در بطن عوامل پراگندگی هسته وحدت را ابیاری کنید
اما در افغانستان تیشه در دست هریک در محور پرورش ذهنی وجسمی واندیشوی خود ریشه های خود را خود قطع کرده میروند
.به کدام عرصه تامل شود که هریک از دستان خود متاثر نیست زبان ، سمت ، قوم ، ملیت ، جنس ، اندیشه ، مذهب ، دین خود مردم علیه خود مردم بکار برده شد ودستان غرض آنرا به منافع خود سمت وسودادند . در حالیکه در کدام کشور دنیا این پدیده های اجتماعی وجود ندارند
. امروز پاکستان در جایش در کشوریکه قبله مسلمانان دنیا در ان واقع شده است نیروه های خارجی یا کفرحضور گسترده ای نظامی دارد مگر آب ازاب تکان نمی خورد . غیر انکه تکان نمیخورد آنان نسبت حضور این چنین نیروها علیه کشور ما تحریکات وسیع تبلیغات زهر آکین انجام دادند تا آتش جنگ را طی این سی سال شعله ور نگهداشتند .سی سال است به عناوین مختلف مردم استعمال میشود .هر کدام که به هر بهانه نسبت به عملکرد یک قشر، طبقه، گروپ، سمت ،ملیت ،زبان ،دین ومذهب در موقعیت مخالف ودشمن قرار گرفته بود خود همان کاری را نمود که به بهانه ان متوصل به زور وخشونت شده بود
.بلاخره بعد از سی سال همه انچه عوامل پنداشته میشد همه از امکان عملکرد چه در سطح کشور وچه در سطح جهان خارج شدند اما بحران تشدید شدوضع بدتر شد ومعلوم شد که انچه را تصور میشد عوامل است چنین نبود
. مغرضین از خلا های جداگانه نسبت به همه پدیده های اجتماعی با هوشیاری کار گرفتند واز یک نظر برای این کار مهارت هم ضرورت نبود مردم نا اگاه بودند واز این نااگاهی انان خوب استفاده بردند . همان پاکستانی را که ما دال خور میگویم با عمر کم خود نسبت به منا فع کشور شان از ما بیشتر وبهتر اگاه اند مردم ما عالم را از توصیف خصوصیات عالی خود پر وخالی میکنند مگر منافع وطن خود را نمی شناسند . انچه گفته امدیم و اگر بیشتر برشماریم طومار بزرگی ترتیب میشود اما این سنگ ملامتی نیست که بر فرق مردم بزنیم این سنگ همان فرق را میخواهد که عامل این همه نا اگاهی است . همان فرق را میخواهد که این نااگاهی را در این قلمرو حفظ نموده است . سالهاست در حوادث سی سال اوراق تمام تاریخ کشور نگاشته میشود توگویی افغانستان پیش از این تاریخ نداشت وهیچ ظالمی را بر سرنوشت این سرزمین تجربه ننموده است اما اگر با وجدان بیدار به گذشته دیده شود بعضی از افتخارات ما در حقیقت ننگ ماست . موشگافی به این مامول کار متخصصین است مطالعه و قضاوت کار مردم است واز ان میان به حیث فرد داوری چنین است که حکام وقت به همه افتخارات تعبیه شده به انها خاینینی بوده اند که به حکم باداران شان این ملت را در یک عقب مانی کامل فکری نگهداشته اند .اما امروز چه اتفاقات رخ میدهد نشرات افغانی خارج کشور میراث خواران حلقات غلامی خود را در یک امکان دیگر پرورش داد ه وعلیه ملت وکشور استعمال مینمایید . هیچ پت وپنهان نیست که تبلیغات معین وپلان شده این حلقات برای افتراق همه کتگوری به شدت فعال است اندختن ملیت ها ، زبان ها ، سمت ها ، اقوام ، مذاهب ، اندیشه ها به جان هم یکی از وظایف این میراث خوران میباشد
.در این روزها علایمی به مشاهده میرسد که باداران انان در صدد انسجام افرادخود در یک حزب وتشکل سیاسی میباشند چون از ورود اشخاص انفرادی برای پیش برد اهداف مطروحه سیاست گذاران خارجی کمتر نتیجه بدست امده ومخصوصا که انگیزه های حضور فزیکی نیرو های خارجی را در شرایط امن وامان بتواند تامین نماید
