در بطن عوامل پراگندگی هسته وحدت را ابیاری کنید

در بطن عوامل پراگندگی هسته وحدت را ابیاری کنید

اگر وضعیتی که در طی سی سال در کشور ما تحمیل شد در یکی از کشور های دیگر دنیا اتفاق می افتاد یقین داشتم اگر در طی ده سال مردم منبع وماخذ این نابسامانی را دریافت نمیکردند ودر علاجش نمی کوشیدند حتما بعد از سی سال منشا ومبدا این بحران را دریافت مینمودند و آنرا به سامان میرساندند .

اما در افغانستان تیشه در دست هریک در محور پرورش ذهنی وجسمی واندیشوی خود ریشه های خود را خود قطع کرده میروند .

به کدام عرصه تامل شود که هریک از دستان خود متاثر نیست زبان ، سمت ، قوم ، ملیت ، جنس ، اندیشه ، مذهب ، دین خود مردم علیه خود مردم بکار برده شد ودستان غرض آنرا به منافع خود سمت وسودادند . در حالیکه در کدام کشور دنیا این پدیده های اجتماعی وجود ندارند .

امروز پاکستان در جایش در کشوریکه قبله مسلمانان دنیا در ان واقع شده است نیروه های خارجی یا کفرحضور گسترده ای نظامی دارد مگر آب ازاب تکان نمی خورد . غیر انکه تکان نمیخورد آنان نسبت حضور این چنین نیروها علیه کشور ما تحریکات وسیع تبلیغات زهر آکین انجام دادند تا آتش جنگ را طی این سی سال شعله ور نگهداشتند .سی سال است به عناوین مختلف مردم استعمال میشود .

هر کدام که به هر بهانه نسبت به عملکرد یک قشر، طبقه، گروپ، سمت ،ملیت ،زبان ،دین ومذهب در موقعیت مخالف ودشمن قرار گرفته بود خود همان کاری را نمود که به بهانه ان متوصل به زور وخشونت شده بود .

بلاخره بعد از سی سال همه انچه عوامل پنداشته میشد همه از امکان عملکرد چه در سطح کشور وچه در سطح جهان خارج شدند اما بحران تشدید شدوضع بدتر شد ومعلوم شد که انچه را تصور میشد عوامل است چنین نبود.

مغرضین از خلا های جداگانه نسبت به همه پدیده های اجتماعی با هوشیاری کار گرفتند واز یک نظر برای این کار مهارت هم ضرورت نبود مردم نا اگاه بودند واز این نااگاهی انان خوب استفاده بردند . همان پاکستانی را که ما دال خور میگویم با عمر کم خود نسبت به منا فع کشور شان از ما بیشتر وبهتر اگاه اند مردم ما عالم را از توصیف خصوصیات عالی خود پر وخالی میکنند مگر منافع وطن خود را نمی شناسند . انچه گفته امدیم و اگر بیشتر برشماریم طومار بزرگی ترتیب میشود اما این سنگ ملامتی نیست که بر فرق مردم بزنیم این سنگ همان فرق را میخواهد که عامل این همه نا اگاهی است . همان فرق را میخواهد که این نااگاهی را در این قلمرو حفظ نموده است .

سالهاست در حوادث سی سال اوراق تمام تاریخ کشور نگاشته میشود توگویی افغانستان پیش از این تاریخ نداشت وهیچ ظالمی را بر سرنوشت این سرزمین تجربه ننموده است اما اگر با وجدان بیدار به گذشته دیده شود بعضی از افتخارات ما در حقیقت ننگ ماست . موشگافی به این مامول کار متخصصین است مطالعه و قضاوت کار مردم است واز ان میان به حیث فرد داوری چنین است که حکام وقت به همه افتخارات تعبیه شده به انها خاینینی بوده اند که به حکم باداران شان این ملت را در یک عقب مانی کامل فکری نگهداشته اند .

اما امروز چه اتفاقات رخ میدهد نشرات افغانی خارج کشور میراث خواران حلقات غلامی خود را در یک امکان دیگر پرورش داد ه وعلیه ملت وکشور استعمال مینمایید . هیچ پت وپنهان نیست که تبلیغات معین وپلان شده این حلقات برای افتراق همه کتگوری به شدت فعال است اندختن ملیت ها ، زبان ها ، سمت ها ، اقوام ، مذاهب ، اندیشه ها به جان هم یکی از وظایف این میراث خوران میباشد .

در این روزها علایمی به مشاهده میرسد که باداران انان در صدد انسجام افرادخود در یک حزب وتشکل سیاسی میباشند چون از ورود اشخاص انفرادی برای پیش برد اهداف مطروحه سیاست گذاران خارجی کمتر نتیجه بدست امده ومخصوصا که انگیزه های حضور فزیکی نیرو های خارجی را در شرایط امن وامان بتواند تامین نماید .

احزاب مترقی در افغانستان هم محصول همان جامعه اند حتما از پیش امد های تاریخی وسیاست تحمیلی در عرصه های مختلف در یک مقیاس معین میتوانند اثر پذیر باشند لذا کشش های ذهنی متاثر از منافع جویی بنام زبان ، سمت ، قوم ، وقبیله درمواردی از انان انتقاد شده که به معنی چیزکی از چیز های است که گفته میشود .

ما در این وضیعت یک تکیه گاه سیاسی داریم که عبارت اند از سازمانهای هم اندیش و رفیق وابسته به حزب با اعتبار بزرگ دیروز ما میباشند .

این یادداشت را از این لحاظ پیرامون انعکاس یک سلسله طرح ها ، نظریات ، انتقادات ، موضع گیری های متفاوت در باره گرایشات همسویی ، اتحاد ها با نیروی های مترقی و شخصیت های مترقی ، وحدت سازمانها هم اندیش ورفیق درباره دو گردهمایی وسیع با شرکت چندین سازمان سیاسی در حالی تحریر میکنم که به نسبت روزنه های امید بخاطر وحدت نیرو ها در محور سازمانهای رفیق ناشی از آرزوی اکثریت رفقای که زجر وشکنجه وعذاب شرایط جنگ ودر بدری را کشیده اند بیشتر گشوده شده وامید بسیار وجود دارد که به نتایجی خواهیم رسید .

اما در پهلوی این امیدواری های جال های خود خواهی گسترده شده مزاحمت های را در مسیر این ارزوی بزرگ قرار میدهد که خالی از جنجال نیست همان جالهای که تا امروز توانست امکانات این وحدت وهمسویی را در طور خود داشته باشد .

نمیخواهم این کلمات را متوجه هیچ سازمان ویا شخص مشخص بسازم ویا این اشارات باعث آن شود که علیه فریاد های خودمان قرار بگیریم ویا روحیه رفاقت ، رفاقت گفتن را که رفقای وحدت خواه از جمله من هم انرا زمزمه میکنم زیر سوال ببرم .

همه میدانیم رفقای که داد وفریاد وحدت رفقا را پیگیری میکنند کسانی اند که دیروز عملا در دفاع از تمامیت کشور مردم وارمانهای ما سهم عملی داشتند وبا مردم یکجا در برابر همه عمال ضد کشوری وضد مردمی قرار داشتند وامروز هم پاسخگوی تمام اتهامات چه علیه اهداف ما ، آرمانهای ما ،شخصیت های ما ورهبری ما همین ها اند . من معتقد م این جمعیت متعهد که در کار زار وحدت خواهی نیرو های هم اندیش وحدت نیروه های رفیق را مطرح میکنند واز این کار بی هیچ فخر فروشی پیگری مینمایند .

وقتی در غربت سرای خود در پاکستان بودم روزی با رفیقی در کنار( پوسته خانه) محلی یک شهرک صوبه سرحد صحبت داشتیم که یک خانم ایرانی آمد تا نامه ای را ارسال نماید مگر دفتر پست مسدود بود خانم ایرانی از آن رفیق که مشغولیت دوکانداری در جوار همان دفتر پست داشت پرسید که این شخص مسوول کجاست و چه وقت میاید ایشان با معلوماتی که داشت گفتند او تبلیغی است وبرای تبلیغ رفته است امروز نمی آید خانم در جواب گفت که بیشتر از چهادره صد سال تبلیغ شده است چه وقت باید عمل شود .

من از ان اتفاق لفظی این درس را گرفتم که هر آنچه انسان میگوید باید عمل اش را هم بسنجد

اشتباه کردن وهیچ کار نکردن فرق دارد از نظر کسانیکه از جایشان شور نمیخورند وهی گفته میروند که کشتی غرق میشود از آب هم میترسند ونمیخوا هند در اب داخل شوند چه باید بکنیم .

انان باید اینرا بدانند هم شهید وهم غازی و هم صحی وسلامت باز گشت از معرکه مشکل نیست ناممکن است ، وهمینگونه ماجرا جویی نیرو های مترقی در میان هم برای نیرو های مترقی موثر نیست نیرو های مترقی را بیشتر پراگنده میسازد گفتاریکه زمینه های عملی کار را مساعد نسازد فقط لفاظی است وبه درد مبارزه نمیخورد ،و همچنان فضل فروشی های چپ نمایی نه تقوای چپ است ونه برای جنبش چپ موثر است ،و نهایتا الفاظ تحریک کننده میان خالی همه را خسته ساخته است ،ودر مجموع هر حرف وعمل که زبان دشمنان ترقی وعدالت آزادی را تیز تر بسازد سوهانی شمشیرآنان است وبس .

