ما باید کشتی سر نوشت ما را به ساحل مقصود برسانیم
باکشتی سرنوشت هنوز در سفر هستیم هرقدر میرویم راه ومنزل از ما خو درا دور مینمایاند. فرشته ها ی نجات در بالای سر ما در پرواز اند وملایک بهروزی در پهلوی ماست. هیچ کدام به ما پر افشانی و دست گیری ندارند. هر آن اواز نجات میدهند مگر دست دراز نمیکنند .در امتداد سفر از دو سو حریفان بر هم میریزند .وقفاق (سیلی )تقدیر را از دستان انان میخوریم .آواز دوعا وثنا بلند است. کسی صدای ناله ما را نمیشنود. از برای ما دوعا میگویند اما مارا ته ای پا میکنند آنان به پائین نمینگرند که مارا ببینند .حلقه ای زاهدان و تارکین مشغول نجات خود اند. دنیای آنها دگر است آنان را با ما کاری نیست کشتی سرنوشت بی ناخدائی در بحر پر طلاتم در حرکت است .وطوفانی در حال وقوع است. با مشکوله های نجات که هر کدام برای خود "جر" نموده اند گذر مقدور نیست. راه نجات آن است که همه آرامش خود را خفظ نمایند .تا همه صدای یک دیگر را بشنوند .همه برای نجات و گذر از امواج این طوفان وطوفانهای دیگربا هم باشند .راه نجات این نیست که هم دیگر را در امواج این طوفان بااندازیم . راه نجات این نیست که همدیگر را رها سازیم وبا کشتی نجات "جر" کرده خود در حرکت شویم. حیوانات گوشت خوار بحری انتظار اند که یک را به تنهائی شکار کنند. اگر تنها میرویم ویا تنها میگذاریم طعمه این حیوانات خواهیم بود. چرا تدبیرو نظر دیگران را نشنویم وبا هم یکجاخود را به سر منزل مقصود نرسانیم
رفقای عزیز وارزشمند!
باز به شما رو نموده ایم ودر حقیقت هیچگاهی از شما روی نتافته ایم. با شما همیشه بوده ایم بی شما هیچ وهرگز نخواهیم بود. برای هریک شما حرمت واحترام میگذاریم .از رهبر تا کادر ها وصفوف ارزشمندی خود را دارند .قیمتی را که ایمان اعتقاد وباور تعین مینماید .ما صدا میکشیم رفقا یک آفرین میگویند ومیروند. ودیگر روز ها آنها نیستند .چرا باید چون نباتات بهاری باشیم .هیچ حجب وحیائی در اظهار بیان صادقانه ما نباید باشد .کلمات بلند بالا ولغات های مغلق ارزش ما را تعین نمیکند. ما در ساده ترین کلمات صادق ترین رفقای خودرا میا بیم .ایا مارا با زبا ن ساده ودهاتی به حیث رفیق قبول ندارید؟ میدانم آرزومندی های شما بزرگ وبسیار بزرگ از آن است که نوشته های ناچیز ما آنرا به بیان میگرد. ما در پای صحبت شما آمده ایم صحبت بخاطر سرنوشت خود ورفقای خود آمده ایم. لذا نیازی نداریم واژه نامه را زیر بغل خود بیاوریم .رفقا بیاید با بی الا یشی گپ صادقانه خود را در ساده ترین کلمات بگویم. چند وقت تعداد زیادی از رفقا در بسی از مسایل درخصوص سرنوشت همه رفقا گپ های داشتند .آنان کجا هستند چرا قلم ها را شکستند چرا خاموش وارام هستند. در حالیکه میگویم عاقبت این غیابت بخیر باشد. ما نام های شانرا که مستعار ویا هم اصلی است هنوز وبرای همیشه بیاد داریم. وخواهیم داشت امروز به آنان وحضور شان نیاز داریم بیاید سیل خروشان آهنگ هم صدائی وهم باوری را جاری بسازیم ونگذاریم رفقا دیدار به قیامت بمانند.
از رفقای بزرگ ورهبری که همیشه حرمت ایشان نزد ما حفظ است اوشان که نزد ما بزرگ عزیز ومحترم اند توقوع داریم صدای شانرا در نشست گاه های ما بشنویم .رفقا باید حضور شانرا در جمع ودر صف خود احساس کنند .چه عیب خواهد داشت که یاداشت های رفقا رادر فاروم ها ودر حال حاضر فاروم فریاد بخوانیم .این باعث تقویت روحیه رفقا میشود و از جانبی وسیله تحکیم روابط رفقا میشود. در حالیکه از اثر گذاری آن در روابط رفاقت میدانیم واینرا دیده ودانسته انجام نمیدهیم .
رفقا !عقیده این است اگر به همه مشکلات سلیقوی غالب نشویم حضور وورود خود را در نشست گاه های رفقای خود تامین ننمایم ویا ممانعت برای حضور رفقا در مباحثات ایجاد نمایم. وپاسخ گوی همه سوالات در یک فضای رفیقانه نباشیم. وخود زمینه وفضای باز وفراخ را برای اظهار نظر ها مساعد نسازیم. به آن معنی است که دوری ها جدائی ها وافتراق را خود ما با دستان خود مساعد نموده ایم. وبهر ترتیب برای هریک ما مضر است وما به اهداف تعین شده خود نمیرسیم من همیشه به حیث عضو ن ف د ت ا خواست ها وارزوهای خود را بیان میکنم .از اینرو توقوعات من از رفقای سرشناس نهضت معین ومشخص است. که با هماهنگی مسیر مبارزه ما را معین نمایند. وبا تشریک مساعی میان همه رفقای سرشناس اعتماد وباور سایر رفقا ی بیرون تشکیل را به نهضت تقویت ببخشند
پیروز باد وحدت رفقا ی ما
م ی هادی