طنز

طنز

به اسقبال نشست پاریس

این مقاله از طرف پروفیسور جامع الکمالات در مجمع اهل خبره قراعت شد!

حضار محترم !خانم ها وآقایان! من امروز در مورد دست آورد های جهان نو تحت عنوان دنیای امروزبشما سخنرانی خواهم نمود .وشما خود خواهید د ید که فردا به کجا میرویم.

دنیای امروز :

دنیای امروز دنیای پیشرفته ای پیشرفتها ست. که هیچ کسی نمیتواند از آن انکار نمایید. شما به ماحول خود نظر اندازید که چه چیزرا تغیر یا فته نمی بینید . واقعا تعجب آور است اگر کسی نتواند در این همه تغیرات وتبدیلات خود را عوض کند . وباز داد از انسان نو ومعاصر بزند . مخصوصا در کشور های زندگی داشته باشد که مردم آن سالها قبل از طرف حکومات شان در این تغیر تعین سرنوشت شده باشند .چنانچه مردم ان جامعه با چنان روحیه تربیه شده باشند که هر عضو جامعه مستقل باشد .و کسی را به کار هیچ کسی به اصطلاح کار ( غرض) نباشد . .هیچ کس از هیچ کس پرسان نکند . شعار this is not my business چه شعار دلنشین است که در چنین جوامع عملا تحقق یافته است .اگر چه همین کار را از ما یاد گرفته اند اما ما تنها حیوانات را ومخصوصا اسپها را چنین تربیه نموده ایم . مگر جهان پیشرفته انرا انکشاف داده در مورد مردم جامعه خود عملی نموده است . واقعا در این باره برای خود دست اورد عظیم دارند .

ببینید! در مورد شیوه کار چه اقداماتی موثر انجام داده اند . کار به اهل کار را اینها با یک تغیر بسیار اگاهانه درماهیت فورموال آن چگونه عملی نموده اند . بلی باید مجبوریت مردم رادانست . در مملکت ما مجبوریت مردم تنها طرف توجه زمامداران آل یحیی بود که کار برد آن بسیار با نتیجه بود . اما دست های از این سو وآنسو همان طریقه وفورمول را خراب کردند .واقعا تجربه مادر علم است ، میگویند سردار محمد هاشم خان صدر اعظم این تجربه را از فارم مرغداری فرا گرفته بود به شکلی که به امر او نوکر موظف یک روز مرغ ها را خوب سیر کرد وآزاد نمود متعاقبا سردار هاشم خان با بیا ، بیا ی معمول به مرغان اواز کشید تا بطرف او بیایند ولی هیچ مرغی به جانب او نیامد روز دیگر امر نمود که مرغها را گرسنه نگهدارند ودر وقت معین ازاد نمایند نوکر چنین کرد سردار هاشم خان قدم رنجه فرمود وبه مجرد بیا ی اول تمام مرغکان بیچاره به سرعت بطرف او دویدند سردار این شباهت را نسبت به مردم جامعه پذیرفته با خود گفت مردم مثل همین مرغان اند اگر انها را گرسنه نگهداشتی به اسانی به اطراف تو بخاطر دانه جمع میشوند وهر چه "کشی" بگویی نمیروند واگر سیر بودند صدایت را کسی نمی شنود. و اهم اینکه فضیلت این تدبیر تمرکز وحدت بود و است. که از دست ما رفت ولی جهان مدرن آنرا حفظ نموده اند .

ببینید !در جوامع خود ما از عدالت میگویم اما در جامعه ای پیشرفته که ما از آن سخن میگوییم اگر این امر تطبیق نمی شد به مرتبه مقام اول رسیده نمیتوانست . ببینید در عرصه دادوستد هرکس زیاد پول دارد مفاد زیاد دارد. هرکس کم پول دارد مفاد کم دارد . ایا این عدالت نیست ؟چطور ممکن است که کسی پول کم داشته باشد از کسی کرده که پول زیاد داشته باشد باید مفاد زیادتر بدست آورد .در این صورت عدالت از بین میرود. ما هم میگوییم حق به حقدار، حالا شما خودتان قضاوت کنید که حق به حقدارجز این چیزی دیگری است .

ما وشما همیشه از فرهنگ میگوییم ، واز بسکه فرهنگ گفتیم از دنیای بیرون بی خبر ماندیم ببینید ! بطور مثال ما زبانهای وطنی خود را محکم گرفته ایم اگر نمیتوانیم زبانهای خود را در زبانهای دیگران شامل کنیم اقلا این کاررا میتوانیم که زبانهای دیگران رادر زبانهای خود شامل بسازیم دور نی نزدیک بطرف همسایه خود پاکستان ببینیم که در زبان شان کدام زبانها را شامل نساخته اند چه نقص کرده اند ؟ ما باید mix"مکس" کردن را در همه امور یاد بگیریم جهان به کجا رسیده است وما در کجا مانده ایم جوانان را باید با روحیه جهان بیرون تربیه نماییم انان مهره های سرنوشت ساز آینده کشور اند وقتی جوانان دگر کشور ها را میبینم که چه تغیراتی در سر وصورت وقیافه وژست های خود آورده اند باید روحیه پذیرش ان را به جوانان خود انتقال بدهیم .

اینرا دگر همه ما میدانیم که جوامع پیشرفته از لحاظ صحت دیگر با امراض معمولی دست به گریبان نیستند بلکه اکنون با بیماری های بزرگتر چون تشوشات عصبی که مادر مرض هاست ، وامراض مدهش جنسی ، وبیماری های اعتیاد به مواد مخدر مبارزه مینمایند.

انواع آزادی ها در این جوامع بکلی تامین است .انان میدانند که مفساد اجتماعی بیشتر از دیگران به خود شخص مضر است . لذا انان همه را درهر کار آزاد گذاشته اند که تا خود در فهمیدن اثرات مفاسد خود کفا شوند. در این عملیه مساله انکشاف اقتصادی نیز در نظر گرفته شده است . پولیس ،قاضی ، محاکم همه نیازمند پول اند .آخر تحصیلات در این کشور ها خرچ دارد محصول این همه مصارفات از تحصیل تا تقرر از کجا باید دوباره تحصیل شود . یکی از مشخصه های ارزنده بازار آزاد این است که : آنچه در کشور ما تا هنوز نا مشروع است انان با درایت آنرا قانمونمند ساخته اند . لذا انان میتوانند در این بازار جبران خساره کنند . از این خاطر جلوگیری از جنایات به مفاد جامعه نیست .اول خود شخص نمیداند که مقدار جرمش چقدر است. دوم تا جرم واقع نشود جامعه از ان پند نمیگیرد. سوم سطح در امد این همه دفاتر پایین میایید. به اقتصاد جامعه ضربه وارد میشود. لذا همه آزاد گذاشته شده تا هرچه میخواهند بکنند. حالا که از انسان آزاد گفتیم یک چند سخن بیشتر در این باره صحبت مینماییم .

ببینید وابستگی ها بی مورد برای انسان ازاد چقدر انسانها را از معیشتهای زندگی واز لذایذ زندگی محروم ساخته است . عواطف پدری ،مادری ،برادری ، خواهری ودورتر از آن پدر کلان ومادر کلان ویا رشته های نزدیک و دور دگر دوست ، رفیق وغیره زنجیرهای کهنه اندیشی اند که ازادی انسان را صلب ومحدود میسازند. در این جوامع دارد ریشه انرا با پشتکار متداوم میخشکانند .این یک دست آورد بزرگ این جهان متحول است. در حقیقت همین را هم از ما یاد گرفتند . شعارش را اول ما سر دادیم "من زنده وجهان زنده "گفتیم مگر اینها انرا عملی ساختند .

اما فضل خداوند ما هم بیدار شده ایم . امروز از برکت پیشرفتهای این جهان مدرن بسیار چیزها را ما هم آموخته ایم .ما مطمین هستیم افغانان مردم بسیار مستعد اند. دیر نخواهد شد که از خود اینها کرده در این پیشرفتها سبقت نماییم . بلی علایم آن با چشم وسر همین حالا مشاهده میشود.

در عرصه فرهنگ موفقیت های چشم گیری داریم . مثلا در باره زبان خوشبختانه بعد از انکه پروفیسور صبغت الله مجددی ریس جمهورسه ماهه راه ورود زبان اردو را در اولین روز، (زور آزمایی) خود باز کرد امید واری های پیداشد که در این زمینه ما به پیشرفت های دست خواهیم یافت .اکنون شکر با چشم وسر این پیشرفت ها را مشاهده میکنیم خود ریس جمهورحامد کرزی شخصیت ( فرا نشنل ) است . ببینید ایشان در میان تمام سمبول های ملی صحبت( انترنشنل) مینمایند. ما خود را با جهان وقتی وفق داده میتوانیم که زبانش را بدانیم لذا ریس جمهور از این شعر مشهور شاعر الهام خوب گرفته اند که گفته است :

"زبان یار من پشتو و من پشتو نمیدانم"

"الهی کاش میبودزبا ن اش در دهان من "

در کدام کشور دنیا اینقدر اخبار، وروزنامه، هفته نامه ،وماهنامه مصرف میشود خارجه را هم اگرجمع نمایید یک رقم درشت میشود که جهان نذیرش را ندارد. آخر یک گپ در بین یکی از انها کاری خواهد خورد. این است ازادی بیان وقلم که کسی انکار کرده نمیتواند .اما درمورد عمل باید گفت ما مثل مشهور داریم "اول سلام پسی کلام" یک روز ، روز عمل فرا میرسد. ما مرده و شما زنده .

تعدد تلویزیونها با حضور متناوب برنامه سازان با style (ستایل) های از گوشه، گوشه دنیا که مثال انرا در جمع کشور های منطقه نمی بینید .

