ببرک کارمل یک نام نیست یک آرمان است

 

به مناسبت هشتاد سالگی تولد شخصیت سیاسی مبارز مردم خواه ووطندوست فقید ببرک کارمل

 ببرک کارمل تنها یک نام نبود بلكه  یک آرمان نيز بود

 با نوشته ً از زبان قلب با احساس آنانی همنوا میشوم که دیوان  حقایق میگشایند وزبان گویای تاریخ میشوند وباآهنگ تاریخ آرمان جاویدانه گی یکی از شخصیت های مترقی تاریخ مبارزات استقلال طلبانه، آزادی خواهانه وعدالت جويانه را زمزمه میکنند؛ كه بدون شك يكی از آن شخصيتهای بزرگ وماندگار ،ببرک کارمل است. اوکه مردمش را دوست داشت وبه وطنش عشق میورزید .اوکه ازسرچشمهء ُانس ومحبت به مقام انسان  بهرهً كافی گرفته بود و به تاًسی از آن  عشق مردم دوستی ، دست به تلاشها ومبارزات خسته گی ناپذير وپرازدشواريهای فراوان  زد؛ تا مردم وطنش سعادتمند وميهنش معمور گردد.

 بلی سخن ازببرک کارمل این مرد فقیرصفت وبيعلاقه به جيفهً دنيا،به عنوان یک رهبر است. اكنون که تصميم داريم تا  با گراميداشت سال روز تولد ايشان،تولد یک آرمان راگرامی بداریم. ما آمده ایم و درحقیقت بهم هستیم که پیمان وتعهد تازه نمائیم و بگويیم که نام او(ببرک کارمل) به حیث نماد ماندگاریک آرمان جاويدان ،هميشه زنده خواهد ماند. هرگاه به استقبال گراميداشت 80مين سالگرد تولد وشناخت شخصيت ايشان به استناد شرح حال زندگی دوره نوجوانی ومراحل بعدی آن برویم ، دلچسپ ودرخور توجه ميگردد.

 ببرک کارمل درخانوادهء یک شخصیت متنفذ وسرشناس نظامی چشم به جهان گشود. پدرشان ازحاصل يك عمركار،بساط متوسط زندگی در سطح همان دوران هموار داشت. او آهسته ، آهسته از خوان پدر وخانواده دورشد ودست طبیعت خيلی زود اورا ازنعمت داشتن مادرنیز محروم  ساخت  .درآن هنگام  ببرك كارمل جوان بسوی زندگی گام برمیدارد ، وبا دنیای ماحول ساحهً تحصيل و زندگی اش آشنا میگردد. ذهن جستجو گراو تفاوت های زندگی مردم را مورد مطالعه او قرارميدهد. او با هر گامی که دراجتماع ميگذاشت ازداشتن زنده گی پرزرق وبرق نفرت پيدا ميكرد. اوبهترين سرزنش كننده وخورد كنندهً نفس اماره بود كه مدعيان دروغين ومخالف حزب وشخص او بالای اين صفت كه هيچگاه متصف بدان نبودند، تجارت كردند ولی ببرك كارمل سمبول تقوای نفسانی بود.

 وقتی خصایل ارزشمند انسانی شخصیت های بزرگ را مطالعه میکنیم،  پیوسته گی خصایل ارزشمند انسان به این حقیقت صحه میگذارد که انسان سرشتأ نیک سرشت است. اما پدیده های مسلط اجتماع یا ماحول انسان است که به روح وروان انسان اثر میگذارند. لذا انسان نیک سرشت باید حول وماحولش را سالم وانسانی بسازد. از همین پیوسته گی خصایل ارزشمند انسان است که او (ببرک کارمل) بودا صفت ترک نعم موجود در خانواده میکند وبا پای دل درمیان مردم قدم میگذارد، ازينرو،هرقدر به مردم نزدیک میشود احساس لذایذ مادی زندگی در وجود ش میمیرد.   

بلی اصل تشابه انسانی او با بودا یک اصل انسان سالاری است.شهزاده بنارس برای حصول آرزوهایش در پای درختی بودا ملقب گشت واو در پای مردمش برای حصول آرزوهایش ببرک کارمل شد.  

بودا در راه نجات انسان از رنج ،ریاضیت کشید وراهنما گشت. واو در راه نجات انسان ازاحوال خود بیگانگی ، مشقت کشید و رهبر شد.

  رهبر آن است که قلبش خانه مردم باشد. وبرای خود نیزدر قلب مردم خانهء بسازد . او برای مردم در قلبش خانه  از اسباب عشق مردم خواهی ووطندوستی آباد داشت وبا آنکه خانهء اورا در دل مردم دشمنان مردم ووطنش هردم ویران میکرد . مگر تا آندم که تن خود را در راه آرمانهای که برای سعادت مردمش وترقی  زیستگاه مردمش آرزو داشت قربان نکرد از این گذرگاه بدر نشد . او برای دیگران زندگی میکرد.زندگی کردن برای دیگران امتیاز رهبری ببرک کارمل بود که به حق او را رهبر مردم مینامیم  .   

وطندوستی ببرک کارمل از مردم دوستی او سرچشمه میگرفت . آنچه برای زیستگاه مردم آرزو داشت یک کشور آزاد ،مستقل ومترقی در کنار سایر جوامع پیشرفتهً بشری بود که رویکرد این راهکارها وقضاوت با خط زرین درج اوراق تاریخ مبارزات استقلال خواهانه ، عدالتخواهانه وترقی خواهانهً مردم افغانستان میباشد.

