این یادداشت برای انانی است که متاسفانه هیچ خطابی را در عنوان خود { رفیق ،دوست برادر ،آقا ، جناب و.... }جا داده نمیتواند.

میگویند وقتی دنیا به اخر میرسد هر شی بی خاصیت میشود با تاسف که علایم این بی خاصیتی در وجود آنانیکه سواد نوشتن وخواندن را یاد دارند ملاحظه میشود. یعنی بیسوادی اختیار میکنند که در معنی دگر جهالت است . الف ، ب ‌، پ، ... سواد نیست آنرا درست بکار بردن سواد است کسی که گویا تصور دارد از تفکر جمعی حمایت مینماید وقتی نتواند با معیاراخلاقی و اصول گفتگو ، تبادل نظر نماید به آرمان مشترک مضر واقع میشود لذا بخاطر ارزش تفکر جمعی ، حق داریم تا از جانب خود که اندیشه ما جزء یک تفکر جمعی است این دایه جلوه گری ها را با زبان خود شان جواب بدهیم. اما قبل ازآن بار دگر میخواهیم بخاطر یکه آن نوبت نرسد بسیار خوب خواهد بود که دایه های ما خود را عین مادر جا نزنند هنوز مادر حیات دارد و احساس فرزندان برای درک عواطف مادر فعال است ومادر نیز مراتب غمخواری فرزندان را بسیار عالی درک میکند . در این خلاصه درشعر شاعری توضیح حال میکنم .

نا برده   رنج   گنج   میسر   نمیشود

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

تقدیم است به آنانی که در عین داشتن مواضع جدید گذشته را بنا به ملحوظاتی در آستانه وداع میباشند وبا این روحیه صرف وصرف تنها وتنها در میدان انتقاد از گذشته میبرایند و گویا ازنظریاتی در برابر نظریاتی دفاع میکنند.

 تقدیم است به انانیکه در جهان مادی امروز خودرا نیافته اند ودر میان نظریات زندگی دارند وتوقوع نقل مکان دیگران را نیز دارند.

تقدیم است به انانیکه عمر های شریف شان را در راه ارمان به آخر نزدیک ساختندو در نزدیکی به پایان راه - راه عو ض میکنند مطلقا هدف همسویی همراهی اتحاد و وحدت است از رفیق تعریف نموده ایم لذا حرف های بلند بالا وتحلیل ها وادبیات ناب سیاسی را برای بیان کنار گذاشته تنها حروف چینی های ساده را در این یادداشت بکار میبریم تلقیات هر چه باشد سو تعبیر ها در دفاع از اهداف شریفانه را بر خویشتن هیچ عیب نمی شماریم در حقیقت در نظر است از بعضی فیر های کور که مردم رازخمی و قتل میکند ومارا در سوگ مینشاند بقدر توان جلوگیری نماییم

به نظرم در عوض از نوشته ها بر ضد رفقا جلوگیری صورت گیرد ودر مجموع عرض من به حضور رفقا این است تا چه وقت فقط درا طراف نفی کردن نظریات همدیگر تیشه به ریشه خود زده برویم آیا خوبتر از دشمنی نیست که در سدد رفع خفگی اقدام نمایم. بعضی رفقا از بس که از این پراگندگی ها تنگ آمده اند ناگزیر میشوند ملاقاتها وپزیرائی ها واخیرا اشتراک در عملکرد ها ی سیاسی را به خیانت توجیح کنند. آنان رفقای خوب ما انداحساسات بسیار پاک وصادق دارند اما بلاخره در چنین اوضاع واحوال رفقا وسازمانهای که سیاسی عمل نمود ه ا ند باید چه میکردند؟ ما که چند سازمان رسمی وغیر رسمی داریم از مخالفین عقیدتی کرده بیشتر خود ما بر علیه همدیگر تبلیغ میکنیم پیشنهاد ما در وضیعت کنونی به رفقای سازمانهای رفیق وهوداران این سازمانها این است که رفیقانه وارمانی نیست که همدیگررا به خیانت متهم نماییم در حالیکه همه میدانیم افتخار تمام سازمانهای رفیق این است که در معامله وخیانت قدم نزده اند ونمیزنند باور ما این است دقیقا میدانیم که فقط وفقط معضله تشکیلاتی سر راه همه عملکرد های مشترک ما قرار گرفته است به نظرم اگر دلداده های صلاحیت بتوانند در تفاهم قرار بگیرند ما پیروز میشویم تعجب میکنم رفقای ما هیچ گاه به جیب و کیسه خود فکر نکرده بودند جز به وطن ومردم واکنون که تحقق این ارمان تنها از راه وحدت این رفقا میسر است چرادر مواضع صلاحیت گیری انعطاف نشان نمیدهند نشود که این رفقا در این سخت گیری اعتماد سپاهیان ارمان را از دست بدهند فکر میشود در طی این سال ها بسیار چیز های بخاطر وحدت رفقا گفته شده است امیدواریم انچه گفته نشده است ضرورت گفتن نیابد از اینرو به تکرار در گرم وداغ گفتگو های ن ف د ت ا و ح م م ا در مورد وحدت پیشنهاد وحدت این دو سازمان رفقا را تکرار مینمایم اگررفقا بگویند که جز این چیزی دگر ندارم میگویم که هیچ کدام ما جز این چاره دیگر نداریم

م ي هادي