ببینید یک مثال دیگرازترویج فرهنگ دوست بگوییم روز عشاق valentines day را در کدام کشور منطقه جز ما توانستند تجلیل نمایند اگر گپ به غلامی است پاکستانی ها سالها غلام بودند. در کشور شان سالهاست امریکا پایگاه نظامی دارد همینطور عربستان ، مگربطور نمونه اگر روز عشاق را مثال بزنیم ما تنها کشوری هستیم که در پذیرش فرهنگ دوست پیشقدم شده ایم .

در مورد( به اصطلاح) حقوق وآزادی های سیاسی افغانستان را میتوان کشور نمونه جهان گفت . ببینید! در کدام کشور دنیا به اندازه ماحزب سیاسی دارند که اصلا کسی ندارد .

پیشرفت به چه چیز میگویند . امروز ما از هر ولایت مانند پارلمان یک کاندید ریاست جمهوری داریم . شما در دنیا مثال بدهید که ایا ما سبقت نداریم ؟ از هر تیپ و شیپ، سله و کله از فهمیده تا نا فهم در انتخابات شرکت داده میشوند. بلی !مردم حق دارند خودشان ریس جمهور خود را انتخاب نمایند . شما میدانید افغانستان از لحاظ سطح سواد عقب مانده ترین کشور های دنیا است. فلهذا نماینده انان باید کاندید ریاست جمهوری باشد. ما باید حقوق مرد م را تامین نماییم . تعدد کاندیدان ریاست جمهوری از هر کتگوری خود نمایانگر این پیشرفت است.

حفاظت از دست آورد های تاریخی وظایف یک دولت وحکومت است . حاکمیت امروز توانسته است آن دست آورد های تاریخی را حفاظت وحراست نماید. شما ببینید اگر از یک طرف برای شخصی این امکان میسر میگردد که بلند منزل شخصی خود را بسازد در پهلوی ان دولت توانسته ارزش های تاریخی را (که فقر وبینوایی است )به نمایش بگذارد. در این امر محافظین صادق این دست آورد های تاریخی خون های بسیار ریخته اند . دست کافران وملحدان را برای از بین بردن این دست اوردها قطع نموده اند. دولت حاضر همچنان اکنون پیروز است که این دست اورد ها را حفظ نمود ه است .

ما امروز توانسته ایم به سیاسیون کهنه فکر اثر مثبت ونو بگذاریم . هرچند که انان مشکلات خود را دارند. انان میگویند ما در دنیای امروز قرار داریم اما از دنیای امروز درست نیاموخته اند .از همین خاطر نو وکهنه یک ،یک بار نزدشان مخلوط میشود بهر حال انسان عادت پذیر است . کار ما هم سیستماتیک است. دوستان ما هم عجله ندارند. ما بسیار وقت داریم . اینکه در یک مجموعه افراد ان چندین طرز دید را اختیار کنند مشکلات فراهم اوری این کار برای ما قابل درک است که کار بسیار دشوار است .اما با انهم ما موفق هستیم . ما توانسته ایم این استقلالیت فردی را درمیان مجموعه های بزرگ تامین نماییم .

در مورد امنیت دست اورد های قابل لمس داریم ما هدفمندی جنگ را تعین نموده ایم بخاطر کی؟ برای چه؟ چه وقت ؟در کجا ؟ این جرقه را تولید کنیم . ما اینرا پلانیزه کرده ایم . وظایف تقسیم شده است .ما امروز توانسته ایم تمام جهان را شامل ان بسازیم . هرکس کار خود را پیش میبرد . البته انچه را در حدود امکانات انجام داده ایم مختصرا شرح دادم ما متعهد هستیم که

در پلان انکشاف اینده ما پروژه های موثر تری را عملی نماییم . تشکر

هادی

آیا ، مقالهً رفیق اسدالله کشتمند موضع رسمی ن ف د ت ا، است ؟قسمت دوم :

قسمت دوم :

آیا ، مقالهً رفیق اسدالله کشتمند موضع رسمی ن ف د ت ا، است ؟

رفقای بسیار عزیز:

هر نوشته وهر گپ در نهايت باید پیامی داشته باشد . زمانیکه زيرعنوان فوق بحث را اغاز نمودم هم زمان نوشتهً همه جانبهً رفیق جلیل پرشور دربارهً این مبحث در فاروم فریاد به نشر رسید. لذا، خود را درنقاط نظر ارايه شده در یادداشت رفیق جلیل پرشور یافتم .بنا ً ، میخواهم از آموختنی هایيكه درلابلای گفت وشنود ها دراين مورد كسب كردم، هدف یادداشت خود را نتیجه گيري نمايم .

وقتی خوب دقت شود معلوم میگردد که همه به یک امید وآرزويي زندگی سیاسی شانرا پیوند زده اند .پس لازم است تا امید ها و آرزو هارا از دست ندهیم . وقتی ما این نیات نيك را داریم ، بايدگام های خودرا به هدف تحقق این نیات به پیش بگذاریم . یک مثل مشهور است که میگویند: جایيکه دل میرود پای میرود . پس ما باید صدای پای و دل را هم آهنگ بسازیم .

من ازاین گفت و شنود ها مثل هر بار ديگربه این نتیجه رسیدم که ماحصل آنرا مطرح نمایم وآن اینکه :

دست آورد های خود را برای همسویی ورفاقت باید به خاطر رسيدن به هدف،تبادله و تقدیم يكديگرنماییم . ما معتقد به مبارزهً مشترک هستيم . واضح است كه وظیفهً مشترک عمل را ازهمهً ما میطلبد . آنچه را که کار ومبارزهً مشترک بايد مژده بدهد دست آورد قابل در ک ولمس باشد. لذا ، در این یادداشت پیشنهاداتی را میخواهم مطرح نمایم که در نتیجه بتواند انعکاس عملی تلاش های مشترك ومفيد مان باشد .

اتفاقا ًوقتی اين یادداشت( ادامهً نوشتهً قبلي) را مینوشتم آگاهی یافتم كه سایت انترنتی شورای اروپایی نهضت بنام پیام نهضت که قبلا وعده داده شده بود فعال ساخته شده است.

بعد از پیام هاو تبریکات ، اولین نبشته سیاسی باز هم مقالهً رفیق اسدالله کشتمند به حیث همآهنگ کنندهً سایت ، آغاز نشرات سایت را به استقبال گرفته است . با یک آرزو مندی کامل فعالیت این سایت را برای همه رفقا تبریک میگویم وامیدوارم هیات تحریر سایت که همه نام های آشنا اند گنجینه آموزه های دوران مبارزات بس دشوار را چنان با هم آهنگی باز گشایی نمایند وجای بحث را در باره حساسیت های بر انگیخته شده پر نمایند تا الگویي شوند برای وحدت همه رفقا و نیرو ها یيکه آرزومندی آنرا از سالهابه اينطرف در سر می پرورانیم.

فعالیت سایت انترنتی شورای اروپایی ن ف د ت ا برایم به حیث عضو ن ف د ت ا الهام بخش آن نیز شد آرزو نمایم تا سایت انترنتی ن ف د ت ا همچنان رسماً در کهکشان انترنت، باز گشایی گردد .از آنجا که ازبدو فعالیت نهضت میهنی تا ثبت وراجستر آن بطور رسمی بنام ن ف د ت ا سایت انترنتی مشعل مرکز انعکاس برنامه ها ،نظریات وفعالیت های نهضت دربيرون از مرز وطن بوده است ، وسعت يافتن فعالیت سایت انترنتی مشعل رابرای نهضت بشکل ذیل پیشنهاد مینمایم:

فبل از آن قابل یادآوری میدانم كه: آنچه را من پیشنهاد مینمایم هیچ میکانیزمي را مورد مطالعه قرار نمیدهد . تنها مقدار کاری که میخواهد یک تصمییم قاطع است وبس .

کارکرد ها وتلاش های رفیق جلیل پر شور در گردانندگی فاروم فریاد وفعالیت ها و تلاش های کار ساز رفیق مصطفی روزبه در گرداننده گی سایت مشعل، اظهر من الشمس است . هرگاه دو توان را یک توان بسازیم برای کار زار مبارزه بسیار ارزنده خواهد بود . لذا ،به کمیتهً اجراییهً ن ف د ت ا پیشنهاد میناییم که :

۱ - سایت انترنتی مشعل وفاروم فریاد عدالت وآزادی مدغم گردند وبنام سایت انترنتی ن ف د ت ا تحت نام مشعل فعالیت مشترک را به پیش ببرند .

۲ - رفیق جلیل پرشور ورفیق مصطفی روزبه در ترکیب هیات تحریر سایت و گردانندگی فاروم فعالیت نمایند .

۳ - در جمع این دو رفیق ترکیب هیات تحریررا به تعداد لزوم دید از رفقای شورای مرکزی پیشنهاد مینمایم که در انتخاب آن شورای مرکزی تصمییم خواهد گرفت .

۴ - ماهنامه مشعل وراه نهضت مدغم ساخته شوند ورفقای مسوول مشترکاً با گردانندگان سایت شامل هیات تحریر گردند و اشتراک همگانی اعضای شورا ها مطرح شود .

5 - ازرفيق پرشور نيز درخواست ميگرددكه دراين زمينه همكاري نموده وبه نظر ما،جواب مثبت بدهد.هدف اساسي ما، پركيفيت شدن نشرات است وتوقع داريم كه اين كار بتواند ، انبوه مسايل قابل توضيح وتحليل را به رفقا وهواداران نهضت ،درموقع ضرورت قابل درك سازد.