  وطندوستی ببرک کارمل از درون اندیشه های خودش واستقامت واستواری او در طول مبارزات سیاسی اش درک ولمس میگردد که نه میله های زندان، نه توطئه ها ،تبعید ها و تهدید ها، هیچ كدام خللی را در اراده وعزم متين وروح سلحشوراو وارد کرده نتوانست .اویگانه الگوئی از ا ُنس ،محبت وعشق به مردم ووطن برای هزاران تن از همراهان ،رهروان با تقوا، مردم خواه، وطن دوست وخدمت گذار به مردم ووطن است. لذا ببرک کارمل یک نام نیست یک آرمان است .وما دراین روز از تولد یک آرمان سخن میگويیم که پیوسته ادامه دارد و ببرک کارمل نماد ماندگار این آرمان است.

بلی  !   

یک مرد یک پیروز مند رستگار

در دنیای فخر حیات وهم جماد

چراغ روشن کران نزدیک

وشهر فرسخ های دور

در صف آزاد ه گان

به لوح اوراق تاریخ

نام خود نوشت

باشد ماندگار

محمد یعقوب هادی

 

اعتراض به برنامه دیدگاه

 

این یادداشت را در اعتراض به برنامه دیدگاه تلویزیون آریانا به مناسبت ششم جدی وبرنامه سازآن آقای میرزائی ومهمان آن آقای مامون بخوانش میگذارم

ششم جدی ۱۳۵۹ به مثابه یک رویداد تاریخی ثبت اوراق تاریخ میباشد . اسناد ومدارک زیادی در این باره از منابع معتبر به چاپ رسیده که حقایق را در این باره باز گو میکند . با وجود آن هر سال گروه ها وحلقات وابسته به نظام های سود سرمایه در امکان حمایت این نظام ها سوالات مجاب شانرا بخاطر انحراف ذهنیت عامه با ذرایع رسانه های که در اختیار شان است تکرارمیکنند واز جانب دیگر جنایات وخیانت های خود را میخواهند با تحریف حقایق پنهان سازند.

اخیرأ آقای میرزائی که برنامهء دیدگاه را در تلویزیون آریانا پیش میبرد . اخیرا این برنامه  را به مناسبت ششم جدی نشر نمودو به گفتهء خود ش از نماینده خلق آقای( الماس و نمایندهء پرچم ( جنرال زیارمل)جناح های ح د خ ا ونماینده تنظیم ها ی ساخت پاکستان آقای ( چکری)ویک نفر ژورنالیست آقای(مامون) دعوت کرده بود که در این برنامه شرکت داشتند .

از آنجائیکه نمیدانم شرکت کنند ه گان صلاحیت نماینده گی را از کدام مراجع دریافت نموده بودند . من به شیوه برخورد برنامه ، طرح سوالات استنطاقی وتعرضی آقای میرزائی به حیث برنامه گذار و آقای مامون به حیث ژورنالست شدیدأ اعتراض دارم .

آقای مامون وآقای میرزائی خلاف تمام پرنسیب های یک مصاحبه تلویزیونی وخلاف صلاحیت های ژورنالیستی برنامه را به مثابهء یک محکمه گرداننده گی کردند .

چنان معلوم بود که این مصاحبه در ترکیب گویا نمایندهء جناح خلق  در حقیقت نماینده گروه حفیظ الله امین یک کار سنجیده شده بود . آقای چکری ازمیراث تند روی های بقایای امین در این مصاحبه استفاده برد . وگفتنی های خود را از زبان آقای الماس بیان کرد. جالب است که در عین حال با تمکین اشارت میکند که گویا آقای میرزائی به او شانس صحبت نداده است . وآقای میرزائی هم به عنوان یک ژو رنالسیت بی تاج وتخت به فضای که نماینده گروپ امین ایجاد کرده بود اشاره کرده میگوید که در این حال چگونه به او شانس داده میتوانست .

ما میدانیم که مخالفین ما برای برحق ساختن خود میتوانند تهمت ، افتراء وتوطعه کنند . واین یک عملی نیست که ما ندیده ونشنیده باشیم وتحمل نکرده باشیم . مثل اینکه در همان نشست آقای چکری به این دو نماینده جناح ح د خ ا اشاره میکند . که در زمان شما ممکن نبود که مخالفین چنین استدلال که اکنون شما در این حکومت ( حکومت دست نشاندهء امریکا) میکنید میتوانستند بکنند . نمیدانم آقای چکری چه میخواهد بگوئید؟ که ما مدیون آنان باشیم ویا مدیون نیرو های غربی باشیم ؟ من به آقای چکری که به اساس عفت کلام به مخالفین اش دوستان خطاب میکرد با تمام اخلاص میگویم که ما مدیون حقیقت خود هستیم . هر گاه واقعأ همانطوری که شما حد اقل اعتراف دارید که فوتو های شهید نجیب الله در بازار به فروش میرسد . به چنین حقیقت تن بدهید بیائید که فضا ی انتخابات واقعی را مساعد بسازیم وباز برویم به رای مردم آنوقت است که معلوم میشود مردم با کیها استند. آیا شما ورهبران شما دهها بار اعتراف نکردید که خواست حکومت کابل را نپزیرفته اید . شما میدانید خواست حکومت کابل در همه مراحل بعد از ششم جدی چه بود ؟ شما به این مساله بخوبی واقف استید .که در فضای صلح آمیز هیچ نیروی در برابر پرچمی ها به پیروزی نخواهد رسید . البته که میدانیم کسانی وجود دارند که مخالف ما استند و این یک امر طبعی است . حتی حضرت پیغمبر (ص) نیز مخالفین خود را داشت .

