وضعیت بالفعل جهان و تبارز نیرو های بالقوه

وضعیت بالفعل جهان و تبارز نیرو های بالقوه

جهان چرا به یک دهکده تشبیه میگردد ؟ زیرا ازیک جانب که تکنالوژی عصر این وسعت را در محدوده دهکده در قید تعریف آورده است .از جانب دیگراثر گذاری بخشی از واقعات زیستگاهء یک محدوده سیاسی ، در حدود زیستگاه سایرملل جهان ، این جهان را به حیث یک دهکده کوچک تمثیل میکند .

در این روز ها بعد از مشخص شدن کاندیدان دو حزب سرنوشت ساز ایالت متحده امریکا (جمهوری خواهان ودیموکراتها) تمام تغیر وتحول ،حادثه وواقعه در جهان ، برای بـُرد وباخت این دو حزب سرنوشت ساز برای ملت امریکا ارتباط داده میشود. و این یک حقیقت هم است . مگر یک حقیقت خوش باورانه است،که مردم امریکا به آن تلقین ساخته شده اند. مگر برای سایر ملل جهان اصل حقیقت این است که حزب جمهوری خواه وحزب دیموکراتها فرق شان در میان هم ،مانند "مزه" کوکاکولا وپپسی کولا میباشد . و دراین میان حقیقت تلخ دیگر این است که ملت های محدود نگهداشته شده جهان قربانی ترویج حقیقت خوش باورانه میگردند.

آنچه مربوط به اثر گذاری این چنین تبلیغات میشود همه از روی این چنین تلقینات ،خوش بینی وبد بینی شان در باره این دو حزب (سرنوشت ساز برای ملت امریکا) تبارز میکند .

گفته میشود جمهوری خواهان بیشتر منافع دولتی رااز طریق تحقـُق سیاست های خارجی تامین میکنند .ودیموکراتها بیشتر به سیاست های داخلی متکی اند . این بازی های معمول ومروج امروزه که ازطریق بیانات کاندیدان انتخاباتی پیش برده میشود ،البته که ذهنیت خوابانده شده مردم امریکا را به جهت های مطلوب نظر کشانیده میتواند .و اما اگر بحث را در این مورد محدود بسازیم، بیائید به سرگذشت  مردم وکشورافغانان نظر اندازیم که در طی تقریبأ سی ودو سال دوران جنگ گرم صادره ، ویا پیش از آن تسلط دوران جنگ سرد کدام یک از این دو حزب (سرنوشت ساز برای ملت امریکا) که چندین باربرای یکدیگر جا عوض نمودند، به نفع ما تمام شده است ؟ البته که هیچ یک از آن .

زیرا که در سیستم امپریالیزم ایالت متحده امریکا  پالیسی بنینانی سیستم است که چهره ساز است، نه چهره ها ی قابل تعویض که پالیسی ساز باشند.

و وقتی در جهان نظر می اندازیم می بینیم که خطه ای از باشندگان ملل مختلف در نیم کره زمین آشوب به زندگی انسانی شان مستولی است . ومی بینیم چه کسانی در این زمین پهناور برای دست یابی برای منافع شان تا کجا ها قدم گذاشته اند.این پیش روئی های نا میمون بر اساس طرح ونظریه بنیانی نظام سرمایه است که  فراتر از مرزها با شعار جهانی شدن قدم  میگذارند.

جهانی شدن در تیوری نظام سرمایه به بنیان از خود بیگانگی انسان از طبعیت واز ویژه گی های انسانی شکل میگیرد .این بیگانگی انسان را در جوامع تحت تسلط چنین نظام ها ،دروضعیت اجتماعی و خانواده گی این جوامع بخوبی میتوان مشاهده کرد .

اثرات پیشرفته ای این بیگانگی بالای انسانهای تحت نفوذ این جوامع ارادهء انسانی بعضی آنان را در این جامعه تا آنجا مسموم میکند که میگوئید "اگر پول بدهند با خدا می جنگم۱" نقل ازجزوهء بنام"سیاه"

پیآمد های این از خود بیگانگی را میتوان در پرورش شکل تروریزم انتحاری مشاهده کرد.

( سرمایه، مطبوعات واستخبارات ) سه امکان اساسی در دست نظام سرمایه است. بیاد میاوریم در باره شوروی وقت گفته میشد که مردم از حصارمرز های آن به بیرون نگاه کرده نمیتوانند. اما در نظام سرمایه میبینیم حصار وجود ندارد لیکن حواس مردم با امکانات سرمایه ،مطبوعات واستخبارات از درک مسایل عاجز ساخته میشود . اینهمه به دلیل در اختیار داشتن آن سه امکان فوق است. از اینرو یکی از جملات رامسفلد وزیر دفاع سابق ایالت متحده امریکا شایسته جایزه (سخنان موجز بزرگمردان سیاست) گردید که گفت "در دنیا چیز های واقع میشود که ما از آن قبلأ اگاه هستیم." 