اگر اینکار برای کار و مبارزه ما اثر مثبت دارد چرا انجام ندهیم . بر مبناي آن تقاضا مینماییم به این پیشنهادات عطف توجه صورت گیرد . پیروز باد کار های خوب ونیک شما رفقا

محمد یعقوب هادی

از واقعیت های تاریخی طفره نمیروییم

از واقعیت های تاریخی طفره نمیروییم

کره زمین در کاینات زیستگاه سه نوع زنده جان انسان ، حیوان و نبات با سه نوع طرز حیات شناسایی گردیده، که انسان کاملترین این موجودات زنده ، دارای شعور وعقل مولف ادارک انسانی میباشد . لذا از ابتدای پیدایش آموخت تا برای زندگی بهتر تلاش نمایید . سیر وسفر انسان برای دستیابی به زندگی بهتر مراحل تاریخی زندگی انسان را معرفی میکند .

این موجود ایجاد گر از زمین تا اسمان راه یافت . زمین ومآورا ی آن بین انسانها تقسیم شد مرز های جغرافیایی در حالی بوجود امد که طبیعت نیز از لحاظ طبیعی اشکال موجودات انسانی را متفاوت ساخت .

با پا درمیانی نفع ونقص ، تقسیمات زمین بوجود آمد و زیست جمیعت های جداگانه در جغرافیای زمین معین شد .در حالیکه هنوز مرز برداری ها ومرز گذاری ها غیر قابل پیش بینی اند جهان ما در همین تصویر موجودشناسایی میشود .

عصر ما در ادامه زندگی مبارزاتی انسان عصر حکمروایی سیاست بر جهان شد . سیاست یعنی تننظیم نظریات در یک برنامه معین برای بهبود زند گی انسان . از همین جاست که تضاد ها ماهیت جدید بخود گرفت ولذا بخاطر منفعت طلبی ها ، مردم وجایگاه زاد و زیست آن مورد تجاوز، بهره برداری و سو استفاده اندیشه ها وتفکرات برتری جویی و برتری خواهی قرار گرفت.

یکی از این سر زمین ها افغانستان است که به حیث زادگاه ما، پرورشگاه ما وطن ما وخاستگاه انسانی ما مورد بحث ماست .

تاریخ زبان واقعات در باره عملکرد اشخاص ، جریانات سیاسی، احزاب وبرنامه های شان ودولت ها میباشد که از دید دانشمندان واگاهان جامعه سخن میگویید ، واز همینرو انتقال این تجارب از روی تحلیل واقعی ، محک قضاوت قرار میگیرد .

مردم ووطن برای رسیدن به منبر سیاست گذرگاه ای میباشد که عبور از ان بلا قید وشرط است و اما در شرایط کشور ما یک شرط دگر بطور خاص مورد بهره برداری قرار دارد که سو استفاده از نام دین است .

معامله گران معلوم ومجهول این بازار را انقدر پر جم وجوش ومزدحم ساخته اند که تعدادی با دست خالی در این بازار تجارت میکنند .

در این میان گروپک های زنده باد والا وآنانیکه نا خوانده امضا مینمایند بی هدف روان هستند که تا به نا کجا برسند .

دفاع از مردم در کنار او بودن و چتر ساختن بر سرمردم ،نجات او، ازاینکه دگر بر او ظلم نشود مستلزم مطالعه بسیار دقیق در متن سیاست کشور ٍکشور کثیرالملیت، کثیرالزبان وحالا کثیرالحزب که خود بخود بیان تفکرات و سلیقه های متفاوت است میباشد . تحلیل ومطالعه وارزیابی این وضیعت سیاسی مسوولیت اگاهان جامعه است.

وقتی میگوییم در متن سیاست کشور مسایل مورد تحلیل قرار گیرد عوامل متعدد مدنظر است با مطالعه مجرد نتیجه درست بدست نمی اید این عوامل در حالی متعدد اند که با عوامل نو ظهور به نفع استعمار جای عوض مینمایند . مثلا موضوع جنگ علیه افغانستان بخاطر حضور قوت های خارجی ودفاع از دین، واکنون حضور قوت های خارجی در افغانستان جنگ علیه دشمنان دین و افغانستان تا انجا که این وضیعت را به حیث یک پدیده سیاسی بنام جهان مشترک به نفع دنیای استعمار قانونمند ساختن از روی اهداف کشور های مغرض باید ارزیابی گردیده ونتیجه گیری به اساس آن معیار به سنجش گرفته شود .

عمال استعماراز قدیم نبض ، طبیعت و مزاج گرم واحساساتی مردم ما را بخوبی درک نموده بودند با انکه تاریخ نتیجه این احساسات را دراقدامات استعمار علیه شاه امان الله حد اقل یکبار برای مردم کشور درس داد اما با فراموشی از افسوس گذشته بار دگر این احساسات به انان غالب شد و در نتیجه همان احساسات در وضیعت امروز قرار گرفته ایم . لذا دست اموزان پالیسی های غرب هنوز با همان تلوار گردن میزنند .

راه های تقرب به خدا راه های خدمت به خلق خدا ست ، ولی در شرایط سیاسی چند ین دهه کشور ما این وضیعت در حالی شکل یافت که یکتعداد مدعیان دین ، گو یا بخاطر خدمت دینی به باور های غرض آلود خود چنان ایستاده گی کردند ومیکنند، که در وجود اشکالی از فعالیت های جنگی در یک مقطع زمانی ازسر هزاران کشته ، زخمی و معلول گذشتند تا به اهدافی که متاسفانه هنوز هم سرنخ ان اهداف کوشش میشود پنهان شوند برسند .

شخصیت سازی وظهور اشخاص تصادفی در عرصه سیاست کشور ما ریشه استعماری دارد که در پهلوی دسته گروپ های وابسته ،این اندام سازی انفرادی ، به دلایل جلوگیری از تلفات بیشتر جواسیس ،کنترول بیشتر انها ،تعویض سهل واسان اجنتان وادامه نفوذ استخباراتی استعمار میباشد.

انانیکه که میگویند به هیچ حزب سیاسی تعلق ندارند ودر میدان خداو راستی سیاست میکنند از همین قماش اند، که با دستی پنهان در استین ورود شان به سیاست کشور تامین میگردد و یکنفر گماشته دگر در جمع گماشتگان افزود شده اهداف استعماررا تامین میکنند.

واما انانیکه برای ساختن حزب سیاسی از جانب غرب حمایت میشوند چه اهداف معین را بروی یک سند وحجت ارایه خواهند نمود که در اهداف این همه احزاب که به فضل خدا مملکت از این درک هیچ کمبود ی هم احساس نمیکند مطرح نباشد ؟

انانیکه داد از مردم میزنند باید مردم را دقیقا دریابند در کجا هستند . باید بدانیم بودن با مردم ورفتن بطرف مردم یک نظریه حساب شده است . اما وسایل دفاع از مردم برای سرکوب خود مردم نیست همان چیزی که از شروع دهه نود تا کنون استفاده میشود.

در کشور ما انانیکه تا هنوز در میان این همه ایده ها جایگاه خود را نیافته اند خوی وطبیعت یکه تازی ودیکتاتور ی دارند انان قادر به تفاهم نیستند شرکت نظر وعمل را نمیتوانند بپذیرند انان مردم و مردم میگویند مگر با طبیعت هیتلرمابانه فقط نظر واراده خودشان را اعتبار میدهند که بخود ی خود با منافع مردم در تضاد است .

این اشخاص به حیث حربه ای بدست استعمار جهانی ، مردم شریف وبیچاره ما را فریب میدهند این مردم بیچاره هم چون عذاب دیده اند ورنج کشیده اند با گپ های فربینده به بسیار زودی اماده همنوایی میشوند اما این ادم های مفتن وبه جان بزن که با یقین کامل یک روز سر وگردن شان از گریبان دگران بیرون میشود انوقت به معراج صلاحیت رسیده میباشند و باز مردم بیچاره مجبور میشوند کفاره اشتباهات وفریب گذشته های خود را بپردازند.

عصر ما عصر اندیشه ها وتفکرات در باره انسان وزندگی است چطور میتوانیم از اختیارات انسانی خود بخاطر بهتر زیستن اعظم استفاده نماییم باید به تفکر جمعی ارزش بدهیم که در عرصه سیاست به حیث سازمان سیاسی عرض وجود میکند .

وقتی از حزب سیاسی میگوییم هدف حزب خود جوش است حزبی است که فشرده تفکر جمعی باشد نه احزاب فرمایشی ونمایشی که اهداف غرب و منافع بیگانگان را توجیه کند تعدد ، ظهور وحضور این احزاب همگون ادامه تفرقه پالیسی های غرب وبیگانگان است نود حزب یعنی نود نظریه شکلی متضاد در حالیکه هنوز تعداد زیاد دگر در راه اند که این ا رقام را دو برابر وسه برابربالا ببرند .

اکنون به این سوال باید پاسخ داده شود که ایا چنین حزب بزرگ سراسری که فشرده تفکر جمعی باشد وراه بسوی پیشرفت ازادی وعدالت داشته باشد وجود دارد ویا بوجود آورده شود ؟ به نظر این یادداشت بلی این حزب وجود دارد ، تنها در اثر بحران جهانی پراگنده شد ه و پراگنده گی به معنای عدم وجود نیست.

ح د خ ا چنین یک حزبی بود وقتی شرایط بالا ی این حزب تحمیل شد از بدنه ان چندین سازمان قوی ومطرح بوجود امد که هر کدام دارای واحد های سازمانی در اکثریت ولایات کشور میباشند. به تکرار میگوییم بلی این یک واقعیت است واقعیت را میشود انکار کرد اما نمیشود انرا از بین برد .

