و يک خطاب ديگر به رهبری و فعالين حزب ديروز ميهن پرستان (ح.د.خ.ا)

و يک خطاب ديگر به رهبری و فعالين حزب ديروز ميهن پرستان (ح.د.خ.ا)


به استقبال تفاهمات ميان طرفداران نهضت ميهني و حزب متحدملي پيشگامان اتحاد نيروهای ميهن پرست و مردم دوست افغانستان عزيز شادباش و شادزی؛ ای رحمت شده ای ارزشمند و ای پرورشگاه و نوازشگاه جاودان،ای زادگاه معاني تفکر در قامت انسان،ای مدفن عزيز ترين عزيزان،ای مادر شهرهای تمدن،ای وادی آزادمردان قديم و رادمردان زمان،ای گهواره تاريخ که قصه اسطوره هايت در زمين سبز و آسمان نيلگون رايحه هستي و آهنگ حيات ميبخشد. ای کشور عظيم و ای انسانستان حليم که حوادث زمان را بر فراز قلعه های بلند و امتداد صحراهای پهن استوارانه استقبال نمودی،ای ترکيب موزون فصل ها،ای جان بهاران،ای خاک دانه های آميزش رنگ های طبيعت،ای بلندی های استوارقامت سفيدپوش که تعبير خيال های ظريف و تصوير حقيقت خوش نگاهان هستي ! من سمبول هستي ترا در فضای اميدهای بي پايان در امتداد آسمان آبي تو وقتي که مناظر دلکشي دارند،وقتي که آسمان زيباست،وقتي که زمين خوشنماست،وقتي که زمين رايحه ميدهد،وقتي که آبها زمزمه مي کنند،وقتي که درختان شلشله دارند،وقتي که پرندگان غلغله دارند،وقتي که طرب سکون ميدهد،وقتي که عيش آغوش ميگشايد در برابرم مي بينم و ديگر اين يک خيال نيست،اميد هاجوانه زدند،ستاره های بخت مان در هفت آسمان بهم آميخت و اقبال تو باردگر بلند گشت که فرزندان تو دستان توانمند همديگر را مي فشارند و آغوش گرم به همديگر مي گشايند تا با تو در شهر آزاد،در شهر عدل و در شهر آسايش باشند.
و يک خطاب ديگر به رهبری و فعالين حزب ديروز ميهن پرستان (ح.د.خ.ا) رفقا و دوستان من؛ به ياد وطن وطنداران،به ياد روزهای کار و جان فشاني،به ياد شب های که در حراست مام وطن بسرشد،به ياد حفاظت از پدران،مادران،برادران،خواهران و فرزندان مردمم،به ياد وداع عزيزاني که تا هستي ما به ديدار نمي آيند،به ياد ياراني که با قرباني عضوی از اندام شان بدوش خويش اند،به ياد روزهای که پايان نيافت و به ياد آرمان های که با قوت خود بجاست بشما احترام مي کنم . دوستان! اين من،من تنها نيست،اين ما هستيم،ما که در يک حدود تاريخ به آزمون گذشته ايم،اين من خط مرئي ما است که متعهدين تفکر و انديشه ما نرا دريک تشکل بزرگ و وسيع فرا ميخواند.ما بخاطر مي آوريم چهل سال قبل آگاه ترين شخصيت های جامعه ما تشکلي را بنام حزب دموکراتيک خلق افغانستان بر بنياد اهداف وطن پرستانه بوجود آوردند که با مبارزه سخت دشوار در شرايط اختناق و استبداد موجوديت خود را بحيث نيروی سياسي فعال مطرح نمود در گرماگرم وضعيت سياسي در شرايط تقابل قدرت های بزرگ که دام های منطقوی عليه يکديگر گسترده بودند با پيش امد وضعيت تحميل شده داخلي به قدرت سياسي – حاکم راه يافت و يک مرحله پر حادثه ناشي از توطئه های داخل حاکميت را که با تعقيب،توقيف،تبعيد،ترور،به زندان کشيدن ها و اعدام های دسته جمعي عليه حزب اعمال ميشد با استواری عبور نمود، در قبال واقعيت های تاريخي مجبوريت ها و رسالت رهبری جنبش مترقي ناخدای کشتي سرنوشت مردم و کشور گشت که در بحر بيکران حوادث و تلاطم امواج تند آن در حرکت بود در اوضاع شکل يافته علي رغم فشارهای سياسي کشورهای ذينفع به نسبت های متفاوت پيش بيني شده بود، ح.د.خ.