 پس هرگاه ازروی  دید وگفته ای  بالا از( رامسفلد) قضاوت گردد سیستم سرمایه در حقیقت جهانی شده است زیرا دریکجا کنش  های سیستم  با نقاب  دینی ومذهبی ودر جائی دیگر کنش های نظامی ودر جائی  کنش های استثماری که قسما استعمار نواشتقاقی ازاین کنش ها  است تصویری از  جهانی شدن سیستم سرمایه را به نمایش گذاشته است .ویا به عباره دیگر  مظاهر کیفیتی سیستم  به نقطه ای صعود رسیده است. پس واکنش چه است؟

نشاید اینقدر برج وبار نشان دادن این نظام تا انجا مایوس کننده باشد که فکر شود انسان به سعادت راه نخواهد یافت. بلی چنین نیست ونخواهد بود .در زبان دری ضرب المثل معروفی است که گفته میشود" مورچه وقت گمشدنش بال میکشد" این وجیزه با اینکه عامی جلوه میکند علمی است. اول اینکه به تغیروتکامل و آنهم از درون خود پدیده اشارت دارد. دوم اینکه حالت دایمی را نفی میکند.

امپریالیزم امریکا برای اینکه مراحل تکامل تاریخ را توقف بدهد ناگزیر است این چنین به حیث ژاندرم جهانی عمل کند . اما این اقدامات ژاندارمری نظام سرمایه داری را ،سیر وتکامل تاریخ درست مانند بند های ریگی برای عبورخود هموارخواهد ساخت .

با انکه سه کلید امکانات تطبیق، تلقین و تحکیم (یعنی سرمایه، مطبوعات واستخبارات )هنوز دردست نظام سرمایه داری قرار دارد.اما مردم جهان در خط آگاهی راه افتاده اند . این علایم در نظر سنجی که اخیرأ در آلمان انجام یافت انزجار مردم ازسیستم نظام سرمایه داری راانعکاس داد.

مردمان آگاه جهان چه زیرسلطه نظام های امپریالیسی زندگی دارند ویا فارغ ازسلطه ای این نظام ها می زیند، گذشته از رویکرد های اقتصادی روان کــُش یعنی رفاه ستیزاین نظام، روحیه جنگ با خدا وکــُشتن خلیفه ای خدا در روی زمین را درمثال های مشهود ومعروف تجربه کرده اند که از کجا آب میخورد . زایش القاعده ، پیدایش گروپهای تروریستی وباندیستی در قلمرو کشور های عقب نگهداشته شده، حملات نظامی به دولت های مستقل جهان،وحملات نظامی به کشور های وقلمرو های مستقل جهان، راکت پرانی ها به قلمرو های سایر دول، صدور مرگ ومرض با ذرایع مختلف (تحریم ها ومحاصره های نظامی ویا محدود ساختن امکانات ) حمایت از رژیم های نژاد پرست ، متعصب، ونظامی و دلخواه و..... در جهان امروزهمه وهمه تنها دست آورد نظام سرمایه داری فعلأ در راس امپریالیزم ایالت متحده امریکا است .

تغیرات وتحولات در کشور های امریکای لاتین، افشای اعمال توهش عمال نظام های سرمایه داری در کشور های آسیا و آسیا میانه شرق و شرق میانه و افریقا . عکس العمل در برابراعمال توهش نظام سرمایه در سراسر جهان ،تضاد ها در درون خود سیستم که باعث بحران مالی واقتصادی در سیستم  شده، وتضاد ها در میان سیستم به اساس منافع منطقوی  ،تا آنجا که چند کشورسیستم نظام سرمایه داری در اروپا درحاشیهء جنگ ایالت متحده امریکا علیه عراق روی ایجاد قوای مشترک اروپائی توافق نمودند که  تحت تاثیر تشنجی که ایالت متحده امریکا در جهان برپا کرده قرارداشته و ظاهرأ بی سر صدا است. این ها همه وهمه از علایم رو به زوال سیستم سرمایه است که نارضایتی مردم را در اشکال مختلف( فردی ،گروهی ، وکشوری ) هم در درون سیستم وهم در بیرون سیستم نسبت به توهش نظام سرمایه منعکس میسازد.

نمایش جنگ وتفوق جنگ از طرف نظام سرمایه داری ضعف سیستم است . زیرا ما می ببینیم جنگ وهمنوائی با این جنگ از طرف افراد ، گروها ودولت ها که ممثل رویداد های به ظاهر پیروز است برای انسانها چه تحفه ای ارمغان کرده است .

وحشت دهشت ، ترور، انفجار وانتحار پیامد آن است . که این وضعیت سایه بیم وهراس را در جهان چیره کرده وارامش انسانها را بر چیده جهان را بیمار ساخته است . لذا باید دقت شود اراده ای آنانی که باعمل انتحاربه حیات خودو صدها انسان دیگرخاتمه میدهند بر پایه کدام عوامل استوار است؟ و از کدام انگیزه ها منشهء میگیرد؟ در حقیقت از عواملی چون بیماری روانی ،جبر، مجبوریت های اقتصادی، وعقیده بخشیدن کاذب به آنان است .که به این خودکشی ودیگر کشی دست میزنند.