.احزاب مترقی در افغانستان هم محصول همان جامعه اند حتما از پیش امد های تاریخی وسیاست تحمیلی در عرصه های مختلف در یک مقیاس معین میتوانند اثر پذیر باشند لذا کشش های ذهنی متاثر از منافع جویی بنام زبان ، سمت ، قوم ، وقبیله درمواردی از انان انتقاد شده که به معنی چیزکی از چیز های است که گفته میشود
. ما در این وضیعت یک تکیه گاه سیاسی داریم که عبارت اند از سازمانهای هم اندیش و رفیق وابسته به حزب با اعتبار بزرگ دیروز ما میباشند .این یادداشت را از این لحاظ پیرامون انعکاس یک سلسله طرح ها ، نظریات ، انتقادات ، موضع گیری های متفاوت در باره گرایشات همسویی ، اتحاد ها با نیروی های مترقی و شخصیت های مترقی ، وحدت سازمانها هم اندیش ورفیق درباره دو گردهمایی وسیع با شرکت چندین سازمان سیاسی در حالی تحریر میکنم که به نسبت روزنه های امید بخاطر وحدت نیرو ها در محور سازمانهای رفیق ناشی از آرزوی اکثریت رفقای که زجر وشکنجه وعذاب شرایط جنگ ودر بدری را کشیده اند بیشتر گشوده شده وامید بسیار وجود دارد که به نتایجی خواهیم رسید
. اما در پهلوی این امیدواری های جال های خود خواهی گسترده شده مزاحمت های را در مسیر این ارزوی بزرگ قرار میدهد که خالی از جنجال نیست همان جالهای که تا امروز توانست امکانات این وحدت وهمسویی را در طور خود داشته باشد .نمیخواهم این کلمات را متوجه هیچ سازمان ویا شخص مشخص بسازم ویا این اشارات باعث آن شود که علیه فریاد های خودمان قرار بگیریم ویا روحیه رفاقت ، رفاقت گفتن را که رفقای وحدت خواه از جمله من هم انرا زمزمه میکنم زیر سوال ببرم
.همه میدانیم رفقای که داد وفریاد وحدت رفقا را پیگیری میکنند کسانی اند که دیروز عملا در دفاع از تمامیت کشور مردم وارمانهای ما سهم عملی داشتند وبا مردم یکجا در برابر همه عمال ضد کشوری وضد مردمی قرار داشتند وامروز هم پاسخگوی تمام اتهامات چه علیه اهداف ما ، آرمانهای ما ،شخصیت های ما ورهبری ما همین ها اند . من معتقد م این جمعیت متعهد که در کار زار وحدت خواهی نیرو های هم اندیش وحدت نیروه های رفیق را مطرح میکنند واز این کار بی هیچ فخر فروشی پیگری مینمایند
.وقتی در غربت سرای خود در پاکستان بودم روزی با رفیقی در کنار( پوسته خانه) محلی یک شهرک صوبه سرحد صحبت داشتیم که یک خانم ایرانی آمد تا نامه ای را ارسال نماید مگر دفتر پست مسدود بود خانم ایرانی از آن رفیق که مشغولیت دوکانداری در جوار همان دفتر پست داشت پرسید که این شخص مسوول کجاست و چه وقت میاید ایشان با معلوماتی که داشت گفتند او تبلیغی است وبرای تبلیغ رفته است امروز نمی آید خانم در جواب گفت که بیشتر از چهادره صد سال تبلیغ شده است چه وقت باید عمل شود
.من از ان اتفاق لفظی این درس را گرفتم که هر آنچه انسان میگوید باید عمل اش را هم بسنجد
اشتباه کردن وهیچ کار نکردن فرق دارد از نظر کسانیکه از جایشان شور نمیخورند وهی گفته میروند که کشتی غرق میشود از آب هم میترسند ونمیخوا هند در اب داخل شوند چه باید بکنیم . انان باید اینرا بدانند هم شهید وهم غازی و هم صحی وسلامت باز گشت از معرکه مشکل نیست ناممکن است ، وهمینگونه ماجرا جویی نیرو های مترقی در میان هم برای نیرو های مترقی موثر نیست نیرو های مترقی را بیشتر پراگنده میسازد گفتاریکه زمینه های عملی کار را مساعد نسازد فقط لفاظی است وبه درد مبارزه نمیخورد ،و همچنان فضل فروشی های چپ نمایی نه تقوای چپ است ونه برای جنبش چپ موثر است ،و نهایتا الفاظ تحریک کننده میان خالی همه را خسته ساخته است ،ودر مجموع هر حرف وعمل که زبان دشمنان ترقی وعدالت آزادی را تیز تر بسازد سوهانی شمشیرآنان است وبس . تیورسن های متقی متوجه باشند که با بینش های بی عمل نه به درد جامعه میخورند ونه به درد نیرو های مترقی که در جستجوی زمینه های عملی کار برای بیرون رفت از بحراناتی اند که تند ومیانه و پاسیف وسایر کتگوری ها رایکجا با خود به گودال نابودی خواهد برد .ما متعهد به اهداف وارمانهای هستیم که خود ما داوطلبانه قبول نموده ایم کسی بخواهد ویا نخواهد در همین راه میرویم برای خود وظیفه ومسوولیت میدانیم موانع را از سر راه ارمان واهداف مشترک بر طرف نماییم . لذا به سازمانهای رفیق ارزش قایل هستیم و به شخصیت های رفیق حرمت میگذاریم