تیورسن های متقی متوجه باشند که با بینش های بی عمل نه به درد جامعه میخورند ونه به درد نیرو های مترقی که در جستجوی زمینه های عملی کار برای بیرون رفت از بحراناتی اند که تند ومیانه و پاسیف وسایر کتگوری ها رایکجا با خود به گودال نابودی خواهد برد .

ما متعهد به اهداف وارمانهای هستیم که خود ما داوطلبانه قبول نموده ایم کسی بخواهد ویا نخواهد در همین راه میرویم برای خود وظیفه ومسوولیت میدانیم موانع را از سر راه ارمان واهداف مشترک بر طرف نماییم . لذا به سازمانهای رفیق ارزش قایل هستیم و به شخصیت های رفیق حرمت میگذاریم.

و با وجود عضویت در سازمان مشخص هرگاه انتقادی به اعضای سازمان ویا عملکرد سازمان وارد باشد بی دریغ انجام میدهیم و در مورد سازمانها وشخصیت های که رفیق میگوییم همچنان از مواضع رفاقت انتقادات خود را مطرح نموده وخواهیم نمود

من به حیث عضو ن ف د ت ا به صراحت میگویم همان اعتماد وباوری را که به سازمان خود دارم نسبت به ح م م ا همان اعتماد وباور را عمیقا دارم ومیدانم این اعتماد من هیچگاه مغایر مواضع سازمانی من نیست واذهان میدارم که این روحیه نسبت به تمام تشکلات وشخصیت های انفرادی که پیوند های ارمانی شان با مبارزه عدالتخواهانه مبارزه دیروز ما وابستگی دارند ، به اصول مبارزه رهبران فقید ما معتقد میباشند ، رهبران صادق ما مورد تایید واحترام شان قرار دارند ،امروز مبارزه سازمانهای رفیق را مردود نمی شمارند وبه مواضع انان بجای دشمن حمله نمیکنند بصورت قطع حفظ است . از جمله میتوانم از کمیته ح د خ ا ، کمیته هامبورگ یاد نمایم مخصوصا که مسوولین این کمیته ها در تمام تفاهمات اشتراک نظر موافق داشته ودیده شده که اشتراک عملی نیز میکنند.

اعتقاد من این است بینش های ما و تدابیر سیاسی ما در وضیعت سیاسی امروز با پابندی اخلاقی به موارد یاد شده بالا ، دورنمای آرمان مشترک را برای ما الهام میدهد وبس . لذا اطلاق سازمانهای رفیق ووحدت این سازمانها در شرایط حاضر هدفمندی خاص است .

میخواهم بگویم بدون اعتقاد اخلاقی به پیوند گاه دیروز، رکلام وحدت خواهی جز وقت گزرانی ، خود را بیشتر وبهتر از دیگران مطرح کردن ، فقط خود را پزیرفتن ، در تیوری زیستن ، وبلاخره مانع حرکت کردن چیزی دیگری نیست . همانطور یکه در تحلیل خود نسبت به اسلامیست ها واسلام فرق قایل هستیم در باره مبارزه نیرو های مترقی همچنان این تمایز پزیرفتنی است.

نباید استعمال واژه های بلند بالا برای ما غرور کاذب ببخشد ومارا از پرنسیب برخورد رفیقانه دوربسازد که از یک طرف رفیق بگوییم واز جانب دیگر مانند گروپ های جنگی در باره وحدت رفقا برخورد نماییم

ما باید سپاه مبارزه را تشخیص داده و بشناسیم .

انانیکه در مبارزه با دشمنان ترقی وعدالت دیموکراسی صلح شجاعانه ایستاده اند از جواب در هر سطح هیچ ابا ندارند از ارمانهای دیروز شان که با سرنوشت سیاسی شان گره خورده دفاع میکنند نباید با واژه پرستی ،سازمانهای رفیق ، شخصیت های رفیق ومبارزه شان به هیچ گرفته با نام های تسلیم طلب و یا کلمات افتراق امیز دگر خطاب گردند و برعکس خود را مبارزین واقعی قلمداد نمایم .

باید میان انانیکه انتظار بهبود شرایط نشسته اند وانانیکه میخواهند شرایط را بوجود بیاورند شدیدا فرق قایل شد .

اکنون زما ن آن فرا رسیده برای ساختن شرایط به میان مردم رفته امید را برای حضور مجدد فرزندان شان زنده بسازیم اما این امید وقتی زنده میشود که بتوانیم به زبان مشترک تبدیل شویم . توقع وجود دارد نتایج کار کمیته اجلاس اروپا که از ترکیب سازمانهای رفقا وشخصیت های رفیق فعالیت مینمایند به این موفقیت بزودی نایل شوند

زنده باد مردم پاینده باد افغانستان

پیروز باد وحدت فرزندان مردم

م ی هادی

دیدگاه ها

دیدگاه ها

تصمیم نداشتم یک سلسله مسایل را با چشم پوشی از ذکر نام مشخص در این یاداشت بگنجانم و یا در سایت های رفقا ما به نشر برسانم لیکن تا انجا که از مصلحت های زمانی بر علیه رفقای صادق وفادار با ایمان به ارمانهای شریفانه وانسانی استفاده نا جایز میشود به حکم حزبیت و رفاقت اشاراتی به چنین لجام گسیختگی مینمایم یقین دارم مخاطبین این سطور دقیقا خواهند دانست که دیگر فرصت مصلحت های زمانی را باید از دستان ما رها نکنند

اما قبل از ان با یک نظر اجمالی در باره چند یادداشت رفقادر مورد ن ف د ت ا به حیث اغاز جملات زیرین را مورد توجه قرار میدهم عقیده این است کلی گوئی رسیدن به منزل مقصود را از امکان دور میسازد

انگیزه ایکه انسان را در مسیر مبارزه سیاسی تحریک میکند تفکر است تفکر یعنی اندیشدن در باره انچه در ماحول زندگی میگذرد اندیشیدن درباره زندگی محدود ونا محدود است اندیشیدن تا سرحد خود وتا سرحد همنوع خود مراتب ظرفیت تفکر است یعنی اندیشدن درباره خود ، فامیل ،کوچه ، ناحیه، شهر، زادگاه، همسایگان سرزمین، پهنای دنیا وماورای طبیعت گنجایش فکری انسان را معرفی میکند سیر تاریخ زندگی بشری نام اندیشمندان بزرگ را از عصر ما به بعد نیز تاهمه حیات انسانی در حافظه نسل ها انتقال خواهد داد تجربه ایکه از این نقل وانتقال تا کنون بدست امده است همه متکی به واقعیت های جوامع بشری بوده اند لذا تجارب میاموزانند که در باره زندگی درحدود سرزمینی که زادگاه مینامیم مطابق به واقیعت های جامعه تفکر پذیر باشیم عمل ودید میکانیکی با تفکر بصورت قطع در تضاد است مبارزه سیاسی یک حرکت هدفمند است که قالب بندی های میکانیکی مانع رسیدن به اهداف ان میشود در حیطه مبارزه سیاسی نظر وعمل باید پاداش خود را دریافت نماید .

تفکر شخصیت های سیاسی محلولی از مسوولیت های است که در برابر خویشتن قرار داده اند از همینجاست که مبارزه سیاسی شکل میگیردیعنی قبله ارمان معین میشود برای کی وبرای کجا به مبارزه اقتدا شده است وظایف اولیه چیست ؟

از انجا که تفکر جهانی شده است نمیخواهم

در توجیحات این یادداشت انچه مد و معمول شده است که سخن از نقد دیروز اغاز میشود مدل بگریم ونمیخواهم از این پل لرزان به شهر خیالات بگذرم بر عکس چون همیشه سازمانهای رفیق نامیده میشود که به بنیاد اهداف وارمانهای حزب دیروز در وجود رفقای حزب دیروز ایجاد شده اند انانیکه که میگویند حزب دیروز چپ بود وامروز نیز ما چپ هستیم.

حقیقت این است که اگر افکار چپ در قدم نخست در حدود یک سرزمین مردم دوستي احترام به سنت های پسندیده مردم احترام به عقاید وباور های شان پاسداری زادگاه ونیک اندیشي براي رفاه باشنده گان وبه ویژه زحمت کشان و ستم دیدگان سر زمین هویت است ما همیشه چپ بودیم وهمیشه چپ باقي میمانیم.

وقتی صادقانه به چپ بودن وچپ اندیشدن اعتراف میکنیم اینرا نیز صراحت میدهیم که معلوم است در برابر این همه احزاب وسازمانها ی رفیق در قدم اول همان زادگاه وپیوند گاه هویت ، سرزمینی بنام افغانستان وجود دارد که قبله ارمانهای شان را میسازد پس اگر ما همانیم که بودیم چهره افتابی مانرا با دو انگشت پت کرده نمیتوانیم.