در نتیجه این مصاحبه آقای میرزائی وآقای مامون این خبر سازان بی تاج وتخت دور از روابط مسلکی شان ( هدف من همین مسلک مشهود شان است )از اشتراک کنند ه گان میخواستند که اعتراف نمایند خیانت کرده اند . آقای چکری هوشیارانه با یک اعتراف کوچک از کشته شدن شصت وپنج هزار نفر در یک مدت زمان کوتاه که نمیشد آنرا در عقب نام جهاد پنهان نمائید زمینه سازی میکرد، تا اگربتواند سایر گناهان شانرا به دیگران بقبولاند . اما آن اعتراف راهم ماست مالی کرده گفت که ما از حکومت خود دفاع کردیم . ولذا ما به کارنامه های خود ورهبران خود افتخار میکنیم . عجب است حکومتی که در ابتدا ریس جمهور در قصر خود آرام نشسته نمیتوانست ودر آخر گپش تا بدخشان هم کشید آن حکومت بود . مگر حکومت بعد از ششم جدی که نمایندگی تمام کشور های جهان را در خود داشت .وهم برعکس در تمام جهان نمایندگی داشت . داری یک سیستم منظم دولتی بود . وتمام ارکان دولت وقوه ثلاثه دولت منظم فعال بود. باید حق نمیداشت که از خود دفاع نمائید .

مساله بر سر گفتاراین آقایون خبر ساز یا آقای چکری والماس نیست .مساله این است که چرا حقایق تحریف گردد ؟؟ وآنهم برای اینکه کسانی برائت بگیرند . آیا عجیب نیست که ششم جدی در شرایطی به کنکاش گرفته میشود که نیرو های اشغالگر غرب در راس ایالت متحده امریکا نه تنها که در افغانستان حضور نظامی دارد؟؟؟ بلکه عملأ امریکائی های افغان تبار یعنی در حقیقت امریکائیان زمام امور را در دست دارند . فکر کنید اگر قرار میبود  مثلا آقای خلیل زاد که آوازه کاندید ی اش به این مقام است نامش در وقت تابعیت به امریکا تعویض میشد در پهلوی خصوصیت بیگانگی او یک نام از فرهنگ بیگانه نیز زیاد میگردید . یعنی با تمام نام ونشان یک بیگانه میبود مثل اینکه اکنون  دها بیگانه با نام افغانی  در مقام قدرت است . بعید هم نیست که در یک مرحلهء اضطراری  دیگر مانند عراق شخصی بنام جکسن ویا نیکسن ریس جمهورافغانستان شود .

در چنین فضا وهوا است که ششم جدی به کنکاش گرفته میشود. همه باید بدانند که ما در حقیقت بیگانه پرست نیستیم ونبودیم. لیکن در آن برههء تاریخ که مردم ما تحت فشار مرگ ونیستی بخاطر اهداف استراتیژیک غرب قرار داشتند . ومی بینیم که حقیقت آنروز ،امروز بهانهء حضور نیرو های غرب را به منظور اهداف استراتیژیک شان در کشور ما حفظ کرده است. بار دیگر باور مند میشویم که دیروز  غلط نکرده بودیم . توجیه من از بهانه این است که تروریست های دستوری غرب سازنده آن استند . اما آنچه در ان برههء تاریخ گفته میشد واقعأ یگانه امکان وراه برای نجات مردم وکشور بود . لذا ششم جدی به مرحلهء نجات مردم وکشور مسمی شد.

پیروز باد حقیقت.

محمد یعقوب هادی

گونه های فراز وفرود گفتگو ها در بارهء وحدت ن ف د ت ا وح م م ا

گونه های فراز وفرود گفتگو ها در بارهء وحدت ن ف د ت ا وح م م ا

با ملاحظهء وضعیت کشور ،منطقه وجهان ، وبا نظرداشت تازه کردن آتش جنگ سرد توسط سیاست گذاران نظام های سرمایه داری و بهره گیری اعمال داخلی آنان بر علیه مردم خواهان ووطن دوستان بار دیگر برای نیرو های مترقی در چنین شرایط لازم می افتد تا تمام امکانات شانرا روی هدف اساسی یعنی وحدت نیرو های خودی متمرکز بسازند.

این قلم به این باور است هر نوع سهل انگاری ، پابندی به سلیقه ها ، بی تفاوتی ، تعبیر ها و تفسیر های نا موجه، تعبیر کلمات بصورت مجرد جدا از محتوا ومفهوم، توجیه منفی عملکرد های ضروری در شرایط حاد کشور، بی اعتمادی ،کاربرد واژه های غیر مصطلح ومروج وتعبیر ساز ، گویش های گوش خراش که روزنه ها وامید ها را تخریش مینمائید ، قد علم انقلابی نما در برابر خواست وارادهء جمعی با دخالت چند واژه سیاسی ووو....این چنین مظاهر منفی در حالیکه آیندهء ناخوش آیند بیشتر از گذشتهء بیست سال را در قبال خواهد داشت .بر علاوه آ نکه شیرازهء یک جنبش مترقی را که میتواند به صورت طبعی راه خود را به آینده باز نمائید ازبین میبرد. امکاناتی را که در شرایط موجود میتوان با فراست وتدبر سیاسی برای بهبود وضعیت مردم وسامان بخشیدن وضعیت کشور استفاده نمود وبکار برد از میان بر میدارد .

موضع گیری ها در برابر وعلیه ارادهء جمعی از طرف اعضای خود سازمانهای متعهد به وحدت ،که به اساس اصول وپرنسیب سازمانی ، نظر به خواست وتقاضا ی جمعی ، با نظر داشت تحلیل مشخص از وضع مشخص که میتود بسیار سنجیده شده کارسیاسی است ،هیچ کس را در مقیاس مافوق تفکرجمعی مطرح نمیسازد . بلکه بر عکس به حیث عامل بازدارنده بکار گیری امکانات در دست داشته درعمل به حساب میاورد .

این قلم به این عقیده است که سلاح فهم ودانش، وآگاهی باید این زمینه را بسازد که درب امکانات خدمت گذاری برای مردم وومملکت را باز کند، نه آنکه با شعار های غیر عملی هر روز یک میخ دیگر به دروازه امکانات خدمت گذاری ما کوبیده شود. چرا با این چنین یک طرز دید با عث گفتگو های غیر ضروری باید شد. که ثمرهء خوب ندارد.