شاید حالا تعدادی از خوانندگان مخالف همان حساسیت هایشان تحریک شود و همان یک ضرب زبانی را تکرار نمایند که:

همین حزب بود که شوروی هارا آورد . این حزب کمونست بود اولاد های مارا کافر میساخت . دو ملیون کشته ومعلول پنج ملیون آواره بجا گذاشت . در محدوده همین مفهوم یک چند شخص غرض الود با همان فریب ها ، وفتنه آفرینی ها ،که ملیون ها انسان را قتل کردند ، صد ها تروریست ،باندیست ،راهزن وقاچاقبربوجود آوردند ، بار گناهان خود را به گردن دگران انداختند و می اندازند انقدر دروغ گفتند ومیگویند که تا نسل های بعدی ، مردم دشمن مردم باشند وتا استعمار است واعمال شان ، کشور ما روز خوبی را نبیند .

هیچکس در هیچ جا هیچوقت نخواسته که حضور قوتهای شوروی را انکار کنند واما شرم به انانیکه دلایل وحقیقت حضور ویا به گفته ای مداخله شوروی هارا تجاهل میکنند.

هرچند که جواب ان در صحنه کشور عملا وجود دارد حضور این همه بیگانه گان دور نزدیک وکافران چند کتابه در زیر زنخ انانیکه آواز اشغال، کافر وبیگانه را بلندتر از دیگران سر میکردند چه جوابی بهتر از اینرا میتواند ارایه کند

اما بسیار تعجب آور این است که در حضور این همه قوت های خارجی از چنبر همین حاکمیت ، یکتعداد مدافعان داخلی و مداحان افغان تبار خارجی و بیغمباشی های روز چلان در خارج با چنان مقاله پرانی ها در زیر سایه درخت لشکر استعمار در داخل ودر زیر شلاق تحقیر ستمکاردر خارج نشسته اند و سالگره تقبیح حضور قوت های شوروی را به مصداق مثلی کور خود بینای مردم دایر میکنند تو گویی دنیا را گل وگلزار ساخته اند .

واگر از یک زاویه دگر به موضوع دیده شود در باره قشون سرخ با نظر داشت مسایل امنیتی کشور خود شان حد اقل گفته میشد ودر اسناد قید شده است که مطابق معاهده دوستی دو مملکت وحضور داشت حکومت وقت {حفیظ الله امین} وصلاحیت استفاده از مواد منشور ملل با دعوت مکرر دولت وقت {حفیظالله امین} در وضیعت مداخله صورت گرفت قشون سیا در حضور کدام دولت به دعوت کدام ملت ومطابق به کدام مواد منشور ملل در دفاع کی وبه سرکوب کی به نفع کی از ان طرف زمین تا اینطرف زمین راه کشیده اند. در آنوقت کلمه دوست {دروگ } درباره شوروی هاچه به استهزا گرفته میشد از این کلمه طنز ها و فکاهی ها ساخته شده بود ، مگر اکنون کلمه دوست {فرند} در باره امریکایی ها وسایر کشور های غربی چه با زیبایی وادا ها ی فصیح استعمال میشود. این مقایسه به معنی بیگانه پروری نیست یک مثل پشتو در رابطه تقسیم منافع بسیار عینی است که اول جان پسی جهان . اما شرایطی به این کشور وملت تحمیل شد که هم جان رفت و هم جهان.

چشم حیا کور شده چو خرسان عصا دست

در رهگذار ما به کمین گاه نشسته اند

از انجایکه مقالات در معرض خوانش انانی قرار میگیرد که در عرصه سیاست قلم وقدم میزنند فکر نکنم که انان به اسنادی دسترسی نداشته باشند که حقایق حضور شوروی ها را باز گو کرده است .اگر انان چون یک عامی تنها حضوررا محکم بگیرند به دلایل راه نجویند انان دانند و حکم درون شان . وهیچ جای شکایت هم نیست که چرا انان اذهان مردم را مغشوش ساخته ومیسازند ولی اکنون ما باور داریم مردم خود نیز از خوان سیاست کشور کیفیت و مزایا را تشخصیص کرده اند.

البته برای براوردن آرزو ها وتامین ارمان ها تصادم با چنین تضاد ها حتمی است .

واما در مورد اتهام کافر سازی باید بگوییم اول دین را اینقدر سست آزار دانستن بی ایمانی خود آنهاست وبگفته حافظ شیراز کسانیکه با یک کش، کش بیایند وبا یک خطا بروند ضعف ایمان خود انان است .

ننگ به انانیکه یک قدم ویک حرف به جز ارمان خدمت بمردم ووطن در نیات ونظر وعمل شان چیزی دیگری بوده باشد چه رسد به کافر سازی جامعه .

کافر پذیری مشهود ومشهور را مردم در داخل کشور وخار ج کشور از طرف مدعیان دین ومذهب هم در پیش پرده و هم در عقب پرده اکنون بخوبی میبینند ومیدانند . مردم میدانند بعضی از اعمال استعمار که اکنون به صحنه سازی های عوام فریبانه پرداخته اند سالها قبل از حاکمیت ح د خ ا در دامان کافران پناه برده بودند وحتی بسیار انان با این خوی وعادت بزرگ شدند کاباره ها و میخانه ها ی مجالس رقص نه از دست خود شان دور مانده ونه از دست اولاد های شان دور ماند. انان که اکنون اکت دینداری مینمایند چرا با فرار از کلچر دینی و مذهبی در معاشره ایکه ما اکنون تشویش اولاد های خود را داریم با افتخار زندگی داشتند وبالای ما هم فخر میفروختند که در امریکا واروپا زندگی دارند تا بکی دروغ و تا بکی فریب ، لحاظ خدا را ببینید ای مدعیان دین .

وقتی شما یک تحصیل یافته شوروی را به بی دینی متهم میکنید در حالیکه نه برای گرفتن ماستری بی دینی رفته بود ،ونه برای گرفتن داکتری بی دینی، بلکه به منظور تحصیل علم و ومسلک که روزی از کمال ان خدمتگار به درد بخور مردم وکشور شود به انان اتهام ناروا بسته میکنید .از خود بگویید که هیچ منظوری از بابت تحصیل ومسلک علمی نداشتید واز خیرات سود خواران و رشوه گیران با وجود داشتن قصر های رهایشی وامکانات وافر عیاشی رضایت خاطر شما حاصل نمیشد ورهسپار غرب میشدید چقدر کافر وبی دین باید باشید .

اگر مردم را بی دین ساخته اید شما با اعمال تان ساخته اید دروغ ، فریب ، توطعه، کینه ورزی، فساد ،عداوت را در فامیل ، کوچه، شهر، ناحیه ،ولایت، ده وقریه رواج کردید امروز از اثر ان فتنه انگیزی های شماست که اتش بزرگ شعله ور شده است و شما که در لفظ یک چیز ودر عمل چیز دگر هستید . وطن ومردم را قربان اعمال فریب کارانه خود نمودید کلچر وفرهنگ بیگانه را در وطن ما رایج نمودید . شما بودید که دیروز با رفتن به صحنه های کابل ، کلوپ های شبانه رقص ، تماشاه فلم های مضحک غربی پوشیدن لباسهای عریان ، مصافحه یکسان با زن ومرد ، شراب نوشی ها وزن بازی ها ،خود را به نظر ما متمدن جلوه میدادید وفخر میکردید امروز با ز هم با چهره دگر نزد مردم بیچاره ما که از اثر اعمال پیشینان شما در بیسوادی ونا اگاهی قرار داده شده اند خود را چهره مینمایید .

ننگ به انانیکه با کشتن وبستن واواره گی مردم وویرانی وکشور ما خواستهای وارزو های نفسانی شان بر اورده شد ومیشود .

انسان دارای یک سلسله خصوصیات باطنی است که در عملکرد های زندگی نمیتواند انرا پنهان نماید . ومثل بعضی از عادات زندگی از روی ضرورت فطر ی به ان متمایل میباشند . مثلا وقتی گرسنه میشویم غذا میخورییم تا ضرورت نفس را مرفع سازیم وقتی ضرورت خواب پیش میایید به بستر خواب میروییم تا نیاز مغز برای ادامه فعالیت براورد ه شود .

از حیث علاقه رفتن بطرف قدرت وانرا از خود ساختن وحفظ قدرت نیز یک تمایل درونی است واین تمایل چه چیز های را باید در درون انسان ارضا سازد . اعمال ما این رضایت را خود منعکس میسازد . تصویر این اعمال زندگی عینی هر شخص است .

وقتی میبینیم بقدرت رسیده گان چنان توشه برای هفت پشت خود اندوخته اند از روی ان نیات شان معلوم میشود برای انان کشتن ،بستن ،غارت ،چپاول وهر زمینه سازی فجیح ورقتبار باید دست اورد داشته باشد .

اما انانیکه موانع علیه این اهداف بودند و در بساط خود هیچ چیزی از جیفه دنیا ندارند چه حکمی میتواند شامل حال انان شود و این قدرت داشتن ، وقدرت گرفتن چه چیز را در باطن انان ارضا میسازد . بلی رضای خاطر وآرامش روح بزرگترین سرمایه انهاست .

حالا دگر معلوم است که جنگ برای بسیاری ها پیشه وشغل بودو است همانطوریکه بسیاری های دگر فتنه انگیزی پیشه شان بودو است.

اکنون کیها مسوول قتل مردم شریف ما، کیها مسوول اواره گی مردم بیچاره ما ، کیها مسوول بر بادی وطن سوخته ما میتواند باشد کی، چگونه ،باکدام هدف ،با کدام وسایل و با کدام حمایت ها برای ارضای خاطر درون خود وهمطرازان دیندار وبی دین خود این مردم بیچاره را وسیله قرا رداده وسر زمین شانرا برباد داد وبه اشغال کشید وهنوز هم با هما ن ادا های دین داری یک سر وگردن خود را از مردم کشور بالا میگیرند .