ا ضافتا گفتنی است که صداقت خطاب کلمه رفیق را با اقا، جناب ومحترم در حالیکه نمیتوانیم تعویض نماییم ومعتقدیم که صفت این کلمات در تعریف خطاب رفیق دقیقا گنجانیده شده است لذ این یاداشت علاوه بر قیاس مفهوم سیاسی رفیق بنا به عرف وسنت مبارزه سازمانی رهروان ارمان واهداف مشترک را رفیق خطاب میکند و سازمانهای شانرا سازمانهای رفیق میخواند.

و قتی گذشته را مورد ارزیابی قرار میدهیم گفتنی های باید گفته شود که به سود مبارزه سیاسی واهداف ارمانی ما ست یکی از تجارب و اموختگی ان است تا در شرایط حال در میان معضلات ومشکلات موجود مواضع سیاسی روشن رهنمود دهنده وسمت دهنده اتخاذ نمایم از همینجا ست که رفع سو تفاهمات و اختلافات سلقیوی را بنیاد قرار داده تفاهم را مطرح مینمایم در این باره هیچ نیازی نیست که به تاکید بر چسب های تیوریک قلم زنی نماییم وقتی میگویم ما امتداد مبارزه داد خواهانه دیروز هستیم نیازمندی های تبلیغاتی میان شناختی رفع میگردد در عوض باید برای رفع سو تفاهمات برخورد رفیقانه نماییم وبه بر چیدن این نا همواری در عمل مساعدت کنیم وهمه باید اول از خود شروع نماییم

اکنون به مساله ای میگذریم که در شروع به ان اشاره نمودیم

متا سفانه در وضیعت جاری برای توجیح عقده مندی های شخصی برخورد های صورت میگیرد که سپاهیان ارمان نمیتوانند از کنار ان بی تفاوت بگذرند بهترین وصادقترین رفقا مورد اهانت قرار میگیرند ما قبلا برای رفقا اگاهی داده بودیم که در پناه صداقت وپاکی وصفائی شما اطرافیان خود غرض از نام رهبران وبزرگان ما سوء استفاده مینمایند واز برزخی که ایجاد نموده اند بهره میگیرند ما همانوقت گفته بودیم که اگر انان از عملکرد های خود نادم اند بگذارند که زمان انان را مورد ازمایش دوباره قرار دهد اکنون که انان میخواهند تر دستی نمایند وبهترین رفقا را با حیله وحقه به جان هم بیااندازند وخود زمان را برای ازمایش خود پیش اورده اند لازم است رفقای ما عرصه را برای فعالیت دشمنانه انان باز نگذارند لازم میبینم از نام رفقای مرکز که با اوشان روابط سازمانی داریم پیشنهادات شان را در اینجا درخصوص این وضیعت یادداشت نمایم که ان رفقا میخواهند انانیکه رفقا در گذشته از انان بنا به برخورد های غیر حزبی و غیررفیقانه دل ازردگی دارند بمنظور کار های سازمانی به مرکز سفر ننمایند.اکنون انان این شک را باز زنده ساخته اند که میخواهند بار دیگر اب را گل الود سازند اینبار با نیرنگ دگر خود ما را با دستان خود ما به سیلی بزنند ما باید از تجارب تلخ گذشته دقیقا بیاموزیم وتناسب ها را در هر مرحله مبارزه در نظر داشته باشیم برای ما دشوار است سرنوشت سیاسی خود را در اتخاذ تصامییم حیله گرانه انانی بگذاریم که متهم به ترور وبه زندان کشیدن وبه تبعید قرار دادن رهبران ما بوده اند اکنون که انان گستاخانه فن اموزش دیده شانرا علیه ترور عقیده شخصیت های رفیق بکار میبرند باید بدانند که ما از همه چیز اگاه هستیم اما از همان رهبران اموخته ایم که شما را تا مرحله تسلیمی به حقانیت وصداقت تحمل نمایم واگر شما نتواستید به خواست سپاهیان حرمت بگذارید افشای نام وکار نامه های جفا کارانه شما به حق حزب وطن ومردم اخرین کار خواهد بود

توقوعات رفیقانه سپاهیان ارمان از رفقای مسوول در سازمانهای اروپائی بسیار جدی است که باید به اوضاع جاری غلبه حاصل نمایند واز هر جهت ممکنات بر چیدن این فساد سیاسی رااز دامان نهضت فراهم سازند ما در اینباره به اساس پیش امد ها پیگیری مینماییم............... م ی هادی

زادگاه ما از ما میخواهد

زادگاه ما از ما میخواهد
وحدت کنیم


زندگی در ماتمکده هجرت با نگرانی های فراوان در گذر است مشکلات شخصی فامیلی اجتماعی حیاط ما را احاطه کرده است هر روز عملی با عث رنج وتشویشی میگردد با سفر ذهنی به زادگاهم همان معنویت بزرگ وارض کوچک همان معبد عقاید وارمانهای ما را میبینم هنوز در گرداب حوادث میچخرد هنوز جنگ وسیاست میدان ازمایش دارد کشتن وبستن وغارت چور وچپاول توهین تحقیر بی عزتی زن ستیزی تجاوزات جنسی نفاق افگنی های قومی ملی زبانی سمتی مذهبی وسیاسی وخلص ستم واستبداد ظلم وناروا در تمام عرصه های حیات حرص جهان گشایان و عقده حاکمیت های زورو زر را ارضا نتواسته است در پهلوی ان بازار نیرنگ های خود را با دگر گونی های ناموزون زرق و برق و تجمل بی اینده و غیر ضروری وغیر قابل دست رس برای عامه مردم فریبکارانه باز نموده ومتاع خوش باوری میفروشند وبا تزویر این ملعبه را بتن مردم نموده اینده مردم محروم و مصیبت دیده وخسته از شرایط بربری را که خود تحمیل نموده بودندبار دیگر ببازی گرفته اند خادمین جعل وفریب سیاست های باطل را حق میشمارند و از حقیقت چشم میپوشند فساد در همه عرصه ها بیداد میکند بی عاطفگی و بی مهری را در طبیعت وسرشت مردم با مهارت تکوین میکنند تا انسان وطن ما جز در حدود خودش نیاندیشد

واین درد مشترک همه ماست که زبان چند قلم انرا به بیان میگیرد مگر احساس همه ما دران شریک است ما بنام همان زادگاه راه مبارزه انتخاب نمودیم عمر ها وایام جوانی را فدا نمودیم هزاران رفیق وهم پیکار وهم ارمان مانرا در این راه قربان نمودیم هزاران هم نبرد ما در این راه معلول ومعیوب گردید تیر ملامت دشمنان ازادی وعدالت ترقی ودیمکراسی روح روان هرکدام ما را صد ها بار نشانه زده است ودارد نشانه میزند از جانب انها تحقیر وتوهین شده ایم دو ودشنام شنیده ایم لت وکوب شده ایم زشت ترین کلمات را به ادرس ما ارسال نموده اند ارمانهای وطن دوستی وترقی خواهی وعدالت خواهی و مردم دوستی ما رابه تهمت وافتراه گرفتند چون که

ما در تداوم جریانات سیاسی ترقی خواهی در یک تشکل سیاسی یک حزب مردمی با ارمانهای ازادی خواهی عدالت خواهی و پیشرفت بودیم که مومن ترین و با تقوا ترین نمایندگان ملیت ها و اقوام جامعه واگاه ترین نماینده گان اقشار مختلف بنام وطن سرنوشت سیاسی خودرا به ان گره زده بودند
.
بلی ما بنام وطن جمع شدیم ویک دیگر خودرا رفیق گفتیم همراز همدرد هم سرنوشت هم پیمان وهمسفر ارمان شدیم بی هراس در خم وپیچ های این راه منزل زدیم و اکنون نیز زادگاه همان است و مصیبت اش همان و ما نیز یکبار در همانجا به دنیا امده ایم وبنام ان زادگاه میمیریم نه دیروزما غلط بود ونه از ان ارمانها کاسته شده است ونه راه دیگر میگیریم با اینحال جرو بحث ها ی خودرا به منظور وحدت رفقا ی که درمفهوم ومعنی در یک تعریف قرار دارند در سطح مسولیت وصلاحیت خود ادامه میدهم ودر جستجوی توافق با قناعت به پیش میرویم در حالیکه شما مومنین ارمانهای راه شریفانه رادر کنار خود داریم هر روز خواستار عملکرد های فوری رفقا ی مسول در سطح رهبران هستیم وبا اینحال گمان های بدعاقبت نگرانی های است که در رویکردهای حال وجود دارد وعبارت اند از پاره چرا ها ی نیاز مند جواب از جانب مسوولین ورفقای رهبری که بگونه ذیل مطرح اند