ا در عرصه های سياسي- اقتصادی- اجتماعي و فرهنگي گام های عملي و تطبيقي گذاشت . همه ميدانند در نتيجه برهم خوردن توازن جهان و غلبه يک قطب قدرت مغلوب سير انکشافي داشتند آسيب پذير شدند.روشن است وابستگي به اساس منافع متقابل برای همه کشورهای جهان يک ناگزيری است که حتا ابر قدرت جهاني با وجود مواردی يکه تازی ها در مسايل جهاني اين احتياج را احساس مي کند در اوضاع شکل يافته يک قطبي احزاب و جنبش های مترقي که در حاکميت های سياسي قرار داشتند ،کنار زده شدند که ح.د.خ.ا نيزيکي از شمار صدها در آن موقعيت است که مورد خطاب اين نوشته قرار دارد. اعضای ح.د.خ.ا در محلات کار و زنده گي با هم ميبينند و نظريات خود را با همديگردر ميان مي گذارند و با احساسات آرماني که دارند نمي توانند آرزوهای خود را بيان نکنند.زيرا آنان از هر حيث در سرنوشت سياسي کشور خود را شريک مي دانند،بخاطری که قلب آنان به خاطر مردم شان ميتپد و مهر حزبيت در سرنوشت و تقديرمان وجود دارد. بطور خاص با اهداف و آرماني که داريم در مبارزات سياسي و حلقات رفقای ديروز و امروز خود را سهيم مي دانيم . تعدد احزاب سياسي و اشتراک فعالين ح.د.خ.ا در انها نمايانگر جو حاکم سياسي در جهان کنوني بوده و حق مسلم آنها مي باشد،اما تجمع فعالين سياسي را بدور يک سازمان فراگيرسياسي ضرورت وقت ، زمان و مکان دانسته برخلاف تصوراتي که منافع حزب را جدا از منافع مردم مي پندارند.به شهادت کشورهای پيشرفته جهان که محصول حاکميت های حزبيست و اين باور که تعدد تشکيلات جداگانه و آرمان های مشترک نه در هوای خودخواهي ها است و نه در فضای سليقه شخصيت ها و نسبت های مردمي شان برای اعضای حزب مفهوم است .رهبری،فعالين و اعضای ح.د.خ.ا گنجينه يي از فراز و نشيب های مبارزه سياسي اند که اندوخته های فراوان از پيروزی ها و شکست ها دارند.به باور بخش اعظم اعضای ح.د.خ.ا فقط تشکل واحد اين ميهن پرستان وارثين راه استقلال و مبارزين ترقي و عدالت اجتماعي و دموکراسي مي تواند روح شهيدان را شاد،باور بيوه زنان،يتيمان،معيوبين،معلولين را که باصداقت ايثار و قرباني داده اند،خاطر مردم اميدوار را جمع ساخته و آرمان متعهدين را تحقق بخشيد.
قابل يادداشت مي دانم تذکار ح.د.خ.ا شيفتگي با اين نام نيست،در حالي که اين افتخار ديروز ما است .در اين نوشته صرف بمنظور توضيح مطلب به تکرار آمده است . نام ها تغيرپذير و ماندگار اوراق تاريخ اند.اين آرمانها است که برای هميشه پاينده است . آرمان های ديروز ما همان بود که امروز به آن باورمند هستيم . بصورت کل افغانستان آزاد ومستقل،جامعه پيشرفته،مترقي و عادلانه . و به صورت جز آنچه برای مردم آرزو داشتيم عبارتند از:غذا،آب،لباس،سرپناه،برق،مدرسه،دانشگاه،کودکستان،شقاخانه،تفريحگاه ،کار،دوا،داکتر،امنيت ،آرامش وصدها آرزوهای شريفانه که در آرمان ما حک شده و امروز کمتر از آن چيزی برای مردم خود نمي خواهيم و تحقق آن با نيروی بزرگ با اطمينان است .ديروز اين نيرو را بوجود مي آورديم،اما امروز اين نيرو وجود دارد. از شخصيت های چيزفهم حزب ديروزکه به وجود همه شان افتخار مي نماييم ،از صميم قلب و از انتهای آرزو و ارمان تقاضا مي نمايم همان طوری که در مقالات شان در جستجوی شخصيت های ميهن پرست ملي ،مترقي و دموکرات اند برای جمع آوری جمع های خودمان کلمات خود را صراحت داده ،تفاهمات را ميان احزاب که بصورت جداگانه تاسيس نموده اند،بوجود بياورند و بنياد مستحکم حزب و يا سازمان وسيع را بگذارند،تا دهها هزار اعضای حزب از سردر گمي و بلاتکليفي نجات يابند.