هرگاه کار عملی در شرایط موجود در کشور مطرح است . برای عملکرد آن امکان عملکرد یعنی شعار منطبق وعملی نیاز است . لذا آنچه از این تفاسیر مورد نظر است این است که ،برای این نیرو ها موقعیت یابی صورت بگیرد تا این نیرو ها بالفعل در خدمت مردم قرار بگیرند .

بعد از حصول توافقات ن ف د ت ا وح م م ا حرف های از مشخصهء اهداف سازمانها به میان آمد . تعدادی که کعبه مقصود را وحدت سازمانهای رفیق میدانند به کوتاه فکری متهم شدند که گویا بی اختیار از وحدت حمایت کردند .

تعداد دیگر راه ومنزل به کعبه مقصود را آنقدر دورنشان میدهند که در خط وکتابت هم آرزوی حمایت برایشان طرف قبول واقع نمی شود . وقتی به این منزل دور نگاه میگردد روزی بیاد میاید که در بیست وچهار ساعت به فاصلهء هژده سال پراگنده شدیم . این رفقا در آنوقت هیچ دلواپسی نداشتند که بگویند حق نداریم هژده سال فاصله را در یک شب سپری کنیم . هر چه شد همان شد که ده سال تمام از هیچ امکانی بهم رسیده نتوانستیم، وحتی بعضی از ما ها تا همین حالا هم خود را در این قافله های چند گانه همسفر ساخته نتوانسته اند . به هرحال حالا که رفقا با ادعای میراث چهل وچهار سال مبارزه از نو میخواهند اساسی فکر کنند حق دارند وباید به قناعت برسند .

گفته میشود مساله وحدت سازمانها به اساس موازین ویا خطوط فکری سازمانها، مورد بحث قرار میگیرد این اساسات هم آهنگ وهمگون بحث خاستگاه وپایگاه اندیشه ای را پیش میکشد ویا مطرح میسازد .

بلی این دو کلمه را در قاموس سیاست در بحث وحدت توجیه پذیر میدانیم . اما این پایگاه وخواستگاه چیست؟ بیائید کلمات را ساده وعام فهم بسازیم تا همه بدانیم .

به نظر این قلم "پایگاه "مقام انسانی مردم ماست . و"خاستگاه" آرزو های که برای نجات مردم داریم . ولذا با ادبیات سیاسی پایگاه وخاستگاه اندیشه ای ما مردم ما است . یعنی نیروی حرکت تاریخ همان موجوداتی که انسانش میخوانیم . لذا سیر وحرکت تاریخ هم با ما وهم بیدون ما جریان دارد . نمیخواهم سوال مطرح کنم که چه کنیم تا در این سیر تاریخ همکاری داشته باشیم بلکه میخواهم بگویم که باید در این سیر وحرکت نقش واثر داشته باشیم . آنچه که نقش ما را در این سیر وحرکت تعین میکند فراست وتدبر سیاسی در تدابیر ما است .که بالاثر درک واقعبینانه از نبض وروان جامعه وذهنیت مسلط به افکار جامعه اهداف دور ونزدیک را میتوان بخوبی تشخیص داد.

چرا از حقیقت باید انکار نمائیم . که در اذهان مردم جامعه به عنوان چه کوبیده میشدیم ؟ هر چند که میگفتیم و میگویم ما کمونست وسوسیالیست نیستیم ما نیرو ها ی ناسیونالست ملی ومترقی و دیموکرات هستیم . حزب ما حزب دیموکراتیک بود . مگر مخالفین ما همان نیرنگ و فریب را برای اغوای مردم بکار میبرند آیا ما شعار سوسیالیتی ویا کمونیستی سر د اده بودیم ؟ که نداده بودیم . بلکه میگفتیم ستم وجود نداشته باشد . ظلم وتعدی نباشد .مردم حق زندگی، کار، تعلیم ، تحصیل، انتخاب ، داشته باشند ، مردم استقلال ،آزادی ،مصونیت ، وسلامتی داشته باشند.مردم در تعین سرنوشت شان حضور داشته باشند. مردم حقوق طبعی انسانی شان تامین باشد. . ووو...... دوستان اصطلاح ستم را فورأ به تناقض گوئی من توجیه نکنند که ذهن شان بسوی ستم طبقاتی برود. ستمی که به سرنوشت مردم ما مستولی است با مفاهیم تیوری ستم طبقاتی فرق دارد .که در مرکز فکری ما نسبت به جوامع طبقاتی قبول شده است .هیچ کس باید شک نداشته باشد که ما به مبارزهء طبقاتی کاملا باور داریم . اما ستمی که بر علیه ارزشهای انسانی در شرایط امروز به مردم تحمیل میشود . بصورت دیگرودر بُعد دیگر مطرح است .واین درحالی است که نزدیکتر به عصر علوم هم ایستاده استیم . مگر با آنهم امروز در حقیقت نه کاری وجود دارد نه ماشین کدام کار وجود دارد که این ستم را در مفاهیم ستم طبقاتی جستجو نمائیم . لذا خاستگاه اندیشه ای را نباید در تیوری های ذهنی جستجو کرد . بلکه این خاستگاه از وضع وحالت موجود مردم وکشور نسج میابد . عزیزان دانا وآگاه میدانند که نظریات ویا تیوری چگونه خلق میگردد. عمل تجربی( پراتیک) بازنظریه( تیوری) باز دوباره عمل یا (پراتیک) است. لذا برای هر درد نسخه ء مربوط را باید سفارش کنیم با ادویه سرطان بیماری سرخکان شفا نمی یابد

وقتی حکم به علمی اندیشیدن میکنیم باید سیاسی عمل کردن را نیز از یاد نبریم . سیاست علم جامعه شناسی است . که از خود میتود ها وشیوه های عملکرد دارد . تنها تعین اهداف علم نیست .  بلکه تعین وتدبیر برای رسیدن به هدف وثیقهء آن است .امروز در جامعه ما تضاد اصلی چیست ؟ وموقعیت ما در کجاست ؟ لذا تدابیر سیاسی را برای حل تضاد های اصلی نباید مردود دانست . از اینرو در شرایط کشور ما احکام سیاست برای کنار رفتن وکنار آمدن گزینه ها ی وحدت، اتحاد و ائتلاف را به حیث عملکرد های سیاسی مطرح میکند . لذا آنانیکه ادعا دارند علمی وسیاسی فکر میکنند نباید راه های رسیدن به اهداف برایشان سوال بر انگیز باشد .

