوان از تفاوت سلیقه ها  انکار نمود وهمانگونه که نمیتوان فورآ  تمام سلیقه ها را همگون ساخت. ولی  با وجود  این تفاوت هامیتوان برا ی  نیرو های خودی موقعیت کسب کرد. تفاوت های سلیقوی بدان معنی نیست که ناکامی  نیرو های  آرزو برده شود که با آنان وجوه اشتراک آرمانی  وجود دارد.

بدین گونه یادداشت ها و گفتگو ها  در بارهء کاندید مشترک نیرو های مترقی که در بالا از آن گفته شد  به بنیاد ارزیابی  وضعیت مردم وکشور، مطالبه مینمود ومینمائید که موقف نیرو های مترقی مردم دوست ووطنخواه  در جو سیاسی کشور، با مطرح بودن کاندید مشترک این نیرو ها را مشخص ومعین ساخته شود.  اینک وقت آن رسیده است که این نیرو ها  موقف شانرا تثبیت بسازند.

 از آنجایکه  نیرو های مترقی  زمان وفرصت های زیادی را  برای حضور فعال وبرآمد سیاسی در اوضاع سیاسی از دست داده اند که  دیگر ادامه این وضع به مفاد این نیرو ها نمیباشد  معرفی کاندید( ن ف د ت ا) برای انتخابات ریاست جمهوری  سال 1388 خورشیدی بر حسب پیش آمد سیاسی هم درشرایط زمانی اتفاق افتاد که گزینه های وحدت، اتحاد وائتلاف با سازمانهای همسو مورد بحث قرار داشت ودارد ومخصوصأ پروسهء وحدت ن ف د ت ا وح م م ا به اساس امضای توافقات  رهبران هر دو حزب روی خطوط کلی که تا اکنون به اکمال نرسیده است، زمینه سازگذرای یکمقدار سر خورده گی، به نسبت دلهُره امیدواری های رضایتمندانه از وحدت نیرو های رفیق گردید. اکنون وضعیت جاری، نیرو های این دو حزب برادر را که در پای توافقات خطوط کلی امضا نموده اند در برابر آزمون دیگری از تعهدات میان حزبی قرار داده است لذا هر یک ما بنا به مسوولیت در قدم اول  وظیفه داریم تا فضا را برای پیشروی وحدت نیرو های رفیق از گرد غبار بی اعتمادی پاک نگهداریم. وفا داری وصداقت  به تعهدات وحدت خواهانه از تمام وحدت خواهان  نیروی های هم اندیش میطلبد که  در چنین یک حالت با دقت هر چه بیشتر تدبیرو فکر سیاسی شانرا مطرح بسازند،  ونباید وضعیتی  را به دستان خود شکل بدهند  که خود علت وعوامل  کندی هم در پروسهء وحدت وهم در عدم موفقیت تدابیر سیاسی هم باوران خود در وضعیت حاد کشور گردند.  پروسه وحدت  ن ف د ت ا با ح م م ا خود گام های هدفمند بسوی تدابیر فعال سیاسی نیرو های مترقی است. خواست آرزوی  وحدت خواهان کسب کدام امتیاز مرحلهء نیست. که پیش آمد های سیاسی خارج از این پروسه بتواند این پروسه را تخریب نمائید.  واین در حالی است که ما نمیتوانیم زمان را توقف بدهیم  لذا ناگزیر استیم پا به پای زمان حرکت نمائیم.  

  از نظر این قلم با نظر داشت آنچه گفته آمدیم حضور کاندید انتخاباتی ن ف د ت ا با انکه فرصت های زیاد تفاهماتی در این مورد تلف شده است به حیث برآمد سیاسی میتواند زمینه حضور واتکای نیرو های همسورا بر همدیگر فراهم نموده وموقف سیاسی این نیرو ها را مشخص بسا زد.

رفقا ودوستان ارزشمند! به حیث یک انسان متعهد که بخاطر درد ها ورنج های بیکران مردمم در کشور عقب نگهداشته ما افغانستان امیدوارانه در کنار لشکر صدها هزاری شما وسیله های سعادت مردم وکشور ما از آوان جوانی تا  عمر محاسن در لحظات دشوار وسخت غیر تحمل  برای مردم ما  وکشورمان،  در خط آرمان خدمت به مردم و آرزومند به سعادت مردم ما وشگوفائی کشور مان  با شما سفر نموده ام ، به حضور شما  مردمان با ایثار وفداکار فرزندان مردم افغانستان  که نیروی پیشرفت کشور و چشم وچراغ  راهیابی مردم بسوی سعادت  وخوشبختی استید،  بشما  احزاب وسازمانها و نیرو های  مترقی  مردم دوست ووطنخواه افغانستان گزینه  زیر را با اختصارتمام در مبارزه انتخاباتی  برای تعین سرنوشت مردم وکشور  پیشنهاد میکنم.

 هرگاه  امکان مطرح کردن کاندیدی در مبارزهء انتخاباتی از طرف شما وجود دارد هیچ مانعی وجود ندارد که در این کار زار شرکت نمایند در فحوای گزارشات ، مصوبات، ومصاحبه ها وموقف ن ف د ت ا واضح است، ما از آن کاندید نیرو های دموکراتیک ،ترقی خواه  وتحول طلب  حمایت مینمائیم که طرف حمایت اکثریت این نیرو ها قرار میگیرد. درحالت حاضر کاندید ن ف دت ا کاندید مشترک  نیروهای مترقی  افغانستان یعنی کاندید شما عزیزان بدیل تمام آن نامزدان انتخاباتی ریاست جمهوری کشور میباشد  که با سرنوشت مردم وکشوربازی کرده اند. پیروز باد  نیروی های مردم دوست ووطنخواه افغانستان                                      محمدیعقوب هادی