زنده و جاويدان باد اتحاد استقلال طلبان،ترقي پسندان وعدالت خواهان

در گذری که( ما) پیدا میشود همین است




در گذری که( ما) پیدا میشود همین است



در یک حزب سیاسی که گروپ هم فکران وهم اندیشان جمع شده اند برای شخصیت های سیاسی مسوول نیازی به داشتن گروپ کاری نیست همه اعضای ان سازمان همکاران وتیم کاری شخصیت مسوول اند تیم کاری در یک سازمان که مشمول همه اعضای ان است همکار صدور هدایات ثمر بخش میباشند.لذا به بحث گرفتن مسایل مطرح هیچگاهی نباید مبین اختلاف عقیده باشد در صورتی که اعضا با قبول یک تعریف مشخص عضویت سازمان را پذیرفته اند. درایت و صلاحیت شخصیت های مسوول در ان است تا جمع اورده های خود را با طرح اقنایی توحید نمایند. بیرون کشیدن یک طرح ناب در مسایل حاد که از صافی جر وبحث ها گذشته باشد دست اوردی است که کسی خودرا مغلوب وکسی خودرا غالب فکر نکند وباید بدانیم که چرا در باره مسایل بحث میکنیم و اگر نظریه ما دربست مورد قبول واقع نمیشود چون به همین منظور در بحث شرکت میورزیم که نظریه خود را به پختگی برسانیم نه انکه به دیگران حتما بقبولانیم سنگ بنای وحدت یک سازمان فراهم اوری قناعت و حصول قناعت اعضای ان در داخل سازمان است به همین دلیل وحدت نیرو ها ی مستحکم است که درمتن وبطن چنین یک تعریف به پیش میروند با این حرکت استوار است که اعتماد سایر نیرو ها جلب میگردد وما را در مسیر پروسه رشد منطقی سازمان هدایت میکند .
با این پیش پرداخت برای رساندن خود به مطلب مورد نظرم سازمان های ا ایجاد شده از بدنه حزب دیروز مارا مبدا ارایه نظر خود قرار میدهم که عمدتا وظایف اولیه شان جمع اوری نیرو های پراگنده حزب دیروز بود و است و انها داوطلبا ن مبارزه بودند وهستند ولی در شرایط دلزده گی وسر خورده گی های سیاسی این هم کار ساده وبسیط نبود ونیست و تا ایندم ایجاد این همه گروپ های جداگانه را با وجود که شکلی از پراگندگی تنظیم شده است بحیث دست اورد ها درمحاسبه قرارمیدهیم وانچه قابل مکث است این که همه خود را از یک سر چشمه میدانیم که در جوی های جداگانه جاری هستیم لذا سرباز گیری ازمیان این نیرو ها مطرح نیست زیرا این تعهد سپاه بودن را همه بسیار سالها قبل سپرده ایم همه انهایکه در فعالیت های سیاسی شرکت میکنند از رشد فکری بر خودار هستند بیشترین این نیروها در چوکات مبارزه سازمانی خودرا تنظیم نموده انداین بدان معنی است که اکثریت رفقای بزرگ در بین اعضای حزب دیروز اعتماد کامل دارند حالا که این سازمان ها در صلاحیت رهبری پیش کسوتان بوجود امده است با وجود همه ادعا ها نمیتوان توانمندی های ان ها راکه بتوانند اهداف وارمانهای مطروحه را بصورت قاطع تحقق بخشندکامل دانست ایجاد حزب نیرومند را اکثیریت قاطع رهبری و اعضای این سازمانها با درک عینی ازشرایط در حال وسنجش های اینده نگری مطرح میکنند که ما را در تطبیق ارمانهای ما در حال واینده موفق میسازد.