. و با وجود عضویت در سازمان مشخص هرگاه انتقادی به اعضای سازمان ویا عملکرد سازمان وارد باشد بی دریغ انجام میدهیم و در مورد سازمانها وشخصیت های که رفیق میگوییم همچنان از مواضع رفاقت انتقادات خود را مطرح نموده وخواهیم نمود من به حیث عضو ن ف د ت ا به صراحت میگویم همان اعتماد وباوری را که به سازمان خود دارم نسبت به ح م م ا همان اعتماد وباور را عمیقا دارم ومیدانم این اعتماد من هیچگاه مغایر مواضع سازمانی من نیست واذهان میدارم که این روحیه نسبت به تمام تشکلات وشخصیت های انفرادی که پیوند های ارمانی شان با مبارزه عدالتخواهانه مبارزه دیروز ما وابستگی دارند ، به اصول مبارزه رهبران فقید ما معتقد میباشند ، رهبران صادق ما مورد تایید واحترام شان قرار دارند ،امروز مبارزه سازمانهای رفیق را مردود نمی شمارند وبه مواضع انان بجای دشمن حمله نمیکنند بصورت قطع حفظ است . از جمله میتوانم از کمیته ح د خ ا ، کمیته هامبورگ یاد نمایم مخصوصا که مسوولین این کمیته ها در تمام تفاهمات اشتراک نظر موافق داشته ودیده شده که اشتراک عملی نیز میکنند. اعتقاد من این است بینش های ما و تدابیر سیاسی ما در وضیعت سیاسی امروز با پابندی اخلاقی به موارد یاد شده بالا ، دورنمای آرمان مشترک را برای ما الهام میدهد وبس . لذا اطلاق سازمانهای رفیق ووحدت این سازمانها در شرایط حاضر هدفمندی خاص است . میخواهم بگویم بدون اعتقاد اخلاقی به پیوند گاه دیروز، رکلام وحدت خواهی جز وقت گزرانی ، خود را بیشتر وبهتر از دیگران مطرح کردن ، فقط خود را پزیرفتن ، در تیوری زیستن ، وبلاخره مانع حرکت کردن چیزی دیگری نیست . همانطور یکه در تحلیل خود نسبت به اسلامیست ها واسلام فرق قایل هستیم در باره مبارزه نیرو های مترقی همچنان این تمایز پزیرفتنی است. نباید استعمال واژه های بلند بالا برای ما غرور کاذب ببخشد ومارا از پرنسیب برخورد رفیقانه دوربسازد که از یک طرف رفیق بگوییم واز جانب دیگر مانند گروپ های جنگی در باره وحدت رفقا برخورد نماییمما باید سپاه مبارزه را تشخیص داده و بشناسیم
. انانیکه در مبارزه با دشمنان ترقی وعدالت دیموکراسی صلح شجاعانه ایستاده اند از جواب در هر سطح هیچ ابا ندارند از ارمانهای دیروز شان که با سرنوشت سیاسی شان گره خورده دفاع میکنند نباید با واژه پرستی ،سازمانهای رفیق ، شخصیت های رفیق ومبارزه شان به هیچ گرفته با نام های تسلیم طلب و یا کلمات افتراق امیز دگر خطاب گردند و برعکس خود را مبارزین واقعی قلمداد نمایم .باید میان انانیکه انتظار بهبود شرایط نشسته اند وانانیکه میخواهند شرایط را بوجود بیاورند شدیدا فرق قایل شد
.اکنون زما ن آن فرا رسیده برای ساختن شرایط به میان مردم رفته امید را برای حضور مجدد فرزندان شان زنده بسازیم اما این امید وقتی زنده میشود که بتوانیم به زبان مشترک تبدیل شویم . توقع وجود دارد نتایج کار کمیته اجلاس اروپا که از ترکیب سازمانهای رفقا وشخصیت های رفیق فعالیت مینمایند به این موفقیت بزودی نایل شوند
زنده باد مردم پاینده باد افغانستان
پیروز باد وحدت فرزندان مردمم ی هادی