چراپیش روان دیروز وامروز ما با گوشه گیری وکم حرفی تقوای مبارزه ما را بی اهمیت جلوه میدهند وبه تقاضا ها وسوالات جواب نمیدهند؟ چرا مرکز تصمیم گیری های جمعی را هویت نمی بخشندو به بر خورد های شخصی پایان نمیدهند؟ چرا سازمانها به همه ارگانهای خود مخصوصا ارگانهای نشراتی کنترول ندارند ؟ چرا سخنگویان با ارمان وهدفمند که خواست واراده شان معلوم ومشخص است مورد تیر ملامت قرار میگیرند و نظرات شان به ماجرا جویی کشانیده میشود؟ چرابا جنگی گریهای پنهان و عیان رفقای ما به اساس تعلقات شخصی قسمت میگردند؟ .ثانیا رفقای همرزم وهم پبکار را در تما م سطوح مخاطب قرار میدهیم که

ایا حرف ها وسخنانیکه با جدال وپرخاشگری در جانب داری از سازمان و یا شخصیت های سیاسی رفیق تبادله میگردد پالیسی سازمان ماست ؟ وماباید به همین شیوه موضع گیری داشته باشیم که علیه هر خواست معقول رفقا حساسیت نشان بدهیم به بد و رد گفتن بپردازیم و دیوار بی اعتمادی راهر چه بلند وبلندتر سازیم چرا از نام ما به دیگران دو دشنام صادر شود ایا به حیثیت ما وحزب ما غیر ثواب نیست ؟

و اما چند حرفي به رفقای که با ارمان مشترک دیروز در یک تشکیل سیاسی قرار داشتیم مطرح میسازم که

اگر شما نمی خواهید با یاران ورفیقان هم تشکیل دیروز تان یکجا باشید ویکجا بروید یکجامبارزه نمایید ایا راه دیگر به جز تخریب وخط کشیدن بروی گذشته ما شما را در امر مبارزه تان کمک کرده نمیتوانید که به بنیاد ان حرکت کنید ما میگویم که غلط نکرده بودیم کسانیکه که غلط کرده اند دشمنان ازادی ترقی وعدالت ودیموکراسی بودند وهستند انهادر تبانی باداران منطقوی وجهانی شان هستی یک ملت وارض یک کشور را از بیخ بیخی ازبین بردند ایا شما ازنیش زبان وطلسم وحیله وبرخورد دشمنانه شان مستثنی هستید؟ انها بخوبی میدانند ما همدرد همه دردمندان هستیم ما هیچگاه استبداد بی عدالتی قتل کشتار وظلم و تعدی را به هیچ طایفه بشری در هیچ گذر دنیا تایید نمی کنیم ما خون تمام انسانها راهمرنگ خون خود میبینیم همانطوریکه کشتار قتل وغارت بربریت را در کشور های انسوی زمین محکوم میکنیم کشتار وقتل مردم وانسان این سویی زمین نیز شدیدا نزد ما محکوم است

همانطوریکه اعمال تروریستی ودهشت افگنی را در کشور خود محکوم مینمایم چک چک تیکه داران دین را همنوایی وسهم داری شان را با گروه های تروریستی وادمکشان حرفوی درهر کجای دنیا نیز محکوم مینمایم ما استبداد ظلم وهرنوع بهره براداری غیر انسانی را توهین وتحقیر تهدید قتل اغوا از هر اسم ورسم علیه هر انسان امریکای افریقای استرلیایی اروپایی اسیایی هر هویت دگررا زیر نام هرمذهب ودین و ایین که باشد به هر رنگ وجلد و زبان ونزاد که تعلق داشته باشد شدیدا محکوم میکنیم ایا این بینش میتواند در یک شرایط خوب ودر شرایط دیگر غلط باشد ؟

وباز هم به رفقای که ارزمند هستند دین ورسالت شان رابه امر مبارزه راه شریفانه وانسانی انجام بدهند میخواهم بگویم به هیچ صورت ممکن نیست بتوانید به تنهای به پیروزی ارمانی برسید ایا این احزاب ایجاد شده نیرومند تر از حزب دیروز ما است از شرایط مساعد وتاکتیکی مهیا شده ارزیابی های دقیق باید صورت بگیرد این خوش باوری ها کار ومبارزه را در اینده دشوار میسازد زمانیکه گلیم این امکانات فراهم اورده شده چیده شود همانند سقوط حاکمیت ویا انصراف از قدرت تفسیرها وتحلیل ها وخود برحق شمردن ها نوش داروی بعد از مرگ سهراب خواهد بود وبس . رفقا وقت را تلف ننماید و این افسا نه را پایان ببخشد کوتاه ترین راه ها را هرچه زود تر وزدتر برگزینید من بار دگر در حال تاکید نظرات قبلی خود وتایید نظرات سایر رفقا وحدت تشکیلاتی ( ن ف د ت ا)و (ح م م ا) کوتاه ترین موثر ترین وضروری ترین راه وچاره میبینم وامید میکنیم رهبری خردمند این دو سازمان رفقای ما چاره این بیچاره گی راحتما نمایند پیروز باد وحدت رفقای ما م ی هادی

کاپی ها

سایت وزین مشعل

سایت وزین مهر

فاروم نگاه

فاروم فریاد

هدیه ی اصالت پاینده باد

هدیه ی اصالت پاینده باد

در پیام خصوصی خود دراین روز درسال گذشته از اهدای این سایت برای یک رهبردر آمیخته با عالیترین خصایل انسانی از دست اندر کاران این سایت سپاسگذاری نموده بودم . اکنون میخواهم از همخوانی انتخاب نام با این هدیه بگویم .

اصالت در لغات اصیل بودن ،با اصل بودن ،اصل داشتن، ،ریشه دار بودن، نیک نژاد بودن ، نجابت معنی میدهد.

اصالت یک حزب سیاسی نیست . بلکه آرایش یک تفکر است . تفکری که ارتباط محکم واستواربا تاریخ وممثل تاریخ یعنی شخصیت دارد . تفکری که سایه ی ابر نیست تا با وزیدن باد برهم خورد .آسمان است که تا پهنای جهان ادامه دارد. یعنی این تفکر اصیل است .

تفکری که طوفانهای مدهش موسمی اثری جزبه برگ وبار آن نمیتواند داشته باشد .لذا ریشه دار است . وهر نوع آسیب پذیری را جبران مینماید .

نجابت تفکراین است که به تدبیر نجیب ترین شخصیت ها شکل میگیرد وراه گشا میشود .و در نتیجه لشکر سر سپرده راه سعادت انسان در زمین را به حیث لشکر نیک نژاد در قافله زندگی رهبری میکند .

بی شک آرزومندی های را که در قبال این همخوانی میخواهم تعبیر نمایم نقاط نظری است درباره ی ،هم قدمی ، هم رهی ،همسویی و همدمی ی سایت های رفیق وهم اندیش که سال پار برای گردانندگان عزیز سایت تقدیم نموده بودم "ما برآنیم که بودیم " .

بگذارگرداننده گان این صفحه ، با زمینه سازی انعکاس تفکر لشکر نیک نژاد ،به نام نامی شخصیت ارزشمند تاریخ معاصر رفیق ببرک کارمل اصالت شانرا به این مراد ادا نمایند تا وفاداری و صداقت در تاریخ ماندگارباشد .

پیروز باد مبارزه راه سعادت انسان

محمد یعقوب هادی

به پیشوازبزرگداشت هشتادومین سالروز تولد

 

به پیشوازبزرگداشت هشتادومین سالروز تولد شخصیت مبارزراه سعادت مردم افغانستان

کره خاکی ما هر روز شاهد تولد ومرگ صدها تن موجود نسل انسانی ،از دنیایء که ما تصورش را داریم میباشد . انسان موجودی است که بنا به داشته های ناب (ویژه) از او به حیث اشرف مخلوقات تعریف شده است . انسان همانطورکه موجود با ارزش است . زندگی او هم برای خودش وهم برای وابستگانش عزیز است.

وابستگی دو نوع است . یکی وابستگی مادی است که همان خون تباری میباشد. دیگر وابستگی روحی است که معراج پیوندگاه انسان است.

جاویدانگی شخصیت های بزرگ در چنین وابستگی است . از اینجاست که شخصیت های بزرگ تاریخ را با دو یاد بود گرامی میدارند . یکی سالگرد بدنیا آمدن اوست ویکی سالگرد جاودانگی اوست.از اینروارمغان شده است تابرای ادای حق شناسی به پای یکی از این شخصیت های جاویدان تاریخ مبارزات راه سعادت انسان بنیشینیم که او رهبر فقید وفرزند صدیق مردم افغانستان است.

وقتی نام خود را در قطار تعدادی از رفقا به عنوان آن خواندم که برای برگزاری جشن تولد رهبر صدیق مردم افغانستان فقید ببرک کارمل سهم داشته باشم .احساس کردم که برنده تحفه ای از قیاس آرزو های ناممکن شده ام . در اول برایم بسیار مشکل افتاد که چگونه میتوانم با این بال های ناتوان در قطار پروازعنقا های دور پرواز بال بگشایم. اما موهبت این فراخوان راهنما شد تا انجا که توان است به دنبال قافله ای ، قافله سالارمبارزه سعادت انسان راه بیافتم.