مسوول وعامل( بیماری های روانی ،جبر واکراه، واقتصاد نا توان، وبه خشونت کشاندن عقاید دینی ومذهبی) به تنهائی نظام های سود سرمایه ویا دولت های محافظ طبقات ستم کاراست.

دراین باره باید واضح ساخت که حرف بالای تنکنالوژی که اکنون نظام های سود وسرمایه در انحصار خود دارند،ویا حرف در عقل مبتکر ودست توانمند انسان نیست . بلکه دقیقأ بکار گرفتن این همه نعم علیه خودانسان مورد بحث است. که آیا راه دیگری غیر از جنگ ،تفوق طلبی، انحصار، استثمار،استعمار که هر کدام این رویکرد ها عوامل صد ها رنج ومصیبت انسان را در بطن خود حمل میکند وجود ندارد؟ البته که دارد.

آنانیکه عقاید دینی ومذهبی را بر علیه باور های عدالت خواهانه تا معراج عمل خشونت بارمیکشانند شریکان منافع نظام های سود وسرمایه اند که با فریب وخدعه از مردم نا آگاه به حیث وسیله که میتود تیوری بهر برداری روانی سیستم سرمایه داری امروز، درنظام های سود وسرمایه امروز است کار میگیرند. لذا جنگ دولت ایالت متحده امریکا با شبکه های القاعده و یا با شریک اعمال آنان تحت نام تروریزم جنگ بر سر منافع نا جور آمد آنان است که ظاهرأ با روی کــَش دینی ومذهبی پوشانیده شده است .

پی آمد این بحث را در محدوده کشور خود ما افغانان نتیجه گیری مینمائیم.

اخیرأ وکیل احمد متوکل، وزیرامور خارجه طالبان در دوران حاکمیت طالبان مصاحبه ای با خبر گذاری بی بی سی انجام داده که بتاریخ ۱۳ سپتمبر در سایت فارسی بی بی سی به نشر رسید. وی در آن مصاحبه ارزیابی خود را از وضعیت چنین بیان میکند:

"برای اجرای طرح گفتگو با طالبان به اراده، میکانیسم و تفاهم میان نیروهای خارجی و دولت افغانستان نیاز است."

این گفته او( متوکل) در عین حال که نماینگر پیوند سرنوشت طالبان با خارج است،که از آن در مصاحبه خود بنام نیروی های خارجی یاد میکند . علاوه بر آن همانطوریکه این نماینده غیر رسمی طالبان ،میکانیزم وتفاهم را در میان دولت ،طالبان ونیروهای خارجی مطرح میکند . معنا ومفهوم این جنگ به ظاهر دینی ومذهبی را خوب بر ملا میسازد .

در این رابطه بسیار بجاست نقل قولی ازمصاحبه یک خبرنگار امریکائی را بار دیگر در این یادداشت تکرار نمائیم که گفت :"تروریزم مانند مگسان اند که از گنده گی(کثافت) پیدا میشوند، این گنده گی سیستم ایالت متحده امریکا است بنأ تا گنده گی است مگس است ."

این یک تشبیه بسیار موزون است . از اینرو ( متوکل ) چشم انتظاراز مرجعی هست وبقای خود دارد .

دیگرهویدا است که با حضور نیروهای کشور های نظام سرمایه داری در کشور افغانان چه میگذرد.مردم روز های بسیار دشوار را در گذر دارند. در یک طرف مردم خسته از جنگ وتوطعه ،با فقر مادی وروانی دست وپنجه نرم میکنند .و در طرف دیگرچهره های صدر اخفا شده وصادر شده در عیش وعشرت با خواسته های نا مشروع حیات بسر میبرند.

اکنون مردم آزادهء ما در کنار مردم آزاد ی دوست جهان یکسره از اعمال نظام سود و سرمایه در هر شکل آن به سطوح آمده اند . وخواهان تغیر وتحول مترقی وعدالت خواهانه میباشند.

لذا در وضعیت حاضر ضرورت وحدت، اتحادو ائتلاف نیروی های محرک ومحققِ تغیر وتحول بیشتر از هر زمان دیگر شدیدأ احساس میشود.

در این باره با وضاحت بیشتر ومشخصترباید گفت این خواستی است که در مبارزه پیگیر نیرو های ح د خ ا به وضوح دیده میشود.پس باید حرف ها  در عمل تحقق یابند . لذا این قلم بار دیگراین پرسش رابه سازمانها واحزاب رفیق وهم اندیش مطرح میسازد که چرا وحدت سازمانهای رفیق وهم اندیش تامین نمیگردد ؟ هیچ موافقتی وجود ندارد که گفته میشود برای رسیدن به وحدت راه دراز را باید پیمود .زیرا برای این جدا سازی نیز راه دشوار پیموده نشده است . نشاید که ادامه این وضع پراگنده ازفرزندان صدیق مردم ووطن تصویری از تماشاه چیان را در ذهن مردم ترسیم کند. وتا چنین نشده است ،به ضرورت وقت ،نیاز مردم وخواهشمندی رهروان وهمرهان هرچه زودتر پاسخ مثبت باید فراهم آورده شود.