ما باید از برداشت های تیوریک تعبیر واقعی داشته باشیم مثلأ برداشت ما در بارهء ادیان نباید همگون به آنانی باشد که حقیقت را در خیال میبینند . اما خیالی که رفاه خاطر انسان را فراهم میسازد بیان آن به هر شکلی که باشد به هیچ صورت بنیاد فکری ما را متضرر نمیسازد. بنأ تجویز نسخه روحی انسان هومانیزم آرمانی ماست که باید به این اصول پابند بود.

ساده سازی مصطلحات ناشی از تکاپو وتجسس فکر است . تجسس وتکاپوی فکری بسیاری از مشکلات ما را حل میکند . مشکلاتی که در قاموس سیاست بحران میخوانیم ، در اساس همیشه وجود میداشته باشد . هیچ کار بی مشکل وجود ندارد . وقتی این مشکل درد سر آفرین میشود که ما دچار بی سنجشی میشویم .وبه مطلق گرائی تسلیم میشویم . یعنی آنچه را که در زبان وکلام گویا برخلافش هستیم . اگر این پراگراف را در یک جمله خلاصه بسازیم خواهیم گفت که با بحث های مستور  دیگران  را به مصاف  دعوت کرد .

به این ترتیب بر میگردیم به هدفمندی این گفتگو که اکمال پروسه ءوحدت ن ف د ت ا و ح م م ا است. فکر میکنم که اکنون از بحث وحدت پیشتر رفته ایم یعنی به این نتیجه رسیده ایم که وحدت یک شوق نیست نیازمندی وضرورت مبارزه است. لذا با مراجعه دو باره به مقدمهء این بحث همینقدر یاد آور میشوم که مخالفین درونی وبیرونی ما هر آن مترصد استند که به نقاط آسیب پذیر حمله نمایند ازجمله به مناسبت ششم جدی در بعضی از پرو گرام ها برعلیه ما ازخس پوشک های دیروز شان دارند حمله میکنند . این وضعیت یکی از رویکرد های است که در قبال خود، وضعیت عمومی را برای ما توضیح میدهد .(که دراین باره یادداشت جداگانه ترتیب خواهد شد.)

در حالیکه برای وحدت ح م م ا ون ف د ت ا آرزو این است که زمان برای نتیجهء آخر هر چه کوتاه تر باشد این بحث با عنواین دیگر ادامه خواهد یافت . از جانب دیگر امید است بعضی ها که احساساتی تر از احساسات وحدت خواهی تپه های خاکی را در مسیر وحدت کوه های سر به فلک خوانده عبور را ناممکن توصیف کردند. نتیجهء طرزالعمل پيشبرد پروسه وحدت نهضت فراگير دموکراسي و ترقي افغانستان و حزب متحدملي افغانستان قناعت آنان را فراهم بسازد ..............

وحدت مردم خواهان ووطندوستان پیروز میشود

محمد یعقوب هادی

در اسطبل ما پر کاهی وجود ندارد که طیوری به منقار خود گرفته به هوا پرواز کند

محمد یعقوب هادی

 

در اسطبل ما پر کاهی وجود ندارد که طیوری به منقار خود گرفته به هوا پرواز کند

گویند که روزی چوپانی برای مواشی خود به کاه احتیاج پیدا کرد. پسر خود را نزد زمیندارفرستاد که مقداری از او آورده تا نیاز مرفوع بسازد. پسر نزد زمیندار رفت وپیغام پدررا گفت که کاه میخواهد. زمیندار در جواب گفت در اسطبل ما پر کاهی وجود ندارد که طیوری به منقار خود گرفته به هوا پرواز کند پسر مقصد را ندانست بار دیگر پیغام را تکرار کرد وعین جواب را دریافت. پسر مجبور دوباره دست خالی برگشت وبرای پدر گفت که من چند بار پیغام شما را گفتم مگر خان صاحب قرانکریم میخواند به من هیچ توجه نکرد ومن مجبور دوباره بر گشتم.

الهام ما از این حکایت آن است کسانی که به زبان جامعه نمیتوانند حرف بزنند ، مشکلات می آفرینند وآنانیکه نبض وروان جامعه را ندانند بر ضد مردم قرار میگیرند وفاجعه می آفرینند. فورمول های اجتماعی فورمول های قالبی نیستند، که آنرا از" بر" نمائیم . ومانند دیموکرسی امریکائی به هر جا صادر کنیم .صد ها عملکرد در جهان وجود داردکه طرح ونظر دانشمندان متاخر ومعاصرعرصهء سیاست با نظر داشت تحلیل از وضع مشخص جوامع پیگیری شده است .

توجیه ما از این حکایت نسبت به مقالهء است که درصدد کشف واژهء ارتجاع نوین قلم فرسائی میکند.ما در جامعه ء خود نه به اساس گفته های رهبر فقید کمونست (امریکا) نسبت به اوضاع مشخص کشورش ، بلکه به اساس آموزه های رهبر خردمند ما رفیق ببرک کارمل نسبت به اوضاع کشور خود مان میاموزیم که در بیانیهء اعلام خط مش سیاسی دولت در زمان حاکمیت ح د خ ا با حضور یک سیستم جهانی سوسیالیستی گفتند که: "وظیفهء مستقیم ما در شرایط کنونی معمول داشتن سوسیالیزم نیست".

این بیان در شرایطی مطرح شد که راه سومی هم وجود نداشت .زیرا رفیق کارمل بخوبی میدانست که خیزش های انقلابی نظر به خصوصیت جوامع انجام میشود.