لذا از شما رفقای ارزشمند اجازه میخواهم با شیوه ای بیانی که رهبر فقید مردم افغانستان دوست داشت به پیشواز این تجلیل گفتنی های خود را بگویم .

اکنون که ارمغان است به پاس آرمانها واهداف وکار کرد های این نام ماندگار از تولد شخصیت وابسته به تاریخ تجلیل گردد ، قصد این نخواهد بود که فقید ببرک کارمل را معرفی نمائیم .

زیرا او خود معرف هویت خود بود . یعنی هم دوستان مردم افغانستان وهم دشمنان مردم افغانستان او را میشناسند. اینکه چرا دشمنان مردم افغانستان با او ،با آرمانش ،با یارانش ودر حقیقت با مردمش دشمنی دارند واضح وروشن است .اما ضرور است راه ورسم مبارزه اورا که تجمع فرزندان مردم افغانستان را در یک تشکل واحد آرمانی رهبری میکرد وما رهروان آن آرمان هستیم به قناعت وقبول برسانیم و آرمانهای او را ،اهداف او را که خود متعهد به آن هستیم تحقق ببخشیم .

رفقا :از دیریست آوازی بگوش من طنین می اندازد .من این صدا را خوب میشناسم که آواز روح رفیق کارمل است . بما میگوئید شما مرا میدانید، که من از دار دنیا یک خانه معنوی داشتم ،که آن خانه، حزب من بود . ومیراث من برای شما همان بود وبس .دلم در این همه خانه های نوساخت کوچک شما تنگ میشود . من در همان خانه فراخ وآزاد، آرام هستم ،اگر هنوزهم به گفتار بزرگان احترام ، اعتقاد،اعتماد وباور دارید برای شما فرزندان خانه مشترک میگویم بیائید همه در یک خانه زندگی کنید و روح مرا آرام سازید.

چه کسی به این آواز باور ندارد ؟ بلی همه باور دارند. پس بیائید با جواب مثبت به آواز روح رهبر ما ازاین روز به حیث روز آرمان این بزرگ مرد تاریخ مبارزات عدالت خواهانه کشورما واقعأ تجلیل نمائیم . بیائید این روز را بنام وحدت فرزندان صدیق مردم افغانستان با یک اقدام شجاعانه ماندگار بسازیم . بیائید با تمام صداقت میان هم تفاهم نمائیم وتشکل واحد را فورأ بوجود بیاوریم .

درعین حالیکه ازفراخوان سایت اصالت بخاطر برگذاری هشتادومین سالروز تولد رهبر فقید مردم افغانستان حمایت مینمائیم ،علاوه برآن از مسوولین کمیسیون بر گذاری این گرامیداشت میخواهم این دعوت را به مثابه بهم رسانی هدفمندانه، بیشتر درترکیب سطوح رفقای تاثیر گذار ومسوولین سازمانهای رفیق تزئید وتجدید نمایند .لذا بدین سلسله پیشنهاد مینمائیم ازدعوت مددگار ومشاورت های سودمند واثر بخش رفقا : مادر معنوی همهء ما دوکتورس اناهیتا راتب زاد، نور احمد نور، سلطانعلی کشتمند، عبدالحق علومی ، نبی عظیمی، جلیل پرشور، احمد شاه سرخابی، عبدالواحد فیضی،عبدالله نائیبی،یاسین بیدار،فقیر شاه فقیر یار و....این بزرگداشت مستفید گردانیده شود.

شادمان باد روح گرامی رفیق ببرک کارمل فرزند صدیق مردم افغانستان

محمد یعقوب هادی

حقیقت تنها در چشم حقیقت بین ، حقیقت است !

حقیقت تنها در چشم حقیقت بین ، حقیقت است !


برای داوری به مسایل مختلف زندگی ما دو چشم داریم که با یک چشم خوبيها وبا چشم ديگربدی هارا می بینیم. این یادداشت را از روی همين دونوع ديد و برداشت دو چشم{ بینش}در معرض خوانش شما قرار میدهم .

واژه های عدالت ، آزادی وترقی در جو سیاسی کشور ما کاربرد عام دارند که حتی تاریک اندیشترین عناصر وگروه ها نیز برای زيبنده ساختن اندام سیاسی شان این لباس را البته با پیشوند وپسوند واژه های ملی ویا مذهبی انتخاب نموده وگويا عملی (!) ميكنند.
و اما در امتداد مبارزهً هدفمند ، اين سازمانهای بوجود آمده از ح د خ ا به حیث نیروهای متعهد به آرمانهای انسانی، محق اند با آینده نگری به اوضاع سیاسی افغانستان داوری نموده دراين زمينه ها بيشترحق به جانب اند كه مدعی طرفداری اين اهداف گردند.

تاریخ مبارزات سیاسی نشان میدهد كه نیرو های ح د خ ا عامل عمده واساسی بيداری وآگاهی مردم جامعه ای بودند وهستند که در طی قرون با داروی غفلت خوابانيده شده بودندو تنها تعرضات وتجاوزات بزرگ آنان رااز خواب غفلت بيدار ميكرد وتکان میداد.
همه ميدانيم كه بیک باره گی وحشت ،سراسیمگی وبعدا ًدرحدودی بیداری آنی وغیر منتظرهً مردم كه بزودی دوباره طرف سوء استفاده خود همان متجاوزین قرار میگرفت وبا پیروزی یک شخص ديگر به نفع استعمار، باز هم قهرمانان(!) زاده شده، ملت را خواب میدادند.

وقتی نیرو های محرکهً جامعه در فضای صلح {صلح بی تفنگ} صدای بیداری جامعه را بلند میکردند عاملین استعمار اهداف واندیشه های نیرو های مردمی، ملی و مترقی را در تعبيرهای بد ومغرضانه پیچانیده زمینه های سوء تبليغ رابا استفاده از باور های مردم بوجود می آوردند . حتی از عام ترین واژه ها مانند جهل{ که معنای آن بیسوادی ونا آگاهی بود}، با سوء تفسیرواهداف غرض آلود ،تحریکات مذهبی را سازمان داده و با تعبیر مغرضانه در ذهن مردم با غوغا سوال ايجاد ميكردندو میگفتند:آی مردم دیدید شما را جاهل گفتند آایا مسلمان را ميتوان جاهل گفت ؟. آنها ، با استفاده از بیسوادی وعقب مانده گی مردم رابه باورمندان سامت تبدیل مينمودند تا صرف به اشارات وارشادات آنان حرکت نمایند.

وقتی در این روز های سال نو تلویزیونهای افغانان را تماشا مینمایم ؛ ديدن برنامه های متعدد با مشاركت اطفال، جوانان ونو جوانان در محافل، کنسرت هاو میتنگ ها مارا بیاد آنروز ها ی می اندازند که چگونه بخاطر سهم گیریِ مردم ، دشمنان آنها در چنین بزرگداشت های چون جشن استقلال وروزهای تاریخی وملی، بيگناهان وطن مورد حملات مرگبار و انفجارات مرگ آفرین و تبلیغات زهر اگین آنان قرار میگرفتند . اما امروز مردم منت گذار چه کسانی میتوانند باشند اگر دست غلامان زیر سنگ باداران نباشد ؟

در زمان حاکمیت ح د خ ا برگزاری این محافل ومجالس ونشست ها با شرکت مردم انجام میشد حزب حاکم یک حزب دوصد هزاری نفری بود که اعضای آن حزب در سر تاسر كشور مصروف وظایف دولتی و حزبی بودند . اگر نمایشی هم ضرورت میبود آنان نمیتوانستند بنا به مشغولیت های کاری همه یکجا در اجتماعات شرکت ورزند. اما این توده های ملیونی مردم بودند که در این بزرگداشت ها شرکت میکردند واین حضور گسترده مردم خود نشان حمایت مردم از حاکمیت بود .

اما بخاطر باید داشت ازخرافاتی که صلاحیتداران دورهً زمامداری حفیظ الله امین دراین باره انجام دادند ،ما نه مدافع آ ن هستیم ونه جوابده آن میباشیم بلکه باز خواستگر نیز هستیم . بیانات وصحبت های مکرر شخص حفیظ الله امین وخصوصا که در انزمان یک کانال تلویزیونی وجود داشت و نمایش میتنگ ها ومحافل بی مناسبت وعملکرد های ناهنجار ، ونشرات مضحک خاصتا ًدر مسایل فرهنگی و بدنامی ايکه نصیب ترقی خواهان نمود ه بود ، مربوط به دوران فاشیستی حفیظ الله امین میباشد که با دریغ ودرد تاهنوزکفارهً آنرا ما ومردم ما پرداخته ايم و میپردازیم.