ولی افراط وتفریط درزمینه وحدت خواهی نتایج مطلوب را نیز در بر ندارد بخاطر وحدت دست درازکردن با جوانب نادارو ناخواست جز عقب زدن دست طعن ولعب دیگر نصیب ما نمیسازد واز جانب دیگر در میدان وسیع سیاست فقط خود را دیدن هم مطلوب نیست در این باره نظر شاید من این است که با یک تشخیص از مشخصات هویت شخصیت های عامل در گذشته و موضع گیری های سیاسی انها در حال وحدت را با ان معقولیت تامین کنیم که باری بحرانات سیاسی جهانی ومنطقوی دامنگیر ان شد مخالفین جدید را علیه ما سازمان و زایش ندهد واز جانبی ما در این پروسه نظریات وانعکاسات عامه مردم را در تحلیل داشته باشیم ایا لازم است با انهایکه مردم انهارا دشمن خود معرفی میکنند اعلام همسویی کنیم در حالیکه ما خود نیز بار ها با روش و سیاست های شان که علیه مصالح کشور ومردم بود مخالفت نموده ایم دیبلوماسی سیاسی را نباید جاگزین مبارزه درونی سازمان بسازیم خواست ها مطالبات وسوالات چیزی و تهمت بستن افتراو طرح های افتراق امیز چیز دیگری است که بی پاسخ نیز نخواهد بود لیکن با انهايكه از خود حسن نيت نشان بدهند واحساس درك همسوئي در عملكرد هاي شان شهادتي باشد از صداقت ودرك عيني شان در جوسیاسی پیچیده موجود لبیک گفتن وفراهم اوری زمینه های همسویی رسالت سازمان مدعی ازادی عدالت و ترقی میباشد که ما مدعیان عضویت داوطلبا نه در ان هستیم وبطور انفرادی مسوولیت داریم که در برخورد های انفرادی وشخصی همچنان پای بند به قاعده مبارزه سیاسی سازمان خود باشیم چون نظریات ما انگیزه سیاسی دارد و از تعهدات ما به یک تشکل سیاسی الهام میگیرد لذا در کار زار مبارزه که راه بی پایان است تصویر فرد منشی سو اعتمادنسبت به سازمان را پرورش میدهد اگر مصلحت این است که به جاده همسویی ها کنار امدن ها وحدت های سازمانی واتحاد های سیاسی میرویم اول باید از خود شروع کنیم از نظر من اول با ان رفقا که همین اکنون در یک تشکل قرار داریم عملکرد های ذیل را اختیار نمایم
پاسخ در برابر سوال های رفقای خود را حتک شان موقف و مقام خود محاسبه ننماییم وبا صراحت وصادقانه به ان بپردازیم.
خس پوشک های سیاسی در برابر رفقای که اگر با ایشان اختلاف صلیفه داریم حفر نکنیم .
در دفاع ازرفقا یکه در یک تعریف گنجانیده شده ایم در برابر تهمت زدن ها ی افراد وذهنیت های غرض الودشان قاطع باشیم.
مراودات ومناسبات ومراتب احترام ما با رهبری کادر ها وهمه اعضای حزب فقط حزبی باشد.
فضای باب سخن را با رفقای که اختلاف صلیقه داریم باز بگذاریم.
با رفیقا صراحت لهجه داشته باشیم.
ودر عملکرد های خود در خط مشترک مبارزه به تناسخ نگرایم .
اگر ما بتوانیم این شرایط وشرایط همگون دیگر رامساعد بسازیم سایت ها فا روم ها ونشرات بیشتررا میتوانیم در جهت تحقق ارمانهای ما استفاده ببریم واگر نتوانیم به شیوه های نا خواسته چیره شویم برای رفیق ستیزی ما یک اتاق مباحثه یک صفحه انترنیتی ویک نشریه کافی است که ریشه های خود را خود ما بدستان خود قطع کنیم من از رفقای که تا این لحظه مرا تحمل کرده اند کمک میخواهم تا اجازه بدهند پیشنهادم را در این خصوص یکبار دیگر از نام شان برای رفع سو تفاهمات تکرار نمایم و اما قبل از ان با تمام احساس باور دارم که حرف های اخیر رفیق عزیزپرشور نه متوجه من ونه متوجه رفیق عزیز پامیری بوده است این پیش امد محصول خط وبیان است که خوانده شدند من باور دارم ما که برای حل وفصل انبوه از مشکلات پیچیده در کشوردست واستین بالا داریم قادر به حل مشکل که درمسیر حرکت ما عمدا سبز میشوند نیز هستییم بسیاری رفقا در اروپا نیستند صبحگاهان وشامگاهان که تن از بهره کشی فارغ میدارند به دریچه های نشانی شده شما گوش میگذارند وگاهگاهی بجای بلبلان خوش صدا قاغ قاغ دلخراش به گوش ها میاید که با تشخیص میدانیم اواز بلبلان باغستان ما نیستند و ترکیب اواز های ظریف نمیتوانند باشند ودر اینحال همانند شما رفیق عزیز پامیری اخلاص رفیقانه ام همچنان دربرابر رفیق پر شورحفظ است وبا همان درک واحساس این پیشنها د از نام شما رفقا تکرار میگردد که گردانندگان فاروم نگاه از رفیق پرشور دعوت نمایند تا در ترکیب گرداننده گان فاروم نگاه شامل شوندومشترکا فعالیت فاروم نگاه را به پیش ببرند وبه رفیق پر شورپیشنهاد میگردد تا اظهار امادگی شان را اعلان نمایند رفقا ی ارزشمند ایا میتوانید این ارزو ی پاک رفقای خود را که بسیار اولیه وممکن است تحقق دهید وارزوی ناپاک دیگران را در گور های خود شان دفن کنید قسم است که شما میتوانید.به امید های هزار هر قدم شما را پیروز میخواهم.
م ی هادی