هیزم آوران اتش جنگ ، نفاق وبربادی ، دیروز بخاطر دفاع از مردم وسرزمین ،آن حاکمیت را محکوم میکردند ، زمانی دعوت به دفاع از سرزمین را با اتش جواب دادند واکنون که تعدادی از آن نیرو ها ی ایثار گر با رای مردم چراغ امید مردم را روشن نگهداشته اند نیز زهر گفتار وکردار از دهن فتنه انگیزان وشرشر اندازان بسوب انان فوران میزند .

نظر مشترک در عمل مشترک باعث میشود که خدمت بمردم فراهم گردد . زمینه های بهتر ساختن زندگی در تضاد با احکام هیچ دین در دنیا قرار ندارد .

اصول خدمت به مردم وکشور خودش دین است چون دین تنظیم امور زندگی انسان است زندگی انسان برای تنظیم امور دین نیست معنی دین را نداستن جفا به مردمی است که از نام دین انان خود انان در موقف محکوم قرار بگیرند .

ما بنام وطن ومردم وبه آن حزب سیاسی متعهد بودیم که از رهبریت تا همه اعضای ان با پاک نفسی تمام برای عمران وشگوفای کشور ورفاه مردم تا پای جان رزمیدند عمرهای خود را بدون اندوخته ای یک حبه ،دینار ،کلدار، دالر وروبل به پیری اوردند تعدادی عمر های شانرا به پایان بردند.

ما متعهد به ارمانهای حزبی بودیم و هستیم که بنام وطن ومردم پدران وماداران خواهران وبرادران و اولاد ها وهمسران خود را در راه خدمت قربان نمودند .

ما متعهد به اهداف حزبی بودیم وهستیم که از سر زمین ابایی واجدادی ما در عمل برسم نیاکان ما در برابر استعمار دفاع نمودیم وهیچوقت نخواستیم تا در وطن ما پایگاه وجایگاه داشته باشند .

ما متعهد به حزبی بودیم که هرگاه خاین ، خایف ، فتنه و قاتلی ظهور نموده ویا نفوذ داده شده خود ما انانرا در محکمه مردم تسلیم نمودیم به مجازات قانون سپرده ایم.

ما متعلق به حزبی بودیم که محافظ حیثیت ،عزت وناموس مردم بود هیچکسی هیچگاه وهیچوقت سندی ارایه کرده نمیتواند که از دستگاه آن حزب مرتکب چنین جرمی شده است

وقتی ما از آن حزب میگوییم ازمسوولیت شماری از خاینینی که خود حزب هم با انان حساب خود را تصفیه نموده پاک میدانیم .

برای انسجام این وطنپرستان ومردم خواهان از مدتی به اینطرف فعالیت های وحدت خواهانه جمعی وفردی در داخل کشورو بیرون کشور در داخل سازمانها وبیرون سازمانها خود نشانه ای حیات وفعالیت تفکر جمعی ان حزب میباشد که زمانی زیادی باقی نمانده است تا این خواست به مسند پیروزی بنیشیند و چراغ جشن وحدت این نیروها در اسمان وطن روشنای تازه بیاورد.

زمانیکه این یادداشت در قید تحریر میامد اطلاعیه گرد همایی نیروهای ملی مترقی ودیموکرات در سایت های انترنتی نشر گردید که موعد ارزو ها وامید های خواستنی فرزندان مردم ووطن میباشد در حالیکه این قدم پیروزی را به هواخواهان وحدت ونیروهای هم اندیش تبریک میگوییم از تمام سازمانها ونیروهای هم اندیش تقا ضا برد ه میشود جایگاه خودرا در این گرد همایی خالی نگذاشته امید هایرا که با نظریات وحدت خواهانه برای نیرو های هم اندیش بوجود آورده اند در ساحه عمل انرا تحقق بخشند .

زنده باد مردم افغانستان

پاینده باد افغانستان

پیروز باد وحدت فرزندان مردم افغانستان

م ی هادی

باردیگردر باب سخنهای رفیق اسدالله کشتمند

 

باردیگردر باب سخنهای رفیق اسدالله کشتمند

فضیلت سخن آن است که اعتماد ببار آورد

امروز که این یاداشت را مینویسم خود را در برابر یک آزمون بزرگ رفاقت می بینم .رفاقتی که در تفکر من ریشه در یک آرمان مشترک دارد . برای یک آدم شرقی تربیه شده در دامان جامعه ای پراز سنت ها وخصوصیا ت قومی ،چقدر آسان خواهد بود که هم بتواند از زیر کوله بار کنایه ها وآنهم در سطح یک اکثریت شرقی مزاج خود را برهاند وهم از دیدگاه اندیشه وتفکر بر علیه تعهد خود قرار نگیرد .

انسان درجريان طولانی شدن عمر،بايد اثرپذیری ،اثر گذاری ووزن فكری وسياسی اش را در میان دو پدیده (سنت،وتعهد) نمایان بسازد .لذا، من به این نتیجه رسيدم که اگر در یک تصادم ومناقشهً قبیلوی قرار میداشتم ، بدون شک باید با روحیه ًناسیونالیستی وقبیلوی تکلیف خود را روشن میسا ختم . اما اکنون که من در امر مبارزه بخاطر یک هدف کاملا شریفانه وبی ریا برای سعادت وآزادی مردم متعهد هستم ،به حکم وجائب اخلاقی ، ارزش دادن ها ومعيار های برخورد، نزد من روشن است .

با درنظرداشت تعهد و سوگند، مقصد اصلی وآرمان سپاهی، پیروزی و رسیدن به هدف است . اینکه سینه را باید سپر کدام گلوله بسازد ،در پلان دفاعی یک سپاهی گنجایش ندارد ، ومن حقیقتا سپاهی هستم .من خواستم انتباهی را که ازمقالهً رفیق اسدالله کشتمند گرفته بودم بيان كنم ،زيرا مقصد من آن بود تا بدانم منظورازتحریرآن یادداشت ايشان چه بود ؟من به نقطهً مطلوب رسیدم.

ایشان گفتند که برخلاف وحدت قرار ندارند. اکنون میخواهم مقصد سپاهیان آرمان را دنبال نمایم . لذا ، از رفقا ی مسوًل سایتها خواهشمندم تا لطف نموده عكس مرا نیز ضمیمه ًاین یاد داشت منتشر سازند . تا هويت و موقف من روشن باشد ورفقا مراازجملهً آنانی ندانند كه هميشه از نامهای مستعار استفاده ميكنند واتهام ميبندند. علاوتا ً ياد آوری ميكنم كه برای آن نشر فوتويم را تقاضا كردم تا معلوم شود که محمد یعقوب هادی درست نام صاحب همین فوتوست .

چرا، یادداشت رفیق اسدالله کشتمند را به بحث گرفتیم ؟ نخست اینکه اوشان را به حیث یکی از مسوولین صاحب صلاحیت سياسی و تشکیلاتی درسازمانی میشناسیم که ما سرنوشت سیاسی خودرا با آن سازمان گره زده ایم . لذا، بصورت قطع هرحرف سیاسی وسازمانی اوشان ،نشان مسوولیت پذیری خود سازمان و تمام اعضای سازمان تلقی میگردد . پس به بحث کشانیدن یاد داشت اوشان، جستجوی حل ابهامات خلق شده درسطح عمومی بود که تنها چند تنی از رفقا این برداشت ها را منعکس کردند .هرگاه تلقیناتی از پیروزی در این مباحثه مطرح باشد من اعلان مینمایم که شما رفیق اسدالله کشتمند پیروزهستید . چرا که با شنیدن آواز تفنگ سپاهی خود را به محل واقعه رسانیدید. اما به قضاوت های ما وشما،حتما ًرفقای ما داوری خواهند نمود. بهر حال هرگاه همه به چنین صدای هوشیار باش سپاهیان جواب بدهند چیز های بیشتری بدست خواهیم آورد .

یاداشت من دربارهً مقاله رفیق اسدالله کشتمند تنها یک نقد نبود. درنهایت مقالهً رفیق اسدالله کشتمند ، برویت شناخت وموقعیت ايشان درسطح یکی از مسوولین سازمان ، وسیلهً انعکاس یک مقدار گفتنی هایم درمورد یک تعداد نویسنده های که ازموضع نهضت تناقض گویی مینمایند نیز قرار گرفت که وظیفتاً آنرا انعکاس دادم .

مبارزهً مشترک معنایش این است كه درتمام مواردی که به سرنوشت مشترک وجمعی ما مربوط میشود ،همهً ما وظیفتا باید دخالت داشته باشیم. هیچ کس حق ندارد ازلحاظ قهربودن وآشتی خود بالای سرنوشت جمعی اثربخشی بيمورد وغير مفيدداشته باشد. وما هم حق نداریم كه درپیش آمد چنین وضعيت (سیل بین )باشیم .از اینرو ، دراین باره بازهم گفتنی هستم كه بالاخره ما باید تمام شیوه های اصولی ورفیقانه را بکار گیریم و به ناجورآمدی های اگراست که اگر ازحقیقت نگذریم است ، غلبه حاصل نماییم . درموردراه حل روشها وسلیقه های چند گانهً مضرمشتركاً فكر كنيم ومشكلات راحل نماییم . روی مسایل بی اتفاقی خاک نیاندازیم که هروقت بتواند دوباره سر بیرون کند .همانطوریکه شما میفرمایید، درمورد همه مسایل باید برخورد شفاف صورت بگیرد . اگرخواسته میشود تا نهضت در اروپا تقویت گردد، واقعاً بايد مبارزه صورت گیرد و به نفع نهضت دراروپا اين محل تجمع نیرو های حزب دیروزما کار شود. توان های پراگنده جمع شوند. مخصوصا رفقایيکه هم مستحق میباشند وهم خیلی ها موثر اند وهمین اکنون ازهر یک ما بیشتر فعال اند یک مشت ساخته شوند . بلی وقتی ما در میان خود شفاف برخورد نماییم باز در این صورت میتوانیم به جانب وحدت با یک امکان بیشتر وبه جانب سازمانهای رفیق برویم وبعداً با توان وموثريت بيشتر با سایر نیرو ها ی مترقی در اتحاد وا ئتلاف برویم . لذا به قول معروف اول از خود شروع نماییم .