با یک نظر اندازی به گذشته ای بعد از بوجود آمدن سازمانهای جداگانه از ح د خ ا (حزب وطن) باید گفت که از آن مدت  تا حال نیرو های وحدت طلب آن حزب چه مستقلانه وچه آنانیکه در محور سازمانهای بوجود آمده تجمع نموده اند . از مواضع خود خواست های شانرا در نوشته های متعدد بیان نموده اند اما چراآب از آب تکان نمیخورد؟

 در اینجا  تذکارات هر یک از این سازمانهارا  نمیشماریم . زیرا دانستنی است که تمام حلقات جدا شده از بدنه ح د خ ا کدام بی میلی خاص به امر وحدت ندارند .همه آرزو دارند  که اگر بتوانند خطوط مبارزه شان را با وحدت سازمانها  تقویت نمایند.

اما لازم است  بطور عموم گفته شود   که نیرو های صدیق ح د خ ا فرزندان صالح آن حزب اند . سعادت ورفاه انسان و در امکان اول  سعادت ورفاه انسان سرزمین خود شان برای شان آرمان آغازین وآرمان آخرین است. لذا نباید واژه های زاید را غرض متمایز ساختن خود انضمام قدسیت آرمان ساخت.

اگر گاهی دلسردی های ازاین وضع پیش آمده وعزیزانی گفته اند که این گسست، پیوند ناپذیر شده است .اما هنوز اعتبار وحد ت خواهان نسبت به سازمانها قطع وساقط نشده است.لذا باید به مبارزه وحدت طلبانه ادامه داد .

لیکن با ید گفت که در خود خواست وحدت طلبانه یک نقص جدی وجود دارد .که عبارت ازعدم هم آهنگی وحدت طلبان است . متاسفانه وحدت طلبان میان خود هم بد بینی دارند .

 برای اینکه از هر جهت در این راستا به پیش برویم این قلم طبق معمول در نتیجه گیری این یاداشت،  در خصوص تسریع ساختن  پروسه وحدت ومجموع الشمول  ساختن این خواست نظریات پیشنهادی خود را به شرح ذیل تقدیم میدارد.

-  یک اتاق مشخص مباحثه ویک فاروم مشخص بطور دایم فعال  به حیث مرکز تفاهمات و تبادل نظرایجاد گردد تا گفتگو ها مستقیم  ومکاتبات عندالموقع انجام شود .

-این مرکز میتواند کار وفعالیت پروسه وحدت را که توسط کمیسیون های مشخص وکمیته های مشخص پیش برده میشود تسریع ببخشد.از جمله میتوان کمیسیون هماهنگی ن ف د ت ا با ح م م ا ویا هم کمیته هماهنگی نیرو های مترقی در اروپا را بر شمرد.

- این مرکز اشتراک وسهم سایر رفقا را که بنا برهر علتی از اشتراک نظر در نشست های همگون دور مانده اند تامین مینمائید.

- این مرکز پروسه هماهنگ سازی وحدت طلبان را تامین مینمائید .

- این مرکز میتواند ازاظهار نظر های افراد غیر مسوول جلوگیری نمائید.

این مرکز در باره همکاری سایت های رفیق را خواستار شود که مطالب وحدت طلبانه را به این مرکز رجعت بدهند.

 هرگاه رفقای ما در سازمانهای رفیق  از وضع جاری برداشت همگون دارند پس وقت آن رسیده است که پروسه وحدت سازمانهای رفیق و هم اندیش را از چندین جهت با جدیت هر چه بیشتر پیش ببرند ووحدت این سازمانها را تامین نمایند.

در پایان از رفقایکه در این پروسه فعال بوده اند تقاضا مینمائیم نظریات تکمیلی وتزئیدی شانرا برای فعال ساختن وسرعت بخشیدن پروسه وحدت سازمانهای رفیق به هر شکل که فکر میشود موثر است  ارایه بدارند . پیروز باد اراده انسان در راه سعادت انسان. پیروز باد وحدت نیرو های سازمانهای رفقای ما محمد یعقوب هادی

"از جوانی تا به پیری از پیری تا به کـَی؟"

"از جوانی تا به پیری از پیری تا به کـَی؟"

بنا به مشکلی نتوانسته ام مصاحبه آقای سلیمان (لایق؟) را ازطریق تلویزیون بشنوم .اما از طریق یکتعداد رفقا وسایت های انترنتی آگاهی یافتم که آقای سلیمان (لایق؟) بنا به روایت درون خود چهره خفت خود نمایانده است .