سهم مردم در امورات دولتی هم نشانهً امید به پیشرفت وطن وهم نشانهً حمایت شان از دولت وهم به منظورادای دین وطنی بود که هیچ کسی به جبر واکراه این خود اختیاری را از آنها گرفته نمیتوانست . این خود ارادیت آنان زمانی حقیقت را واضح مینماید که آنان بوسيله ً مخالفين، دشمن كار ودشمن ترقی وعدالت ،تهدید میشدند که به کار وبار در دواير دولتی ودر ساحهً دولت نپردازند. اما مردم با قربان نمودن جانهای شان توسط تروریستان و به اثر حملات تروریستی وپرتاب راکت ها حاضر نبودند ونشدند از اراده وادای دین وطنی شان صرف نظر نمایند. یک مساله را واضح بسازیم که بايد به آن راکت ها ،راکت های کور ویا پرتاب های کور کورانه گفته نشود راکت ها بکلی جور بودند وبه هدف کشتار مردم فیر میشدند .

حضور قواه مسلح نیم ملیونی در سطح کشور بیان وطنپرستی مردم کشور بود. آنان همه حزبی نبودند، اما وطن پرستانی بودند که با نثار جانهای شان از دولت وآرمانهای انسانی آن دفاع مینمودند. مردم مسلمان ما در حضور خدا شهادت خواهند دادکه فرزندان شان ،شهیدان راه حق وحب وطن شدند. حقا که محافظين پل وپلچک ، مسجد ومکتب ، تعمیر وسرک و بالاخره انسان، حیوان ونبات وطن، عاشقان آزادی وعدالت با مخربين ،قاتلان ودشمنان این بنیاد ها ، موجودات واهداف در نزد خداوند فرق دارد.

ما هیچگاه نخواسته ایم که با هیچ اندیشه ای دشمنی كنیم . جز، با آنانی که با مردم زحمت كش ووطن ما دشمن اند. زیرا وقتی کشتار مردم بیگناه ، فریب واغوای مردم، تصاحب اختیار وارادهً مردم به زور سر نیزه ، زمینه سازی برای دورکردن آنان از زادگاه شان ، ویرانی بنیاد های عام المنفعه ، مالکیت های شخصی مردم ، عقده مندسازی مردم بنام دین ومذهب توجیه پذیر میشوند ، دفاع از خود ،مردم ووطن را که در پای آن عمر ها وجانهای خود را فدا نموده ایم در برابر این توطئه ها ودسایس حق مسلم خود میدانییم .

ح د خ ا در راس حاکمیت وقت همیشه در تلاش و جستجوی راه حل های بود که تا از ورود عوامل وپدیده های مخرب که وطن را به قهقرای نیستی ومردم را به آواره گی از خانه وکاشانهً شان جبراً سوق میداد جلوگیری نماید . لذا طرح ها ونظریات مختلف در سطح كشور را با نظرداشت واقعيت های سیاسی مطرح بحث میساخت که مشخصترین واساسی ترین آن در خواست مکرر دولت افغانستان برای قطع مداخلات از خارج کشور بود که امروز به آن حقیقت تلخ حتا آنانی اعتراف میکنند واعتراض دارند که دیروز بصورت قطع آنرا نمی پذیرفتند .

تاریخ به حافظه سپرده که بُعد جنایات بسیار وسیع است . اگر به اساس محاسبه ًیک جانبه تلفات جنگ تحمیل شده را که عاملان تجاوز ومداخله ارایه میکنند در نظر بگیریم ،بر علاوهً آن ارقام که مردم ما به حیث سپر گوشتی نا جوانمردانه وخلاف تمام موازین انسانی واخلاقی با استفاده از احساسات دینی ومذهبی استفاده گردیدند و تاهنوز هم گناهکار دوملیون کشته ودو صد هزار معیوب ومعلول وپنج ملیون آواره را که با اینهمه تجربیات فریب مشهود به گردن دگران میاندازند ، یک محاسبه منطقی وعقلی ووجدانی در کل نفوس کشور عزیز مان نیز قابل غور ودقت شود وکل نفوس کشور را حد اقل بیست وهفت ملیون محاسبه نماییم نوزده ملیون وهشتصد هزار باقی نفوس کشور هم نیز متقبل ومتحمل جنایات نابخشودنی کسانی قرار گرفته اند که از آنان تنها یک بر ششم حصه نفوس کشور را به نفع نفس های سیری ناپذیر شان مکارانه وفریب کارانه مورد استفاده ناجایز قرار داده اند
.
چه عجب است که با اینحال واحوال کشتار آدم ها ،ویرانی شهرها ، راکت پرانی ها ، انفجارات ،آدم ربایی ها . ترور انسانها ، تجاوزبه ناموس مردم، زن گیری های بزور، انسان فروختن ها ،ویرانی پل و پلچک ،سرکها ،تعمیرها شفاخانه ها ، مکاتب ومدارس، درمسال ها ،تکیه خانه ها، گرفتن عشر وجریمه، چورو چپاول ، آوردن افراد مسلح عرب وعجم در کشور ، اجرای نمایشات رقص مرگ، واسکت بریدن ها، به صلیب میخکوب کردنها، قطع قطع کردن عورت زنان، میخ کوبیدنها بر فرق انسان، تصاحب مالکیت های مردم ،زر اندوزی ها، فروش معادن ، غارت ثروت ها، انقلاب معنی داده شود اگر انقلاب همین است پس جایی برای آن باقی نخواهد بود که بالای دگر گونی های حاکمیت ح د خ ا با تازیانه فریب وریا حمله شود.

ما با مخلوقی مواجه بودیم وهستیم که در فطرت شان طلسم فریب ،ریا ،تهمت و مکر مخلوط است آنان با چشم پُت و دهان باز بسیار ناروا و بی روایت گپ باد میکنند. یکی از این بی روایتی ها استعمال اصطلاح پرچمی های کمونست از زبان آنان است که نه نام حزب ماچنین بوده ونه از زبان ما شنیده اند {در حالیکه یگانه مایه افتخار پرچمی هااز حیث باور ها به واقعیت های جهان وبطور خاص واقعیت کشور و حقیقت مردم ما پرچمی بودن ماست وخود مانرا مدافع آرمانهای شریفانه آن میدانیم و تا آنجا که عملکرد متحدین مانرا به نفع مردم میدانیم با احساس مسوولیت در دفاع از آنان مواضع دفاعی خود را نیز داریم } دلیل شان این است که ما به اساس منافع کشوری نسبت های دوستی و دشمنی را با افغانستان از جمله شوروی وقت معین نموده بودیم حالا که چلوصاف خود شان و دوستان شان از آب برآمده ،هنوز هم با فریب کاری ميخواهند رسوايی خودرا بپوشانند .

اگر آنانیکه دروغ میگویند، تفرقه می اندازند،آدم میکشند ، میسوزانند ومیدرند شریر گفته نشوند، پس شریر چه کسی است؟. بعضی از هموطنان عزیز ما در بیان خاطرات برای آنکه نفرت شانرا از چنین اعمال وچهره های زشت وحشت آفرین دهشت افگنان بیان کنند میگویند :ما نه خلقی بودیم ونه پرچمی بودیم، چرا مارابا انفجارات وفیر راکت ها میکشتند و میکشند نه تنها آنان بلکه تمام نزده ملیون وهشتصد هزار مردمیکه در ساحه تحت تسلط حاکمیت وقت ح د خ ا زندگی داشتند سوال میکنند چرا باید آنان کشته میشدند ؟ اگر آنان تحت تاثیر تبلیغات وترس وهراس از وحشت وبربریت نمیگویند چرا باید یک انسان متعهد به خدمت مردم ووطن کشته شود یک پرچمی می پرسد چرا باید او را بکشند ؟

ما همه صاحب خانواده هستیم هر یک ما در خانواده همدیگر خود را خوب میشناسیم اگر اشارات ناحق بی دینی که روپوش چهره مکاران تاریخ سیاسی کشور است کنار گذارده شود، قسم است که شیوهً برخورد، سلوک ،صداقت دوستی ، جوانمردی ، ادب ، و رویه خویشاوندی وقومی ، همدری و غم شریک و خويش شریکی در مورد یک پرچمی ، چهره فرزند واقعی مردم افغانستان در قضاوت وجدانی بسیار برجسته وشایسته است .

شانزده سال از آن روزی میگذرد که حاکمیت ح د خ ا به هر شکلی که بود تعویض شد. از آن روز تا اكنون( اپریل ۲۰۰۸ )ویا حمل ۱۳۸۷ در تمام کاینات اگر اتفاقی رخ میدهد در دهن های فتنه زبانهای شریر، بی ارتباط لول خورده واز خلقی وپرچمی یاد میکنند . بتاریخ ۲ اپریل ۲۰۰۸ حاجی دین محمد والی کابل در جریان سفر ایالت متحده امریکا برای مصاحبه، مهمان برنامه ًچهره ها وشخصیت ها در تلویزیون نور بود. جریان مصاحبه ها ی او با این تلویزیون وسایر تلویزیون ها در خارج کشور ضرورت یک تبصره جداگانه را مينمايد که شاید سایر افغانانی که شنیده باشند، به آن بپردازند که حقیقتاً تناقض گویی ها افشا گری ها وزدو بند ها وتعصبات عمیق سمتی وزبانی در گفتار جناب والی صاحب کابل به وضاحت احساس میشد .