واما درباره وحدت گفتنی های بیشترپیرامون مقالهً شما که از فعالیت های وحدت خواهانه در اروپا یادداشت شده است، بخوبی میدانیم .البته مسوولین ،منجمله شما در سطح تصمیم گیرند ه گان وما در سطح آرزو مندانیکه در این عرصه درحصه ًخود کارنموده ایم ،دادو فریاد کشیده ایم سهم مشترک داشته ایم . اما، میخواهید بدانید که بگویم ما میدانیم مشکل شما مشکل رهبریت است . همانگونه که در جواب تان از امتیاز بخشی برای من نوشته اید. من میگویم این موضع نهضت نیست .این گونه برخورد ها است که پروسهً وحدت را تخریب مینماید.آیا واقعا ًمیخواهید از من بشنوید که درمورد بحث رهبریت، موقف اکثریت رفقايی را که من شنیده ام وخبردارم، چيست ؟ من میخواهم به صراحت بگویم، اگرروزی مثلاً وحدت با حزب متحد ملی تامین میشود، هرگاه رفیق گرامی رفیق شیر محمد بزرگر ویا رفیق محترم نورالحق علومی ویا یک رفیق شایسته ای دیگراز این دو حزب رئیس و یا رهبر سیاسی همان حزبی که نامش هرچه گذاشته شود ،انتخاب شوند، برای من ومثل من هزاران تن دیگرارزش یکسان دارد. ما مشکل نداریم من وهزاران تن دیگر حاضر هستیم سرباز دایمی شما باشیم . تنها به گفتهً شما این کادر رهبری است که به این صفا وصمیمیت تن نمیدهد. لذا، همهً ما میدانیم که مشکل وحدت را رفقای مسوول ایجاد نموده اند . با وجود آنهم ما منت گذارخواهیم بود اگر رفقای مسوول به آن دست یابند.

دربارهً وحدت یک مسالهً ديگر یا قابل درک وفهم نیست ویا قصداً بهانه قرار داده میشود. وقتی ما از وحدت سخن میگويیم ، بسیارروشن، وحدت سازمانهای رفیق وهم اندیش میگويیم رفیق به

سازمانهای میگويیم که از نیرو های حزب بزرگ دیروز ما ایجاد شده اند ودر دیباچه ها پیش گفتارها واسناد مرامی شان، رسما خود را یا وارث ویا امتداد مبارزه آرمانی آن حزب میدانند . هم اندیش به آن سازمانهای رفیق میگويیم که برای کسب امتیاز،امروزمارا زیرسوال نمی برند و گذشته ً ما را زیر پا نمیگذارند وخودرا درتصویرکشیدن رخدادهای گذشته غیر مسوول ودیگران را مسوول نمیدانند.

وبا آنهم به اساس اشتراکات بیشتر، وحدت این سازمانهای رفیق وهم اندیش به اساس تفاهمات رفیقانه ،مطابق روحیه اکثریت مرحله يی مطرح میباشد که در باره ً وحدت ح م م ا با ن ف د ت ا ایجاد کمیسیون همآهنگی هردو تشکل دریک مرحله ، نشست حضوری درهمایش کابل ، نشست ۱۹ اپریل در اروپا وگفتگو های متداوام اعضای هر دو تشکل ، مبین این ادعا است. .

به این ترتیب در آن یاداشت من دربارهً مقاله «وجوه اشتراک نوین وراه مشترک را باید پیداکرد»به بسی از مسایل دیگر چون موضع گیری های متناقض از نام نهضت ولی در حقیقت علیه نهضت از طرف معدود افراد ناشناس نیز تماس گرفته شده بود که برای توجیه یک سلسله مسایل عقده آفرین وعقده برانگیزنوشته های تخریش کنندهً این معدود افراد ( خوش خدمتان) از نوشته ً رفیق اسدالله کشتمند دربرابرآنان استمداد گرفتم ونوشتم .

« در این یادداشت میخواهم ازقول رفیق اسدالله کشتمند که میفرمایند:(تواضع ما مورد سو استفاده قرار میگيیرد) بهره بگیرم وبه شهزاده های بری الاذمه بگویم که دیگر بس است . خواهشمندم تفنگ های تانرا بطرف دیگر نشانه بگیريد . درجایی که شما فیر مینمایید، همه از خود ودوستان شما اند. قهر آمرانه ،فخر فروشی وفضل فروشی بس ا ست

از آنجايیکه، همه یادداشتهای من به عنوان انسان متعهد ،حتی نوشته های طنزی من به نحوی با راه ورسم مبارزه ً من درارتباط است. منظورم به ارزش دادن آن جمله ً عاریتی بکلی روشن بود وتمام آنانی مورد توجه بود واست که همیشه خواسته اند پروسهً همسویی و رفاقت را با نادیده گرفتن تمام اهداف نهضت زیر سوال قرار داده واعتماد وباور را نسبت به نهضت ضعیف ساخته اند . اما رفیق محترم ما با بزرگواری برایم جواب نوشته اند .

((رفیق محترم! من نمیدانم این جملات را در حالت خونسردی کامل نوشته اید یانه. اگر در حالتی غیر عادی بوده است من گله ای ندارم ولی اگر با خونسردی واحساس مسئولیت نوشته باشید متاسفم که بگویم لحن شما بیشتر به« شهزاده های بری الذمه» شباهت دارد تا آنچه را من گفته ام. ما هیچکسی رانشانه نگرفته ایم .صاف وساده به توضیح مطالب بسیار ضروری پرداخته ایم.این را حق مسلم ما بدانید.هیچکسی حق ندارد بهر دلیل وبهانه ای که باشد جلو تبارز اندیشه هارا بگیرد.بگذار شما بدانید که در بحثهائی که در هیاًت رئیسه شورای اروپائی نهضت فراگیرصورت گرفت نظر مسلط همین بود که مادر قبال اجلاس 19 اپریل از شروع تا آخربطور اگاهانه وبا استواری با تواضع برخورد کردیم واین را برای امر وحدت ضروری می پنداشتیم ولی عده ای از آن سوء استفاده کردند.هر رفیق ما حق دارد بپرسد که آیا با در نظر داشت موقعیت وکمیت سازمان ما تبارز رفقای ما در اجلاس اخیر ملهم از تواضع وامتیاز دادن به دیگران بخاطر امر وحدت نبود؟.یادآوری می کنم که هیاًت رئیسه شورای اروپائی با طرح اینکه از تواضع ما دیگران سوء استفاده میکنند هیچ نشانی از برخورد «شهزاده های بری الذمه » ای را در جبین ندارد)).

رفیق اسدالله کشتمند ! اکنون که با یک سپاهی آرمان طرف هستید واز نام سازمانی که در برابر اين سپاهی به مدافعهً شخصی میپردازید ودرعنوان مقاله اش نوشته میکنید بخاطریکه به اصل آزادی بیان وفادارید، این مقاله را نشر مینمایید وطرفدار مباحثهً سیاسی میباشید . این رفیق شما هم به همان سازمان مربوط میشود که شما در آن موقف بالادارید . لذا ، خواهشمندم اول شما حرف های تان را که در آغازآن نوشته اید :

"((در اغاز به جواب مقاله رفیق محترم م.ی.هادی عرض می گردد که مقاله «وجوه اشتراک نوین وراه مشترک را باید پیداکرد» زیر نام اینجانب انتشار یافته است وامر روشنی است که موضع گیری خودم را انعکاس میدهد نه رهبری شورای اروپائی نهضت فراگیر را در هر موردی که لازم افتد تا مواضع رسمی

نهضت فراگیر اعلام گردد، اینکار از جانب مقامات رهبری آن صورت می گیرد))

پس بگیرید. در حالیکه من جداً عقیده دارم که هیچ حرف مسوولین صاحب صلاحیت تشکیلاتی ومخصوصا سخنانی که درباره سرنوشت جمعی مطرح میشود حرف شخصی شان بوده نمی تواند . به هر صورت از نام سازمان به دفاع ازمقالهً خود نپردازید .

دوم وقتی از نام سازمانی كه من خود بخاطر اهدافش مبارزه ميكنم ، زحمت ميكشم ومتعهد هستم شما رفیق اسدالله کشتمند درموقف یک مسوول، مرا غیرعادی میخوانید. در حالیکه هیچ علامت غیرخونسردانه را هم مشاهده نکرده اید. زیرا باكسب تجربه از دیگران ،همیشه خود را در عالم خون سردی حفظ نموده ام . اگراین هوشدارمرا نسبت به اظهارات غیرمسولانه کسانیکه شگاف های اختلاف را با نهضت ودرداخل نهضت عمیق میسازند ومن چنین افراد را شهزاده های بری الاذمه دانسته ام ، نزد شما ذمه داری من را نشان نمیدهد. بايد بگويم كه جدا ًمتاسفم .!