مقالاتی بسیاری در خصوص کرده های او در سایت ها خواندم .ممکن است برای کسانی بعد از این همه افشا سازی ها تصوری پیدا شود که این چهره مغشوش ومغضوب چرا تا حال پنهان نگهداشته شده بود.

شاید آقای سلیمان (لایق ؟) خود نیز متوجه شده است که با تدابیر وقایوی جراثیم های او در محور خودش حفظ شده بودند. ووقتی متوجه این اغفال خود شده است به روایت درون اش اکنون خواسته است آنرا پخش نمائید.

لذا دهن گشوده وبه تکثیر جراثیم های خود پرداخته است.

امااز آنجا که در برابر امراض دو نوع تدابیر وجود دارد، که عبارت از: وقایه و تداوی میباشد. اکنون که این میکروب سیاست از دایره وقایه گذشته است، باید از تدابیر میکروب کُـش استفاده شود. چنانچه هم دوره های او در مورداین غزاله سیاست با استناد کامل گفتنی های خود را گفته اند .

بلی باید بدست سیاه این آدم بی باور و نیمچه باور به همه باور ها ، که رخسارظاهرش ممثل آن است با نیش حقیقت دستبند بزنیم و یخن پاره آن حزب را (توسط عناصرهمانند او) از دست این آدم پـُررو برهانیم .

عیب تـُست ار چشم گوهر بین نداری ورنه ما

هریک اندر بحر معنی گوهر یکدانه ایم (سعدی)

اکنون که تن اوبا لباس اصلی خود ،خود را اراسته است و برای جبران نمک ناشناسی ،نمک ناشناسی دیگر باره میکند. باید کرده هایش رابه خورد خودش داد.

خصایل شخصیت او به هر چیز شباهت دارد به جز به لایق.

زمانیکه یکی از رهبران روحانی بنام سید بهاوالین جان آغا پسر روحانی بزرگ بهلول پاچا با درک حقانیت به جانب دولت ج د ا آمد. در یکی از مهمانی ها که برای بهاوالدین جان آغا ترتیب داده شده بود آقای سلیمان لایق با یک عمل طفلانه در حقیقت محیلانه مشروب الکولی را در بوتل کوکا کولا مخلوط نموده بنام کوکاکولا برای آغا صاحب تعارف نمود. آغا صاحب بعداز نوشیدن از اقای لایق ؟ پرسید "دا سه شی وء" مگر اقای لایق گفت که چیزی نیست کوکاکولا است . اینرا بخاطری نوشتم که این آدم با ریش کی نیست که بازی نکرده است .بگذار پیران قدیم ومریدان جدید او را بدانند.

از جمله بیانات پر طمتراق آقای لایق ؟ یکی برای مردم هلمند بود که به سبک حفیظ الله امینی برای مردم گفت" درست است که ما اشتباهات کرده ایم اما شما مردم هم چندان مرغ سفید نیستید"

واقعأ او حرف دل خودرا گفت آنانی که آمده بودند تا بیانیه نماینده دولت را بشنوند باید با چنین سبک از دولت فاصله میگرفتند. لذا هم پیمان او همانکه دوملیون نفر برای افغانستان بیشتر کار نداشت یعنی حفیظ الله امین مرغان سیاه وسفید را همه را درپلان کشتن داشت.

او لقب معروف را درمیان حزبی ها مفت ورایگان کمائی نکرده است در هر موقعیت برای خود جا خالی میکرد لذا او به مداری سیاسی مشهور شده است.

گذشته از این درباره هرزه گوئی های این آدم حیله گر که در مقاله ای تحت عنوان (سلیمان لایق(غلام مجدد)به اصل خود پیوست ) بقلم ( ن روشن) بسیار مستدل پاسخ یافته است چه باید بگویم ؟

من شیران کاغذی شنیده بودم اما اکنون شاعران کاغذی را دیدم. شاعری که معنی خودخواهی را نداند. به او میگویند شاعر کاغذی . اگرخود خواهی همین است که بخاطرسر نوشت مردم ،وطن ومبارزه، بخاطر سعادت انسان سرزمین ما،چون شما گنهکاران حزب ، آرمان ومبارزه در زمان قدرت وصلاحیت رهبر فقید ح د خ ا ببرک کارمل نه یکبار که چندین بار عفو شدید . وحتی در مقام ها دوباره ابقا شدید . واقعأ چه خود خواهی شرافتمندانه ای است که همه را چنین باد.

کسان به چشم تو بی قیمت اند کوچک قدر

که پیش اهل بصیرت بزرگ مقداراند(سعدی)

آقای لایق ؟این چگونه لیاقت است که از دیدن حقایق کور هستید و از اظهار آن گنگ و از شنیدن آن کر. در حقیقت اینرا میگویند خود خواهی .