حاجی دين محمد والی كابل، در جواب سوال اقای هوتکی گردانندهً پروگرام ،دلیل رفتن به پاکستان را در زمان حکومت جمهوری محمد داود ،حضور خلقی ها وپرچمی را وانمود كرد. از این که بگذریم که این خلقی ها وپرچمی ها دارای چه صلاحیت در آن حکومت بودند ، سخنان او،حد اقل یک دروغ تاریخی را ثابت میکند که گفته میشد جهاد بخاطر حضور شوروی ها بود واینکه چگونه اکنون حضور نیرو های بیگانه را اشغال نمیداند با سایر در فشانی های ایشان در یادداشت جداگانه حضور آنانیکه این مصاحبه را نشنیده اند تقدیم خواهد شد.

مصاحبهً این آقا خاطره ای را بیادم آورد که از منظرهً چشم ديد خودم میخواهم آنرا بیان کنم ،آنهم با یک مقایسه دروجود یکی از عالیترین مقام پرچمی وافراد ی که اقامتگاه دایمی درپاکستان و خانه های سرمایه گذاری شده در افغانستان دارند و اعمال شان با عث هزارن نوع بد بختی مردم کشور شد و امروز مردم با آخرین لقب تفنگ سالار آنانرا میشناسند.

روزی در ایستگاه سرویس مقابل ریاست تامینات کار اجتماعی با تنی چند از رفقا منتظر بودیم. آن زمان مصادف به رو ز های بود که به اثر چپاول تانکر های نفت{ تیل } ومسایل امنیتی، کمبود مواد سوخت و وسایل ترانسپورتی محسوس میشد. اتفاقاً رئیس جمهور فقید داکتر صاحب نجیب الله از آنجا با دو نفر محافظ دریک موتر عقبی شان روان بود گذشتند. ما با دیدن این صحنه باهم گفتیم که رفیق نجیب چرا در این شرایط که کمبود تیل است باید یک عراده موتر دگر را استفاده نماید، با آنکه در جریان روز و وظیفه داری بودند . در حالیکه در امن ترین کشور ها روسای جمهور با محافظین بیشمار به سیل وتماشاه میروند .اما ،ما تصور داشتیم که باید ازهرامکان برای مردم وکشور صرفه جویی شود ،حتی از مصارف رئیس جمهور . لیکن مردم دیدند که قوماندانان پاتک های نظامی با ده ها عراده موتر وده ها بادیگارد مسلح چگونه مردم را زیر تایر موترهای خود میکردند وخاک وگل ولوش باد کردن از طرف آنان ،رحمت آنان به مردم بود .

چه چیز را زودتر مقایسه نماییم رهبران ما پای پیاده در بازار و شهر میگشتند. رهبر فقیدما ببرک کارمل بار ها در شهر و بازار از طرف مردم دیده شده وحتی قیمت هارا کنترول مینمود وبا زحمت كشان ديدار داشت وبه درد دلهای شان گوش ميداد وايشان را دربغل ميگرفت ونوازش ميكرد.

آنجا یک دولت برسمیت شناخته شده در سطح جامعه جهانی بود. اینکه در جنگ تحمیلی قرار داشت بحیث یک دولت ،محافظین قانون داشت وبه صد هاهزار فامیل همین مجاهدین كه درساحهً تحت حاکمیت همان دولت زندگی داشتند ،محافظین قانون وفرزندان حزب ما از آنان شب وروز حراست مینمودند. به نظر کدام شخص عاقل بايدعجیب جلوه نکند که خود همين مجرمین وقانون شكنان، ما را به خاطر محافظت از قانون متهم میشمردند.

مدعيان كاذب اسلاميت وافغانيت ما را بخاطری بوری آردیکه در شانه خود در عقب مردم میدویدیم كشتند . آنها به مردم فقيرجبر میکردند و آنها را فریب میدادند که آرد وروغن کمونسيتها حرام است نگیرید . موضوع حلال و حرام نبود ایجاد ترس وارعاب بود بخاطریکه قطار موتر های اقلام خوراکی هزاران بار مورد غارت وچپاول قرار گرفته است ويك نسلی از فرزندان آنها از آرد وروغن حرام(!) كفر ، شوروی وكمونيستها تغذيه وپرورش يافته اند.

باید گفته شود كه متحجرین تا لب گور بدنبال نیروی های آگاه و مترقی بودند وهستند و چه گستاخانه وفات اشرف مخلوقات را بدون نظر داشت کرامت انسانی اش مردار شدن نام داده و میدهند . حتی آنان با مراسم وتدفین وتکفین مطابق به سنت های دینی تمسخرمیکردند و میکنند و با بسیار پر رویی سه روزماتم داری دعا واستغفاررا به گناهان بیشتر نسبت میدهند آنان با این جلوه های ضعيف ایمان وباورهای شان ،گویا اینکه بجان مردم میزنند و خدا را هم فریب میدهند .

اتفاقاً دو یادداشت بنده در دفاع از هویت سیاسی نیرو های پیشرو جامعه زمانی تحریر شد که یادداشت اول مصادف با اعلامیه نیروهای ملی ،مترقی ودیموکرات در اروپا واین یادداشت مصادف با تاریخ تدوین این همایش واقع شد . این قلم تدویر چنین نشست ها را در هر زمان حمایت مینماید. اما برای وحدت تشکیلاتی با سازمانهای هم اندیش اولویت قایل بوده وحدت کامل سازمانهای هم اندیش را همیشه مرحله ای پیشنهاد نموده است که در نخستین گام ، وحدت ح م م ا را با ن ف د ت ا میباشد وبه آن تاکید میدارد. اکنون که اطلا عیه کمیسون نیرو های ملی مترقی ومردمی حضور هردو سازمان را در نشست اعلام میدارد ؛ بار ديگرازموقعیت حضور نیرو های خودی استفاده نموده انعکاساتی که در فکرم تجمع نموده اند بیان میکنم .

از آنجا که دروازهً تفاهم را نیروهای ح د خ ا همیشه باز گذاشته اند اینک سازمانهای بوجود آمده ازح د خ ا، آن سنت مبارزه راعاقلانه ومنطقی پیگیری نموده ومکررا ًهریک از این سازمانها مذاکره ومفاهمه را مطرح مینمایند، واما قبل از رفتن به این خواست ها که راه گشایی به آینده در وضیعت سیاسی موجود است باید با یک توان تعین کننده این راه را بپیماییم .

رفقای بسیار ارزشمند!
بخاطر آنکه ،نگذاریم کسانی حقیقت باورهای ما را با عوام فریبی درابهام گذاشته توهماتی سوء را علیه ما خلق نمایند. باید با جمع آوری کامل نیروی های خودی این تضمین را بوجود آوریم واین چیزی است که با اراده ،گفتار وعمل صاف وشفاف میسر میشود.

آنچه مربوط به مسایل درونی ح د خ ا در مراحل مختلف مخصوصاً مراحل حاکمیت وقت میشود، موضوع بحثی است که بنیاد فعالیت مشترک را میسازد . اکنون باید به روایت تصویر کامل حرف بزنیم و با وضاحت باید بگویيم که بلی، ح د خ ا ازدو جناح { خلق وپرچم } تشکیل یافته بود واین حقیقت را هم بپذیریم که با وجود فعالیت های مشترک در همه عرصه ها ی مبارزه سیاسی ما تحت نام دوهویت مشخص مبارزه نمودیم وبا این حال ادعا میکنیم كه دست آوردها ودفاع از بهترین وعالی ترین اهداف ما ناشی از اتحاد سياسی ووحدت تشكيلاتی ديروز ما بوده است كه در شرایط فعلی هر دو جناح بنابر اختلاف نظریات، پراگنده اندو و نميتوانیم به ایجاد تشکيل گذشته دست بزنیم .بهترآن است که آنان برای جمع آوری رفقای خود ،وما برای جمع آوری رفقا وامكانات خود کار نمایيم ودر عین حال، دروازه های پذیرش را بی هیچ تعصبی ، بايد باز بگذاریم. برای انكه در آینده هرگاه دو باره باثر خلاقیت رهبری جمعی، آن اشتراکات بوجود آید، زمينه های پذيرش قبلی وجود داشته باشد. اما،مسايل مربوط به اینده را به وقت آن ميگذاريم، همان دم وهمان مصلحت .

واما درباره ً سازمانهای رفيق که فعالیت های جداگانه سیاسی وتشکلات جداگانه دارند واین وضعيت ارتباط داده میشود در تفاوت های نظری مرحله ًحاکمیت پرچمی ها، وتا کنون بسیار حرف های نیز در اینباره گفته شده است . در این یادداشت از هر جا که شروع نماییم تکرار خواهد بود اما ازآنجاکه وظایف ومسوولیت ها برای ما هیچوقت اختتام یافته نیست . این نیروهای پراگنده با امکانات جداگانه درهمه عرصه ها حضور داشتند و تسلط خود را درپروسهً جمع آوری نیروها تامین نمودند، تا تشکلات جداگانه را بوجود آوردند . این تشکلات به دلیل دو مساله ًجداگانه بوجود آمدند :
اول : باید بگوییم که در یک مرحلهً مهم رفقای مسوول دارای صلاحیت ما، میخواستند پیشتراز زمان حرکت داشته باشند. لذا قبل از توحید افكاروجمع بندی نظریات عمومی ونتیجه گیری ازآنها درآنوقت،جانبداری های نا آگاهانه ویک مقدارعقده مندانهً تعدادی محدود در داخل ، وحمایت عجولانهً کشور های ذیدخل در قضیه ، بخاطر بیرون کشیدن سیاست های وقت کشور های شان با عجله وشتاب باعث تعویض وضعيت سیاسی نظامی به وضعيت نظامی سیاسی در افغانستان شد .نظریات وطرحهای بدنه اصلی واساسی حزب با دلایل نا کارآمد بودن آن سیاست ها در اوضاع سیاسی وقت که با آن موافقت نداشتند در نظر گرفته نشد. مثالی میآوریم که وضعيت سیاسی آنروز با امروز چه تشابهاتی دارد و امروزچگونه تمثالی از همان تجربه است .