اگر رفقا احساس ميكنند كه تبصرهً من درمورد نوشتهً رفيق اسد الله كشتمند بيمورد واضافی است ،معذرت میخواهم که جواب به نوشتهً رفيق نامبرده را كه من خود را به حيث عضو نهضت فراگير به ارائهً پاسخ به آن اخلاقا ً مكلف ميدانستم اينطور انكشاف نمايد. تلاش ما بايد دراين جهت متمركز گردد تا به اثر فضیلت گرايی واستفاده ازادبیات دگم سیاسی، بحث ها وتبادل افكار سالم حزبی وفكری به دیالوگ غیرموثرتبدیل نشود .

بیایید شیوهً بیان را ساده وشفاف بسازیم. فاضل بودن و فهم ودرک عالی را كمايی كردن وبه آن ملبس بودن ، قابل افتخار است وميشود به حيث توشهً شخصی از آن استفاده كرد.اما، بايد توجيه، تفسير وتحليل اهداف سياسی ودادن خطوط روشن فكری ، خاصتا ً درسازمانها وتشكلات سياسی مبارز، بايد ساده وسليس بوده وچند پهلويی نداشته باشد تا برداشتهای چند گانه به وجود نيايد ومشكلات ساده ، جنجالهای عميق فكری وتشكيلاتی را سبب نگردد .

با احترام محمد یعقوب هادی

آیا ، مقالهً رفیق اسدالله کشتمند موضع رسمی ن ف د ت ا، است ؟

آیا ، مقالهً رفیق اسدالله کشتمند موضع رسمی ن ف د ت ا، است ؟

اخیراً مقاله ًرفیق اسدالله کشتمند تحت عنوان(وجوه اشتراک نوین و راه مشترک را باید پیداکرد ) در چند سایت به نشر رسید که قابل بحث ، غوروتعمق جدی میباشد .

ایشان در شروع ، مواضع وحدت خواهانه ً نیرو های خارج تشکیل را به دو دلیل( نیات شریفانهً ظاهری )تلقی نموده ،مستدل نمیدانند و مینگارند:

1 : ( وحدت دوباره ً حزبی که از شانزده سال بدینسووجود ندارد، خواب و خیالی بیش نیست.آنچه راکه به تاریخ پیوسته است نباید با واقعیت موجود یکی گرفت ؛درعرصه مبارزه اجتماعی معجزه وجود ندارد. واعتقاد به معجزه شیوه درستی نیست).

2 : ( شانزده سال جدائی در تحول بلا انقطاع و دراماتیک وضع دنیا و وضع کشور ما ،هیچ مبنائی برای این باقی نمی ماند که انسانهائی که در گذشته در یک حزب بوده اند، از این تحولات شگرف ،در بسا موارد منفی، تاثیر به مقیاسهای متفاوت نبرده باشند).

اینجانب که تا هنوز خود را عضو ن ف د ت ا میدانم واز موضع یک نهضتی به اساس باور هایم برای اهداف نهضت کار ومبارزه نموده ام ودر سرخط آن اهداف وحدتخواهانه نهضت را در جمع کثیری از رفقا بدون آنکه اصول تشکیلاتی نهضت را نقض نموده باشم، پیگیری نموده ام ؛ تا کنون نمیدانستم که بعضی از مسوولین نهضت به این باور اند که ما نمیتوانیم به اساس اعتقادات وباور های گذشتهً سیاسی خود با آنانیکه ایشان را رفیق میگفتیم وفقط همین اعتماد وباور بود واست که در تجمع تشکیلاتی با ایشان شرکت نمودیم وآنرا ادامه مبارزات عدالت خواهانه ًما پذیرفتیم ،چنین بيندیشیم که به گذشته تعلق نداریم .!

ما فکر میکنیم وقتی نگذاریم دست کسی در دامان نهضت برسد معنی دفاع از نهضت را نمیدهد بلکه جفا به نهضت است. لذا ، بهتر آن بودكه رفیق اسدالله کشتمند، به جای اینکه ترصد بعضی از رفقا را ،غیر شریفانه ونیات ناسالم ميخواندند، مطابق به اهداف سازمانی شیوه ها واصولی را برای فعال شدن این رفقا در یکی از سازمانها ی رفیق منجمله سازمانی که خودشان عضویت آنرا دارند مطرح میکردند . تاکار وفعالیت سازمانی رفیق اسدالله کشتمند را برای توسعه وتقویت سازمان احتوا میکرد .اکنون نمیدانم این نوع برخورد کدام عرصه کاری رفیق اسدالله کشتمند را ارایه میدهد، درحالیکه تمام رفقای که این مقاله را میخوانند ازآن هیچ حاصلی را به نفع نهضت پیش بینی نمیکنند . بیشک رفیق اسدالله کشتمند فرض كلام وردیف کردن سخن را هم در خط وهم در زبان خوب میدانند اما به مصداق اینکه میگویند شیطان ملا زور است، در باب این ممیزه کوتاه آمده اند.

من از وجوه محبت آمیز برادرانهً ایشان با سايربرادران شان بخوبی اگاهی دارم. اما نمیدانم چرا به بیانات برادربزرگ شان رفیق سلطانعلی کشتمند درمقاطع مختلف زمانی حداقل توجه ننموده اند که دال بر آن است. نمیشود درمبارزهً امروز بدون پیوستگی به مبارزهً دیروز، ادامه داد . باید ایشان به خاطرات سیاسی رفیق سلطانعلی کشتمند که بر بنیاد افتخارات گذشته به تحریردر آمده است، همین ارزش را قایل باشند. اين یک تناسب خوبی است که بپذیریم كه امروز ما کدام چیزی نکرده ایم ، فقط رفقای خود را خواسته ایم جمع آوری نماییم که هنوز بنا به همین نوع موضع گیری ها موفقیت هم نداریم .

مارا عقيده بر اينست كه:پابندی های تشکیلاتی هیچگاه معيار ها واصول وفاداری ،صداقت به آرمانها وتعهد را در برابر مردم تضیف نمیسازد ما نباید از اصول تشکیلاتی، سلاح ضد آرمان ( تیار ) نمايیم . رفقای ما در این امر دارای تجارب بزرگ اندوميدانند كه بنا بر تحمیل عواملی که موقف تشکیلاتی رفیق ببرک کارمل مورد توطئه قرار گرفت . ما به حزب مان وفتدار هستيم و در این وفاداری بسیار جدی ازمایش شده ايم . لذا ، اعتقاد داریم که سلاح مبارزه ما آرمانی است که متعهد به آن هستیم نه چوکات بندی های که نظریات سالم را ( قفس) نمایند.

لذا ، بر بنیاد استدلال شما رفیق اسدالله کشتمند كه فرموده اید: اگر بپرسیم وقتی رنگ وبو پذیرفتنی است تفاوت در مغز ودرون را کیها بوجود اورده اند ؟

متعاقبا ً، رفیق اسدالله کشتمند با وجود یک سلسله بریدن ها از گذشته ً ما ، دوباره برمیگردندبه تجمع كردن کادرها ، فعالین وبزرگان حزب دیروز ما در یک تشکل، که ما به اساس افتخار راهروان دیروز امروز نیز اعتماد ما را به ایشان تسلیم نموده ایم . خط سایر رفقای ما را از ما جدا ساخته وباز هریک را جدا ،جدا وزن مینمایند که در حقیقت یک مهره ً دیگر دیوار بی اعتمادی را بلند تر میسازند. ایشان ، مثلی که اطلاع ندارند كه با رفتن یک رفیق از یک سازمان به سازمان ديگر در همین روزهای نزدیک به هر شکلی که بود نزدیک است چه کار کرد ها ی به باد فنا برود. ببینیم کدام تدبیر سالم قلم ها ی افتراق را میشکند . وگذشته از این مخصوصا رفیق اسدالله کشتمند نباید بسیار تابع اقلیت واکثریت باشند . واما باید بگویم مشکل همین است که بزرگان ما به اساس توقع ما نجنبیدند آنان پاسخ به سوالات مثل من ، محمد یعقوب هادی ها را برای خود کسر شان دانستند و میدانند. واگر چنین نبود، بسیاری مسایل اکنون حل میشد ، وجای نوشته شما که اکنون به بحث کشیده شده به شکل دیگری پر میبود .

رفیق اسدلله کشتمند به همه نیات وآرزو ها ی ما واهداف سازمان ما خط بطلان کشیده ،مینویسند :

(بناً به رفقائی که دیروز در صفوف ح.دخ.ا. متشکل بودند وامروز در تعین راه تردید دارند با صراحت عرض می کنیم که مبارزه مشترک دیروز را ضمانت جاودانی برای یکی بودن تمام سازمانهای سیاسی امروزی ندانند. برای تعین راه،معیار های روشن سنجش وجود دارند ونباید به مغالطه در این زمینه اجازه داد. با اطمینان میتوان گفت که:در میدان بغرنج مبارزه سیاسی امروز آن حزبی که طرح تازه، ابتکار عمل وایجاد فضای بحث وگفتگو وجستجوی پر کنکاش راه مبارزه را نمی تواند ارائه بدارد وچیزی برای گفتن ندارد ودر پشت افتخارات گذشته(آنهم به ناحق ومبالغه آمیز) سنگر می گیرد ، از لحاظ دراز مدت قابلیت حیاتی ندارد. )

آیا چنین است بیهوده گی مبارزه ًچند ساله ًما درخط وحدت خواهی که مسوولین سازمان ما با آن همنوایی میکردند؟ وبالاخره گفته میشود از پل باريك، تاريك وتيغ مانند وحدت ،عبور ناممکن است ؟ !