در غیر آن باید وحتمأ باید اعتراف نمائید آن شخصیت گرامی (ببرک کارمل) مزید به ویژگی های خاص رهبریت با آراستگی بسا خصوصیات دیگر از جمله فراخ دلی وقدرت بخشایش ،حوصله مندی در مبارزه، ترحم وپاک دلی ، بی کینه گی، دلسوزی، شکستگی ، و....ده ها خصوصیت طبعی دیگر جاوید نام شده است.

آقای لایق؟زندگی کردن چون شما آدم سر شناس ح د خ ا که در همه دوره ها در مقام ها بالائی حزبی ودولتی کار ؟ نموده اید با تمام علنیت در پاکستان خود بخود سوال بر انگیز است . چنان معلوم میشود که شما اقای لایق ؟ در ترکیب هیات مذاکره کننده در زمان تصدی رهبرفقید ببرک کارمل به مذاکره از جانب حزب ومردم افغانستان نرفته بودید . بلکه برای وظایف مخصوص رفته بودید. امیدوارم که ادعا نکنید به اعتبار پایگاه های مردمی در آنجا زندگی داشتید .زیرا میدانم در قریه خود شما برای سر به چت کردن شما کسی حتی یک افغانی هم نمیدهد.

آقای لایق؟ مطمین باشید با هیچ نوع حیله گری شما جفا کاران به مردم ، وطن ، ومبارزه که بار گناهان شما را در طول مبارزه اعضای صدیق ح د خ ا کشیده اند دیگر نمیتوانید خاک به چشم مردم افغانستان بزنید.

سیاه زنگی هرگز نشود سپید به آب

سفید رومی هرگز نشود سیاه به د ود (اسماعیل)

شرمسار باد توطعه گران .محمد یعقوب هادی

رقابت های نا مشروع به مثابه ای تیشه ای بر ریشه ای خودماست

رقابت های نا مشروع به مثابه ای تیشه ای بر ریشه ای خودماست

با گذشتاندن روزهای اول فصل خزانی سال ۱۳۸۷ که هر روز برای انتخابات پارلمانی وریاست جمهوری آینده نزدیک میشویم . از طریق رسانه ها، وسایل ارتباط جمعی وخصوصی شنیده میشود که رقابت های انتخاباتی درشهر ها واطراف ونواحی کشوربطور غیر رسمی برای جلب افکار وذهنیت ها به شدت جریان دارد.

آماده گی برای این امر مهم برای سازمانها واحزاب مترقی که در شرایط کشور ما برای پیشبرد اهداف سیاسی شان تعین کننده است یکی از تدابیر فعال سازمانها واحزاب مترقی بشمار میآید . لذا بدون شک سازمانهای که از رهبریت مدبر برخودار اند به موفقیت های آینده ساز برای کا روفعالیت آرمانی شان دست خواهند یازید.

اما متاسفانه اخبار نا خوش آیند ودلسرد کننده ای از کشور در خصوص نا هم آهنگی این تدابیر مهم وحتا تعین کننده برای رهگشائی به آینده بهتر، در باره رقابت های نا سالم میان سازمانهای رفیق وهم اندیش وحتا میان رفقای یک سازمان ، بنا به خصومت های شخصی هم گام با مخالفین هم باوری به پیش برده میشود.که جدأ نگران کننده است.

این نوع برخورد های آگاهانه ویا ناآگاهانه بی تردید برای جا خالی سازی به مخالفین هم باوری مساعدت مینمائید . آیا درست خواهد بود که نیرو های رفیق و یا آنانیکه ما باور های خود را با آنان شریک نموده ایم از مواضع رقابت های شخصی ، اختلافات شخصی ، سلیقه های شخصی، مواضع آرمانی همگان را فدای انتقام های شخصی بسازند؟ به هیچ صورت وبه هیچ دلیل نه.

این در حالی است که هنوزوضعیت محتاج کنار آمدن ها ی مخالفین هم باوری است . و شرایط بحران زده نسبت های خوب وخوبتر ،بد وبدتر را مطرح میکند.وچه بسا که دیده میشود گام گذاشتن در این راه احتیاجی ای مشاورت های جمعی را هم نپذیرفته است. ولذا این چنین پیش آمد ها در مواردی انتقاد ات نیرو های هم باور را نیز بر انگیخته است.

در عین حال تعداد ی نیروی حساب شده ای سازمانهای که آرزومندی وحدت خواهی با آنان قوتمند است ، در این وضعیت خواسته اند از موضع تعلق تشکیلاتی جاذبه آفرینی نمایند. متاسفانه بی توجه به اینکه این جاذبه آفرینی مقناطیسی در زاویه دیگرخود قدرت دفع را همچنان تحریک میکند، که ازحجم مقیاس جذب بیشتر است . لذا چه بهتر که قدرت وجاذبه عمومی را تحریک نمائیم ، که همانا وحدت میان سازمانی وسازمانهای رفیق وهم اندیش است .