کسانی که آب را نادیده موزه را از پا میکشند بیانگر تدبیر سالم شان نیست . بلکه نا آگاهی وتقلید کور کورانه است . این تقلید های کور کورانه خود بخود آنانرا هم در نظر به اختلال فکری دچار میسازد وهم در عمل باعث کجروی آنان میشود . آنان گذشته ،حال وآینده را یک گونه به بررسی میگیرند ودر عمل با جهش های غیر علمی تکرار تاریخ را به جوامع تحمیل میکنند .

آنان که میدانند تامین عدالت اجتماعی کم کردن فاصله میان دارا ونادارنیست . باید اینرا نیز بدانند که در شرایط کشور ما یک مامور ،یک کسبه کار ،یک پیشه ور با از دست دادن کار ،شغل و پیشهء شان مستقیمأ در خط فقر قرار میگیرند. درچنین یک کشور شعار چه میتواند باشد؟ پس کم کردن فاصله میان دارا ونادار راه تامین عدالت اجتماعی است.لذا به تصورآنان مارکس مرتجع کهنه باید باشد که تحول بسوی رفاه جوامع را در مراحل تاریخی پیش بینی میکند. هرگاه این تیورسن ها آباد نشین به مراحل تاریخی باور دارند. پس به تسریع رشد پروسهء مراحل تاریخی چرا بی باورند .

طرح هاونظرات بی سنجش از وضعیت کشور ، خانه های زور آباد وبی نقشه در وطن ، هر دو نماینده گی از فقر میکنند . اولش فقر مادی و دومش فقر درک وتحلیل است.

آنانیکه  نسخه های کار ساز دارند . چرا یخن ما را پاره میکنند ؟ افغانستان هم وجود دارد ومردم ستم دیده وزجر کشیده ما هم وجود دارد. دشمنان مردم ووطن ما هم هرروزروح وروان و جسم وجان مردم راخورد وخمیر میسازند . بفرمایند از دور دست های آباد شعار ندهند . دست بکار شوند که مردم ووطن انتظار نسخه های شفا بخش استند ..........................ادامه دارد

حاصل زحمات مانرا ازگزند هر نوع اقلیم نا مساعد سیاسی حفاظت مینمائیم

حاصل زحمات مانرا ازگزند هر نوع اقلیم نا مساعد سیاسی حفاظت مینمائیم

تقویم زندگی سیاسی هم، فصول خود را دارد. فرقش با فصول طبعی این است که فصل کشت ودروتقویم سیاسی مشخص نیست .هر وقت که خواسته باشیم چیزی بکاریم حاصل میدهد. لیکن اقلیم سیاسی وابسته به فصول آن نیست ،زیرا میتواند ،هر وقت باد وباران و برف وطوفانی به وقوع بپیوندت .

به این اساس سومین فصل امسال خورشید ی برای نیروی های مردم خواه ووطندوست را میتوان به فصل بار آور،اقدامات سیاسی، وتدابیر سیاسی نیرو های وابسته به ( ح د خ ا )مسمی ساخت. و اما چگونه اقلیمی دارد دراین فصل کشت درو در حال وزیدن است ؟

کشت این فصل سیاسی چیست وچگونه حاصل خواهد داد ؟

کشت این فصل سیاسی اقدامات چند گانه ء سیاسی نیرو های مردم خواه ووطندوست( ح د خ ا ) است . توافقات سیاسی، جلسات وگرد همائی ها، تجلیل ها، اقدامات چند گانهء اند که از طرف سازمانها ، و نیرو های وابسته به (ح د خ ا ) عنوان میگردد . این سازمانها و نیرو های انفرادی حزب دیروزهمه این اقدامات را تحت نام وشعاروحدت مطرح میکنند.

ملاحظه میشود سلسلهءموضع گیریها دربارهء این مسایل هر روز یک سوژه آفریده . صفحات انترنتی با کلمات وجملات مقبول وگاهی دل آزار در چشم دید وخوانش قرارمیگیرد.

با توجه به اینکه نظریات جداگانه وشعار های واحد( احیای خانواده بزرگ) و(وحدت)نیرو های ح د خ ا در شانزده سال اخیر به نتیجهء دلخواه نرسیده است . در این فصل بارآور سیاسی مشترکأ باید جلو آنانی را بگیریم که وقتی در بارهء وحدت ،کدام اساس یا توافقی امید می آفریند آنرا به تمسخرگرفته اعلامیه ها وپیام های حمایت از آنراهم به استهزا میگیرند . بعضی آنانیکه از وحدت فریاد میزنند بیانات ضد وحدت رادر سایت های خود بنشرمیرسانند . تعدادی که زمزمهء وحدت در زبان شان هنوز جاری است در چنین حالت حتی یک پیام حمایت در هیچ یک سایت در مورد چنین یک روزنهء امید نشر نمیکنند سازمانهای چند،که پی هم جلسات وحدت خواهی را دعوت میکنند یک قدم حمایت گونه در چنین پیش آمد ها نگذاشته ویک قلم تشویق کننده خط نمیکشند .

اما باید ناگفته نگذاشت رفقای وجود دارند که بخاطر جلوگیری از بروز سوء ذهنیت در بارهء اهداف وحدت تا سرحد مسدود نگهداشتن صفحات انترنتی که ازخود در اختیار دارند . وبا ارسال پیام ها وطرح ها ونظریات شان به سایت های رفقا این پروسه را در پیامد تلاش های وحدت خواهانهء شان هر چه بیشتر تقویت نموده اند.

به این ترتیب در حالیکه سلسلهء اهداف وآرمانهای شریفانه نیرو های این مجموعه ها را که بخاطر خدمت به مردم افغانستان وکشور افغانان کار ومبارزه مینمایند . تائید باید نمود اما باجمع بندی مجموع نظریات است که میتوانیم موافقت وحمایت خودر ا از اقداماتی اعلان نمائیم که عملی وعلمی، قانونمند ، و هدفمند است . وقتی به این جمع بندی ها دقت نمائیم خود بخود معلوم میشود .که به کدام طرح و نظریات واقدامات باید ارجحیت والویت بدهیم. وکدام طرح ها وپلان ها وتدابیر قابل قبول اکثریت است ومعقولیت دارد .