اکنون گروهی تا آخر میخواهند بجنگند وهر شرط نزد آنان مردود است. وآنان که نمی جنگند به اساس سازش ومعامله اتفاق نموده اند برای بهروزی مردم وبهبودی وضع وطن هیچ اثر نگذاشته اند. آنان در رقابت کار نه، بلکه در رقابت زور آزمایی به توافق رسیده اند . درست همان تفاوت نظر که درطرح های متفاوت حاکمیت وقت ح د خ ا ویا حزب وطن وجود داشت .مخالفین حاکمیت هیچ طرحی که عینیت نیروهای ح د خ ا را بروز بدهد نداشتند .آنان خودرامجاهد ،وطن خواه ومردم دوست ، ولی مارا کافر، بی دین ، ملحد ووطنفروش میخواندند .جز این ، ياوه سرايی ديگر هیچ طرحی برای آینده ًکشور نداشتند. بطور مثال اگر بگویند كه شما ،مکروریانها را خلاف شرع اسلامی آباد نمودید وبه مردم دادید ،ما دشت پلچرخی را خانه های یک منزله و مطابق شرع اسلامی آباد مینماییم وبه مردم میدهیم ، با این مثال عام کدام اقدام سیاسی آنانرا معیار مصالحه وقت قرار میدادیم که به خیر وصلاح مردم ووطن تمام میشد.

اما اکنون زمان آن است تا اختلافی راکه گفته ميشود ،حالا که وضع بد ترشده است، این بخش رفقای ما کرده اند واگر خوب میشد آن بخش ديگر رفقای ما کرده بودند ، بايدمغلوب تدابیر موثرآ ینده ساز خود سازيم.

دوم : ایجاد سازمانهای جداگانه به اساس یک طرح سیاسی که راه رابه آینده میگشاید، مطرح بود و میباشد. به اساس همین مساله است که نیرو های شامل این تشکلات در تلاش وحدت بی قید وشرط این احزاب شان اند. لذا ،راه های کوتاه تر وسريعتر را طرح وپیشنهاد میدهند که هرچه زودتر به کمک خدا به داد مردم برسیم.

وقتی درطرح ها وشعار های خود ،وحدت سازمانهای هم اندیش را مطرح مینماییم واگر درمبدای آن وحدت ح م م ا ون ف د ت ا را دراولويت قرار میدهیم ؛به دلیل عدم خواست وحدت با سایر سازما نهای بوجود آمده از ح د خ ا ونیرو های غیر متشکل حزب بزرگ دیروز ما نیست؛ بلکه این تدابیر برای استحکام وحدت تمام بدنه حزب بزرگ دیروز ما تحت هر نامی که باشند، مطرح میشود .انعکاس این پیشنهادات در باره ًسازمانهای مشخص، اعطای امیتاز معین برای سازمانهای مشخص نیست که از قیمت سایر سازمانها ، حلقات ونیروهای مستقل رفیق کم کند ،بلکه نیرومندی یک سازمان رفیق امتیاز سایر سازمانهای رفیق و تمام رفقای ما میباشد .

وقتی در اوضاع کنونی ما نمیتوانیم نظاره گر باقی بمانیم، پس باید راه چاره را از معضلات ومشکلاتی که دامنگیر مردم وپایگیر کشور شده است پیدا کنیم .
رفقا ما که درد مادر(وطن) واولاد هایش را تشخیص نموده ایم ونسخه نوشته شده در دست داریم ولی توان خرید دوا را برای مادر ما واولادهایش نداریم ،اگر اندوخته های كم وبيش خود را يكجا نميكنيم تا دوایيراکه وسیلهً شفا بخشی آنان میشود خریداری نماییم چگونه میتوانیم بگوییم كه ما اولاد های صالح مردم افغانستان هستيم.؟!

گفته میشود تا گذشته را به نقد نکشیم همسویی ویا وحدت میسر نمیشود . به نظر این یادداشت در اهداف وآرمانهای ما چیزی برای نقد وجود ندارد. چگونه میتوانیم آزادی خواهی عدالت خواهی وترقی خواهی را نقد نماییم .ما سپاهیان سادهً آرمانهای شریفانه هستیم . بدون شک تاثر وتالم بما دست میدهد وقتی میشنویم ومیخوانیم نیات اولی وابدی ما در یک مجموعه همفکری مورد ملامت قرار میگیرد. واما شیوه ها واسالیب تحقق وتطبیق چیزی است که ما را نه تنها فاصله ندهد بلکه باید نزدیک بسازد .

بفکر ما بدون گذشته امروز وبدون امروز فردایی نمیتواند وجود داشته باشد. لذا نیروی های جداگانه که احساس میکنند به گذشته تعلق دارند ،باید وحتما بايد بر بنیاد آرمانهای دیروز، حزب واحد را به هر نام وعنوانی که باشد بوجود بیاورند. به نظر این یادداشت بمنظور دست آورد یک نتیجه مثبت هیچ نوع احتیاجی به صحبت های کلیشه یی ،سر پُت ومرموز نداریم. اکثریت اثر گذاران این فراهم آوری رفقای اند که سالها در یک جلسه ،میتنگ وياگرد همایی با هم یکجا نشسته وشرکت نموده اند .

هریک کوشش مینمودند تا صمیمی تر ازرفيق ديگر ، مخاطب خود را رفیق بگویند اکنون ،چگونه نمیتوانند صاف وساده وبی تشریفات باهم بنیشنند ومانند عضو یک خانواده در مورد سرنوشت عمومی گپ وسخن بزنند .؟

ماباید همدیگر خود را ارزش بدهیم .از خورد تا بزرگ از جوانان تا سالخورده گان ما، همه مهره های کار آمد مبارزه ما اند .

به آ ن موافق نیستیم که گفته شود، کهنسالان پس شوند که جوانان بیایند و به آن هم موافقت نداریم که وقت جوانان نیست ، اين تنها پیران اند كه تجربه ودانش سياسی دارند . برای ما آرمانهای انسانی ما مخرج مشترک است که سن وسال نه، بلكه وفاداری و صداقت وباور به پيروزی حق وعدالت است كه معيارمطلوب ماست . از اینجاست که فرصت طلبان ، معامله گران، متعصبین زبان، سمتگرایان ، قوم پرستان ، وقبیله خواهان نه شامل کاروان مبارزه ما بوده و نه قافله دار مبارزهً ما نخواهند بود.

با آنکه عنوان واجندای نشست تاریخ نوزده اپریل معین است ، اما انتظار میرود جریان جلسه مسایل وحدت تشکیلاتی را پیش بکشد . از نمایند ه گان ح م م ا ون ف د ت ا وسایر نیرو های شرکت کننده توقع وجود دارد تا نهایت شجاعت شانرا برای وحدت رفقا تبارز بدهند و با بیانات وصحبت های رفیقانه، روحیهً وحدت خواهی را در فضای نشست تامین نمایند . ما همه صحبت های را از همایش کابل بیاد داریم عنوان آن جلسه نیز تحت شعاع وحدت خواهی نیروهای ا شترک کننده قرار گرفته بود وسخنان خواهرورفیق ارزشمند ما ثریا « پرلیکا » ، کاملاً این آرزو ،خواست وضرورت را جهت داد که گفت{ بیایید در همین جلسه تعهد نماییم ، یکی شویم ووحدت نماییم .!}. آن صدا از عمق احساس یک وطنپرست بلند شده بود و انعکاس صداهای هزاران رفیقی بودکه در مفهوم{ جمع آمد } بیانیهً همایش جا داده شده بود.

اگر چنین حادثهً تاریخی بارديگر واقع شود، معجزه نخواهد بود بلکه نتیجه فعاليت ها، احساسات نيك وطنپرستانه ومردم دوستانه ای یک جمیعت عظیم وطنپرستان ومردم خواهان عدالتجو خواهد بود که آنرا مبارک میخوانیم ومبارک میخواهیم
.
پیروز باد وحدت وطنپرستانه ومردم خواهانه ًسازمانهای رفقای ما !
پیروز باد اتحاد نیرو های ملی ،مترقی ومردمی افغانستان
!
زنده باد مردم پاینده باد وطن مشترك مان
!
م ی هادی