به نظر این قلم وقتیکه ارزش حضور یک رفیق در ساحه ای مشخص و معین است چه ضرور است که برای ارزش یابی حضور رفیق دیگر در آن ساحه کار صورت گیرد. ما باید از ارزشی که در اختیار ماست استفاده نمائیم .این بدین معنی است که نباید در قلمرو نفوذ رفقای خود پایگاه های زور آزمائی ایجاد نمائیم . این نوع زور آزمائی ها به هیچ صورت به نفع ما نیست .

لذا انتخابات در پیشرو خوبترین زمینه برای اثر بخشیدن به پروسه وحدت میان سازمانی و سازمانهای رفیق وهم اندیش است که باید با گذشت ، وپشتیبانی وحمایت از همدیگربا نظرداشت تشخیص نفوذ رفقای مان برای تحقق امر ضروری یعنی وحدت میان سازمانی وسازمانهای رفیق وهم اندیش از این فرصت استفاده صورت گیرد.

پیروی باد وحدت میان سازمانی وسازمانهای رفیق وهم اندیش. محمد یعقوب هادی

قانونمداری وشریعت مداری تاجران دین و دولت

 

 

قانونمداری وشریعت مداری تاجران دین و دولت

تجربه آدم را ناگزیزمیسازدنسبت به بیان مطالبی متوصل شود که در اساس با آن موافق نیست . مثل اینکه در مورد قانون گفته میشود قانون مانند" جال عنکبوت "است که تنها زنده جانان ضعیف الجثه را در بند میاندازد مگر موشان میتوانند آنرا بدرند.

دولت صادراتی افغانستان به رهبری حامد کرزی یکی از بنیان گذاران چنین یک قانون در قلمرو کشور افغانان است.

در حقیقت این برداشت که در شکل وجیزه ای به بیان گرفته شده است از وجود چون دولت آقای حامد کرزی نشات نموده است . و به قوانین چنین یک دولت کاملأ صدق میکند .

انگیزه انطباقی این شباهت در عملکرد دولت وشخص ریس جمهور کشور افغانان یعنی آقای ریس جمهورحامد کرزی نهفته است . در حالیکه قلم بدستان زیادی بارها روی صفحات سفید را از بیان اعمال سیاه این دولتمداران سیاه نموده اند تا هنوز هیچ مرجع دولتی حتی کلمه ای آنرا نتواستند سفید بسازند.

اکنون چشم این حاکمان را خون وسیاهی گرفته ، ودیگر تشخیص خوب وزشت برای آنان مشکل نی ناممکن شده است.

آقای ریس جمهورکرزی بعد از کشتار مردم بیگناه توسط نیروی های پایه های حاکمیت خود( نیروهای امریکائی ایساف ) حکم برطرفی نمایشی چند مسوول درجه چهارم را صادر مینمائید وامر به اجرای تحقیقات نمایشی میدهد. که مطمینأ چند روز بعد همه ای این احکام پا در هوا زیر خاک میشود. چنین نمایشات را چندین بار وآخرین مرتبه در مورد جنایت انجام شده دولتی بتاریخ اول سنبله ۱۳۸۷در شندند هرات به اجرا گذاشت مگر بزودی جنایت هودخیل بار دیگر چهره حاکمان تقلبی را افشا ساخت .کشتار دیگری را سازمان دادند. و بتاریخ ۱۰ سنبله ۱۳۸۷ یک خانواده دیگر را از بیخ وبن نابود کردند . ونفرت وانزجار مردم را این دولت دروغگو و متقلب که در راه بندان کابل ، جلال آباد انعکاس یافت نصیب گشت.

آقایان حاکمان دولت صادراتی در میان خود (بادار ونوکران) توپ وبمب ملامت را یکی به دیگری پاس میکنند . این یک مضحکه دیگری است .

اما حقیقت این است که اینان قاتلین مردم افغانستان اند . اینان مسوولین ویرانی کشور افغانان اند . برفی را که بالای بام دیگران میانداختند حالا مانند دزد با پشتاره گیر آمده اند. هر روز کشتار مردم بی گناه ادامه دارد. افراد بیگناه به زندانها انداخته میشود . واحکام اعدام شان صادر میشود. مگر در عوض جانیان، قاتلان ، دزدان، قاچاقچیان، متجاوزین ناموسی از زندانها آزاد میگردد.

رهائی معاونین گلبدین حکمتیار ، رهبران طالبان والقاعده به بهانه های صلحی که اثری از آن دیده نمیشود بر جایش ، اخیرأ به نقل از بی بی سی انتشار خبر آزاد شدن دو متجاوز جنسی در ولایت سمنگان، که بر اساس برخی گزارشها، ظاهراً با فرمان رئیس جمهور افغانستان صورت گرفته، از شباهت های دیگر"قانون جال عنکبوتی" دولت صادره ای حامد کرزی میباشد .

اما پرویز کامبخش به جرم هیچ ،بخاطر تظاهر دینی سالها در زندان بدون سرنوشت باقی میماند وقلم آقای کرزی در مورد رهائی کامبخش بیگناه حکم صادر نمیکند.