گفته میشود چرا از ح د خ ا چند حزب ایجاد شد با همین سوال شانزده سال جمع معیاد تغیر نام حزب به حزب وطن سپری شد. ما نباید چنین تصور را بوجود بیاوریم که اگر نود و نو فیصد اعضای ح د خ ا هم زیر یک نام دیگر جمع شوند، جز به ظواهر متن نظرنمی کنیم . ما میدانیم که تمامأ اهداف ما در همان حزب بزرگ دیروز مان این نبود که نام (ح د خ ا )را حفاظت کنیم . بلکه به این نام بخاطر اهداف معین ومشخص مبارزه میکردیم .

درست است که از کاروان تیار، آماده ودر حال حرکت همه جدا در حرکت افتادند .مگر حالا که خواسته میشود این کاروان دوباره بسته گردد چرا جا عوض کنیم وساحه را خالی بسازیم و برویم برای بپا کردن قافله ء جدید دیگر فریاد بکشیم .

تحت شعار( احیای نام )نتوانستیم ادغام حد اقل دو سایت را هم تامین نمائیم . ما دیدیم که وقتی فعالیت(ح د خ ا ) از جانب تعدادی رفقا بعد ازایجاد اینهمه سازمانها اعلام گردید ،رفقای ما که عین شعار( احیای نام( ح د خ ا ) را میدهند هیچ عکس العمل از خود نشان ندادند . همینگونه رفقای که مسالهء هشتاد سالگی تولد رفیق کارمل رهبر حزبی وسیاسی ( ح د خ ا ) رامطرح کردند همین رفقا ی مدعی ( احیای نام( ح د خ ا)حتی یک اطلاعیه آن رفقا را در این باره در سایت خود نشر نکردند .آیا اقداماتی را که تحت شعار وحدت وبنام وحدت انجام میدهیم از همین طریق تامین میشود ؟

بعضی ما به بهانهء اشتباهات دیروز، میان خود وسایر رفقا دیوار جدائی بنا کرده ایم . واین در حالی است که نه تصحیح آن اشتباهات را در نظر ویا تیوری امروز خود نشان داده میتوانیم ، ونه در عمل برای رفع اشتباهات که خود یادداشت مینمایم کدام اقدام محسوس وموثردر این حلقه انجام میگردد . دیروزرا درطرح تیوری غلط میخوانیم . مگر امروز تندرو تر از طرح دیروز تیوری مطرح میگردد .که کاملأ این تند روی دراین حلقه نظریات محسوس است . ویا مواردی دیگری که مطرح میگردد ( اشتباه مدغم بودن حزب ودولت دیروزکه دلایل قانع کننده هم داشته است ) این مسالهء مربوط به دوران سپری شده حاکمیت حزب است ، که هیچ ربطی به هماهنگ سازی سازمانهای سیاسی موجودو بوجود آمده از حزب دیروز ندارد.که مانع وحدت سازمانهای بوجود آمده از حزب دیروز گردد . شايد ميخواهند تا مانتوانیم با سازمانهای بوجود آمده از حزب دیروز وحدت سازمانی مطرح نمائیم . از جانب دیگر با کاربرد اصطلاح" باز مانده " های حزب دیروزکه تلویحأ ا شارتی به حزب مرده است . نباید خود را جا گزین حزب دیروزبسازیم و "باز مانده ها" را دعوت نمائیم که بیائید حزب اینجاست . مگر خود در هیچ یک مناسبت های این "بازمانده ها" شرکت نکنیم . نوش داروی زنده ساختن حزب مرده همین نسخه نمیتواند باشد.

بهانهء چرا همه یکجا نیستند، وگویا تا اینکه همه یکجا نشوند، ما با هیچ سازمان سیاسی نمیرویم .واکثرأ در مقالات هم مینویسیم، که در هیچ سازمان سیاسی تعلق نداریم.ولی از موضع ( ح د خ ا ) همه سازمانها را انتقاد میکنیم . ما را به جائی رسانده نمیتواند .ما به خود تعهد نه بسته ایم بلکه به مردم تعهد داده ایم که به آنان خدمت میکنیم .این جنگ وآ شتی هیچ موثریت نخواهد داشت . صداقت مبارزهء وحدت خواهانه آن است که همین حالا باید با تمام اخلاص و افتخار راه جریان وحدت را با حضور خوددر مبارزه انسجام یافته سازمانی صاف بسازیم .

گل رابخاطر خوشبوئی اش وچراغ را بخاطر روشنائی اش دوست داریم . هرگاه حس بویدن وچشم دیدن نداشته باشیم . نه از کیفیت گل و نه از کیفیت چراغ میدانیم .

هرگاه کیفیت خوشبوئی گل وروشنائی چراغ را به آرمان رهبران تشبیه نمائیم . چرا صرف بنام های رهبران صداقت مان را نشان بدهیم. ودر کنار نام وچهره رهبران ریاضیت بکشیم ما صنم پرست نیستیم . لذا اعتقاد ما به گوشت پوست نه بلکه به نیات وآرمان است . ما از آنانی نیستیم که کالبدپرست باشیم عبادت ما کار ومبارزه در راه تحقق آرمان است .