بايد صريحا ً گفته شود كه ما، به این باور نیستیم که گفته شود (مبارزه مشترک دیروز ما ضمانت جاودانی برای یکی بودن سازمانهای رفیق ما را فراهم کرده نمیتواند ) . البته اشخاص را بصورت انفرادی نمیتوانیم تضمین نماییم ، ولیکن آنهایيکه از نام و افتخارات دیروز ما امروز به پا ایستاده شده اند حق ندارند این پیوند را در ذهن انهایيکه جوانی وعمرهای شان را در آن راه وقف نموده اند واز آن صاحب هویت سیاسی شده اند مردود بشمارند .

ما با معیار های مبارزهً گذشته هویت سیاسی ای داریم که اصول اخلاقی مبارزه ً امروز مانيز بر آن استوار است . شما میبینید ، میشنوید ومیخوانید كه حضور هم سنگران دیروز شما را در پارلمان ،حاکمیت حاضر با همان نام خلقی وپرچمی استقبال میکند ، درحالیکه احزاب رسمی ايشان آن نام ونشان را ندارند .چرا، باید از هویت سیاسی خود فرار نماییم ؟ درحالیکه در میدان عمل سیاسی امروز هیچ چیزرا هم ارایه نکرده ایم که اینهم گناه آنهایيست که ما اعتماد خود را تسلیم شان نموده بوديم . خيلی دور تر نه میرویم ، بلکه در همین گرد همایی ۱۹ اپریل این پیوند گاه از طرف سازمانهای رفیق وشخصیت های رفیق انعکاس داده شد وهمه ای ما با چک، چکها ، سرجنباندها وباقلم آنرا تایید ننمودیم ؟ .

البته ما میدانیم كه بودند کسانی که در گذشته هم به خواست ها ی شریفانه وآرمانی حتی(طرف ادعای خودشان) بی اعتنایی نمودند که شاید خود شما هم گاهی ازآن متضرر شده اید . اما پرچم مبارزه از دست رفقای ما رها نشد . همه بصورت قطع از آن باید تجربه گرفته باشند وآن ژست هارا اکنون انجام ندهند. ما هیچ نوع قرداد های تباری ، قبیلوی وقومی باکسی نه بسته ایم که اگر حزب نبود آنها هستند! .

ميگویند: درقدیم اربابی بود که روزی از آشپزخود تقاضا نمود كه امروزدست پخت خود رااز خوبترین مواد غذای تهیه کن .خدمتگارحکم بجا آورد وغذا را طبخ و برصفره گذاشت. ارباب وارباب زاده ها غذارا تناول نمودند . برای فردا خدمتگار برعکس سفارش روز قبل از ارباب فرمایش گرفت که میخواهم بد ترین طبخ غذای امروزم باشد . خدمتگار بیدریغ کار را انجام داد وارباب رابه صفره دعوت نمود . ارباب با دیدن وچشیدن غذا ، از آشپز پرسید : چگونه غذای خوب وخراب تو از یک مواد تهیه شده است؟ آشپز عاقل جواب داد که صاحب : وقتی شما فرمایش غذای خوب را دادید، من از زبان کرده غذای خوب نیافتم که بشما تهیه نمایم . اما،وقتی غذای خراب فرمایش دادید، باز دیدم که از همین زبان کرده غذای بد هم وجود ندارد . صاحب : حقیقت این است که همین زبان است هم خوب میتواند باشد وهم بد میتواند باشد. ارباب ازهوشیاری آشپز خوشنود شد ودرس آموخت .

ازاین قصه چنین نتیجه میگيیریم که فصل کردنها و وصل کردنها ، دو دست پختی اند که تا اکنون چشیده ایم . متاسفانه فصل کردنها دست پخت آنانی است که مسوولیت و اعتماد بیشتر ازصلاحيت شان به آنها تحویل داده شده است .

در بیشترین کشورها، یکی ازمعیارهای پخته گی سیاسی ، سن پنداشته میشود که محک تجربه است.به معنی دگرکسانیکه چند پیراهن بیشتر کهنه نموده اند اندوخته ً بیشتر دارند. اما برعکس درجریانات سیاسی کشورما، ما شاهد لغزش ها ی کهنه کاران سیاست بیشتراز دگران هستیم .بسیارمیخواهم كه این فکر من غلط باشد و

لیکن آنچه را عینی میبینیم مجبور هستیم باور کنیم که سرشت ما آمیزه ای از این حقیقت است .

از دیر زمانی از هر دریچه که باب سخن گشوده ایم منظور این بوده است که آنچه تقدیم میکنیم ازآن استفاده شود تا مصروفیت های ما قیمت خود را دریافت نماید. اما همیشه این یک آرزو باقی مانده است! .

رسیدن به هر نیت مانند بااستفاده از زینه رفتن به بام است. اما ما تنها نیات مان را حفظ نموده ایم وبه وسیله ها کمتر دست یازیده ایم . حتی از رفتن به تفریح

تجربه نگرفته ایم که وقتی نیت به رفتن میکنیم کدام وسایل ولوازم را با خود بايد ببریم . وباری که یکی از ازوسایل فراموش ما میشود چه مشکلاتی را دچار میشویم.

اگر امروز همه ًما در یک اتاق جمع شویم وگفته شود که کسانی كه وحدت میخواهند، دست های خود را بالا کنند فکر نمیکنم ، کسی حاضر شود دست بالا نکند . مگر آیا واقعا همه در این راه صادقانه عمل میکنند ؟ سوال باقی میماند ،اینکار بار ها شده وهمه دست بالا نموده اند ولی بیایید ببینیم کدام ما عمل نموده ایم ؟!.

متاسفانه از وقتی که از همراهی میگوییم با بعضی ها چون یک نوع از پرندگانی که از یک شاخچه به یک شاخچه دگر می پرند ونی میگویند روبرو میشویم .

استعفا میدهند ،دوباره بی هیچ درخواست میآیند، دوباره از همان سازمان در برابر سازمان ديگر دفاع حماسی گونه مینمایند ، شعار های جهان شمول سر میدهند خلاصه مانند "لاشتک " به هر سو کش میگردند اما باز هم از عزت برخوردار میشوند .

از همین جاست که ديگران را از مبارزه خسته میسازند ویک فضای کامل بی اعتمادی را بوجود میآ ورند. اکنون آنان خود را میشناسند و مصلحتاً از نام نویسی

خود داری مینمایم .

با وجودیکه سر وصدا ها ی زیادی را به گوش همه رفقا رسانیده ایم اما کسی به حل آن نپرداخت . اکنون زمان آن است که از رفقای مسوول دعوت نماییم تا انجام مسولیت نمایند . لذا ، ما میخواهيم رفقای ما ژست های سیاسی را کنار بگذارند در عمل سیاسی به طور شفاف وصادقانه مسایل را حل نمایند .

ما سنگرداران مبارزه هستیم . در دفاع از آرمانهای ما، مردم ما وکشور ما ،مرگ بار ها از کنار ما گذاشته است. لذا، وقتی رفقا يی را مسوول انتخاب مینمایيم ،ما برای خود پنا ه گاه سیاسی نمیسازیم ،بلکه بر معیار پرنسیب های مبارزه ، اعتماد خود را به آنها تحویل میدهیم . لذا ،حق داریم هروقتی که احساس نمایيم كه از سنگر های ما بر علیه خود ما و رفقای ما استفاده میشود ، باید از خود ورفقای خود دفاع نماییم .

چرا، با ما دیپلوماسی ( بمفهوم چال بازی آن) صورت ميگييرد؟ من از شما رفقای مسوول می پرسم ، کدام شما تا کنون به آدرس همین رفقای که از شما وآرمان خود وشما دفاع مینمایند وبه این منظور انتقادات ، پیشنهادات ، نظریات وسوالات را مطرح مینمایند ، حد اقل یکبار چه از طریق تیلفون ، ایمیل ، مکاتبه ای انترنتی ، رفیقانه وبا استدلال به عنوان رفیق مراجعه نموده اید ؟ شما هرگز این کار را نکردید . واگر گاهی سر بیرون کرده اید برای سرکوب رفیق بوده است وبس. بارها توسط اشخاص نا معلوم در سایت های رفقای خود ما ، رفقای ما تهدید ،تحقیر و توهین شده اند. آیا همین است رفاقت وحرمت گذاشتن به رفیق ؟حتی کسانیکه به دروازه های شما هم آمده اند، با معیار رفاقت وصداقت با آنها برخورد ننموده اید . شما رفقای مسوول، وعده های را که به خاطر دلجویی رفقای آزرده سپردید کدام اش را عمل نمودید؟ وقتی که رفیق خود را، سنگر دار دیروز خود را از خود ساخته نمیتوانید چظور ممکن است شعار همسویی دگر بینی ها را سر بدهید وآنرا عملی نمایيد . اما متاسفانه، بدبختانه با دریغ وافسوس که این عمل «خود کش بیگانه پروری » رابارها انجام داده اید .

چرا به مستحقین به چشم مستحق دیده نمیشود ؟ بیایید، ببینیم کی تا کدام حدود کدام کار ها را انجام داده ميتواند. در گذشته ایثار ، فداکاری ، جانبازی وفاداری وایمانداری اش چگونه بود واکنون موقعیت ومواضع اش چگونه است.

در این یادداشت میخواهم ازقول رفیق اسدالله کشتمند که میفرمایند : (تواضع ما مورد سو استفاده قرار میگیرد) بهره بگیرم وبا شهزاده های بری الاذمه بگویم که دیگر بس است . خواهشمندم تفنگ های تانرا بطرف دگر نشانه بگیريد . درجایی که شما فیر مینمایید، همه از خود ودوستان شما اند. قهر آمرانه ،فخر فروشی وفضل فروشی بس ا ست . سنگرداران درهر آب وهوا مواضع خودرا محافظت کرده میتوانند . ادامه دارد

م ی هادی