این کدام شریعت است که کامبخش را به جرم هیچ زندانی نموده است وبرای اوحکم اعدام میطلیبد مگرمتجاوزین زانی وآنهم بالای طفل معصوم بصورت دسته جمعی به امضای ریس جمهور آزاد میگردند.

در مورد کامبخش عفوو بخشش از ریس جمهور خواسته نمیشود او بیگناه است باید بدون قید وشرط آزاد ساخته شود.

پیروز باد حق وعدالت

م ی هادی

مسوول درجه اول تلفات غیر نظامیان ناشی از عملیات نظامی دولت ،کیست؟

 مسوول درجه اول تلفات غیر نظامیان ناشی از عملیات نظامی دولت ،کیست؟

 

 

قانون جنگل از حکومت جنگل ناشی میشود .

ضرب المثل مردم است که گفته میشود "شنیده کی بود مانند دیده " ما شنیده بودیم که وقتی انسان درنده خوی میشود مرگ انسان ومرگ مگس برایش یک ارزش را دارد.بیشتر از سی سال تنها در وطن افغانان است که گروه های آدم چهره ای درنده خوی به عنواین مختلف انسان کشتار میکنند . آقای کرزی در راس سایر آدم های صادراتی یک سر گردن از دیگران به دلیلی بالا است که این کشتار را قانونی ساخته است .

تلفاتی که از اثر عملیاتهای خودسرویا به اساس اطلاعات غیر موثق ببار میائید مسوولیت اش بدوش کیست؟ معلومدار که مسوولین امنیتی در راس وزیر دفاع کشور مسوول آن میباشد.

وقتی از اثر این چنین بی بند باری، بی کفایتی و خود سری مردم بی گناه کشته شدند شبح دولت بیدار میشود وحلقه ملامتی را در گردن یک دو تن مسوول درجه سوم ویاچهارم می اندازد مگر وزیر دفاع ؟ تیز پای در گریز، در مقام خود لم داده وحتی خود مسوول بررسی میگردد. ومقلدین دیموکراسی نام نهاد کور وکر میشوند تا مسوول درجه اول را به بازپرس بکشانند .

از ابتدای چنین جنایات دولتی تمام اقدامات تحقیقاتی دولت ،فریبنده وجعلی بوده برای جلوگیری از ادامه کشتار مردم نه تنها تدابیر موثر ایجاد نشده بلکه این چنین جنایات وسعت یافته است. آنچه ازطریق منابع رسمی دولت اعتراف میگردد تکرار مکررات این کشتار ها است واما تنها همین نیست ، بلکه به صدها جنایت مشابه آن با امکانات دست داشته ائتلافیون وحکومت صادره ای آنان پنهان گذاشته میشود .

تازه ترین جنایت انجام شده اخیرأ بتاریخ اول سنبله ۱۳۸۷ در شندند هرات صورت گرفت که در آن ۹۰ نفر غیر نظامیان که بیشتر آنان زنان وکودکان اند کشته شدند.

هرنوع دلیل برای تبرئه این جنایت عذر بدتر از گناه است و این در حالی است که رومی نیلسون گرین،سخنگوی ائتلاف میگوئید : این عملیات به درخواست ارتش ملی افغانستان انجام شده و در آن بیش از سی شورشی طالبان کشته شدند.

آیا این اعتراف عاملین جنایت بیانگر نسل کشی همدیگر نماینده گان حکومت صادراتی ائتلافیون تقسیم منافع جهانی بواسطه آنان نیست ؟

ارقام دهی بنام کشتن سی شورشی را ائتلاف ناگزیر است برای تبرئه خود اعلام نمائید . چنین ارقام را هرگاه از شروع عملیات ها ی ائتلاف بسنجیم باید دیگر تروریستی باقی نمانده باشد.

این درحالی است که تروریستان هرروز با انفلاقات وانفجارات جنایات شان را بیشتر وسعت داده اند . واما در این میان ازسرنوشت بن لادن که روزی اینهمه سر زبانها بود کمتر نام برده میشود. وبجای آن طالبان بیشتر رکلام میگردد.

واما در مورد جنایت شندند هرات وزارت دفاع ؟ آقای وردک مسوولین در هرات را متهم دانسته میگوید که اطلاعات غیر موثق آنان باعث شده است که برغیر نظامیان تلفات وارد شده است .لذا تعدادی را از کار بر کنار نموده است .

یعنی که وزیر دفاع؟ یک شخص بری الزمه است وهیچ قصوری در این رابطه ندارد . در حالیکه چنین یک عملیات وسیع تنها به امر وزیر دفاع انجام میشود وسخنگوی ناتو اینرا اعتراف میکند که در تفاهم با وزارت دفاع این عملیات انجام شده است .

لذا در چنین وضعیت هرگاه وجود پارلمان را انکار نکنیم ، باید وزیر دفاع؟ را با دلایل متعدد به استیضاح بکشد واز او صلب صلاحیت نمایند.

م ی هادی