مناسبت های تولد ووفات شخصیت ها ورهبران حزبی و سیاسی ما را که مطرح میکنیم . باید بدانیم که چرا مطرح میکنیم ؟ چرا سالهای قبل ما از این تولدات تجلیل نکردیم ؟ اگر امروز این تجلیل ها مطرح است ضرورت اش چیست ؟ وچرا نمیدانیم که از این شخصیت های آرمانگرا به خاطر چه تجلیل میکنیم؟ بلی از جهت اینکه آنها حق دارند ومستحق استند که رهروان وپیروان شان نام وشخصیت شانرا گرامی داشته باشند .اما در قدم نخست برای یاد بود وگرامیداشت شخصیت رهبران خود لازم است از طریق برداشتن قدم مبارزه در راستای اهداف وآرمانهای رهبران ،اول خود را در مقام اعتماد تمام رهروان وپیروان رهبر برسانیم .آنوقت است که میتوانیم این یادبود ها را بطور شایسته تجلیل نمائیم .

گفتنی است عوامل بیرونی را هم چنان در تزریق افتراق در نظر باید بگیریم .که مخالفین ما برای افتراق ما زمینه میسازند باید هوشیار بود که آن زمینه ها نا خودآگاه در میان ما راه پیدا نکند .

گفته میشود که اکنون نوبت نسل جوان است . ما به شایسته سالاری اعتقاد داریم . لیکن موضع گرفتن علیه بزرگان راه نوبت گرفتن نیست ما نباید در جای پای دشمنان مردم پای گذاریم .دشمنان مردم صفوف را سلامت وبزرگان مارا ملامت میدانند . یعنی نزد آنان ما همه خوب هستیم و رهبران ما گنهکار اند که ما را فریب داده اند .آیا ما فریب خورده ها هستیم ؟

خدانکند بیماری ساری بی اتفاقی در میان افغانان مرز اندیشه را نشناسد. که پسرو ، پیشرو ، کند رو، تند رو ، روشنفکر ، تاریک اندیش، مترقی ،ارتجاعی خلاصه همه به این بیماری مصاب شوند نیروی های مدعی مردم دوستی ووطندوستی باید به این نتیجه رسیده باشند که آنان هفتگانه وهشتگانه نیستند.

با این حال کوتاه ترین رفع عوامل باز دارندهء احیای خانواده بزرگ از طریق وحدت سازمانهای رفیق آن بود ،که تعدادی از رفقا از ایجاد نخستین هسته های تشکیلاتی سازمانهای جداگانه از نیرو های حزب دیروز ،تا امروزوحدت ( ن ف د ت ا با حزب م م ا)را در سر خط مبارزهء وحدت خواهانه مطرح کردند ، که در زمان حاضر به ابتکار رهبری هر دو سازمان رفیق وبرادربا حصول توافقات روی اهداف کلی وحدت سازمانی هر دو سازمان اعلام گردید . همه میدانیم این دست آورد عظیم وموفقیت بزرگ یگانه راه وحدت همگانی ویگانه امکان موثر وخوب وکار ساز و پاسخ مثبت به تمام سوالات است .

لذا به حکم شرایط وبه بنیاد تعهد ما به مردم فیصله های رهبری هر دو سازمان برادر ورفیق را ( ن ف د ت ا و ح م م ا ) به نتیجهء نهائی میرسانیم واین کاربر گشت ناپذیر حتمأ انجام شدنیست .

لذا در راستای مبارزه برای هدف مشترک باید متعهد به آن باشیم که برای شیوه های کار سایر رفقا بخاطراهداف خوب وشریفانه، وآرمانی وهدفمندانه در زمینه خدمت به مردم ، استقلال ،آزادی وتامین عدالت موانع ایجاد نگردد . وهمینگونه باید در راه کار ومبارزهء هدفمندانه وحدت (ن ف د ت ا و ح م م ا ) که به لحاظ اهداف وآرمان خدمتگذاری به مردم ووطن درست در استقامت رسالت تاریخی نیرو های مردم دوست ووطنخواه سرخط وحدت همگانیست هم دل مشغولی های ایجاد نگردد .

به بنیاد همین خواست از نشست ها، گرد همائی ها، وجلسات وحدت خواهانه

که هدف آن وحدت خانواده بزرگ ما تحت هرنامی باشد حمایت مینمائیم .

در این روز ها که در پهلوی سایر اقدامات رفقا تجلیل ازهشتاد سالگی تولد رفیق ببرک کارمل رهبر حزبی وسیاسی ما مطرح است .آنرا باید هدفمندانه بر گذار نمائیم. ممکن است و از احتمال دور نیست بنا به عوامل متعدد ،همه رهروان وپیروان رفیق ببرک کارمل نتوانند در زیر یک سقف حضور بهم برسانند .مگر تقاضا وآرزو این است که منبر های تجلیل از این بزرگداشت بر علیه همدیگر بکار نرفته وبالای صفائی این یگانه منبربا اعتماد گرد بی اتفاقی را نپاشیم .

پس بیائید در این فصل سیاسیء اقدامات وتدابیر نیرو های حزب بزرگ دیروز مان ، یک روزیاد آفرین و ماند گار دیگر را ثبت تاریخ مبارزات نیرو های مردم خواه ووطندوست نمائیم و در پهلوی سایر اقدامات تحفهء وحدت دو سازمان رفیق وبرادر(ن ف د ت ا و ح م م ا ) را به پاس گرامی داشت روز تولد رفیق کارمل این رهبر خردمند و بزرگ به عنوان نتیجهء کار ومبارزه هدفمندانه رهروان و پیروان رفیق ببرک کارمل دسته جمعی به نام هدیه روح یک آرمان به مردم تقدیم نمائیم.

بیائید با حضور فعال و صداقانه این وحدت را به پاس گرامیداشت ویاد بود آن رهبر گرانمایه حزبی و سیاسی ما به عنوان دوعا دسته جمعی برای شاد باشی ارواح پاک آن شخصیت بزرگ به درگاه خدواندگارش که از وحدت واتحاد خوشنود میگردد تقدیم نمائیم .

این است فصل بار دهی که اهداف سیاسی توافقات ،جلسات و تجلیل ها ی ما را در دل تاریخ و در خاطره تاریخ محافظت میکند .

. پیروز ومستحکم باد وحدت رفقای ما . محمد یعقوب هادی